داریوش ارجمند و ارجمندهای دیگر
اکنون خانواده ارجمندها آنقدر بزرگ شده است که بتوان درباره آنها سخن گفت. خانوادهای که با برادران ارجمند انوشیروان و داریوش فعالیت هنری را آغاز کردند. انوشیروان از داریوش بزرگتر است. برادران ارجمند درس تئاتر خواندند و در مشهد نمایشهای زیادی را به روی صحنه بردند یا در نمایشهایی بازی کردند که از میان آنها میتوان بهآی باکلاه آی بیکلاه، امیر ارسلان، مادر، داش آکل، خشم نادر، ابومسلم خراسانی، سگی در خرمن جا، خر با بار نمک، سایههای بلند، آریا داکاپو، ابوذر، سرباز از جنگ برگشته، عیاض، شبی که صبح نشد، بیژن و منیژه و چوبدستهای ورزیل اشاره کرد. فعالیت در تئاتر ادامه داشت تا اینکه داریوش به سینما علاقهمند شد و در سال 52 در حالی که 29 سال داشت به سینمای آزاد مشهد پیوست. در این دوره بود که در فیلمهای کوتاه به کجای این شب تیره بیاویزم، گورستان، هیس، بازی تمام شد، زین همرهان سست عناصر، زمزمه محبتی، گلولههای بی صدا یا به عنوان بازیگر یا کارگردان حضور پیدا کرد. اما فیلم جدی او در سینما گفت به زیر سلطه من درآیید بود که داریوش ارجمند آن را در سال 62 کارگردانی کرد.
اما اکنون خانواده ارجمندها بزرگ شده است. بعد از داریوش و انوشیروان، برزو ارجمند، پسر انوشیروان به دنیای هنر آمد و بازیگری را آغاز کرد و در سریالهای تلویزیونی حضور پررنگی پیدا کرد. پسر داریوش که «امیر یل» نام دارد اما فعالیت هنری خود را در زمینه موسیقی و خوانندگی متمرکز کرد البته در چند فیلم تلویزیونی نقشهای کوتاهی را هم بازی کرده است. مدتی است دختر انوشیروان که بهار نام دارد و سالهاست در تئاتر فعالیت دارد نیز به جمع بازیگران تلویزیونی پیوسته است. از آخرین کار بهار ارجمند میتوان به سریال نردبام آسمان اشاره کرد که اودر این سریال در کنار پدر و برادرش نقش خواهر جمشید را بازی کرد. از میان جمع ارجمندها، هنوز هم برای داریوش سینما اهمیت ویژهای دارد و او هنوز هم بهترین نقشهای سینمایی را از آن خود میکند. داریوش ارجمند متولد سال 1323 تهران است. او در سال 35 در رشته سینما و تئاتر از دانشگاه فارغالتحصیل شد اما تحصیل در رشته تاریخ و جامعهشناسی را ادامه داد تا اینکه درسال 51 در این رشتهها از دانشگاه مشهد مدرک کارشناسی ارشد خود را دریافت کرد. ارجمند درسال 49 به استخدام اداره فرهنگ و هنر درآمد.
نقشهای جاودان
داریوش ارجمند که به سینما علاقهمند بود توانست در سال 65 یکی از بهترین و ماندگارترین نقشهای سینمای ایران را از آن خود کند. نقش ناخدا خورشید در فیلمی به همین نام که ناصر تقوایی آن را کارگردانی کرد. تقوایی ارجمند را از میان بازیگران زیادی که برای این نقش در نظر گرفته بود و از آنها تست گرفته بود انتخاب کرد. میگویند ارجمند قرار بوده در این فیلم نقش دیگری را بازی کند اما وقتی تقوایی او را میبیند و تستهایی را که مدنظر داشته از او میگیرد به دستیاران خود میگوید؛ ناخدا را پیدا کردم. ارجمند خودش هم بازی در فیلم ناخدا خورشید را اتفاق مهمی در زندگی خود میداند. اگر شما هم صحبتهای او را در برنامه یک فیلم یک تجربه شنیده باشید حتما متوجه شدهاید که او چقدر عاشقانه از این نقش سخن میگفت. بازی ارجمند در ناخدا خورشید از دو منظر باید مورد توجه قرار بگیرد؛ یکی نوع بازی و دیگری گویش او. ارجمند برای بازی کاملا در نقش فرو رفته است و گویا مدتها ناخداهای جنوبی را زیر نظر داشته تا همه ظرایف رفتاری آنها را پیدا کرده تا توانسته نقش ناخدا را از آن خود کند. بازی او یک شکل کلی دارد که در این شکل کلی هم ارجمند کاملا نوع حرکاتش را با یک مرد جنوبی و دریا نورد هماهنگ کرده است. اما آنچه بازی ناخدا خورشید را دلنشین و ماندگار کرده است ظرایفی است که ارجمند آنها را در بازی خود اجرا کرده است تا ناخدا خورشید را به شخصیتی بیبدیل تبدیل کند؛ که یکی از آنها نوع نگاهش است، دیگری نوع نشستن و راه رفتنش است و یکی دیگر از زیباترین رفتارهایش نوع سیگار روشن کردنهایش با یک دست است. خود ارجمند هم از این نوع سیگار روشن کردنش خاطره دارد که در برنامه یک فیلم یک تجربه آن را چنین بازگو کرد: آنقدر بیرون آوردن سیخ کبریت از جعبه و روشن کردن آن را با یک دست تمرین کرده بودم که تمام انگشتهایم سوخته بود. این تمرین برای سکانسی بود که ناخدا در یک حرکت خیلی سریع در حین گفتن دیالوگ سیگاری را از پاکت خارج میکند، کبریت را خیلی سریع روشن میکند و سیگار خود را آتش میکند. ارجمند برای بازی در این نقش توانست سیمرغ جایزه بهترین نقش اول مرد را از پنجمین جشنواره فیلم فجر در سال 65 از آن خود کند. ناخدا خورشید اعتبار مهمی را برای بازیگر خود به همراه آورد اعتباری که تاکنون حرفه او را تضمین کرده است.
ارجمند در سال 67 نقش اصلی فیلم «کشتی آنجلیکا» به کارگردانی محمد بزرگنیا را پذیرفت و به این ترتیب دومین اثر برجسته خود را طی 2 سال به ثبت رساند. کشتی آنجلیکا نیز یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است. بزرگ نیا با ساخت این فیلم، ساخت فیلمهای دریایی را در ایران پایهگذاری کرد البته تاکنون فقط خود او به این گونه سینمایی روی خوش نشان داده است و زحمتهای ساخت چنین فیلمهایی را تقبل کرده تا بتواند آثاری متفاوت در سینما خلق کند. بزرگنیا ماههاست درگیر ساخت فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» است. در این فیلم داریوش ارجمند در کنار رضا کیانیان و بهرام رادان یکی از نقشهای اصلی را بازی میکند. او ناخدایی جسور و با جرات است که تصمیم میگیرد برای رساندن بار کشتی خود به چین از راه دریا سفر کند. چنین که از پرونده بزرگنیا، شنیدهها و عکسهای فیلم راه آبی ابریشم برمیآید، این فیلم هم جزو بهترینهای سینمای ایران خواهد شد و یک نقش جاودان دیگر به پرونده داریوش ارجمند افزوده خواهد شد.
سال 69 واروژ کریم مسیحی نقش اصلی مرد فیلم «پرده آخر» را به ارجمند سپرد. او در این فیلم نقش یک شاهزاده قجر را بازی کرد. شاهزادهای ورشکسته اما هنر دوست که تلاش میکرد با هر تمهیدی شده خانه و خاندان خود را حفظ کند. پرده آخر و نوع نقشآفرینی ارجمند دراین فیلم هم به تاریخ سینمای ایران پیوست تا این تاریخ را از همه نوع فیلم و نقشآفرینی غنی کند. در همه این فیلمها ارجمند نقش مردی جاافتاده و دنیا دیده را بازی کرد که دیگران روی حرف و اعمال او حساب میکردند. او نقش مثبت و احترام برانگیزی بود تا اینکه داوود میرباقری نقش یک جاهل مسلک را در فیلم آدم برفی به ارجمند داد. همین نقش بود که چارچوب نقشهای این بازیگر را به هم ریخت و نشان داد که کارگردانان میتوانند از همه ظرفیتهای این بازیگر برای فیلمهای خود استفاده کنند. این نشانه را بهرام بیضایی به خاطر سپرد تا اینکه فیلم «سگکشی» به مرحله ساخت رسید و بیضایی یکی از نقشهای این فیلم را به ارجمند سپرد و او در نقشی کوتاه یکی از بهترین بازیهای خود را به نمایش گذاشت. البته در میان بازیهای درخشان ارجمند نمیتوان به سادگی از فیلم «اعتراض» ساخته مسعود کیمیایی گذشت. فیلمی که کیمیایی در کنار زندهیاد مهدی فتحی به زیبایی آن را اجرا کرد.
از دیگر فیلمهای سینمایی که ارجمند در آنها ایفای نقش کرده است میتوان به فیلمهای پاییزان، سفر عشق، جستجوگران، تیغ آفتاب، قربانی، ناصرالدین شاه آکتور سینما، زمین آسمانی، هبوط، فرار مرگبار، هفت سنگ، مسافر ری، تب، میزاک، رئیس، تردید و. . . اشاره کرد.
مالک اشتر برای همه دورهها
ارجمند تنها بازیگر ایرانی است که توانسته نقش یکی از محبوبترین چهرههای شیعه را با بازی خود در ذهن مردم جاودانه کند. داوود میرباقری سازنده سریال تحسین برانگیز امام علی(ع) با سپردن نقش مالک اشتر به ارجمند این بازیگر را برای سالیان سال به چهرهای محبوب و قابل اعتماد بین عموم مردم تبدیل کرد. نوع گریم، صلابت در گفتار و اعمال، نوع نگاه حتی نوع راه رفتن ارجمند این بازیگر را کاملا در نقش مالک اشتر تثبیت کرد. اگر در تاریخ تشیع یک مالک اشتر وجود دارد تاکنون هم فقط یک کارگردان و یک بازیگر توانستهاند این چهره بیبدیل تاریخ را به درستی به ثبت برسانند. میرباقری هوشمندانه ارجمند را انتخاب کرد و هوشمندانه از او بازی گرفت. فیلمنامه خوب و کارگردانی منسجم هم به کمک ارجمند آمدند تا او نقشش را کامل اجرا کند. این بازیگر سالها بعد از سریال امام علی در سریال «چهل سرباز» هم نقش رستم را به عهده گرفت اما ضعف در فیلمنامه، کارگردانی، گریم و ... نگذاشت تا ارجمند رستم ایرانی را هم جاودانه کند. البته بازی در نقش رستم، ارجمند در نقش مالک اشتر را در ذهن مردم به مرور کمرنگ کرد و آنها پذیرفتند که ارجمند فقط یک بازیگر است، بازیگری که مانند موم در دست کارگردان شکل میگیرد، هر چقدر کارگردان ورزیدهتر و کاربلدتر باشد از ماهیت و توانایی ارجمند بیشتر میتواند استفاده کند.
ارجمند در کنار همه کارهای خوبی که دارد و نقشهای ماندگاری که در پرونده خود دارد بازهم به ضرورت بازیگر بودن در چند سریال دیگر هم بازی کرده است که شاید خود او هم از نتیجه کارش چندان راضی نباشد که از میان آنها میتوان به سریالهای سالهای خاکستری، هفت سنگ، قابهای خالی و. . . اشاره کرد.
با همه اینها همانطور که در بالا اشاره شد میتوان منتظر ماند تا فیلم راه آبی ابریشم آماده شود تا بازهم یک بازی درخشان از ارجمند را به تماشا بنشینیم هر چند این سوال برای کسانی که بازیهای ارجمند را پیگیری میکنند باقی است که چرا بعد از همکاری موفقیتآمیز ارجمند با داوود میرباقری در سریال امام علی و فیلم آدم برفی، این بازیگر در سریال مختارنامه حضور ندارد. این در حالی است که بیشتر بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون در این سریال عظیم بازی دارند.
پرویز سعیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم