با محمدرضا طالقانی ، مرد همیشه عاشق کشتی

کُشتی،خدمتگزاری عاشق می‌خواهد

محمدرضا طالقانی مرد شناخته‌شده ورزش و البته کشتی است. مردی که از کار کردن برای ورزش نه تنها احساس خستگی نمی‌کند، بلکه انرژی‌اش با کار و تلاش بیشتر شارژ می‌شود هرچند از کار بر کنار شده و جایش را به دیگران داده با این حال عملکرد مثبتش در کشتی بر کسی پوشیده نیست و معمولا هر جا که پا می‌گذارد مردم با احترام از وی و خدماتش یاد می‌کنند.
کد خبر: ۳۰۶۱۶۰

با آن‌که هر کس دیگری به جای وی بود از این همه نامهربانی و ناسپاسی‌ها در حقش، دور ورزش را خط قرمز می‌کشید، اما هنوز هم دل در گرو کشتی دارد و صورتش از حرف زدن از قهرمانی‌ها و پهلوانی‌های یلان و دلیران کشتی این مرز و بوم گل می‌اندازد و تصریح میکند که پهلوان باید مردمی باشد ، مثل آقا تختی . برای ساعتی در دفتر «جام‌جم» پذیرای عاشق دلباخته کشتی می‌شویم؛ گرچه تصریح دارد نمی‌خواهد حرف‌هایی را بر زبان آورد که باعث رنجش عده‌ای شود، اما به هر حال در لابه‌لای صحبت‌هایش هم می‌توان دریافت دل پردردی از نامهربانی‌ها دارد.

چهره مرد پرتلاش سال‌های سال کشتی ایران خیلی شکسته شده است. ظاهرا از ناملایمات و نامهربانی‌ها خیلی باید آزرده‌خاطر باشید؟

در این چند سالی که از کشتی دورم کرده‌اند، به کارهای شخصی و مورد علاقه‌ام مشغولم. کارهای خیر و ستاد جهیزیه. روزهای شنبه و یکشنبه ستاد وام، دوشنبه بهزیستی، سه‌شنبه یتیم‌خانه فلان جا و... این کارها در روحیه آدم اثر می‌گذارد؛ چون وقتی با مشکلات معیشتی مردم مواجه می‌شوی ناخودآگاه موهایت سفید می‌شود. از طرفی دیدن مشکلات مردم بر چهره و روحیه هم اثر می‌گذارد. این است که همه به من می‌گویند حاجی خیلی پیر شده‌ای!

قطعا مردم زحمات شما را در کشتی فراموش نمی‌کنند و با توجه به سابقه شما در این رشته چنانچه گوش شنوایی وجود داشته باشد، دیدگاه‌های شما درباره این رشته می‌تواند گره بسیاری از مشکلات ورزش اول را بگشاید. با وجود همه مشغله ‌کاری که گفتید قاعدتا نباید از کشتی بی‌خبر باشید؟

راستش را بخواهید وقت ندارم به کشتی فکر کنم. در طول سال سه‌چهار ماه مکه هستم، 20 روز سوریه‌، یک هفته کربلا. اوقاتی هم که در ایران هستم دنبال کارهای خیر و مجانی‌ام؛ کاری که الان متاسفانه در ایران منسوخ شده. به هر کی می‌گویی سلام چه خبر؟ می‌گوید چقدر می‌دهی!

من چون می‌خواهم راهی را که در گذشته رفته‌ام، ادامه بدهم این کارها را می‌کنم. جالب است بدانید به خاطر این راهی که رفتم توبیخم کردند. می‌گفتند چرا در فدراسیون کشتی کمیته امداد داری!؟ چرا در فدراسیون کشتی جهیزیه می‌دهی!؟ آن زمان احضارم کردند و این تذکرات را به من دادند، اما امروز دیگر رئیس فدراسیون نیستم و نمی‌توانند به خاطر کارهای خیر مواخذه‌ام کنند. این کار را دوست دارم، چون دوست دارم دنباله‌رو پهلوانان قدیم باشم.

حقیقتش را بخواهید از کشتی زیاد خبر ندارم. چند سال است که هیچ مصاحبه‌ای راجع به کشتی نداشته‌ام. نه این‌که حرف نداشته باشم، بلکه پیش خودم می‌گویم برای چه حرف بزنم؟ من مال این مملکتم. هر زمان گفتند بیا، می‌گویم چشم و هر زمان گفتند برو باز هم می‌گویم چشم. با یک سوت آوردنم و با یک سوت هم رفتم. الان جای دیگری خدمت می‌کنم و خیلی هم خوشحالم.

برخورد مردم با شما حالا که مسوولیتی در کشتی ندارید، چگونه است؟

چند روز پیش با یکی از دوستانم رفتیم تشییع جنازه دختر عطا‌ءالله بهمنش. وقتی آمدیم بیرون، سرجمع2 دقیقه سر چهارراه بودم. آنقدر مردم ابراز محبت کردند، که دست‌هایم برای پاسخ دادن به آنها خسته شده بود. به قول استاد امیر حمیدی، کار برای مردم گم نمی‌شود!

دوری شما از کشتی از این جهت جالب توجه است که خود شما در دوره مدیریت بر فدراسیون، کشتی را بسیار وسیع ‌دیده و بارها اعلام می‌کردید که جا برای همه علاقه‌مندان در کشتی وجود دارد. همین دیدگاه باعث بدهکاری مالی فدراسیون شد و علی‌آبادی پس از جام جهانی ساری شما را برکنار کرد. این سوال مطرح می‌شود مردی که کشتی را خیلی وسیع می‌بیند چرا حالا فضایی ایجاد شده که جایی برای خودش در این کشتی وجود ندارد؟ دوست داریم درددل شما را بشنویم.

من درددلی ندارم، چرا که اصلا حرفی منفی ندارم؛ البته خیلی حرف دارم بزنم، اما اجازه می‌خواهم با یک شعر از صائب تبریزی جواب شما را بدهم. می‌فرماید: «من اگر بی‌سر و پایم به جهان حرفی نیست/ عاشقان طایفه بی‌سر و بی‌پایانند.» من مملکتم را دوست دارم، کشتی را دوست دارم، هر وقتم گفتند آمدم و کار کرده‌ام. اگر بدهکار شدم به خاطر ازدیاد کار بوده است. یک نفر بیاید بگوید طالقانی یک گرمکن یا یک ریال برای خود برداشته است یا یک سفر خارجی تفریحی از قبل کشتی رفته است.

در مجموع 13 سالی که در کشتی بودم (5/6 سال در هیات کشتی تهران و 5/6 سال در فدراسیون کشتی) تماما کار کردم و لحظه‌ای از کار کردن برای کشتی غافل نبودم. چرا؟ چون می‌دانم اگر کار نکنیم، عقب می‌مانیم. ما الان این همه شعار می‌دهیم. با شعار به کجا می‌رسیم؟ تا به شعور نرسیم اصلا موفق نمی‌شویم. اگر می‌خواهیم همه دنیا را شکست بدهیم نباید فقط شعار بدهیم. من به همین دلیل هیچ حرفی ندارم. برخلاف برخی دوستانم هستم که تا وقتی یک نفر در راس کار قرار می‌گیرد به‌به و چهچه راه می‌اندازند و وقتی کنار می‌رود پشت سر او حرف می‌زنند. چرا؟ چرا ما باید این طوری باشیم؟

در حالی که همه از تعبیر ورزش اول برای کشتی استفاده می‌کنند، می‌بینیم که این ورزش با نوسانات زیادی در چند سال اخیر مواجه بوده و پس از 5 سال تازه به انتخاب کادرفنی سال 2005 شما در تیم ملی صحه گذاشته و غلامرضا محمدی را سرمربی تیم ملی کرده‌اند. دلیل این نوسانات را چه می‌بینید؟

ساده است، چون ما راه دنیا را انتخاب نمی‌کنیم و راهی را که خود می‌خواهیم در پیش می‌گیریم. وقتی از فدراسیون رفتم به عنوان نایب‌رئیس کنفدراسیون کشتی آسیا، نامه‌ای که از کنفدراسیون برای من می‌آمد، به نحوی دست من می‌رساندند که انگار جذامی هستم! چرا؟ مگر من مال این مملکت نیستم. این اشتباه ماست. اگر من نایب‌رئیس کنفدراسیون آسیا هستم، چرا نمی‌گویند آقا بیا تو هم کنار کشتی این مملکت باش. پاسخ این پرسش هم ساده است؛ چون این کار تشکیلاتی نیست و هرکس که در راس کار قرار می‌گیرد، مدیریت فردی و سلیقه‌ای را حاکم می‌کند.

خود شما چطور؟ زمانی که جانشین امیرضا خادم در راس فدراسیون کشتی شدید، چه روندی را پیش گرفتید؟

وقتی خواستم بیایم رئیس فدراسیون کشتی شوم، گفتم تا وقتی امیررضا خادم استعفا نداده باشد ریاست کشتی را به عهده نمی‌گیرم و همین طور هم شد. وقتی هم آمدم اعلام کردم من دنباله‌رو راه امیررضا خادم هستم، چون من و امیررضا خادم این‌کاره هستیم. یکی از افتخارات من این است که رسول خادم را در فدراسیون به کار گرفتم، در حالی که بنا به دلایلی او در زمان امیر هم حاضر به فعالیت در کشتی نبود. این مشکلات باعث می‌شود در کل ورزش با مشکل مواجه شویم. وقتی یک کار تشکیلاتی و با برنامه داشته باشیم جابه‌جایی آدم‌ها کار را دچار اختلال نمی‌کند و کار ادامه می‌یابد. کار من جواب داد. از نونهالان شروع کردم، دبیر، سوریان، حیدری، جدیدی، همه اینها و حتی تقوی را در نونهالان کشف کردم. این کارهایی بود که زیر بنایی شده است. ما هر وقت کار پایه را دنبال نکنیم یقین بدانید با مشکل مواجه می‌شویم. پس باید تشکیلاتی و اصولی حرکت کرد، اگر این طور نباشد وضعیت کنونی حکم‌فرماست. یک بار دوم دنیا می‌شویم و یک بار سوم، چهارم و غیره. باید طوری کار کرد که از سال‌های متمادی روی نونهالان و نوجوانان سرمایه‌گذاری کنیم. خود من در هیات کشتی تهران نونهال داشتم. 10 تا از قهرمانان جهان و المپیک ما از نونهالانی هستند که در زمان من روی آنها سرمایه‌گذاری شد. عکس همه آنها را دارم. آن زمان عده‌ای به من ایراد می‌گرفتند که چرا تیم نونهالان تشکیل داده‌ای. در حالی که آن اقدام منجر به قهرمانی جهان در رده سنی بزرگسالان شد. اگر کار تشکیلاتی باشد و جابه‌جایی مدیران خللی در کار ایجاد نکند، دیگر دچار نوسان نخواهیم شد.

به نکته جالبی اشاره کردید. مدیریت سلیقه‌ای سال‌هاست که ورزش ما را به بیراهه برده و دلخوش نتایج جرقه‌ای هستیم. فکر می‌کنید مشکل کجاست و چاره کار چیست؟

بله. متاسفانه همین طور است. فوتبال را ببینید. محمد دادکان فوتبال ایران را تا رنکینگ 15 دنیا بالا آورد، اما حالا در چه رده‌ای هستیم؟ اگر راه دادکان را ادامه می‌دادیم، مطمئن باشید حداقل در همان رتبه پانزدهم باقی می‌ماندیم. با کنار گذاشتن دادکان، تا آبدارچی، سرمربی و همه و همه را عوض کردند، چرا؟ چون با ما همخوانی ندارند، چون در باند ما نیستند. این است درد بزرگ ورزش ما.

یعنی برکناری شما هم صرفا به این دلیل بود که در باند مسوولان سابق سازمان تربیت بدنی نبودید؟

من همیشه تابع پیراهن مشکی امام حسین(ع) هستم و به 14 معصوم افتخار می‌کنم، در نتیجه عضو باند و دسته و گروه کسی هم نبوده و نیستم. وقتی آزاد عمل کنیم، نه به کسی کینه می‌ورزیم و نه به کسی حسادت. هر کسی با ما بد باشد دستش را می‌فشاریم و می‌گوییم بیا کار کن، چون همه یک هدف داریم. اگر بخواهیم باندی عمل کنیم به وضعیت کنونی دچار می‌شویم. سازمان تربیت بدنی باید به فدراسیون‌ها خط بدهد که در یک مسیر تعریف شده حرکت کنند. کاری که روس‌ها می‌کنند و در بیشتر رشته‌ها قهرمان جهان می‌شوند، بخصوص در کشتی که مورد بحث ماست.

روس‌ها در کشتی چه روشی دارند که همواره از آنها به عنوان الگوی کشتی یاد می‌شود؟

روس‌ها 3 تا کار می‌کنند؛ اولین کار، قانونگرایی است یعنی به قانون حتی اگر بد هم باشد عمل می‌کنند. البته اگر بد بود این همه قهرمانی کسب نمی‌کردند. دوم این‌که با بزرگ‌ترهایشان با قانون و قانونمندی احترام می‌گذارند. اصول کار روس‌ها بر پایه کار است. سوم این که در انستیتوی مسکو که مرکز استعدادیابی است،‌ استعداد هر نوجوانی در رشته‌های مختلف شناسایی می‌شود. آن استعداد را تا زمانی که قهرمان جهان می‌شود به صورت دقیق زیر نظر دارند، اگر هم نتوانست کنار می‌رود. آنها شعار نمی‌دهند و کار می‌کنند. از الان برای 3 سال آینده خود برنامه دارند. معلوم است که این ورزشکار در 3 سال آینده به کجا می‌رسد. بر اساس برنامه‌ریزی می‌دانند از الان چه کسانی ر ا به المپیک اعزا‌م می‌کنند و آنها را زیر نظر دارند؛ ولی ما هنوز نمی‌دانیم امسال در مسابقه‌های آسیایی چه نفراتی را می‌خواهیم اعزام کنیم، چرا که برنامه ما به دلیل برخی محدودیت‌ها نظیر محدودیت مالی کوتاه‌مدت است. این مسائل باعث ترمز کشتی ایران است. اینها باعث شده نتوانیم به جایی که می‌خواهیم برسیم. اگر ما این 3 نکته را رعایت کنیم و قانونمندی همیشگی باشد و همه بدانند باید در قهرمانی کشور یا مرحله اول انتخابی شرکت کنند، همه چیز حل می‌شود.روس‌ها با 17 مربی در رقابت‌های جهانی و المپیک حضور می‌یابند ما با 4 مربی. از این 4 تا هم 2 نفر تنها ماساژ می‌دهند. اگر روس‌ها اینقدر گسترده و با دقت کار نکنند که قهرمان جهان نمی‌شوند. ما فقط نوک دماغ خود را می‌بینیم.

به رقابت‌های کشتی قهرمانی کشور اشاره کردید، در حالی که در گذشته بسیاری از قهرمانان ما از این رقابت‌ها چهره می‌شدند، متاسفانه چندین سال است که شاهد افت کیفی این رقابت‌ها هستیم.

همین طور است. ابراهیم سیف‌پور که در 3 وزن مختلف مدال‌های جهانی و المپیک کسب کرد یکی از دلایل موفقیتش این بود که در همه رقابت‌ها از مناطق گرفته تا قهرمانی کشور کشتی می‌گرفت. برای رسیدن به موفقیت باید قانونمند باشیم و همه کشتی‌گیران بدانند برای رسیدن به دوبنده تیم ملی باید از یک مسیر مشخص عبور کنند.

خود من 7 بار قهرمان کشور شدم در 90، 100 و 130 کیلوگرم، اما تا به مرز قهرمانی و تبدیل شدن به کشتی‌گیر خوب رسیدم انقلاب شد. 7 6 سال از جهانی عقب افتادیم. من، سوخته‌سرایی، ‌کدخدایی، براداران محبی و... پشت این خط ماندیم. به هر حال آن زمان گذشت، اما امروز می‌دانم باید در قهرمانی کشور کشتی گرفت. در این مسابقه‌ها با حسن محبی، سلیمانی و سوخته‌سرایی کشتی گرفتم و تجارب ارزنده‌ای کسب کردم. با توجه به همین تجربه کشتی‌گیران مطرح خارجی را وارد لیگ ایران کردم چون می‌دانستم خوردن بدن کشتی‌گیران ما به بدن قهرمانان نامدار، چه فرصت ارزشمندی است.

تنها کسی که از عباس جدیدی و امثال او استفاده کرد من بودم. چون می‌دانستم امثال او می‌توانند به کشتی کمک کنند حتی به اندازه یک ذره. همین یک ذره‌ها جمع می‌شود. وقتی گفتم به همراه هر تیم اعزامی 2 پیشکسوت اعزام شود همه مرا مسخره کردند.

وقتی از فردین دعوت می‌کردم و 2 بار سرود جمهوری اسلامی را برای موحد نواختم، مواخذه شدم.

لیگ را مورد اشاره قرار دادید، متاسفانه دامنه رقابت در این لیگ کمتر شده و تا حد زیادی کیفیت آن پایین آمده است.

ما از هفته اول لیگ به دلیل استقبال زیاد تماشاگران مجبور بودیم درب سالن‌ها را ببندیم. دو دیدار از لیگ به دلیل ازدحام وحشتناک و استقبال گرم مردم برگزار نشد.

امروز دنیا بر پایه تخصص می‌چرخد و ما هم چاره‌ای نداریم جز این‌که با استفاده از افراد متخصص ورزش خود را پیش ببریم

تنور کشتی را من همیشه داغ نگه می‌داشتم. چون این کار کار عشق است. وقتی آدم عاشق باشد همه کاری برای عشقش انجام می‌دهد. من همه چیز را به جان می‌خریدم تا این تنور داغ بماند. حتی دعواها هم کشتی را داغ می‌کرد. ناراحت نمی‌شدم که بعضی‌ها می‌آمدند جلوی در اتاقم به من فحش می‌دادند. در حالی که می‌توانستم با آنها برخورد کنم، این کار را نکردم. یعنی اگر یک چک تو گوش آنها می‌زدم، زمین می‌خوردند. اما من دستم را می‌شکنم که برصورت کسی به خاطر کشتی بخورد. کشتی خیلی بزرگ‌تر از این حرف‌هاست که خودم را در آن ببینم. آن آینه را می‌شکنم که در کشتی بخواهد خودم را نشان دهد.

همان‌طور گفتید این طرز تفکر مشکلاتی را هم برای شما به دنبال داشت، ازجمله مشکلاتی که در راه احداث خانه‌کشتی با آن مواجه شدید.

آن زمان همه چیز تابع عشق بود، به همین دلیل می‌خواستم خانه‌ام را حراج کنم. من همه را در سایه لیلی می‌دیدم، آن لیلی کشتی بود. من به دنبال احداث خانه‌کشتی، می‌خواستم کاخ‌‌کشتی را هم احداث کنم. احضارم کردند و گفتند چرا می‌خواهی این کار را بکنی؟ حتی 500 میلیون پول هم از طرف علاقه‌مندان به کشتی فراهم شد و می‌خواستیم کار احداث کاخ‌کشتی را در قیطریه شروع کنیم، اما آنقدر سنگ‌اندازی کردند تا طالقانی این کار را نکند. طالقانی کیه؟ من به خاطر کشتی می‌خواستم این کار را بکنم.

طرز تفکر شما هم مبنی بر این‌که به کسی نه نمی‌گفتید، انتقادات و مشکلاتی برایتان به همراه داشت ازجمله این‌که به واسطه سنگ‌اندازی عده‌ای، رسول خادم ناگزیر به کناره‌گیری از فعالیت‌هایش در فدراسیون شد.

نگذاشتند رسول خادم کار کند. رسول مهره ارزشمندی است و حیف است که از وجودش در ورزش استفاده نشود. ما نباید در کشتی هوای نفس را بر همدیگر غالب کنیم. وقتی من رئیس فدراسیون شدم، نگفتم آمده‌ام همه را قلع و قمع کنم. وقتی من به کسی نمی‌توانستم نه بگویم و نمی‌توانم، عیب من نبود این یک حسن بود که آن را به من آموخته بودند که اگر کاری از دستت بر می‌آید، دریغ نکن. این منش الان در جامعه خریدار ندارد. قبلا این حرف‌ها خریدار داشت. هر جا می‌روی نه می‌گویند، اما کشتی نباید به کسی نه بگوید. آقا تختی به کسی نه نمی‌گفت. او مال مردم بود، آبروی کشتی بود. حالا این طور شده است. من آمدم راه قدیمی‌ها را ادامه بدهم. دلم نمی‌خواست به کسی نه بگویم، البته قبول دارم باید به بعضی‌ها نه گفت، ولی من سیاسی نیستم و یک آدم ورزشی هستم. چون ورزشی هستم دلم می‌خواست برای این‌که یک قدم کشتی پیش برود، روش خودم را داشته باشم.

در مجموع کارنامه نتایج خود را در دوره مدیریت بر فدراسیون کشتی چطور ارزیابی می‌کنید؟

در تاریخ کشتی 4 بار قهرمان جهان شدیم، دوبار قبل از انقلاب و دوبار بعد از انقلاب. اولین بار پس از 33 سال کشتی را در سال 98 قهرمان جهان کردیم. یعنی کارهای عاشقانه و از روی خلوص نیت باعث شد دوباره سرمان را به آسمان دنیا بساییم. غیر از این راهی نداریم، اما حالا وضعیت فرق کرده است؛ من یک میلیارد تومان بودجه می‌خواستم برای قهرمانی در المپیک برکنارم کردند الان 7 میلیارد تومان می‌خواهند! تا حالا هم 5/5 میلیارد گرفته‌اند.

با توجه به وضعیت کشتی در چند سال اخیر فکر می‌کنید تغییر مدیریت فدراسیون می‌تواند گره‌گشای مشکلات کشتی باشد؟

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات این است که امثال یزدانی خرم هم بروند، نه این درست نیست. چرا که ثبات مدیریت است که باعث پیشرفت می‌شود. اگر یزدانی خرم در والیبال موفق شد به خاطر حضور 17 ساله‌اش در آن فدراسیون بود. من به آقایان گفتم، من یقین دارم تیمم قهرمان المپیک خواهد شد، در 2005 تیم را عوض کردم. جوانگرایی کردیم، همین تیمی که الان سوم دنیا شده است. این تیم قهرمان المپیک می‌شد چون مربیان جوان، نفس تازه و خون تازه به تیم ملی تزریق کردیم. بعد از 5 سال تازه فهمیدند تز من درست بوده است؛ همان مربیان و همان کشتی‌گیران. من در دوره‌ای به این نتیجه رسیدم که باید آن پوسته عوض شود، من این شهامت را داشتم و جوانگرایی کردم، اما مثل این‌که این شهامت خریدار نداشت، چون فقط می‌خواستند مرا زمین بزنند. من زمین خورده نبودم و کارم را انجام می‌دادم. اما در برهه‌ای آمدم که دچار تشتت شدم. چون سیاسی نبودم فقط راه خودم را می‌رفتم. اگر می‌ماندم یقین بدانید خیلی اوج می‌گرفتم. چون می‌دانستم چکار دارم می‌کنم. پشتوانه قوی پیدا کرده بودیم. از نوجوانان تا بزرگسالان،‌ همه رده‌های سنی ما قهرمان شده بودند، قهرمان جهان.

جالب این‌که با این همه انگیزه، تلاشی هم نکردید بمانید.

قرار نیست تلاش کنم بمانم. مگر آویزان هستم؟! من مال این مملکتم، بخواهند می‌آیم و نخواهند می‌روم. به من زنگ زدند گفتند برو، بلافاصله موبایل و کلید را روی میز گذاشتم با یک دسته گل. روی یک کاغذ هم نوشتم من بد بودم رفتم، شما خوب‌ها سلام، خداحافظ.

رئیس فدراسیون کشتی در این سال‌ها با شما همفکری کرده است؟

نه. آنقدر در کشتی آدم صاحب فکر داریم که یزدانی خرم به من کوچک‌تر نمی‌رسد که بخواهد همفکری کند. این را جدی می‌گویم. در کشتی خیلی آدم‌های بزرگ داریم.

فکر می‌کنید ریشه مسائل و جریاناتی که در نهایت منجر به برکناری شما از فدراسیون کشتی شد، چه بود؟

در کشتی افراد زیادی وجود دارند، همه هم کارکشته هستند و می‌خواهند کار کنند. اما وقتی یک نفر را انتخاب می‌کنی، همه مخالف می‌شوند و بقیه فکر می‌کنند آنان را قبول نداری. در حالی که تیم ملی فقط چند تا سرمربی و مربی داشته است. بعضی رسانه‌ها هم در این مسیر حرکت می‌کنند. متاسفانه در جامعه حسادت و خودبزرگ‌بینی بیداد می‌کند. پیشکسوتان را من آوردم، همین انجمن حمایت از ورزشکاران را من پایه‌گذاری کردم و خودم هم الان عضوش نیستم، فکر می‌کنم تنها ورزشکاری هستم که عضو صندوق حمایت از قهرمانان و ورزشکاران نیستم. چون خودم را عاشق می‌دانم، نه صاحب کسوت. در خانه کشتی عکس همه روسای فدراسیون‌ هست غیر از من، چون هیچ چیز را برای خودم نمی‌دیدم.

نکته‌ای که در دوره مدیریت شما خیلی نمود داشت این‌که برگزاری مسابقه‌های مختلف باعث رونق کشتی بود، اما امروز شاهد افت چشمگیر کیفیت رقابت‌ها،‌ حتی جام تختی هستیم.

فکر می‌کنم یکی از دلایل آن، این است که مسابقه‌های بین‌المللی کشتی در کشورهای مختلف نسبت به گذشته خیلی بیشتر برگزار می‌شود و اغلب آنها جایزه بزرگ است. خود من به همین دلیل جام تختی را یک دوره به صورت جایزه بزرگ برگزار کرده و پاداش‌های دلاری به نفرات برتر دادم تا قهرمانان صاحب نام کشتی در این رقابت‌ها حضور یابند.از طرفی نیاز اولیه هر فدراسیونی، پول است. امروز ورزش ما 49 فدراسیون دارد. من که عمری در ورزش هستم، تنها اسم حدود 30 تای آنها را بلدم. با این وضعیت پولی‌گیر ورزش اول نمی‌آید. این در شرایطی است که بیشتر کشورهای دنیا یک رشته را ملی می‌دانند و سایر رشته‌ها برای آنها فرعی هستند. بنابراین با اولویت‌بندی به رشته‌های مختلف می‌پردازند.

همین مساله باعث شد فدراسیون شما یک میلیارد تومان بدهکار شده و برای اجرای برنامه‌های خود با مشکل مواجه شود.

ورزش امروز دنیا به واسطه سرمایه‌گذاری‌های بزرگی که در آن صورت می‌گیرد، پیشرفت کرده است. ما با یک اسپانسر به توافق کامل رسیده بودیم و قرار بود یک میلیارد تومان در اختیار فدراسیون قرار دهد که از این کار سر باز زد و ما با مشکلات بسیار جدی مواجه شدیم. اگر پول داشتم برنامه‌هایم روی زمین نمی‌ماند و به بقیه کارهای کشتی می‌رسیدم. این را می‌خواهم بگویم که باید فکری برای بودجه ورزش کرد. اگر پول نباشد وضعیت از این هم بدتر می‌شود.

از جمله اقدامات شما تاسیس انستیتوی کشتی بود، اما این مرکز نتوانست تاثیر چندانی در رشد علمی کشتی داشته باشد.

انستیتو را صنعتکاران بنا گذاشت، من هم با جدیت آن را پیگیری کردم، اما این انستیتو پول می‌خواست، حساب کردیم بودجه‌ای معادل کل بودجه فدراسیون برای پررنگ شدن نقش انستیتو در کشتی نیاز بود، اما ما این پول را نداشتیم. در دنیا کار علمی جایگاه ویژه‌ای دارد اما در کشور ما این کار، جایی ندارد. انستیتوی کشتی مسکو 3 طبقه و فدراسیون روس‌ها یک اتاق است آیا ما هم چنین نگاهی به ورزش علمی داریم؟

یکی از راهکارهایی که نخبگان ورزش برای برون‌رفت از مشکلات کنونی همواره بر آن تاکید می‌کنند، قرار گرفتن یک ورزشی متخصص در راس هرم سازمان تربیت بدنی است، نظر شما در این رابطه چیست؟

خود من یکی از کسانی هستم که تاکید زیادی در این ‌باره دارم. باید بررسی کرد چرا قهرمان تحصیلکرده و با تجربه‌ای به نام رسول خادم که جایگاهی بالاتر از سازمان ورزش دارد علاقه‌ای به حضور در ورزش ندارد و به عبارتی چه موانعی در این راه وجود دارد.

امروز دنیا بر پایه تخصص می‌چرخد و ما هم چاره‌ای نداریم جز این‌که با استفاده از افراد متخصص ورزش خود را پیش ببریم. دبیر، خادم‌ها، جعفر کاشانی، دادکان، ساعی، خبیری و خیلی کسان دیگری هم داریم که توانایی اداره ورزش را دارند. نباید ترسید. حضور متخصصان باعث رشد و توسعه ورزش می‌شود. بسکتبال را ببینید که با حضور مشحون به کجا رسید.

الان خیلی‌ها متوجه شده‌اند اهمیت حضور رسول خادم در فدراسیون کشتی تا چه اندازه بود. در حالی که خیلی‌ها دوست نداشتند او بیاید. امثال خادم را نمی‌توانستند ببینند چون خادم‌ها از نظر اخلاقی هم بالاتر از بقیه بودند. تنها زمانی که کشتی ایران با تیم سوم خود در رقابت‌های قهرمانی آسیا در فرنگی 7 طلا و در آزاد 6 طلا و یک نقره گرفت زمانی بود که در قهرمانی آسیایی هند رسول خادم به عنوان یک متخصص آگاه و با دانش در کنار تیم بود. وقتی مدیریت تخصصی باشد، این نتیجه کار است. این را می‌توان تعمیم داد به کل ورزش. چرا نباید این افراد متخصص را ببینیم، با این وضعیت مشخص است نتیجه نمی‌گیریم.

آرزوی محمدرضا طالقانی به عنوان یک ورزشی کارکشته چیست؟

سال‌هاست آرزو دارم ورزشی‌ها در راس ورزش قرار بگیرند. امروز قهرمانان ارزنده‌ای مثل دبیر، خادم و ساعی را داریم که در عضویت شورای شهرند. برای ما افت است پهلوانانمان در شورای شهر کار کنند و ورزش از آنها بی‌بهره باشد. این در حالی است که دوستان سیاسی می‌توانند در شورای شهر خیلی موفق عمل کنند و اجازه بدهند این عزیزان ما در ورزش کار کنند. چرا باید جا برای آنها تنگ باشد؟ چرا باید ایده‌های قهرمانان ارزنده ما با خودشان به گور برود، چرا؟ دلم می‌خواهد ورزش با حمایت رسانه‌ها به جایگاه خودش برگردد چون ورزش تنها جایی است که غرور مردم را ارضا می‌کند.

چه زمانی به کشتی برمی گردید؟

هیچ وقت. اخراجم که کردند برای خودم برنامه‌ریزی کرده‌ام و دنبال کارهای مورد علاقه‌ام هستم. دلم با مردم است. از غلامرضا محمدی سرمربی تیم ملی و یزدانی خرم رئیس فدراسیون کشتی تشکر می‌کنم که زحمت می‌کشند. یقین دارم اگر برگردم بیشتر از قبل فحش می‌خورم. نمی‌توانم روش خودم را عوض کنم.

زبانی که به «نه» نمی‌چرخد

شاید اگر بخواهیم در کنار تمام مزایای مدیریت حاجی طالقانی، به یکی از ضعف‌هایش اشاره کنیم باید بگوییم در لسان او «نه» جایی ندارد. در حقیقت او طی 2 دوره مدیریتش در راس فدراسیون کشتی چوب همین نه نگفتن خود به بعضی از آدم‌های همیشه دور و بر کشتی را خورد تا ضعف‌های آنان نیز یک جورهایی متوجه حال او شده و مدیرتش را به چالش بکشد. اما طالقانی مردی نبود که کسی را از در فدراسیون کشتی دست خالی برگرداند. از دید او هنوز هم باید دوست و دشمن کشتی را بر سر یک سفره نشاند و اجازه نداد بی‌توجهی‌ها، قهرمانان و افتخارآفرینان این رشته سنتی و ملی، ایرانیان را از هم دور کند. برای همین نیز او عقیده داشت زیر سقف بزرگ کشتی همه می‌توانند جا گرفته، گوشه‌ای از کار کشتی را به دست بگیرند. شاید حالا که نیست خیلی‌ها قدر او را می‌دانند. آخر در دوره او کشتی برو و بیا و رونق خاصی داشت. فدراسیون جهانی فیلا و شخص رافی مارتینیتی به داشتن مدیر پر کاری چون طالقانی افتخار می‌کرد. میزبانی با شکوه مسابقه‌های جهانی 98 در تهران که با استقبال بی‌نظیر دوستداران کشتی، خاطراتی خوش و ماندگار را برای دست‌اندرکاران فیلا بر جای گذاشت و متعاقب آن، اعطای میزبانی سال 2002 به تهران که هر دو میزبانی با قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران، جلوه‌های کم‌نظیری را در تاریخ کشتی دنیا ثبت کرد، همه بر یک نکته تاکید دارند؛ این‌که کشتی ایران همواره می‌تواند در جهان کشتی دست به کار بزرگی بزند، مشروط بر آن‌که کار دست خبرگان این رشته باشد و با چشمانی باز بدانیم کجاییم و می‌خواهیم به کجا برسیم. طالقانی کار را از پایه برای خود تعریف می‌کرد و شاید همین ترافیک برنامه‌های پر تعداد کشتی باعث بدهکاری فدراسیون او شد تا دستاویزی باشد برای کنار گذاشتنش از دایره خدمت. او در مقام دفاع از تز کاری خود تاکید می‌کند: «شاید من باید دست روی دست می‌گذاشتم و با بی‌پولی می‌ساختم، اما من که اهداف دور و درازی برای رسیدن به سکوهای جهانی و المپیک داشتم نمی‌توانستم معطل رسیدن پول بمانم و کاری برای عظمت کشتی انجام ندهم. شاید اگر اسپانسر فدراسیون دچار بدقولی نمی‌شد و به تعهدات خود عمل می‌کرد، هیچ زمان با بدهی مواجه نمی‌شدیم، اما چه باید کرد وقتی در ورزش باید نور چشمی باشی تا همه اینها به چشم نیاید. کار تا آنجا پیش رفت که می‌خواستم خانه‌ام را به حراج بگذارم تا چک‌های شخصی‌ام دست مردم برگشت نخورد. انگار من طالقانی چه کاری کرده بودم که مثل جذامی‌ها با من برخورد می‌کردند. به هر حال امروز خوشحالم که تکلیف از دوشم برداشته شده تا به کارهای مورد علاقه‌ام در زندگی و امور اجتماعی بپردازم.»

حجت‌الله اکبرآبادی - امید توفیقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها