در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته قابل تامل در این سریالها آن است که چنین قصههایی برای پیشرفت در گرهگشایی در ابعاد داستان گنگ هستند و از همینرو، بیننده در عین این که از دیدن چنین آثاری لذت میبرد، اما ماجرا برایش خیلی قابل هضم نیست. اولین وجه تمایز «ناوارو» با چنین آثاری، حرکت در روند مستند است و از همینرو نمایش آن برای مردم ما نیز قابل توجه است.
داستانهای «ناوارو» معمولا برگرفته از حوادث و وقایع حقیقی است که در پاریس اتفاق میافتد و گروهی پلیس به سرپرستی «ناوارو» درصدد گرهگشایی و زدودن جرم در سطح جامعه هستند. قصه هر قسمت این سریال با نگاههای شخصی و بعضا حاشیهپردازی نویسنده همراه نیست و کاملا برگرفته از واقعیات و متن یک حادثه است. داستان آنقدر دقیق است که بیننده کاملا همراه آن میشود. «ناوارو» با چنین شیوهای داستانها را مطرح میکند، جرم، جنایت، قتل، آدمربایی، کلاهبرداری و... از موضوعاتی هستند که در داستانهای این سریال دیدنی بیان میشوند. نویسنده از طرح چنین اتفاقاتی با نیت طرح موضوعات اجتماعی از نگرانیها و دغدغهها سخن میگوید و هیچ ابایی ندارد که برای بیان آن، حتی پلیس را زیر سوال ببرد. نگاه سریال «ناوارو» نگاهی صرفا واقع بینانه و کاملا شفاف است و این شفافیت مهمترین ویژگی این سریال است. بیننده شاهد آن است که خود «ناوارو» و همکارانش نیز دغدغه دارند. در بخشهایی از هر قسمت این سریال، مخاطب شاهد روابط خانوادگی ناوارو و ارتباط عاطفی او و دخترش است و شاید مهمترین دلیل آن، ایجاد شفافیت است؛ شفافیتی که به بیننده القا میکند، «ناوارو» در شهری زندگی میکند که مجرم و تبهکار دارد و اتفاقا او نیز در برخی از قصهها از چنین خطراتی مصون نیست. «ناوارو» برای قانون و اجرای عدالت و ایجاد فضایی امن کار میکند. فضایی که میبایست امثال دخترش در آن زندگی کنند. چنین نگاه تیزبینانهای سبب شده بیننده نیز به سرعت، این حس را پیدا کند و این همذاتپنداری تا حدودی مدیون همین فرآیند است. نمیتوان از قصه «ناوارو» گفت اما از شخصیتپردازی آن سخن به میان نیاید. شخصیتها هر یک به جا و کامل طرح میشوند و جالب است که کسی بر دیگری برتری ندارد. گرچه به نظر میرسد ناوارو به دلیل تاکید سریال، نقشی پررنگ دارد، اما چنین شخصیت پررنگی وابسته به شخصیتهای مکملی نظیر اوکلاین، بنماری و ... هستند و این تیم است که به شخصیتها معنا میدهد. آفرینندگان این شخصیتها نیز هر یک حرفهای عمل کردهاند؛ بویژه «روژه هنن» که توانسته با بازی جذابش، شخصیت «ناوارو» را جذابتر کند. در آخر آنچه «ناوارو» را در ا یران ماندگار کرد، دوبله این اثر بود، دوبلهای که حاصل تلاش هنرمندان ایرانی است و بیشک نقش بسزایی در جذابیت این اثر داشته است. میتوان ادعا کرد این سریال در دهههای آینده نیز میتواند پخش شود. این نتیجه یک فرآیند دقیق برنامهسازی است.
رضا اردکانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: