در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از آنجا که وکیل تسخیری قبلی در جلسه دادگاه حاضر نشده بود من این بار به عنوان وکیل تسخیری انتخاب شدم.
محتویات پرونده حکایت از آن داشت که موکلم واقعا گناهکار است و برای قتل زن صیغهای خود مستحق مجازات است و آنچه موجب شده بود تا در مرحله اول رسیدگی وی را بیگناه تشخیص دهند این بود که متهم اعلام کرده بود که همسر صیغهایاش مهدورالدم بود و در این راستا مطالبی هم ارائه داده بود، اما واقعیت موجود در پرونده به زعم من به عنوان وکیل چیز دیگری بود. از طرفی قضات دیوانعالی کشور ادعای متهم را قبول نکرده بودند و پرونده را برای رسیدگی مجدد به شعبههمعرض فرستاده بودند.
واقعیت آن بود که نمیدانستم در این مرحله چه دفاعی میتواند به موکلم کمک کند.
اصرار بر مهدورالدم بودن مقتول که به نظرم متکی به دلیل نبود و من هم نمیتوانستم بدان اصرار کنم؟
با بررسی بیشتر پرونده و تماس با پدر مقتول به عنوان ولیدم که یک نظامی بازنشسته هم بود از نحوه مکالمهاش متوجه شدم که آنها از خانواده شرافتمندی هستند و هدف آنها انتقامجویی نیست، اما از اظهاراتش معلوم بود چون متهم به دختر آنها تهمت زده و او را بدکاره قلمداد کرده است و نتوانسته آن را ثابت کند و حیثیت خانوادگی این دختر را لکهدار کرده است از موکل من نمیگذرد و به دنبال احقاق حق و اجرای حکمی هستند که دادگاه صادر خواهد کرد.
با این وضعیت فقط میتوانستم روی مساله شرایط روحی موکل که البته در پرونده انعکاس نیز داشت اقدام کنم.
وضعیت پرونده کاملا روشن بود من در دفاع از موکلم برخی از مسائل شکلی از جمله جنون آنی را مطرح کردم، اما تصمیم برای دفاع از متهم درخواست گذشت از اولیایدم بود که پدر و مادر مقتول بودند.
به موکلم نیز گوشزد کردم که عملکرد و گفتههای او موجب شده تا اولیایدم درصدد اعاده حقوق خود بر آمدهاند و باید مواظباظهاراتبیدلیلوتحریککنندهاش باشد.
پس از مدافعات من، موکلم از اولیایدم تقاضای بخشش کرد و به سمت پدر مقتول رفت و دست او را بوسید و از او و همسرش طلب بخشش کرد.
جلسه رسیدگی به پایان رسید و در نهایت رای بر قصاص صادر شد.
این حکم در دیوانعالی کشور مورد تایید قرار گرفت و به اجرای احکام فرستاده شد.
خانواده مقتول در یکی از شهرستانها زندگی میکردند چندین جلسه به اتفاق پدر و مادر موکلم به آن شهرستان سفر کردیم و مراتب ندامت موکل را به آنها اعلام کردیم و در حضور بزرگان فامیل از آنها خواستیم که گذشت کنند.
در نهایت سال گذشته بود که اولیایدم تصمیم گرفتند رضایت دهند و پرونده مختومه شد.
نکتهای که باعث شد این خاطره در ذهن من بماند این بود که متهم سعی کرده بود از بیان حقایق فرار کند و تهمتهای ناروا در مورد مقتول گفته بود که همین باعث شده بود علاوه بر داغدار شدن اولیایدم حیثیتشان هم زیر سوال برود و به گذشت فکر نکنند، اما همین که واقعیت را گفت و عذرخواهی کرد نظر اولیایدم نیز تغییر کرد.
عباس مومنآبادی
وکیل دادگستری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: