در زندگی حقگو، مانند بسیاری دیگر حادثه تلخ و شیرین زیاد است، اما اولین چیزی که هر وقت حرف از حادثه میشود به ذهنش میرسد، اتفاقی است که حدود 20 سال پیش حین فیلمبرداری برای او افتاد. حقگو و همکارانش مشغول ضبط مجموعهای صامت برای نوروز بودند. حق گو نقش مردی خانه به دوش را به عهده داشت که یک گونی روی دوشش انداخته و در کوچه گذر میکند. ناگهان چشمش به خانهای میافتد که درش باز است و اهل خانه مشغول خانهتکانی هستند و وسایلشان را لب حوض گذاشتهاند. مرد خانه به دوش با دیدن این صحنه خوشحال میشود و هر بار که صاحبخانه داخل اتاق میرود از غفلت او استفاده میکند و یکی از وسایل را برمیدارد. مرد صاحبخانه (که بهروز بقایی نقش آن را به عهده داشته) فرش اتاق را به حیاط میآورد و روی نرده میاندازد و آماده میشود که با چوب، گرد و خاک آن را بتکاند. قرار است مرد خانه به دوش زیر فرش برود و برای حمل آن آماده شود و همزمان صاحبخانه از راه برسد و چند ضربه محکم به فرش بزند.
حقگو از قبل با همکارانش تمرین میکند که وقتی زیر فرش میرود، دست خود را به شکلی که شست او روی سرش قرار بگیرد و انگشت کوچک بالا باشد روی سر بگیرد تا بهروز بقایی بتواند حدس بزند سر او کجاست و ضربهها را به جای دیگری بزند، اما موقع ضبط محاسبات به هم میریزد و بقایی ضربه محکمی به سر حقگو میزند. ضربهای که صدایش در فضا میپیچد. حقگو میگوید: «با صدایی که بلند شد همه فکر کردند ضربه مغزی شدهام. در همان حال من برای اینکه صحنه خراب نشود چیزی نگفتم و باقی ماجرا را که قرار بود مرد خانه به دوش همانطور که فرش روی سرش است روی زمین بیفتد اجرا کردم. بعد بچهها به سراغم آمدند و مرا بردند. در حین بیهوشی میشنیدم که میگویند باید ببریمش بیمارستان. شاید خونریزی مغزی داشته باشد! در همین حال به هوش آمدم و گفتم حالم خوب است و موضوع جدی نیست.»
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد