در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جام جم:هر دو دستت قطع باد
«هر دو دستت قطع باد»عنوان سرمقالهی روزنامهی جام جم به قلم مهدی فضائلی است که در آن میخوانید؛«اَهؤُلاءِ تَعضُدوُن وَ عنّا تَتَخاذَلُونَ؟ آیا دشمنانتان را حمایت میکنید و ما را رها میسازید؟»
این سوال حسینبنعلی (ع) از لشکریان عمر سعد در روز عاشوراست. پرسشی که جانمایه آن ضرورت فاصله گرفتن از دشمنان و قرار ندادن دشمنان به جای دوست است.
دشمنشناسی و موضعگیری در برابر دشمن و یا اعلام برائت از او علاوه بر این که از اقتضائات عقل و خردورزی است در آموزههای دینی ریشه عمیقی دارد.
البته گاهی انسان، دشمن خود را میشناسد اما به رغم این شناخت بنا به دلایلی از جمله هوای نفس یا منافع زودگذر دنیا و یا بغض و حسادت نسبت به یک دوست و امثال آن در کنار دشمن قرار میگیرد و رفتاری دشمنپسند به نمایش میگذارد. از همین رو قرآن کریم میفرماید: شیطان دشمن شماست و شما هم او را دشمن بگیرید.
از جلوههای حماسی ماجرای کربلا همین اعلام برائت از دشمنان خدا و بستن هرگونه راه بر نفوذ دشمن در میان سپاه حقیقت است. آنجا که شمر (که لعنت خدا بر او باد) خواهرزادگان خود عباس، عبدالله، جعفر و عثمان (فرزندان امالبنین) را میخواند و به اصطلاح برای آنها اماننامه میفرستد تا دست از حسین (ع) بکشند و خود را به خطر نیندازند و از یزید اطاعت کنند!
پاسخ عباس ابن علی (ع) حضرت ابوالفضل چنین است: هر دو دستت قطع باد و لعنت بر اماننامهات ای دشمن حق. ما را نصیحت میکنی که از برادر و سالار خود حسین فرزند فاطمه زهرا (س) دست بشوییم و سر بر آستان ناپاکان و ملعونان و فرزندان آنان بسائیم و آنان را اطاعت کنیم؟
این اماننامه و دعوت به جدا شدن از حسین (ع) در همیشه تاریخ و از جمله امروز نیز مطرح است. رسانههای جبهه کفر و پیشوایان باطل به اشکال گوناگون عدهای را در کشور ما مورد حمایت قرار دادهاند تا از مسیر حقیقت فاصله بگیرند و همنوا و همسو با باطل اقداماتی را انجام دهند.
این همنوایی بعد از انتخابات 22 خرداد و ابتدا به بهانه «تقلب» آغاز شد اما هر چه پیشتر آمدیم پرده از چهره واقعی این جریان بیشتر برداشته شد. ابتدا با شعارهایی نظیر «جمهوری ایرانی» و «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و مقابله با ولایت فقیه، آرمانهای امام و انقلاب پایمال شد، سپس این گستاخی آشکارتر شد و تصویر امام راحل مورد جسارت قرار گرفت و با شروع محرم جسارتها به مقدسات کشانده شد تا دیروز که عاشورا بود و سپاهیان فریب خورده یزید علیه عاشوراییان و هیاتهای حسینی بار دیگر صحنههایی از عاشورا را تکرار کردند. با سنگپرانی به عزاداران حسینی و مجروح کردن آنها و حتی با آتش زدن و سوزاندن برخی عزاداران حسینی.
شنیده بودیم که همه زمینها کربلا و هر روز عاشوراست ولی نمایان شدن اینگونه آن را ندیده بودیم.
آنانی که تا دیروز به بهانه قدس علیه قدس و به بهانه 13 آبان و 16 آذر به نفع استکبار به میدان آمده بودند، این بار به بهانه عاشورا به دفاع از یزیدیان و علیه حسینیان به خیابان آمدند. کسانی که نسبتشان با عزاداران حسینی فقط لباس سیاهشان بود، اما رفتارشان در سنگپرانی هلهله، آتشزدن و بیادبی به سپاه عمر سعد میماند.
از سویی خطاب به این فریبخوردگان میگوییم تا زمان باقی است شما نیز با عباسابنعلی همصدا شوید و به دشمنان مردم و انقلاب بگویید «هر دو دستت قطع باد» و از سویی دیگر از مسوولان میپرسیم، راستی مردم، این جریان اندک، گستاخ و همنوا با یزیدیان را تا کی باید تحمل کنند؟
کیهان:تأملی درباره وقایع دیروز
«تأملی درباره وقایع دیروز»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم مهدی محمدی است که در آن میخوانید؛حوادث دیروز تهران و یکی دو شهر بزرگ دیگر که در آن جماعتی کم شمار اهانت هایی سنگین و جسارت هایی بزرگ به ایام عزای حضرت حسین بن علی(ع) روا داشتند، زوایای جدیدی از فتنه چندماه اخیر را آشکار کرده است. حضور یک ذهن امنیتی پشت آشوب های دیروز تهران کاملاً آشکار است. علائم و نشانه های قطعی وجود دارد که نشان می دهد سرویس های اطلاعاتی و امنیتی دشمن با واسطه برخی عوامل داخلی خود یک پروژه کاملاً برنامه ریزی شده و هدفمند را در خیابان های تهران کلید زده اند.
رخدادهای هفته های گذشته نشان می داد که فتنه پس از انتخابات در تهران به پایان خود نزدیک شده است. در روز 16 آذر مردم تهران خرج خود را به طور کامل از آشوبگرانی که محیط دانشگاه را برای فعالیت های خود انتخاب کرده بودند سوا کردند. اهانت به عکس امام(ره) در آن روز توسط جمعی از هواداران میرحسین موسوی پس از ناکامی روز 16 آذر، موجی بزرگ از اعتراض های مردمی را از پی خود آورد که طی آن سران فتنه به تعبیر خودشان تا لبه پرتگاه کشانده شدند.
ورود به ایام عزای حضرت اباعبدالله(ع) این تنگنا را برای فتنه گران شدیدتر کرد. رشد عمیق و خود به خودی شامه تشخیص فتنه و روحیه فتنه ستیزی مردم در این ایام باعث شد تا در تمام 9 روز اول ماه محرم به رغم همه تلاش ها و تبلیغاتی که فتنه گران انجام دادند، هیچ تجمع و آشوبی ولو به صورت لکه ای مجال ظهور پیدا نکند. خاصیت فتنه سوزی ایام محرم چنان بود که صدای برخی از حامیان بیرونی جریان فتنه را هم درآورد که « آخر ما را به محرم چه کار و... ورود به فضای عزاداری حسینی کاملاً در تعارض با اهداف و آرمان های جنبش سبز است و...» (اخبار ویژه روزنامه کیهان در هفته گذشته را بخوانید).
به جبران همه این ناکامی ها، دیروز و در روز عاشورا که روز اوج احساسات و غلیان عواطف ملت ایران در ابراز ارادت به ساحت سیدالشهدا(ع) است، فتنه گران ناامید از همه جا تلاش کردند از مردم و از همه آرمان ها و اعتقاداتی که سد راه فتنه گری آنها شده انتقام بکشند.
بر مبنای مجموعه ارزیابی ها، تحرکات روز گذشته در تهران بر3 پایه کلیدی استوار بود، که طراحی آنها جز توسط یک ذهن اطلاعاتی و امنیتی خبره- که در تمام ماه های گذشته دست آن را پشت سر حوادث و فتنه ها دیده ایم- ممکن نیست.
1- تداوم پروژه کشته سازی احتمالا مهم ترین هدفگذاری دیروز طراحان آشوب در تهران بوده است. موضوعی که از قبل پیش بینی و درباره آن هشدار داده شده بود. تحولات 16آذر به این سو که از آنها سخن گفتیم عمیقاً جریان فتنه و حامیان بیرونی آنها را به این نتیجه رسانده بود که این جریان بدنه اجتماعی و نیروی عمل کننده خود در کف خیابان را تقریبا از دست داده است و بنابراین کاملا منطقی است که تصور کنیم «اتاق فکر فتنه»- بیرونی و داخلی- تصمیم گرفته باشد که به هر شکل ممکن، برای احیای مجدد این بدنه اجتماعی تلاش کند. آسان ترین و کوتاه ترین راه برای رسیدن به این هدف تداوم پروژه کشته سازی است که در ماه های گذشته و در جریان مواردی مانند ندا آقا سلطان، فتنه گران بهره های فراوان از آن بردند. دیروز در عرض کمتر از دو ساعت حضور آشوبگران در خیابان های تهران 4 نفر کشته شده اند که یکی از آنها جزو نزدیکان میرحسین موسوی است. شواهدی که دستگاه های مسئول به زودی ارائه خواهند کرد نشان می دهد مرگ همه این افراد و خصوصاً فرد نزدیک به موسوی کاملاً مشکوک و بلکه به نحو پیش پا افتاده ای سازماندهی شده است. روشن است که وقتی میان چند صد نفر دقیقاً یک نفر گلوله می خورد، نمی توان موضوع را به حساب برخورد روتین پلیس با اغتشاشگران گذاشت بلکه یک مورد اینچنینی یک «ترور» کاملا برنامه ریزی شده با اهدافی مشخص است. این ترور می تواند انگیزه های به شدت تضعیف شده فرد لجوجی چون موسوی برای تداوم فتنه گری را احیا نماید و علاوه بر آن می تواند بدل به چشمه ای جدید برای به خیابان دعوت کردن بخشی از مردم شود و به عنوان منبع تغذیه آشوب های بعدی عمل کند.
2- مشخصه دوم تحرکات دیروز سازماندهی حسابشده آن بوده است. اطلاعات مفصلی وجود دارد که نشان می دهد جمعی از حاضران در ناآرامی های دیروز از شهرستان های دوردست به تهران منتقل شده و به انواعی از سلاح های سرد مجهز بوده اند. میل به سمت استفاده از «اجیرشدگان»- با مزد و بی مزد- و کسانی که یا به روش های مختلف واقعی یا مجازی شبکه شده اند در آشوب های اخیر، نشان دهنده آن است که فتنه گران به طور کامل از مردم قطع امید کرده و برنامه های آینده خود را در چارچوب پروژه «جنگ اوباش علیه مردم» سازماندهی نموده اند. مردم عادی مسلما حتی اگر اعتراضی هم داشته باشند قرآن آتش نمی زنند، به پرچم امام حسین(ع) و محل عزاداری زائران آن اهانت نمی کنند و مهمتر از همه در روزی که نماد اوج جانبازی در دفاع از اسلام است علیه اسلام شعار نمی دهند. کاملا پیداست که در آشوب هایی شبیه آنچه دیروز رخ داد ما با یک جمعیت به شدت آلوده که محصول شبکه سازی دشمن در بخش هایی از طیف های معاند نظام است مواجه هستیم که هیچ حد و مرزی برای توهین، جسارت و جنایت نمی شناسند.
3- و عامل سوم که کاملا نشان می دهد نوعی برنامه ریزی امنیتی پشت آشوب ها وجود دارد این است که آشوبگران از خلأ حضور مردم مومن در خیابان ها در ساعت های اولیه صبح دیروز استفاده کردند و به محض آن که دریافتند مردم با خروج از محل های عزاداری در حال حرکت به سمت آنها هستند در حالی که جرائم و جنایات خود را انجام داده بودند، متواری شدند. به وجود آوردن آشوب های لکه ای و پراکنده و تلاش برای بیشینه سازی تخریب و جنایت در زمان کم و نهایتاً غیب شدن همه آنها در زمانی کوتاه جملگی نشان دهنده آن است که یک پدیده کاملاً برنامه ریزی شده و هماهنگ در جریان است که نوعی «سازمان» در پس آن وجود دارد.
در نقطه مقابل حوادث روز عاشورا مسائل بسیار مهمی را برای همه دوستداران انقلاب و فدائیان اسلام روشن کرد. نخست اینکه پس از حوادثی مانند اهانت به عکس امام و سوت و کف در شب عاشورا (حاشیه مراسم عزاداری خاتمی در جماران) اقدامات انجام شده توسط آشوبگران در روز عاشورا که اهانت مستقیم به اسلام از جمله آنها بود به همگان نشان داد که جماعت فتنه گر از همه مرزهای اخلاقی و اعتقادی عبور کرده اند و دیگر هیچ نسبتی میان آنها و سرانشان با ملت بزرگ ایران نیست. آشکار شدن این حقیقت که با جسارت به اسلام و امام حسین(ع) به اوج رسید حجت را بر همه تمام می کند و بدون شک ملاحظه و مساهله با این افراد که قلیلی بی ریشه بیش نیستند خطایی است که ملت ایران هرگز آن را نخواهد بخشید.
نکته دوم آن است که حوادث دیروز نشان داد مردم غیور تهران در حال از دست دادن صبر خود در مقابل آشوبگران هستند و فراتر و جلوتر از نیروهای انتظامی و امنیتی از این پس خود به طور قاطع با هرگونه فتنه انگیزی برخورد خواهند کرد. آشوب های دیروز تهران در واقع قبل از آنکه توسط نیروهای مسئول کنترل شود توسط خود مردم عزادار که از فتنه درون چند خیابان آگاه شده بودند مهار شد.
نتیجه ای که می توان از مجموعه این تحلیل گرفت آن است که اکنون دیگر نه صبر رواست و نه مساهله و مماشات جایز. کسانی که روز قدس شعار «نه غزه نه لبنان» سر می دهند، روز 13آبان آمریکا را ستایش می کنند، روز 16آذر به عکس امام اهانت می کنند و روز عاشورا به مقام قدسی حسین بن علی(ع) جسارت می ورزند جزو مردم ایران نیستند و برخورد با آنها هم برای نظام مقتدراسلامی آسان تر از آن است که جای ملاحظه کاری باقی بماند.
و نکته نهایی خطاب به سران فتنه است که خوب باید بدانند اگرچه اکنون از همه جا رانده شده اند و جز مشتی رجاله بی دین و رقاصه هرزه، برای آنها باقی نمانده، اما از چشم ملت ایران مسئول همه این وقایع آنها هستند و باید هزینه این جسارت های بزرگ را تمام و کمال به همین زودی ها بپردازند.
مردم سالاری:نوشداروی حوادث سیاسی
«نوشداروی حوادث سیاسی»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم فروزان آصف نخعی است که در آن میخوانید؛حجت الا سلا م حسن روحانی نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی روز چهارشنبه در همایش راهبردهای تحکیم نهاد خانواده در ایران به اختصار به اوضاع سیاسی کشور اشاره کرد و گفت: جامعه ما متاسفانه امروز در حال رادیکالیزه شدن است و افراطیون دو قطب روبروی هم قرار گرفته اند که آثار آن وارد خانواده نیز شده است مشابه سال های اولیه انقلا ب متاسفانه امروز مجددا آن شرایط در حال تکرار شدن است.
حجت الاسلام روحانی در شرایطی این سخنان را مطرح می کند از منظر کارشناسی توازن ایجاد شده میان قوای اجتماعی و اقتدار ناشی از آن و انسجام قدرت درحاکمیت سیاسی و رویارویی درون جامعه می تواند استهلا ک بی سابقه ای به کشور وارد سازد و سال ها ایران را دچار عقب افتادگی کند.
توجه هشدار رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام از این رو ضروری به نظر می رسد که می تواند بزرگان قوم را به ویژه پس از حوادث دیروز به صحنه کشانده تا رادیکالیسم را از چهره کشور بزدایند.
بی تردید عدم توجه عمیق به حوادث پس از انتخابات می تواند ضایعه ای تاریخی پیش روی کشور قرار دهد زیرا حاشیه ای تلقی کردن آنچه به وقوع پیوسته می تواند ندیدن واقعیت باشد اما به معنای حذف واقعیت نخواهد بود. ارتفاع گرفتن دولت در ایجاد امنیت برای همه گروه های سیاسی با همه مطالباتشان می تواند نخستین گام در این راستا تلقی شود. به عبارت دیگر زمانی که حاشیه و متن هر دو یکی شده و در توسعه کشور با ابتنا» به دیدگاه مردم حرکت کنند، می توانیم بگوییم در آن شرایط مرگ رادیکالیسم کور فرا رسیده است.
اما تا آن زمان همه بزرگان موظفند تلاشی خستگی ناپذیر را در این راه آغاز کنند. درک درست از واقعیت های اجتماعی و ایجاد امنیت برای همه گروه ها و احز ابی که به نما یندگی از مردم می توانند به تمشیت امور بپردازند، می تواند گامی اساسی در این مسیر باشد. اما درک درست زمانی به نوشداروی مشکلات و بحران های ایران تبدیل خواهد شد که در سپهر سیاسی ایران به ویژه در میان تصمیم گیران جا باز کرده و نهادینه شده و به آرامی بقا یافته و گسترش یابد. تاکید می کنم که به هوش باشیم نکند این نوشدارو پس از مرگ سهراب باشد.
جمهوری اسلامی:این مسیر انحرافی را ببندید
«این مسیر انحرافی را ببندید»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛سرعت حوادث این روزها از سرعت تدابیر بیشتر است . چنین وضعیتی نشانه خوبی برای یک جامعه نیست . جامعه ای که نبض آن طبیعی بزند باید سرعت تدابیرش بیش از سرعت حوادثش باشد.
آنچه در مراسم تشییع آیت الله منتظری و روزهای پس از آن رخ داد این واقعیت را به اثبات رساند که جریان های فاقد کنترلی در جامعه حضور دارند که به دلخواه خود عمل می کنند و اعتنائی به کسی نمی نمایند. چنین حوادثی برای آنها یک فرصت است که به همه نشان بدهند به راه خود می روند و حتی به قواعد عرفی و ضوابط قانونی و اخلاقی هم پای بند نیستند. شعارهائی که در مراسم تشییع در قم داده شد و در روزهای گذشته نیز تکرار شد یک انحراف آشکار از چارچوب ها و هنجارهای اجتماعی و اخلاقی و قانونی بود. روشن ترین نشانه انحراف اینکه هیچیک از سران جریان اعتراض این شعارها را قبول نداشتند و ندارند.
نشان داده شدن عکس العمل در برابر این شعارهای انحرافی امری طبیعی بود هر چند در این طرف ماجرا نیز افراطی عمل شد. همین هم امری طبیعی است زیرا نمی توان انتظار داشت افرادی ساختارشکنی کنند و دیگران به تماشای آنها بنشینند و یا اگر وارد صحنه میشوند بسیار منطقی و بی عیب و نقص ظاهر شوند. این افراط است که افراط می آورد و اگر یکطرف آنقدر بی مهار است که ساختارشکنی را جایز میداند طبیعی است که طرف مقابل هم به تناسب رفتار او عکس العمل نشان خواهد داد.
اکنون سئوال اینست که این وضعیت تا چه وقت و تا کجا باید ادامه پیدا کند چرا برای مهار کردن سرعت این حوادث و سپس متوقف ساختن آن و حل مشکلاتی که ریشه این حوادث هستند چاره ای اندیشیده نمی شود.
برای آنکه روشن شود پاسخ دادن به این سئوالها کار مشکلی نیست به چند نکته کلیدی اشاره می کنیم.
1 اگر کسانی تصور می کنند حوادث چند ماه اخیر به سقوط نظام جمهوری اسلامی منجر خواهد شد باید به قدرت درک و تحلیل خود شک کنند و برای خارج ساختن خود از این قبیل توهمات چاره ای بیاندیشند . نظام جمهوری اسلامی را مردم پایه گذاری کرده اند و در طول 30 سال گذشته نیز این خود مردم بودند که در برابر همه توطئه ها و خطرها از این نظام حمایت کردند و در کوران حوادث نشان دادند که حاضر نیستند آنرا با هیچ چیز دیگری عوض کنند. استقلال و عظمتی که نظام جمهوری اسلامی برای مردم ایران به ارمغان آورده واقعیتی است که این مردم آنرا با تمام وجود خود لمس می کنند و قدر آنرا می دانند و بارها نشان داده اند که برای دفاع از اصل نظام حاضرند بیشترین فداکاری را نیز بنمایند. این نظام پرتوی از نهضت عاشوراست که به رهبری امام خمینی بنیان گذاری شده و همچون خود عاشورا و امام خمینی که فرزند عاشوراست در عمق جان مردم ریشه دارد.
2 کسانی که به سران جریان اعتراض معروفند یعنی افرادی که در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان نامزد حضور پیدا کردند و به نتایج آن معترض شدند به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی این نظام که اصل « ولایت فقیه » رکن رکین آنست اعتقاد راسخ دارند و نه تنها خواهان وارد شدن کوچکترین گزندی به این نظام نیستند بلکه برای حراست از آن هر تلاش و گذشتی که لازم باشد خواهند نمود. این افراد دارای گذشته ای روشن در خدمت به نظام و حتی در شکل گیری نظام هستند و حراست از آنرا از حفظ جان خود واجب تر میدانند. این اعتقاد هم اکنون آنان هم هست و هیچ چیز را مانع انجام این وظیفه نمیدانند. آنها شعار انحرافی « جمهوری ایرانی » را ساخته و پرداخته دشمنان ملت ایران میدانند و بشدت آنرا رد می کنند.
3 حساب افراطیونی که خود را به این جریان منتسب میدانند از حساب سران آن جداست . شعارهای انحرافی و اقدامات ساختارشکنانه متعلق به افراطیون است و هیچ ربطی به سران ندارد. حتی در میان افراطیون چه بسا عناصری وجود داشته باشند که برای دشمنان کار می کنند و هدفشان جلوگیری از حل مشکل و مانع شدن از وحدت و انسجام است و در نهایت درصدد ضربه زدن به اساس نظام جمهوری اسلامی هستند.
4 با توجه به این واقعیت که افراطیون تاکنون لطمات زیادی به جریان اعتراض وارد ساخته اند سران این جریان باید مرز خود را با آنها مشخص کنند. این واقعیت باید با صراحت بیان گردد تا هرگونه فرصت سواستفاده از آنها و از دشمنان گرفته شود.
5 آهنگ تبلیغات رسانه های بیگانه نشان می دهد که آنها با سواستفاده از حوادث چند ماه گذشته از اشخاص عبور کرده و درصدد برآمده اند اصل کارائی نظام حکومتی دینی را زیر سئوال ببرند. این خواسته ایست که از آغاز تشکیل نظام جمهوری اسلامی دشمنان این نظام درصدد رسیدن به آن بودند و البته هرچه بیشتر تلاش کردند ناامیدتر شدند. امروز گستردگی حوزه اختلافات متاسفانه به دشمنان کمک کرده و آنها امیدوارتر از هر زمان دیگری به این موضوع می پردازند.
6 در چنین شرایطی همه اهل سخن و قلم و نظر به ویژه روحانیون باید هوشیار باشند و از دامن زدن به اختلافات بپرهیزند . وجود اختلافات را نمی توان انکار کرد ولی از ابراز آن و بزرگ کردن آن و دامن زدن به آن می توان خودداری نمود.
این چه رسمی است که عده ای به راه افتاده اند و هر روز یک روحانی شناخته شده و پرسابقه را به انواع اتهام ها رمی می کنند و او را از اردوگاه انقلاب جدا میدانند این چه رسم غلطی است که هر روز یک مرجع را با اتهامات و برچسب های عجیب و غریب به جدا بودن از انقلاب و نظام متهم می کنند و قلمرو حاکمیت دینی را محدودتر و محصورتر جلوه می دهند برخلاف نظر صریح و شفاف رهبر معظم انقلاب که فرموده اند افراد را به مجرد مخالفت با یک نظر نباید متهم به نفاق و ضدیت با ولایت فقیه نمود چرا عده ای تمام تلاش خود را مصروف منافق و ضد ولایت فقیه معرفی کردن هر کس که خودشان نمی پسندند می نمایند شاید خود این افراد افراطی ندانند ولی تردیدی نیست که این کارها آب به آسیاب آمریکا و انگلیس و اسرائیل ریختن است که با بوقهای تبلیغاتی خود یکسره در تلاشند انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را تنها و منزوی معرفی کنند و چنین وانمود نمایند که روحانیون بلندپایه و مراجع تقلید و اقشار فهیم جامعه از نظام جمهوری اسلامی فاصله گرفته اند.
این یک دروغ بزرگ است که دشمنان قسم خورده انقلاب و نظام اسلامی آنرا مطرح کرده و تبلیغ می کنند و متاسفانه عده ای افراطی نیز در داخل با رفتارهای غلط خود بر آن مهر تایید می زنند درست برخلاف سیاست « جاذبه حداکثری و دافعه حداقلی » که توسط رهبری اعلام و حتی تکرار شده است.
از کنار همدیگر قرار دادن این نکات می توان به این جمع بندی رسید که مشاجرات موجود نباید بیش از این ادامه پیدا کند و می توان با یک جمع بندی منصفانه و منطقی راه را بر ادامه این مسیر انحرافی بست . با توجه به اینکه ضرورت حراست از اصل نظام جمهوری اسلامی با آنچه در قانون اساسی این نظام آمده مورد توافق همگان است آنچه باقی میماند اتخاذ تدابیری توسط طرفین برای مهار کردن افراطیون و تکیه بر اصول مورد وفاق است.
هیچکس نمی تواند با توسل به بهانه هائی از قبیل غیرقابل کنترل بودن افراطیون به توجیه وضعیت موجود بپردازد و خواهان ادامه آن باشد. این وضعیت به زیان ملت کشور و آرمانها و اصول مورد نظر انقلاب و نظام است . همه باید در این زمینه احساس مسئولیت کنند و با خویشتن داری گذشت پای بندی به آرمانها و اصول و شفاف ساختن مواضع برای رسیدن به این هدف مقدس تلاش نمایند و مسیر انحرافی افراطیون دو طرف که همچون دو لبه یک قیچی به مصالح کشور و منافع ملی هجوم آورده اند را سد کنند.
دنیای اقتصاد:اصل 44 ؛ چالشها و توجیهها
«اصل 44 ؛ چالشها و توجیهها»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم علیرضا کدیور است که در آن میخوانید؛پس از انتشار قرائت گزارش کمیسیون ویژه نظارت و پیگیری اجرای سیاست کلی اصل 44 مجلس، وزارت اقتصاد توضیحاتی در خصوص گزارش مزبور ارائه کرد.
گزارش مجلس به طور عمده شامل نگرانیها و دغدغههای نمایندگان ملت از انحراف در اجرای صحیح سیاستهای کلی اصل 44 در جهت نیل به اهداف متعالی آن بود و وزارت اقتصاد در توضیحات خود در جهت رفع این دغدغهها برآمد. بر این اساس چکیده بندهای گزارش مجلس و وزارت اقتصاد و نکات قابل توجه در هریک از آنها به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد.
بند (1)- در این بند نمایندگان مجلس با انتقاد از رویکرد یکجانبه دولت در پرداختن صرف به مقوله واگذاری، نگرانی خود را از غفلت دولت در اجرای سایر بخشهای سیاستهای کلی اصل 44 از جمله مقرراتزدایی، توانمندسازی بخش خصوصی و ایجاد فضای کسبوکار ابراز کردهاند.
در مقابل وزارت اقتصاد دلیل اصلی رویکرد دولت به واگذاری را تاکید قانون اصل 44 بر این امر اعلام کرده است. همچنین وزارت اقتصاد عنوان کرده که هیات نظارت بر مقرراتزدایی شکل گرفته و جلسات آن در حال برگزاری است. اما در خصوص سایر موارد از جمله توانمندسازی بخش خصوصی، وزارت اقتصاد بهصورت تلویحی کوتاهی دولت در این بخش را پذیرفته و در عمل گزارش مجلس را تاکید کرده است.در این خصوص باید توجه داشت که دغدغه اصلی مجلس، اجرای همهجانبه قانون اصل 44 با مد نظر قرار دادن کلیه بخشها بهعنوان انقلاب بزرگ اقتصادی است که وزارت اقتصاد نیز با پذیرش این دغدغه تنها در جهت توجیه دلایل این کوتاهی برآمده است.
بند (2)- در این بند مجلس پس از اعلام تاکید دولت بر امر واگذاریها عنوان کرده که واگذاری بنگاههای دولتی به نحوی صورت گرفته که مدیریت بنگاههای مزبور در اختیار دولت است و در عمل اکثریت اعضای هیاتمدیره به صورت مستقیم و غیرمستقیم توسط دولت و دستگاههای اجرایی تعیین میشوند که در نهایت هدف غایی اجرای قانون که همان کاهش تصدیگری دولت بوده، صورت پذیرفته است.
در پاسخ به این بند نیز هرچند وزارت اقتصاد در جهت قانونمند بودن رفتار دولت و نادرست جلوه دادن موارد اعلامی مجلس برآمده است، اما در حال حاضر انتخاب مدیران اجرایی در بنگاههای واگذار شده به وضوح از سوی دولت و دستگاههای اجرایی صورت میپذیرد.
بند(3)- شاید اصلیترین بخش گزارش مجلس که بارها از سوی کارشناسان نیز نسبت به آن ابراز نگرانی شده است، ظهور بخش جدید و قدرتمندی در اقتصاد ایران موسوم به شرکتها و نهادهای شبهدولتی است. هرچند تا پیش از ابلاغ سیاستهای کلی اصل 44 نیز شبهدولتیها نقش پررنگی در اقتصاد کشور و بازار سرمایه ایفا میکردند، اما پس از آغاز روند واگذاریها، واگذاری سهام به این بخش نوظهور اقتصاد تحت عنوان رد دیون دولت و دستگاههای اجرایی و حضور قدرتمند این بخش در رقابت خرید بلوکهای دولتی سبب شد نگرانی در خصوص شرکتهای شبهدولتی بیش از پیش افزایش یابد.
هرچند براساس ماده 6 قانون اصل 44، موسسات عمومی غیردولتی میتوانند تا 40 درصد سهم بازار هر صنعت را در اختیار داشته باشند، اما از یک سو به دلیل ساختار بینابینی (به لحاظ اینکه این شرکتها نه دولتی هستند که نظارت پذیری مجلس و سایر نهادهای نظارتی بر آنها اعمال شود و نه خصوصی که قواعد رقابتپذیری را رعایت کنند) و به واسطه اعمال نفوذ دولت در مدیریت این بخش
از سوی دیگر، به مرور شبهدولتیها در حال قبضه سهم بازار بخش خصوصی در اقتصاد ایران هستند.
درخصوص این بند نیز وزارت اقتصاد با توجیه رعایت سقف تعیین شده در قانون اصل 44 برای این بخش و تبعیت از قانون بودجه سنواتی بابت رد دیون، پاسخ مجلس را داده است. باید توجه داشت در اکثر کشورها نهادهای عمومی و صندوقهای بازنشستگی تحت نظر دولت اداره نمیشوند، در حالی که در ایران مدیران این صندوقها از سوی رییسجمهور و وزرای کابینه عزل و نصب میشوند.
بند (4)- در این بند همچون بندهای قبلی، نمایندگان مجلس با ابراز نگرانی از شیوه واگذاری سهام به صورت سهام عدالت به دلیل «کاهش نیافتن یا تداوم مالکیت و مدیریت دولت و شرکتهای وابسته در بنگاههای واگذار شده» یک بار دیگر انحراف دولت از اجرای صحیح سیاستهای اصل 44 را اعلام کردهاند.
در این میان، مصوبه هیات وزیران درخصوص تعیین اعضای هیاتمدیره متعلق به سهام عدالت از سوی دستگاههای اجرایی وابسته نیز نگرانی فوق را تکمیل کرد. در این خصوص نیز وزارت اقتصاد همچون بندهای پیشین در جهت نادرست نشان دادن گزارش مجلس برآمده و اعلام کرده است: «هیچ گونه ایفای مدیریت درباره سهام عدالت واگذار شده توسط دولت صورت نمیگیرد.»
در واقع فارغ از گزارش مجلس و پاسخ وزارت اقتصاد، آنچه در اقتصاد ایران طی سالهای اخیر به وضوح در حال رخداد است، انحراف گسترده در اجرای سیاستهای کلی اصل 44 است. ظهور بخش شبهدولتی که برخلاف سایر کشورها زیر نظر دولت مدیریت میشود و در عمل به یک دولت سایه تبدیل شده است، اعمال مدیریت دولت بر سبد «عدالت» به واسطه حضور 40 درصدی این بخش در اکثر شرکتهای واگذار شده، کوتاهی دولت در توانمندسازی بخش خصوصی و حذف مقررات دستوپاگیر برای ایجاد فضای کسبوکار و رفع موانع سرمایهگذاری و تولید بخش خصوصی و در مجموع اصرار دولت به قبضه مدیریت شرکتهای واگذار شده به انحای مختلف، انقلاب اقتصادی ایران را به سوی تضعیف بخش خصوصی و ثبات حضور دولت در اقتصاد سوق داده است؛ وضعیتی که حتی با وجود تلاش وزارت اقتصاد برای موجه جلوه دادن رویکرد دولت نیز، همچنان دغدغه اصلی مجلس به عنوان نهاد ناظر، کارشناسان و بخش خصوصی به عنوان مهمترین قربانی اجرای ناصحیح آن است.
آفتاب یزد:ممانعت از سخنرانی خاتمی؛«خودجوش» یا ...!
«ممانعت از سخنرانی خاتمی؛خودجوش یا ...!»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفتاب یزد به قلم سید مجتبی واحدی است که در آن میخوانید؛ درحالی که تعدادی از تریبونداران، وعاظ و مداحان سرشناس و حتی خطبای نماز جمعه، در روزهای اخیر با استفاده از مراسم عزاداری امام حسین(ع) و یاران شهیدش، شدیدترین حملات را متوجه اصلاحطلبان و سران این جبهه نمودهاند، سخنرانی سید محمد خاتمی در جماران که تنها سخنرانی رسمی متعلق به اصلاحطلبان در شب عاشورا بود با حمله و شعارهای عدهای خاص به تشنج کشید و نیمه تمام ماند.
سایت الف که متعلق به احمد توکلی میباشد و بعضی خبررسانیهای انتقادی او نسبت به احمدینژاد در ماههای گذشته، حمله طرفداران افراطی دولت به احمد توکلی را موجب شده بود در خبری مدعی شد که تشنج هنگامی آغاز شد که خاتمی در سخنرانی خود به این جمله رسید: «قیام امام حسین (ع) به این خاطر بود که جانش را در راه آزادی بدهد و با کسانی مقابله کرد که میخواستند به اسم دین بر جامعه حکومت کنند و آزادی مردم را بگیرند.» البته این سایت خبری مشخص نکرد که چگونه ادای یک جمله توسط خاتمی و قبل از تکمیل اظهارات، عدهای را به صورت همزمان تحریک کرده و مجوزی برای جلوگیری از ادامه سخنرانی در اختیار آنها گذاشته است.
این سایت خبری همچنین اعلام نکرده که صلاحیت معترضان برای تشخیص صحت یک تحلیل و مقابله با کسی که امام او را فرزند فاضل خویش خواند در چه حد بوده است. در ساعات اولیه پس از ایجاد تشنج در سخنرانی خاتمی یک سایت خبری متعلق به اصولگرایان - فردا - که اخیرا حجم انتقادات خود از دولت را کاهش داده و حملات شدیدی را متوجه اصلاحطلبان نموده است نیز تحلیل سایتهای خبری دولتی و نزدیک به دولت از حادثه حسینیه جماران را منعکس نمود. به گزارش این سایت، سامانه پیامکخبرگزاری دولت (ایرنا) اعلام کرد: «سخنرانی سید محمد خاتمی در حسینیه جماران لغو شد» به گزارش این سامانه، بنا بود خاتمی به مناسبت تاسوعا و عاشورای حسینی در جمع نخبگان، اساتید دانشگاه و هنرمندان به سخنرانی بپردازد و مراسم عزاداری در پی آن برگزار شود. براساس اعلام این رسانه صددرصد دولتی در سخنرانی خاتمی درگیری به وجود آمده است.
در همین حال سایت خبری «خبر آنلاین»که نزدیک به علی لاریجانی رئیس مجلس میباشد در این مورد نوشت: «سید محمد خاتمی با موضوع " امام حسین (ع) و آزادی" در حال سخنرانی در حسینیه جماران بود که با ورود عدهای به حسینیه با شعار " حیدر حیدر" مراسم سخنرانی به درگیری و تشنج کشیده شد.»
اکثر رسانههای حامی دولت تلاش داشتند ممانعت از سخنرانی خاتمی را یک حرکت خود جوش و نشانه اعتراض به اظهارات او در خصوص رابطه میان آزادی و قیام امام حسین (ع) بدانند اما خبری که از خبرگزاری فارس مخابره شد نشان میداد عدهای با آمادگی قبلی و به منظور اعتراض به خاتمی در مراسم حاضر شده بودند. در خبر فارس آمده است: «مردم و دانشجویان که از ساعتی قبل با حفظ آرامش در محوطه بیرونی جماران برای انتقاد به محمد خاتمی جمع شدهبودند پس از سخنان تحریکآمیز و انحرافی خاتمی از موضوع کربلا وارد حسینیه شده و شعارهایی درحمایت از امام و رهبری سردادند.» این خبرگزاری بدون آنکه نحوه احراز ماهیت دانشجویی معترضان را تشریح کند و درحالی که سایر خبرگزاریهای اصولگرا، علت اعتراض را تحلیل خاتمی در مورد ارتباط آزادی با حادثه عاشورا اعلام کردهاند، مدعی شد«مردم و دانشجویان که به چندصد نفر میرسیدند با محکوم کردن سخنان تفرقهآمیز خاتمی شعارهایی با این مضمون که بیت امام خمینی، جای منافقین نیست، مرگ بر منافق- مرگ بر ضد ولایت فقیهسر دادند و با حفظ آرامش اقدام و شعارهای ساختار شکن هواداران خاتمی و موسوی را در حسینیه جماران محکوم کردند .»
این خبرگزاری همچنین بدون آنکه مشخص کند «کدام بخش از سخنرانی خاتمی، ساختار شکنانه بوده است» مدعی شد «نهادهای مسئول به خاتمی متذکر شدهبودند که نباید با استفاده از مراسمات مذهبی به دنبال اقدامات سیاسی و ساختار شکن باشد.» گفتنی است سایت اطلاعرسانی دفتر سید محمد خاتمی متن سخنان وی در حسینیه جماران را منتشر کرده است که در بخشی از آن آمده است: تقدیر این بود که امسال مراسم شب عاشورا در این حسینیه باشد؛ حسینیهای که مرکز رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود. انتخاب حسینیه از سوی امام برای هدایت انقلاب و جامعه، نشانه پیوستگی انقلاب اسلامی با نهضت امام حسین(ع) است. عشق به امام حسین عشق به همه زیباییهاست. عشق به خداست که کمال مطلق است. عشق به انسان است که برترین آفریننده خداست و عشق به عدالت است که خدا میخواهد اساس زندگی اجتماعی انسان باشد. عشق به آزادی است. تجلیگاه وجود بلکه عین وجود آدمی است و عشق به امام حسین(ع) راز و رمز ماندگاری ملت بزرگوار ایران است که دل در گرو محبت امام حسین نهاد و راه ناهموار تاریخ خود را با پای آبله و جان خسته طی کرد و دمی چشم از قله بلندی که در پی آن بود برنداشت و میبینید و میبینیم که محرم همیشه در ایران و البته در بسیاری از نقاط جهان چه محشر و قیامتی است. گفتهاند که همه روز عاشورا و همه جا کربلاست، چرا که، نه عاشورا یک روز است در تاریخ و نه کربلا یک سرزمین در جغرافیا؛ بلکه کربلا تجلیگاه وجود شگفتانگیز انسان خداجو، موحد، حقیقتطلب و عدالتخواه است و عاشورا نماد حرکت این انسان به سوی مقصدی که خدا معین کرده است و امام حسین(ع) قهرمان بزرگ این صحنه شگفتانگیز است. از آن جهت که، هم آگاهی انسان را به سوی آن مسیر و هدف افزایش میدهد و هم او را برمیانگیزد تا حرکتش شتابانتر شود. البته در بینش الهی توحیدی و ادیان آسمانی به خصوص اسلام، قهرمان و بازیگر اصلی صحنه تاریخ خود انسان است و پیامبران و مصلحان بزرگ الهی آمدهاند تا آگاهی این انسان را بالا ببرند و ارادهاش را تقویت کنند تا خود، راه را با چراغ آگاهی و پای اراده بپیماید و طبعا این انسان هرچه آگاهتر و مصممتر، سیر او به سوی هدف شتابانتر و در نزدیکتر شدن به آن هدف کامرواتر است و امام حسین(ع) قهرمان آگاهیبخشی و شتابدهنده این حرکت است. اگر تا دیروز تنها وجه حکومت رایج در شرق و غرب عالم به نحوی حکومت استبدادی بود و در همه جا اکثریت نه تنها محکوم به اطاعت از خواست و اراده حاکمان غیرمسؤول بودند، بلکه در عمق جان وجدان خود نیز این امر را به عنوان سرنوشت محتوم خود پذیرفته بودند، امروز در جهان کسی نیست که بتواند از نظامهای استبدادی و خودکامه دفاع کند و حتی مستبدترین حاکمان نیز تظاهر به مردمداری و دفاع از حق و حرمت مردم میکنند و در همه جا این اصل پذیرفته شده است که برترین و محکمترین حق در عرصه اجتماعی حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است و به عبارت دیگر مردم سالاری به عنوان کمهزینهترین و پرفایدهترین سامان حکومت و نظام اجتماعی پذیرفته شده است و میبینیم که افتخار انقلاب اسلامی هم این است که منجر به استقرار جمهوری اسلامی میشود. بنابراین در عرصه حیات اجتماعی به روشنی و بیهیچ تردیدی میتوانیم ادعاکنیم که سیر تاریخ، سیر به سوی آزادی است.آزادی حقیقی در بندگی خداست. خدای حسین خدایی است که گرچه قهار و جبار و قادر است ولی پیش و بیش از آن خدای هدایت و محبت و رحمت است و رحمتش از غضبش پیشی میگیرد و خشم و قدرت و قهاریت او نیز که عین علم و حکمت و عدل اوست در برابر ستم و کژی و بیعدالتی و انسانستیزیست و تنها با پرستش آن خداست که از یک سو انسان میتواند از بند ویرانگر هوس و حیوانیت و خود برتربینی رهایی یابد و از سوی دیگر و از پایه این آزادی درونی قدرت و اراده آن را نیز مییابد تا در برابر سلطه هوس قدرتهای جبار بایستد و به سوی آزادی اجتماعی حرکت کند. آزادی و آزادگی امام حسین همان است که در بیان بلند خود اعلام میدارد «ناپاک و ناپاکزادهای مرا میان شمشیر و خواری مخیر کرده است و هیهات منا الذله» این آزادگی همان آزادگی ناشی از بندگی خدا و نیز روح آزاده بنده خداست. حرکت به سوی آزادی از موضع دین کارساز است. به خصوص هنگامی که دین پوشش و بهانهای برای بیدادگری باشد. نوعی تقدس بخشیدن به ظلم و خودسری چنانکه کم و بیش در بسیاری پدید آمده است و به تعبیر مرحوم آیتالله نایینی «بدترین نوع استبداد، استبداد به اصطلاح دینی است.»
«دین آمده تا انسان را آزاد کند، بندها و قیدها و غلها و زنجیرها را از پای جان انسان بردارد و شرایط اسیرکننده و ویران کننده را دگرگون کند و انسان را بر سرنوشت خود حاکم گرداند و اگر روزی به نام دین انسان را به بند کشیدند، بدانید که هم به انسان و هم به دین جفا شده است و مرام حسین این است که باید ایستاد، ولو اینکه او را خارجی و خروج کننده علیه امیرالمونین بدانند و هنگامی که بیداد و تبعیض و انسان ستیزی و بیانصافی و بداخلاقی در برابر دادگری و مساوات و حرمت انسان و عدل و انصاف و اخلاق قرار گرفت، بیتردید باید جانب دین حق و عدالت را گرفت و این همه را به نام دین انجام دادتا هم خدمتی به انسان باشد و هم خدمتی به دین خدا.
جهان صنعت:بخش خصوصی جهان و حمایتگرایی در بحران
«بخش خصوصی جهان و حمایتگرایی در بحران»عنوان سرمقالهی روزنامهی جهان صنعت است که در آن میخوانید؛از اواسط سال 2008 بحران مالی جهانی شد و اثرات آن از بخش مالی به سایر بخشهای اقتصادی جهان سرایت کرد و اقتصاد کشورهای مختلف- به خصوص توسعه یافتهها- را با رکود مواجه ساخت. رشد اقتصادی کاهش چشمگیر پیدا کرد و بیکاری روزبهروز افزایش یافت و گفته شده که پس از بحران مالی سالهای اولیه 1930، بحران اخیر بزرگترین بحران مالی جهانی بوده است.
اقتصاددانان و سیاستمدارانی چند در این واقعه صحبت از شکست نظام اقتصاد بازار کردند و برخی تا آنجا پیش رفتند که مکانیزم بازار را با مشکلات جدی مواجه دیدند و به فکر سیاستهای جایگزین افتادند.
آنهایی که توانایی این نظام را میشناختند، مطمئن بودند که در صورت اتخاذ سیاستهای مناسب از طرف دولتها، مشکلات مرتفع خواهد شد. به عبارت دیگر، ضرورت مداخله دولت مورد توافق همگان بود ولی کیفیت مداخله موضوع بحث جدی بین اقتصاددانان، سیاستمداران و صاحبان کسب و کار قرار گرفت.
بسیاری از دارندگان کسب و کار بحران زده (به خصوص صاحبان صنایع) خواستار حمایت دولتهای خود شدند و فشارهای گستردهای را بر آنان وارد آوردند تا با تزریق نقدینگی و محدود کردن بازارها، حمایت از صنایع داخلی را افزایش دهند و به این ترتیب بود که نوعی گرایش به حمایت گرایی شکل گرفت. برای بسیاری از اقتصاددانان این گونه برخوردها نگرانکننده شد، نگرانی از آنکه منافع گسترده مکانیزم بازار که در چند دهه گذشته در قالب جهانی شدن به وجود آمده است با بازگشت به حمایتگرایی از بین برود و اقتصاد جهانی را به دوران تمرکز اقتصادی و مسایل عدیده آن بازگرداند.
سیاستمداران- حتی معتقدان به نظام بازار- برای نجات مردم بیکار شده و بنگاههای بحران زده مجبور بودند به اعمال یکسری سیاستهای حمایتگرایانه مبادرت ورزند که برخی از آنان در قالب مکانیزم بازار قابلتوجیه بود- چون اعطای وامهای متفاوت و تزریق نقدینگی برای تحریک تقاضا- و برخی دیگر از سیاستها، نوعی بازگشت به دولتی شدن اقتصاد بود که موجب لطمه زدن به نظام بازار میشد. در این ارتباط میتوان به خریداری سهام بنگاههای بحران زده و دولتی کردن آنان اشاره کرد.
بزرگترین و مهمترین رهآورد نظام بازار آن است که از طریق علامتدهی قیمتها- در یک محیط رقابتی- تخصیص منابع کاراتر انجام میگیرد و تحت فشار نیروهای رقابتی، تولید کالا و خدمات با مدیریت بهتر یا ارتقای تکنولوژی به حداقل هزینه صورت میپذیرد. اکثر اقتصاددانان نگران بودند که اگر به بهانه بحران، این توانمندی از مکانیزم بازار سلب شود، اتلاف منابع افزون میشود و دیگر بنگاهها نمیتوانند در فضای بینالمللی به رقابت بپردازند و به همین دلیل دولتها مجبور به افزایش تعرفهها و موانع غیر تعرفهای میشوند تا تولید و دسترسی به بازار در فضای ملی امکانپذیر شود.
حاصل این فرآیند، مجبور کردن مصرفکنندگان به خرید کالا و خدمات گرانتر است. این مشکل در نیمه اول قرن بیستم گریبان اکثر کشورهای جهان را میفشرد ولی در نیمه دوم قرن به خصوص در دهههای 1980 و 1990 با کاهش تعرفهها و موانع غیرگمرکی، فضای رقابتی در جهان بهبود بسیار یافت و مصرفکنندگان و البته تولیدکنندگان هر دو سود بردند و کشورهای در حال توسعه از این رهگذر بسیار منتفع شدند زیرا که هجوم سرمایهگذاری به کشورهای فوق- برای تولید کالای ارزانتر- موجبات رشد سریع اقتصادی آنان را فراهم آورد.
در شرایط بحرانی اخیر، برخی از اقتصاددانان معتقد بودند که بنگاههای ناکارآمد باید از عرصه اقتصادی خارج شوند ولی به منظور جلوگیری از گسترش وسیع بحران و اینکه بخشی از بنگاهها را نمیتوان مقصر دانست، سیاستهای مداخلهجویانه دولتها توجیهپذیر شد.ماهیت فعالیت بخش خصوصی در جهان، پایدار نگاه داشتن منافع بلندمدت است و این بررسی نشان میدهد که بنگاههای اقتصادی- جز آنان که مشکلات خیلی جدی پیدا کردهاند- حاضر نیستند منافع بلندمدت رقابت را فدای منافع (احتمالی) حمایتهای کوتاهمدت کنند.
اکثر بنگاههای بخش خصوصی در ایران- به خصوص آنان که توانمندی کارآفرینی و مدیریت کارا دارند- از رقابت نمیهراسند و حتی آن را ترویج میکنند ولی آنان که ترجیح میدهند در سایه حمایت فعالیت کنند و این روش را تبلیغ میکنند، نیاز به تلاش بیشتر برای توانمندسازی خود دارند تا برای ورود به جامعه کسب و کار جهانی آماده شوند. البته مهمترین شرط برای به ثمر نشستن توانمندی بنگاهها در ایران آن است که فضای رقابتی بر کسب و کار آنان حکمفرما باشد. در فضای غیررقابتی از جمله در انحصار یا در بازارهای محدود شده یا در شرایطی که امکان اعمال مدیریت کارا نیست، توانمندیها سرکوب میشوند یا رشد نمیکنند و زیان آن را جامعه (اعم از سرمایهگذار یا مصرفکننده) میپردازد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: