در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همایش آیینهای عاشورایی چه اهدافی را دنبال میکند و امسال که ششمین دورهاش برگزار میشود، تاچه حد آن را موفق ارزیابی میکنید؟
برای پاسخ به این پرسش بهتر است برگردم به سال 1383 که در اولین دوره برگزاری همایش آیینهای عاشورایی با نمایش «مجلس غریب تنهایی» شرکت کرده بودم. آن زمان صحبت بر سر آن بود که ظرفیت هنرهای نمایشی بویژه نوع آیینی و سنتیاش آنقدر هست که برای هر مناسبتی و هر وقت سال برنامهای درخور داشته باشد.
تا همین 7 یا 8 سال پیش، همه میدانیم که در ایام محرم و دیگر سوگواریهای مذهبی، سالنهای تئاتر برای مدتها تعطیل بودند و اثری روی صحنه نمیرفت. اما اینک به مرحلهای رسیدهایم که تئاتر در چنین مناسبتهایی دست پر دارد و با دستمایه قرار دادن موضوعها و مضمونهای مذهبی، هم عرصههای نویی را تجربه میکند و هم تماشاگران بیشتری را به سالنهای نمایش میکشاند.
یعنی این اتفاق و رویکرد در حوزه تئاتر، ثمره برپایی 6 دوره همایش آیینهای عاشورایی است؟
بیشک این همایش نقش پررنگی در شکلگیری این جریان داشته است. برای مثال ما امسال در شهر گرگان، بخش مسابقه صحنهای را برگزار میکنیم که در آن 14 نمایش حضور دارند. چند سال پیش تئاتر ایران چندان با موضوعات عاشورایی آشنایی نداشت و کمیت و کیفیت آثار این عرصه رضایتبخش نبود.
همایش آیینهای عاشورایی در واقع رویدادی به شمار میآید که از کنار هم قرار گرفتن تئاتر، نمایش و آیینهای دینی شکل گرفته است.
این همایش در حوزه تعزیه و آیینهای عاشورایی به دنبال چه اهدافی است؟
اول آنکه این آیینها و سنتهای نمایشی از سوی مردم دیده شوند. با توجه به رشد و گسترش شهرنشینی، مناسبات مدرن اجتماعی، رسانههایی که روز به روز بر فراگیری آنها افزوده میشود و ... باید کاری کرد تا تعزیه و آیینهای عاشورایی، ابتدا بتوانند به حضور خود در میان مردم ادامه دهند و سپس به مرور خود را متناسب با زمانه کنند.
یعنی اهدافی در چند سطح متفاوت برای این همایش تعریف شده است؟
بله. وقتی ما این همایش را برای 3 دسته مخاطب عام، مسوولان و کارشناسان و هنرمندان شکل میدهیم، بدیهی است که اهداف متفاوتی را هم دنبال میکنیم. سطح رویی خواست و منظور ما، آشنایی دوباره شهرنشینان با این آیینها و نمایشهاست. بعد از آن میخواهیم نگاه و نظر مسوولان و مدیران هنری را به سوی این میراث گرانبهای فرهنگی و هنری جلب کنیم تا آنان امکانات، بودجه و بستر مناسب را برای رشد و شکوفایی نمایشها و مراسم آیینی فراهم کنند. در عمیقترین لایههای هدفگذاری هم به دنبال جذب هنرمندان و پژوهشگران هستیم تا با کاویدن و پژوهیدن، به ریشهها و مبانی و مفاهیم این آیینهای نمایشی برسند، نسبت به جمعآوری و مستندسازی آنها همت گمارند و با معاصرسازی، مخاطبان امروز را هم جذب کنند.
اجازه دهید بر برخی از این اهداف دقیقتر شویم. برای مثال فکر میکنید در حوزه پژوهش، چه مسیری را باید پی بگیریم؟
باید بپذیریم که درحوزه نمایش ایرانی و آیینهای مذهبی، بر خلاف تمام انتظارات، کتابهای پژوهشی بسیار کمی منتشر شده و از آن مهمتر، تحقیقات میدانی اندکی انجام شده است.
برای مثال بهرام بیضایی در سال 1342 کتاب نمایش در ایران را نوشته که در این 46 سال، هیچ کلمه و جملهای بر آن افزوده نشده است.
مقالات و پژوهشهای ارائه شده در این عرصه هم، متاسفانه بسیار پراکنده است که علاوه بر کمبودن، سمت و سوی خاص و مشخصی را نشانه نگرفته است. این 2 ضعف و کاستی باعث میشود در وادی تحقیق و پژوهش، آن انتظاری که میرود، تحقق پیدا نکند.
با توجه به همین دغدغه، از زمان پذیرفتن حکم دبیری این همایش، بر رویکرد پژوهشی آن تاکید کردهام. در سمینار پژوهشی 2 روزهای که در دل همایش آیینهای عاشورایی برگزار خواهیم کرد، مقالههایی با موضوعهای معاصرسازی، تلفیق و ترکیب نمایشهای مذهبی و تئاتر، عناصر اصیل تعزیه و شیوههای اجرایی نمایشهای مذهبی ارائه خواهد شد.
این بخش از همایش برای ما آنقدر مهم بوده است که تنها به فراخوان منتشر شده اکتفا نکردیم و هرجا صاحب ذوق و تحقیقی را میشناختیم، از او دعوت کردیم تا در این سمینار پژوهشی حضور پیدا کند.
این کمکاری در حوزه پژوهش و تحقیق در دانشکدههای هنری هم بشدت دیده میشود و کمتر دانشجویی پایاننامه خود را در ارتباط با آیینها و نمایشوارههای مذهبی و عاشورایی انتخاب میکند. به عنوان مدیر گروه تئاتر دانشکده هنر و معماری چه نظری در اینباره دارید؟
اگر چه در چند سال اخیر پایاننامههای بیشتری بویژه در مقطع کارشناسی ارشد با موضوع تعزیه و آیینهای مذهبی ارائه شده است، اما از آنجا که کتابهای مرجع کمی در این عرصه وجود دارد، دانشجویان با مشکلات و کمبودهای زیادی روبهرو هستند.
برای همین ما باید جریان پژوهش در حوزه نمایش ایرانی و مذهبی را به بسترهای تازه و نو هدایت و از این فعالیتها حمایت مالی و پشتیبانی کنیم تا شرایط برای کار دانشجویان فراهم شود. وقتی از تئاتر غرب صدها کتاب نظری و پژوهشی در دسترس است و تعداد منابع در حوزه نمایش مذهبی و ایرانی انگشتشمار، چگونه میتوان انتظار داشت دانشجویان بتوانند یا بخواهند به این سمت بیایند.
پایاننامهها و پژوهشهای میدانی هم که کمتر نیازمند منابع مکتوب هستند، شرایط مناسبی از نظر کمیت و کیفیت ندارند.
چون تنها به چند مصاحبه با افراد دم دست خلاصه میشوند و از روشها و استنتاجهای علمی کمبهرهاند.
البته پژوهشهای میدانی وقت و هزینه بسیار بیشتری میبرند که اگر حمایت شوند و به نتیجه برسند، در حفظ و مستندسازی آیینهای عاشورایی بسیار تاثیرگذارند.
این پشتیبانی را نهادها و مراکز فرهنگی و مذهبی باید انجام دهند که متاسفانه چنین نمیکنند.
رسیدیم به مسوولیت مدیران نهادهای فرهنگی در ترویج و گسترش تعزیه و آیینهای عاشورایی. گفتید که آنان هم از جمله مخاطبان این همایش هستند. قرار است چه پیامی به مدیران و مسوولان منتقل شود؟
این که تعزیه نمایشی ایرانی است و نمونهاش در هیچ کجای دیگر پیدا نمیشود. این که آیینهای عاشورایی به سبب فرهنگ نواحی گوناگون کشور، آنقدر متنوع است که به تنهایی مجموعهای بزرگ و ارزشمند به لحاظ هنری را تشکیل میدهند. این که مراسم سوگواری محرم و عزاداری دستههای سینهزن و زنجیرزن در همه جای دنیا شناخته شده است و به عنوان بزرگترین سوگ مردمی از آن یاد میشود.
همه نهادها و سازمانهای فرهنگی، مذهبی و دانشگاهی باید دست به دست هم دهند و به صورت هماهنگ برای حفظ، گسترش، معاصرسازی و بهرهگیری از این میراث معنوی کوشش کنند.
اما یک مرکز یا موسسه واحدی باید باشد تا تمام این فعالیتها در آن متشکل شود.
این دقیقا همان آرزویی است که بسیاری از اهالی تئاتر و هنرهای نمایشی سالهاست در سر دارند.
راه افتادن پژوهشگاه کاربردی نمایشهای ایرانی که البته باید بسیار بزرگ و در حد و اندازههای شهرک سینمایی ساخته شود، میتواند ضامن حفظ این میراث کهن باشد، همچنین شناخت دقیق آن و تحولش برای جذب مخاطب امروزی.
در چنین مجموعه بزرگی، باید سالنهایی برای اجرای تعزیه، شبیه خوانی، نقالی، پردهخوانی و ... داشته باشیم و ساختمانهایی را به موزه، بایگانی اسناد و نسخ خطی و پژوهش اختصاص دهیم.
وقتی یک سالن کوچک اختصاصی برای تعزیه و دیگر گونههای نمایش ایرانی نداریم، تحقق چنین رویایی سخت است.
اگر به حفظ این نمایشها و آیینها علاقه داریم، باید به این سمت حرکت کنیم. ضرورتهای زمان همانطور که مسوولان را واداشت تا به مرور برای تهران چندین ترمینال اتوبوس در غرب و شرق و جنوب شهر بسازند، ایجاب میکند که در چندین نقطه پایتخت مجموعههایی چون تئاتر شهر ساخته شود.
ما هم امیدواریم چنین شود.
اگر میخواهیم این آیینها و نمایشها را حفظ کنیم و گسترش دهیم، باید در این راه قدم برداریم.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: