IQ بالا به معنی هوش بیشتر نیست

آیا تا به حال به این مساله فکر کرده‌اید که چگونه فردی کهIQ بالایی دارد، ممکن است دچار اشتباه در تفکرات خود شود یا چگونه یک فرد باهوش ممکن است اشتباه کند؟
کد خبر: ۳۰۳۸۱۸

کیت استانویچ، پروفسور تکامل انسان و روان‌شناس دانشگاه تورنتوی کانادا طی 15 سال گذشته با این ناهمخوانی واضح که ذهن همه را به خود مشغول کرده، دست و پنجه نرم کرده است. به نظر او این اتفاق بیشتر از آنچه فکر می‌کنید رخ می‌دهد و هیچ ناهمخوانی بین این 2 مساله وجود ندارد. استانویچ معتقد است آزمون‌هایIQ برای اندازه‌گیری برخی از استعدادهای فکری خاص مانند منطق، استدلال انتزاعی، قدرت یادگیری و ظرفیت حافظه فعال (یعنی این که چقدر اطلاعات را می‌توانید به خاطر بسپارید)‌ بسیار مناسب است، اما وقتی نوبت اندازه‌گیری این توانایی‌ها برای تصمیم‌گیری درست در زندگی واقعی می‌رسد، این آزمون ضعف‌های خود را نشان می‌دهد. این بدان علت است که این آزمون نمی‌تواند توانایی اشخاص در تحلیل اطلاعات یا قدرت شناخت شواهد گمراه‌کننده را مورد ارزیابی قرار دهد.

ما در طول روز مجبوریم تفکرهای منطقی مختلفی داشته باشیم مثلا این که تصمیم بگیریم چه غذایی بخوریم، پول خود را کجا خرج کنیم یا چطور با مشتری مشکل‌پسند خود رفتار کنیم. شما باید مهارت کافی در تفکر منطقی داشته باشید تا بتوانید مسیر صحیح زندگی را در این دنیای پیچیده پیدا کنید. به نظر استانویچ آزمون‌های IQ ، که هم‌اکنون راه عمده ارزیابی توانایی‌های شناختی افراد است، نمی‌توانند به طور موثر این مسائل را مورد ارزیابی قرار دهند. آزمون‌هایIQ حوزه مهمی از عملکرد شناختی را اندازه‌گیری می‌کنند و به طور متوسط در پیش‌بینی موفقیت آکادمیک و شغلی، خوب عمل می‌کنند، اما این آزمون‌ها هنوز کامل نیستند.

IQ همه چیز نیست

IQ بالا درست مثل قد بلند برای بازیکن بسکتبال است. یک بسکتبالیست خوب علاوه بر قد بلند باید خصوصیات دیگری نیز داشته باشد و فقط قد بلند نیست که موفقیت بازیکن بسکتبال را تضمین می‌کند. به همین ترتیب تفکر عالی فقط توسط IQ تعیین نمی‌شود.

آزمون‌هایIQ برای اندازه‌گیری فاکتوری که هوش کلی نامیده می‌شود، در بسیاری از مشاغل و دانشگاه‌ها برای انتخاب بهترین نامزدها مورد استفاده قرار می‌گیرند. در بعضی موارد از این آزمون‌ها در مدارس نیز استفاده می‌شود. آزمون‌هایIQ می‌توانند درجه تخصص آکادمیک و حرفه‌ای افراد را مشخص کنند. به نظر جاناتان اوانز، روان‌شناس داشنگاه پلای ماوس بریتانیا، بعضی از جوامع بیش از اندازه به نتیجه این آزمون توجه می‌کنند. به نظر او این آزمون فقط قسمت محدودی از عملکرد شناختی را ارزیابی می‌کند. او می‌گوید: «آزمون‌هایIQ بیش از حد مورد تکیه قرار می‌گیرند و بیشتر روان‌شناسان با این موضوع موافقند.»

در حقیقت، نمراتIQ مدت‌ها مورد سرزنش قرار می‌گرفتند، چرا که نمی‌توانستند بخوبی هوش کلی فرد را محاسبه کنند. همچنین نمی‌توانستند پیش‌بینی کنند که فرد چقدر در کارش موفق خواهد بود. دیرین‌شناسی به نام استفان جی گولد در مقاله‌ای با عنوان «ارزیابی نادرست انسان» سال 1981 ادعا کرد که هوش کلی یک اثر ساختگی ریاضیات است و باعث تبعیض بین افراد در طول تاریخ شده است. هاورد گاردنر، از دانشگاه هاروارد در مخالفت با این عقیده بیان کرد که برای بیش از 25 سال بهترین راه درک توانایی‌های شناختی از طریق چندین قابلیت هوشی شامل استعداد ریاضی، کلامی، بینایی فضایی، فیزیولوژیک، طبیعی، انعکاسی از خود، اجتماعی و موسیقی می‌باشد.

برخلاف گلایه‌های زیادی که از آزمونIQ شده است، استانویچ و سایر محققان در زمینه تفکر منطقی سعی نکرده‌اند تا تعریف جدیدی برای بهره هوشی ارائه دهند. آنها سعی می‌کنند تا توجه خود را بر توانایی‌های شناختی فراتر از بهره هوشی متمرکز کنند که خود آن را ابزار لازم برای تفکر منطقی توصیف می‌کنند. آنها ادعا می‌کنند که این موارد به همان اندازه که بهره هوشی برای قضاوت و تصمیم‌گیری مهم است، دارای اهمیت هستند. به نظر آنهاIQ فقط قسمتی از هوش را تشکیل می‌دهد.

هوش بالا و قابلیت حل مساله

به عنوان نمودی از این واقعیت که چگونه توانایی تفکر منطقی با بهره هوشی متفاوت است، به این معما توجه کنید: اگر 5 دقیقه طول بکشد تا 5 دستگاه وسیله‌ای را بسازند، چقدر طول می‌کشد تا 100‌دستگاه 100 وسیله بسازند؟ بیشتر افراد ابتدا به طور غیرارادی به جواب 100 که به نظرشان درست هم هست می‌رسند، حتی اگر بعدا آن را اصلاح کنند. وقتی محققان این سوال و 2 سوال مشابه دیگر را در اختیار 3400 دانشجو در دانشگاه‌های مختلف در ایالات متحده که هاروارد و پرینستون هم جزو آنها بودند قرار دادند، فقط 17‌درصد دانشجویان توانستند به هر 3 سوال پاسخ درست دهند. جالب اینجاست که یک سوم دانشجویان نتوانستند به هیچ یک از سوالات پاسخ درست دهند.

ما همه روزه با مسائلی از این دست برخورد می‌کنیم. اگر هنگام تحلیل این چنین مسائلی دقت کافی به خرج ندهیم اشتباه می‌کنیم، شاید علت این باشد که مغز ما از دو سیستم متفاوت برای تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده می‌کند. یکی از این دو سیستم شهودی و خودانگیخته و دیگری فکری و منطقی است. تحلیل شهودی می‌تواند در مواقعی مثل انتخاب شریک به شما کمک کند یا در مواردی که تجربه کافی دارید، می‌تواند موثر باشد. از سوی دیگر، تجزیه و تحلیل فکری کلید حل مساله به صورت هوشیارانه است و می‌تواند به ما کمک کند تا تمایلات ذاتی و شهودی خود را اگر گمراه‌کننده‌اند، باطل کنیم.

مشکل آزمون‌هایIQ در این است که با وجود آن که در اندازه‌گیری توانایی‌های فکری که شامل منطق و استفاده از حافظه فعال می‌شود، موثرند ولی نمی‌توانند تمایل ما برای استفاده از آنها در شرایط لازم را ارزیابی کنند. در واقع بهره هوشی، نیروی مغز است در حالی که تفکر منطقی کنترل آن است. بعضی از کسانی که توانایی هوشی مناسبی دارند کمتر خود را درگیر تفکر آنالیزی نمی‌کنند و تمایل دارند بیشتر بر بینش و بصیرت خود تکیه کنند. سایر افراد به قوه ادراک خود متکی هستند و سعی می‌کنند برای کارهایی که انجام می‌دهند توجیه منطقی داشته باشند. آزمونIQ نمی‌تواند پیش‌بینی کند که یک فرد به کدام یک از این دو راه تن در می‌دهد.

رابطه بهره هوشی با تصمیم‌گیری چیست؟

در مطالعه‌ای که سال گذشته به چاپ رسید، استانویچ و ریچارد وست از دانشگاه جیمز مادیسون در هاریسون بورگ ویرجینیا دریافتند که هیچ رابطه‌ای بین بهره هوشی و توانایی فرد برای اجتناب از برخی تله‌های تفکر شهودی وجود ندارد.

در انواع خاصی از فعالیت‌های فکری مانند آنهایی که شامل کسرهای عددی، احتمالات، استدلال استقرایی و استفاده از ادراک می‌شود، افرادی که هوش بالاتری دارند، بهتر عمل می‌کنند. این مساله بویژه وقتی یک پاسخ صحیح به استدلال منطقی یا انتزاعی بستگی دارد، درست‌تر به نظر می‌رسد.

استدلال‌های منطقی و انتزاعی به خوبی توسط آزمون‌هایIQ قابل اندازه‌گیری هستند، اما بیشتر محققان اتفاق‌نظر دارند که به طور کلی رابطه بین بهره هوشی و تصمیم‌گیری درست ضعیف است. استثنا آن هنگامی است که به افراد اخطار می‌شود که ممکن است نسبت به جهتگیری تفکرشان آسیب‌پذیر باشند، در این صورت آنهایی کهIQ بالاتری دارند، بهتر عمل می‌کنند. این بدان علت است که افراد باهوش معمولا بیشتر از دیگران دلیل و برهان نمی‌آورند، اما اگر دلیلی بیاورند این کار را بهتر از دیگران انجام می‌دهند.

IQ نشان‌دهنده توانایی بیشتر برای شناخت‌های پیچیده در مقابل مسائل جدیدی است که در پیش‌روی شما قرار می‌گیرند، اما این‌که ما این توانایی را در کجا به کار می‌بریم خود سوال دیگری است. فکر خود را مانند چراغ قوه تصور کنید.

IQ شفافیت نور چراغ قوه را اندازه‌گیری می‌کند، اما این‌که نور چراغ قوه را روی چه چیزی می‌اندازید نیز مهم است. بعضی از افراد نور چراغ را به آن روی سکه نمی‌اندازند که این مساله می‌تواند علل مختلفی همچون مدفون بودن نظریه‌ها در اعماق ذهن، اجتناب از آنچه ممکن است دردسرساز شود یا عجله کردن بیش از حد داشته باشد. در چنین رفتارهای اشتباهی هر چه نور چراغ قوه قوی‌تر باشد باز هم فرقی نخواهد کرد.

به نظر می‌رسد حتی کسانی که هوش بسیار بالایی دارند نیز ایمن نیستند. مطالعه‌ای که روی اعضای ( Mensaمجمع افراد باIQ بالا) در کانادا در اواسط دهه 1980 نشان داد که 44 درصد آنها به طالع‌بینی معتقدند، 51 درصد چرخه زیستی و 56 درصد موجودات فضایی را باور دارند.

این نظریه کهIQ روش ضعیفی برای محاسبه تفکر منطقی است بدون مخالف نیست. به نظر مخالفان از آنجایی که افراد باIQ بالا میل به زندگی طولانی‌تر و کسب مهارت‌های بیشتر دارند، می‌توان نتیجه گرفت که افرا باهوش منطقی‌ترند. آنها می‌خواهند دانش بیشتری کسب کنند تا بتوانند تصمیمات بهتری اتخاذ کنند.

آزمون IQ تکمیل می‌شود

بعضی از دانشمندان سعی دارند اثبات کنند که بهره هوشی نمی‌تواند تنها عاملی باشد که بگوید چه کسی خوب فکر می‌کند و درست تصمیم می‌گیرد. در مطالعه‌ای که روی 360 نفر از ساکنان پیتزبورگ که در سنین 88 18 سال قرار داشتند انجام شد، معلوم شد که علی‌رغم تفاوت‌های هوشی آنهایی که مهارت‌‌های تفکر منطقی بهتری دارند به طور مشخصی از وقایع منفی کمتری در زندگی رنج می‌برند (مانند بدهکاری زیاد، حاملگی ناخواسته و یا اخراج از مدرسه)‌. گروه دیگری از دانشمندان نیز توانستند در میان نوجوانان به نتیجه مشابه دست یابند. آنهایی که نمره بالاتری در آزمون تصمیم‌گیری کسب کرده بودند کمتر دارو مصرف می‌کردند و رفتارهای خطرناک کمتری داشتند.

این نشان می‌دهد تفکر منطقی مهم‌تر از بهره هوشی برای تجربه یک زندگی مثبت است.

البته به نظر برخی محققان فقط کافی نیست که بگوییم بهره هوشی چه چیزهایی را نشان نمی‌دهد، بلکه قبل از آن باید راه دیگری برای اندازه‌گیری منطقی بودن ارائه کرد. در حالی که تهیه آزمون بهره منطقی‌)RQ( به یک برنامه تحقیقاتی پرهزینه نیاز دارد، ولی هیچ دلیل تکنیکی یا مفهومی وجود ندارد که بگوید این کار قابل انجام نیست و در این‌ راه تاکنون موفقیت‌هایی نیز کسب شده است.

آیا آزمونRQ مفید خواهد بود؟ به نظر می‌رسد که «بله»، زیرا این آزمون می‌تواند مهارت‌هایی که رابطه مستقیم‌تری با آنچه مردم در کارهای خود به آن می‌پردازند را تحت پوشش قرار دهد. از آنجایی که آزمون‌های IQ توان مغز را اندازه‌گیری می‌کنند در بخش‌‌های آکادمیک مفیدند، اما آزمون‌هایRQ راه مناسبی برای انتخاب مدیران و فرماندهان خواهند بود.

برای این منظور یک مانع وجود دارد: برخلاف آزمون‌هایIQ ، می‌توان بسادگی افراد را آموزش داد تا بتوانند نتایج خوبی در آزمون‌‌هایRQ به دست آورند، زیرا آنها گستره استعداد افراد برای استفاده از توانایی‌‌هایشان را اندازه‌گیری می‌کنند. شما می‌توانید افراد را آموزش دهید که شواهد را کنار بگذارند و منطق خود را در گرو هدف آزمون قرار دهند حتی اگر این با میل طبیعی افراد مغایرت داشته باشد.

روی دیگر این مساله این است که همه می‌توانند سطح مهارت‌های تفکر منطقی و تصمیم‌گیری خود را بالا ببرد. محققان دریافته‌اند که فقط نیم‌‌ساعت تمرین در منطق آماری می‌تواند توانایی‌های فرد را در بکار بردن تفکر منطقی در موقعیت‌های مختلف را افزایش دهد و ما نمی‌خواهیم تمرین، موجب پیشرفت تفکر منطقی شود.

در هر صورت هنوز تلاش‌ها برای تنظیم آزمونRQ ادامه دارد و در صورت آماده شدن می‌تواند مکملی برای آزمونIQ باشد.

خود را بیازمایید

وقتی محققان 3 سوال زیر را برای 3400 دانشجو مطرح کردند، فقط 17 درصد توانستند به هر سه سوال پاسخ درست دهند. شما چه می‌کنید؟

1 - یک چوب بیسبال و توپ آن روی هم 10/1 دلار ارزش دارند. چوب بیسبال یک دلار از توپ گران‌تر است. قیمت توپ چقدر است؟

2 - اگر 5 دقیقه طول بکشد تا 5 دستگاه 5 وسیله را بسازند، چقدر طول خواهد کشید تا 100 دستگاه 100 وسیله بسازند؟

3 - در یک برکه، تعدادی نیلوفر آبی وجود دارد. تعداد نیلوفرهای آبی هر روز 2 برابر می‌شود. اگر 48 روز طول بکشد تا نیلوفرهای آبی کل برکه را بپوشانند، چند روز طول می‌کشد تا نیمی از برکه از نیلوفر آبی پوشیده شود؟

جواب سوالات:

1 - 5 سنت 2 - 5 دقیقه

3 - 47 روز

تاکنون آزمون‌های IQ برای اندازه‌گیری فاکتوری که هوش کلی نامیده می‌شود. در بسیاری از مشاغل دانشگاه‌‌ها و حتی مدارس مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این در حالی است که امتیازات به دست‌ آمده از این آزمون‌ها به اعتقاد بسیاری از محققان خیلی دقیق نیست. این افراد سعی دارند اثبات کنندکه بهره هوشی نمی‌تواند تنها عاملی باشد که بگوید چه کسی خوب فکر می‌کند و درست تصمیم می‌گیرد.

بنابراین اگر در آزمون‌هایIQ امتیاز بالایی کسب نکرده‌اید یا اگر براساس نمودار زیر جزء‌ جمعیت 70 درصدی محسوب می‌شوید که بهره هوشی متوسطی دارند، لازم نیست زیاد نگران باشید.ممکن است در آینده نزدیک و پس از انتشار آزمون‌های مکمل شما هم جزء معدود افراد نابغه به حساب بیایید.

دکتر امیر شیروانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها