در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«قبل از این که دربست به او اعتماد کنم، نگاه دیگری به چهرهاش انداختم و بعد در جیبم دنبال کاغذ لولهشدهای که نام هتلها روی آن نوشته شده بود، گشتم. راننده تاکسی به محض این که لیست را دید، لبخند زد. من نمیخواستم حرف دیگری بزنم و او هم دقیقا میدانست چه باید بکند. چمدانهای مرا میخواست بردارد که من پریدم و روی آنها نشستم. هنوز دچار این وحشت بودم که همه میخواهند از من سوءاستفاده کنند. ذرهای آرامش نداشتم.
راننده تاکسی بلافاصله دستش را از روی دسته چمدان برداشت و با لبخندی دوستانه گفت: طوری نیست... من کمک میکنم... فقط کمک...» اینها بخشی از کتاب مرد کوچولو یا همان خاطرات عباس کازرونی است که در قالب داستان توسط نشر هرمس به چاپ رسیده است.
مرد کوچولو، روایتی از داستان سفر عباس 7 ساله از تهران به استانبول است. سفر کودکی تنها که با آرزوها، امیدها، رنجها و شادیها مسیر بزرگشدن را آغاز میکند و میکوشد پس از روزهایی پرتلاش برای تحصیل و زندگی، ویزای انگلستان را بگیرد به این امید که در آنجا به باغ و گلشن خواهد رسید، اما اشتباه کرده بود...
این کتاب که در شمار پرفروشترین کتاب سال غرب رقم خورده است به گونهای نوشته شده که این روزها از آن به نام ادبیات مهاجرت یاد میکنند.
مضامین این اثر که مجموعهای از خاطرات عباس کازرونیاند در 15 فصل به ترتیب دورانی که او پشت سر گذاشته است، شمارهگذاری شدهاند و احساسات و رخدادهایی را که این مرد کوچک برای تبدیل شدن به مردی بزرگ تجربه کرده است، تداعی میکنند.
این رمان که بخشی از آن در قالب گفتگوست، فضای روحی و جوی را که عباس کوچولوی داستان در آن قرار گرفته، همراه با غباری از سنگینی ناشناس بودن و نشناختن اطراف و افراد برای مخاطبان ترسیم میکند.
قالبی که عباس برای بیان خاطراتش و آنچه بر وی گذشته انتخاب کرده است، خواننده را با صمیمیتی مضاعف با خود همراه میکند و او را در جریان مسافرتها، برخوردهای وی با افراد گوناگون و دلسوزیهای راه دور مادرش قرار میدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: