بازی روسیه با غرب با کارت ایران

روابط دوجانبه ایران و روسیه قدمت بسیاری دارد، اما واقعیت‌های رفتاری نشان می‌دهد همواره علامت‌هایی از ابهام در آن وجود داشته است؛ البته شکی نیست که تاریخ میان این دو کشور و شرایط ژئوپلیتیکی آنها در این مساله تاثیرگذار بوده و پس از این هم خواهد بود. علاوه بر این، مستندات موجود از گذشته تاکنون حاکی از این است که مقامات روسی همواره از قدرت‌یابی ایران بیمناک بوده‌اند. الگوی رفتار اتحاد شوروی در مواجهه با ایران، موضوع اشغال آذربایجان و قضیه نفت شمال را باید تلاش سامان‌یافته‌ای برای محدودسازی کشور ما در زمان خود دانست؛ البته رویکرد دولت‌های غربی به ایران نیز فضای مناسبی را برای روسیه در زمینه مشارکت بیشتر با جهان غرب به همان منظوری که مطرح شد، فراهم کرده است. به هر حال این الگو در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دلایل مختلف تشدید شد.
کد خبر: ۳۰۵۱۸۲

با وجود این مرزهای مشترک جغرافیایی و تاریخ سیاسی گذشته نشان می‌دهد ایران و روسیه به گونه‌ای گریزناپذیر نیازمند همکاری و مشارکت با یکدیگرند و زمانی که جنگ ما با عراق پایان یافت، زمینه‌های عینی‌تری برای بازسازی روابط دوجانبه ایران و دیگر کشورها از جمله روسیه (شوروی در آن مقطع) به وجود آمد که به بعضی از آنها اشاره می‌شود.

روابط متقابل نظامی

در این میان شاید بتوان فروش تسلیحات نظامی روسیه (اتحاد شوروی) به ایران را اصلی‌ترین همکاری، آن هم از نوع دفاعی دانست، بنابراین کشور مورد اشاره، یکی از عمده‌ترین شرکای نظامی و تامین‌کنندگان تسلیحاتی ایران در دوران جدید محسوب می‌شود. این موضوع از زمانی اهمیت پیدا کرد که گزارش‌هایی مبتنی بر تمایل روسیه برای همکاری فوری و همه‌جانبه با ایران منتشر شد.

گفتنی است همکاری‌های نظامی در حوزه فعال‌سازی سیستم دفاع ضدهوایی بود. همکاری‌های نظامی ایران و روسیه، زمانی اهمیت دو چندانی یافت که عراق به اشغال نظامی کویت اقدام کرد و رهبران جماهیر شوروی به این جمعبندی رسیدند که باید زمینه‌های محدودسازی قدرت عراق را برای حفظ توازن منطقه‌ای به وجود آورند. بدین ترتیب در اوایل دهه 1990 خریدهای تسلیحاتی ایران از روسیه، آثار خود را منعکس کرد؛ البته در این شرایط کشورهای آمریکا و اروپایی نیز با فروش تجهیز نظامی به ایران از سوی اتحاد شوروی مخالفت چندانی نکردند و نیروی هوایی ایران هم از سال 1990 هواپیماهای نظامی و جنگنده‌های ساخت اتحاد شوروی را تحویل گرفت. علاوه بر این، اواخر دهه 1980 و در شرایطی که ایران نیازمند بازسازی ساختار دفاعی خود بود، شوروی در مقایسه با دیگر کشورها در این زمینه بیشترین مشارکت را داشت، به طوری که در سال 1989، موافقت‌نامه‌ای 15 میلیارد دلاری میان ایران و شوروی امضا شد که موضوع آن توسعه همکاری‌های تجاری و گسترش سرمایه‌گذاری‌ها بود. در این موافقت‌نامه دو طرف بین 2 تا 4 میلیارد دلار نیز به همکاری‌های نظامی و انتقال جنگ‌افزار اختصاص دادند.

یکی دیگر از نکاتی که باید در این ارتباط به آن اشاره کرد، خرید 2 زیردریایی از نوع کیلو کلاس روسیه است. این زیردریایی‌ها به لحاظ حجم و گنجایش نظامی خود، بزرگ‌ترین کشتی‌های منطقه محسوب می‌شدند و دارای 2500 تن ظرفیت برای بارگیری بودند. ایران زیردریایی‌های مورد اشاره را براساس بخشی از قرارداد تسلیحاتی 1989 میلادی‌ با شوروی خرید.

اگر چه این زیردریایی‌ها خیلی هم به‌روز نبود، اما واقعیت‌های راهبردی ایران نشان می‌دهد این ابزار، قدرت منطقه‌ای ایران را افزایش داد، به طوری که تقویت قدرت دریایی ایران با عکس‌العمل آمریکا و دیگر کشورهای موجود در محدوده خلیج‌فارس روبه‌رو شد، بنابراین باید یادآور شد که دستیابی به این زیردریایی‌ها، نیروی ایران در آن مقطع را مجهزترین و قوی‌ترین نیروی نظامی در خلیج‌فارس کرد.

از سوی دیگر، عکس‌العمل کشورهای حوزه خلیج‌فارس به خریدهای تسلیحاتی ایران را می‌توان زمینه‌ساز رقابت‌های جدید در منطقه دانست. به هر صورت در این سیر، سطح همکاری با شوروی ارتقا یافت و اقدامات این کشور در موضوع مورد بحث همراه با استقبال خوب از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و تلاش سخت برای بهبود روابط با ایران چندان هم دور از انتظار نبود.

اما از سال 2000 که زمینه به قدرت رسیدن پوتین در روسیه به وجود آمد، وی کوشید رابطه مسکو با ایران را براساس نیازهای امنیتی این دو سرزمین سازماندهی کند. پوتین بر این امر واقف بود که اگر در روابط ایران و آمریکا، جلوه‌هایی از تعامل و موازنه به‌وجود آورد، در آن شرایط می‌تواند به منافع موثرتری در ایران و منطقه دست یابد.

با توجه به این موضوع سطح روابط ایران و روسیه از سال 2000 به بعد براساس راهبرد جنگ پیشدستانه و دکترین مبارزه با تروریسم آمریکا سازماندهی شد. مقامات روسیه از سقوط طالبان و کاهش سطح تاثیر‌گذاری گروه‌های بنیادگرا در آسیای مرکزی خوشحال بودند و این مساله را برای امنیت ملی روسیه مثبت و موثر می‌دانستند. به منظور اثبات این موضوع هم می‌توان به زمانی اشاره کرد که سطح همکاری‌های 2 کشور آمریکا و روسیه افزایش یافت. در آن شرایط، محدودیت‌های بیشتری در خصوص ایران ایجاد شد، زیرا روسیه که زمانی در زمینه تسلیحات نظامی بسیار قابل اعتماد بود، پس از این موضوع حتی به پاره‌ای از تعهدات خود عمل نکرد.

در این ارتباط می‌توان به عدم تحویل سامانه موشکی اس 300 به تهران اشاره کرد. گرچه سخنگوی وزارت امور خارجه رامین مهمان‌پرست در نخستین نشست خبری خود در این باره گفت: ایران با کشور روسیه قراردادها و همکاری متنوعی در بخش‌های مختلف دارد که یکی از آنها همکاری‌های دفاعی است.

اما در همان نشست و در بخش دیگری ابراز امیدواری کرده که این عمل مسوولانه هر چه سریع‌تر صورت گیرد، زیرا افکار عمومی مردم ما که نسبت به این‌گونه تعهدات حساس است با توجه به بعضی سوابق تاریخی دچار حساسیت بیشتر نشود. بعضی از مقامات کشوری و لشکری هم بارها به خاطر این بدعهدی روس‌ها گله‌مند شده‌اند و نسبت به آن اعتراض کرده‌اند.

نیروگاه اتمی بوشهر

اما بدعهدی روس‌ها تنها به سامانه موشک اس 300 مربوط نمی‌شود. نیروگاه بوشهر دیگر موردی است که جای اشاره دارد.

در بحبوحه جنگ ایران و عراق و کمبود شدید منابع نیرو در کشور، ایران با روی آوردن به اسپانیا و ژاپن کوشش کرد طرح بوشهر را تکمیل کند که البته موفقیت‌آمیز هم نبود؛ سپس قراردادی با روسیه برای به انجام رساندن کار این نیروگاه امضا کرد که عملیات ساخت و راه‌اندازی آن هنوز هم ادامه دارد به طوری‌که روس‌ها چند بار زمان پایان این طرح را عقب انداخته‌اند.

اما این داستان چگونه آغاز شد؟ در سال 1371 تهران و مسکو موافقت‌نامه‌ای جامع برای همکاری‌های هسته‌ای امضا کردند. حدود 3 سال بعد قرارداد تکمیل و راه‌اندازی واحد نیروگاه اتمی بوشهر به صورت مشارکتی میان ایران و روسیه منعقد شد و شرکت روسی اتم استروی اکسپورت، عملیات تکمیل نیروگاه را به عهده گرفت. علاوه بر این، در مرداد ماه سال 1377 بار دیگر طرفین این قرارداد را از نظر کلی بازبینی کردند و قرار شد تا آغاز سال 2000 به صورت کلید در دست به پایان برسد؛ اما نه تنها این اتفاق نیفتاد، بلکه همان‌طور که اشاره شد، تاریخ بهره‌برداری از آن تاکنون بارها به تعویق افتاده است.

البته در این میان الکساندر سادوونیکوف، سفیر فدراسیون روسیه در ایران چندی پیش در مصاحبه با ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که تا پایان سال 2009 آزمایش کلی همه فازهای نیروگاه اتمی بوشهر انجام می‌شود و اوایل سال 2010 برق هسته‌ای وارد شبکه تولید برق ایران خواهد شد.

سفیر روسیه دراین‌باره تاکید کرده است که مسکو به طور جدی مصمم به تکمیل و راه‌اندازی نیروگاه بوشهر است و خود را در قبال این طرح مسوول می‌داند و به عنوان یک طرف ذی‌نفع مایل است در کوتاه‌ترین زمان ممکن آن را تمام کند.

وی اطمینان داد که تاخیر یا تعطیل شدن طرح به نفع روسیه نیست، چراکه طولانی‌تر شدن آن به ضرر طرف روسی است و هزینه‌ها را برای آن افزایش می‌دهد.

چرا روسیه به تعهدات خود عمل نکرده است

با توجه به موضوعات مطرح شده، ابتدا باید برای این پرسش پاسخی یافت که چرا روس‌ها به تعهدات خود پایبند نیستند؟ یک دلیلش این می‌تواند باشد که چنین مواضع متناقضی نشان می‌دهد روس‌ها با آن‌که معتقدند هیچ‌گونه سندی برای اثبات دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای در دست نیست، اما نسبت به اهداف برنامه هسته‌ای ایران تردید و ابهام دارند، به طوری‌که با نگاه به برخی اظهارنظرها و تحلیل دیدگاه‌های مقامات روسی می‌توان دریافت در مسکو تصویر روشنی از برنامه هسته‌ای ایران وجود ندارد.

علاوه بر این، از نگاه تلاش برای تامین منافع اقتصادی البته از دیدگاه روسیه، بازار هسته‌ای ایران صحنه یک رقابت راهبردی است و این کشور نمی‌تواند براحتی آن را به جای دیگری واگذار کند، زیرا روسیه خود را درگیر رقابتی تنگاتنگ با کشورهای اروپایی برای تصاحب بازارهای هسته‌ای جهان می‌بیند که خالی کردن صحنه موجب پر کردن آن به وسیله رقیب می‌شود.

در همین ارتباط خبرگزاری رسمی روسیه می‌نویسد انتشار اخباری مبنی بر پیشنهادهای اتحادیه اروپایی به ایران برای ساخت 10 بلوک تولید برق هسته‌ای روسیه را بیش از پیش نگران کرده است. رئیس آژانس فدرال انرژی اتمی روسیه در مسکو، سال 2004 نیز در حالی که هنوز نیروگاه بوشهر به پایان نرسیده بود اعلام کرد فدراسیون روسیه می‌تواند 7 نیروگاه اتمی دیگر به ارزش 10 میلیارد دلار در جمهوری اسلامی ایران احداث کند. اظهارات بالا موید آن است که تداوم حضور در بازارهای هسته‌ای ایران که نقش مهمی در کسب درآمدهای ارزی روسیه دارد، برای این کشور بسیار حائز اهمیت بوده و به هیچ وجه حاضر به از دست دادن آن نیست حتی اگر مجبور شود برای آگاهی از تصمیمات دیگر کشورها بدقولی کند.

هر دوستی ممکن است دشمن شود

نباید فراموش کرد سیاسیون همواره تاکید می‌کنند که هر دوستی ممکن است در موقعیت دیگری دشمن باشد، بنابراین هیچ دوست و هیچ دشمنی برای همیشه دوست یا دشمن باقی نمی‌ماند و آنها براساس منافع کشورشان جای خود را تغییر می‌دهند.

هم‌اکنون روسیه در زمره کشورهای 1 + 5 است. اگر چه آنان در ادامه همکاری‌های صنعتی و فروش تجهیزات به ایران مشارکت دارند، اما این مساله به مفهوم نادیده گرفتن انتظارات آمریکا در زمینه تاخیر در اتمام نیروگاه هسته‌ای بوشهر نیست. ایران و روسیه در چندین مرحله تاریخی اراده خود را برای گسترش همکاری‌هایی به کار گرفتند، اما واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد عوامل بین‌المللی، در روابط این دو کشور بسیار موثر و تعیین‌کننده است.

با توجه به این توضیحات و با آن‌که عده‌ای از مقامات ایرانی نسبت به آینده همکاری‌های ایران و روسیه امیدوارند، اما واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد که نمی‌توان به اهداف و نتایج مشخصی در این ارتباط نایل شد و شواهد موجود بیانگر آن است که روسیه همانند گذشته هیچ گونه تمایلی به افزایش قدرت ملی ایران ندارد.

از سوی دیگر، روسیه ترجیح می‌دهد در ازای کاهش همکاری‌های خود با ایران به امتیازاتی از سوی جهان غرب نایل شود و الگوی روابط ناشی از بازی سه‌جانبه روسیه با ایران و جهان غرب نشان می‌دهد آن کشور تمایل چندانی به حداکثرسازی روابط با ایران ندارد و تا آنجا پیش می‌رود که پای منافعش در میان است. این جمله به این معناست که اگر روزی از سوی غرب مورد بی‌مهری قرار گیرد، چه بسا زودتر از آنچه تصور می‌شود به تعهداتش جامه عمل بپوشاند.

کبری تیموری گرکانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها