در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آشپزخانه قدیمی ساختمانی که در حدود 60 سال از قدمت آن میگذرد، افشین هاشمی پشت بوم صدا نشسته بود و با هر بار فرمان آغاز کارگردان، شروع به صحبت میکرد. او صدای تیپ دزد بود و با لهجه چاله میدانیها حرف میزد و انصافا بازی بدی هم نداشت. با اینحال پس از چند کات و در میان هر برداشت با او به گفتگو نشستیم. محور بحث ما با افشین هاشمی بیشتر پیرامون بازیاش در سریال گاو صندوق بود. سریالی به کارگردانی مازیار میری که هر شب از شبکه سوم سیما پخش میشود. هاشمی در این سریال در نقش غلامرضا، جوانی ساده و شهرستانی بازی میکند که پس از آزادی از زندان در دام کسانی میافتد که قصد دارند جواهر عتیقهای را از گاوصندوق مرد معتمد و امانتداری بدزدند. غلامرضا با بازی هاشمی به دلیل تخصصی که در بازگشایی قفل و رمزگشایی دارد، باید رمز گاوصندوق را بیابد آن هم در حالی که نسبت به خانواده پروانه (صاحبان گاوصندوق) عواطفی پیدا کرده است. با آن که مازیار میری و نویسندگان گاوصندوق اصرار ویژهای دارند که این سریال نقش اول ندارد اما میتوان غلامرضا با بازی افشین هاشمی را قهرمان این مجموعه دانست. با تمام این اوصاف و با توجه به پخش هر شبی این سریال در زمان مناسب و از شبکهای پرمخاطب و اینکه در کل این کار از لحاظ ساخت و فیلمنامه دارای کشش است، میتوان گاوصندوق را سکوی پرتابی برای افشین هاشمی دانست. بازیگر موفق تئاتر ایران، پس از چند حضور سینمایی از جمله بازی در فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی، حالا از زاویه جعبه جادویی بعد دیگری از بازیگری را تجربه میکند.
آقای هاشمی، الان در حال چه کاری هستید؟
همانطور که میبینید، در حال ضبط صدا برای یکی از اپیزودهای مجموعهای به نام «لطفا مزاحم نشوید» هستم اما در این اپیزود بازی ندارم.
در کدام اپیزود بازی دارید؟
در اپیزود اول که من و باران کوثری هستیم. در این اپیزود من صدای دزدی را که کیف یک روحانی را دزدیده، اجرا میکنم.
برسیم به گاوصندوق؛ گویا این کار را باید جدی ترین کار تلویزیونی شما به حساب آورد.
همه کارهای من تا الان جدی بودند...
به عنوان نقش اول...
بله، از آن نظر، در تلویزیون شاید این طوری هم بشود گفت.
از بازی در گاوصندوق راضی هستید؟
صددرصد، چون به نظرم کار، کار خوبی است. گاوصندوق متن و کارگردانی خوبی دارد.
چه شد که بازی در این سریال را پذیرفتید؟
مازیار میری کارگردانی است که کار کردن با او را دوست داشتم، ضمن اینکه به نظرم گاوصندوق چینش خیلی خوبی داشت.
شما توسط حبیب رضایی به این کار دعوت شدید؟
بله، حبیب رضایی با بازیهای من آشنا بود و برای این کار به سراغم آمد. به نظرم مجموعه بازیگرانی که او برای این سریال در نظر گرفته بود، تیم خوبی را میساخت که این دلیل خوبی برای اینکه من در این سریال بازی کنم به حساب میآمد.
شما در 3 عرصه سینما، تلویزیون و البته تئاتر فعالیت داشته اید. آیا اصولا تفاوتی میان نوع بازیگری هرکدام از این مدیومها قائل هستید؟
نه، من معتقدم که اصولا هیچ تفاوتی وجود ندارد.در اینکه هر نقش و هر اثر شرایط خاص خودش را دارد، اما آنچه حائز اهمیت است خود بازیگری است. به نظرم تفاوتی در این زمینه وجود ندارد.
به قول خودتان همه کارهایی که انجام دادهاید جدی بودهاند، اما قبول دارید که از این پس با گاوصندوق ممکن است به شهرت فراگیری برسید؟
بله، اماشهرت تلویزیون مال دو سه ماه است و با پایان یافتن آن برنامه و آمدن خوراک و برنامههای جدید طبیعی است که فراموش شده و کارهای جدید هستند که در مرکز توجه قرار میگیرند. نباید یادمان برود که در تلویزیون این مخاطب نیست انتخاب میکند اما در سینما قضیه کاملا فرق میکند. در آنجا مخاطب انتخاب میکند و براساس همین انتخاب از خانه خارج شده و برای تماشای فیلم به سالن میرود. با این اوصاف شهرت تلویزیون کوتاه و زودگذر است اما در سینما این ماندگاری خیلی بیشتر است.
یعنی معتقدید که در تلویزیون بازیها ماندگاری ندارند؟
البته که بازیهایی هستند که در تلویزیون ماندگار میشوند اما این بازیها از کیفیت بسیار بالایی برخوردارند. به نظرم درست بازی کردن مهم است و در نهایت همه چیز به این موضوع ختم میشود.
خیلی از بازیگران نسبت به تصویر خود حس خوبی ندارند. شما با توجه به اینکه بیشتر روی صحنه تئاتر هستید چه حسی نسبت به تصویرتان دارید؟
چه حسی...؟!
مثلا سارا برنارد یکی از بازیگران بزرگ تئاتر دنیا وقتی در یک فیلم بازی کرد، با دیدن تصویر خودش کارش به آسایشگاه روانی کشید...!
آها... نه من تصویر خودم را میبینم تا بتوانم آن را اصلاح و تقویت کنم. البته خیلی از کارگردانان اجازه نمیدهند که بازیگر در حین فیلمبرداری تصویرش را ببیند. مثل آقای بیضایی در فیلم وقتی همه خوابیم اجازه این کار را به بازیگرهایش نمیداد، اما اگر کارگردانی اجازه دهد من حتی حین کار هم تصویرم را میبینم.
حالا که سریال پخش میشود، از عملکرد خودتان راضی هستید؟
من نباید در این باره حرف بزنم.
این چیزی که ما میبینیم چند درصد از توانایی بازی افشین هاشمی است؟
چند درصد؟ من نمیتوانم و نمیخواهم تشخیص بدهم که چند درصد بوده ام. ترجیح میدهم در این رابطه نقدهای کارشناسان را بشنوم، چون فکر میکنم این است که به کیفیت بازی من کمک میکند. اما با این حال طبیعی است که هر بازیگری صد درصد از خودش راضی نباشد.
هدفتان در بازیگری چیست؟ آینده را کجا میبینید؟
واقعا نمیشود راجع به آن حرف زد، چون همیشه بازیگر یک خروجی و یک ورودی دارد. خروجیها همواره در حال کم و زیاد شدن هستند و طبیعی است که اگر بازیگر ورودیاش قطع بشود، خروجیاش نیز ناخودآگاه تمام خواهد شد. نمیدانیم کی و چگونه،چند ماه بعد و یا چند سال بعد! تنها زمان مشخص میکند که میزان ورودی و خروجی یک بازیگر چگونه خواهد بود. به همین دلیل من فقط به آن لحظه و آن نگاه میکنم. چقدر خوب، چقدر بد را شما باید بگویید.
سبک خاصی را در بازی دنبال میکنید؟ ایدهتان نسبت به بازیگری چیست؟
برای هر چیزی که بخشی از جنون را همراه خودش دارد نمیتوان فرمولی تعیین کرد. فرمول ثابتی ندارد چون همیشه یک شکل نمیشود به یک نقش رسید. شما ممکن است همیشه با یک فرمول و یک شکل مشخص تمرین کرده باشید و حتی به نقش رسیده باشید، اما یک دفعه ممکن است به نقشی برسید که روشهای قبلی جواب ندهد. ممکن است که قبلا موثر بوده و جواب داده باشد، اما این موضوع را خود نقش میگوید که چگونه باید بازیاش کرد. من برای خودم سعی میکنم همه شکلهایی را که هست امتحان کنم حالا اگر نمیشود آن را آموخت، میشود دید شاید یک جایی به درد بخورد.
سطح بازیگری ما را در این روزها چگونه ارزیابی میکنید؟
هرچیزی قواعد خودش را داشته و هیچ چیزی به طور مجرد وجود ندارد. شما درباره الی را ببینید. همه بازیها خوب هستند اما در یک فیلم متوسط بازی خوبی نداریم. در فیلم خوب بازیها هم خوب است، اما در یک فیلم بد شما نمیتوانید خوب بازی کنید.
امید ذاکرینیا
کارنامه
با اصغر فرهادی
افشین هاشمی را شاید مخاطبان عام تلویزیون بهتازگی و از سریال گاو صندوق شناخته باشند، اما این بازیگر اولین بار در سریال داستان یک شهر، سریالی که اصغر فرهادی کارگردان فیلم سرشناس درباره الی آن را میساخت بازی کرد. هاشمی در اینباره میگوید: «در سال 1379برای یکی از قسمتهای سریال داستان یک شهر در این سریال نقش یک سرباز را بازی کردم.» داستان یک شهر از سریالهایی بود که با توجه به سطح کیفی و تم اجتماعیاش، خیلی کمتر از استحقاقش، مورد توجه قرار گرفت.
با محمد رحمانیان
اما بیشترین فعالیت تلویزیونی افشین هاشمی با محمد رحمانیان، نویسنده و کارگردان تئاتر و تلهتئاتر است. هاشمی در کارهای «مسافرخانه سعادت»( 87)، «توی گوش سالمم زمزمه کن»( 85) و «بلندگوهای افسانهای»( 87) رحمانیان بازی کرده است، اما برای هر بازیگری، یک کار میتواند سکوی پرتاب باشد و به نظر میرسد برای هاشمی هم گاو صندوق حکم سکوی پرتاب را خواهد داشت. البته هاشمی به غیر از گاو صندوق در سریالی دیگر به نام «سایه تنهایی» اثر بیژن شکرریز (1385) نیز بازی کرده است.
سینما
در سینما هم کارنامه افشین هاشمی کارنامه پروپیمانی به نظر میرسد. در کارنامه سینمایی افشین هاشمی این فیلمها وجود دارند: «آن که دریا میرود( »آرش معیریان)؛ «پابرهنه در بهشت( »بهرام توکلی)؛ «به نام پدر( »ابراهیم حاتمیکیا)؛ «خیلی دور، خیلی نزدیک»؛ «راه رفتن روی ریل( »بابک شیرین صفت)؛ «کودک و فرشته( »مسعود نقاشزاده)؛ «وقتی همه خوابیم( »بهرام بیضایی)؛ «لطفا مزاحم نشوید( »محسن عبدالوهاب.)
انتخاب بازیگر، بازیگردانی
اما فعالیتهای این بازیگر جوان تنها به بازیگری محدود نمیشود. هاشمی علاوه بر نویسندگی و کارگردانی کار بازیگردانی و انتخاب بازیگران را نیز انجام داده است. «در میان ابرها( »روحالله حجازی)؛ و «راه رفتن روی ریل( »بابک شیرین صفت)؛ دو کاری هستند که مسوولیت انتخاب بازیگران و بازیگردانی آنها بر عهده افشین هاشمی بوده است.
نویسنده و دستیار کارگردان:
افشین هاشمی که دستی هم در نوشتن دارد، در نوشتن فیلمنامه و نمایشنامه و داستان کوتاه کارنامه پرباری دارد؛ «چنانت دوست میدارم...» برای یک فیلم تلویزیونی: (1386)، داستانهای کوتاه: شبی پر از خوشی (1386) - عدل الهی (1375- ) مگسها (1374- ) گل راز (1373- ) سفرنامه (1375) و نمایشنامه: چهارصحنه از یکبازی (1383- ) سه ظرف خالی (1382- ) پرواز به تاریکی (1381- ) هتل ایران (1381- ) هدیه جشن سالگرد (1381- ) حسن و دیو راه باریک پشت کوه (1381- ) چنانت دوست میدارم (1378- ) سخنرانی (1373)
اما در زمینه دستیار کارگردانی او در فیلم «وقتی همه خوابیم» دستیار بهرام بیضایی بوده است.
جوایز
او متولد 1354 است و لیسانس شیمی و فوق لیسانسش در رشته تئاتر گرفته است. او چند بار موفق به گرفتن جوایزی شده که به شرح زیر است:
نامزد بهترین بازیگر نقش مکمل برای فیلم «کودک و فرشته» بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر (1387)
نامزد بهترین بازیگر مرد بخش درام، جشن دنیای تصویر برای بازی در مجموعه نمایشی تلویزیونی نیمکت (1385)
دریافت تندیس بهترین بازیگر «هدیه جشن سالگرد» جشنواره پراگ (1384)
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل، برای بازی در فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک» نهمین جشن خانه سینما (1384)
دریافت جایزه بهترین بازیگر از طرف سازمان ملی جوانان در بخش جنبی بیست و سومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر برای فیلم «خیلی دور، خیلی نزدیک»( 1383)
دریافت جایزه بهترین بازیگر «تک سلولیها» خانه تئاتر (82)
دریافت سیمرغ بلورین بازیگر نقش مکمل مرد، بیست و پنجمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر برای بازی در فیلم «پابرهنه در بهشت»( 1385)
دریافت جایزه دوم بازیگر مرد «هفتپرده از قصههای پشت پرده» از جشنواره تئاتر دفاع مقدس (1383)
دریافت جایزه سوم بازیگری مرد «زائر»( حمید امجد)، دوازدهمین جشنواره نمایشهای آیینی سنتی (1382)
دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد «با مسیح به صلیب میکشند، با ما چه میکنند»( روزبه حسینی)، بیستمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر (1380)
دریافت جایزه سوم بازیگری مرد «آپارتمان( »علی مقدم)، ششمین یادواره تئاتر دفاع مقدس (1378)
دریافت جایزه سوم بازیگری مرد و جایزه دوم متن «هتل ایران»، دوازدهمین جشنواره نمایشهای آیینی سنتی (1382)
دریافت جوایز دوم متن و تقدیر بازیگری «کاتالیزور»( حسن تسعیری)، هشتمین یادواره سراسری تئاتر دفاع مقدس (1380)
دریافت جوایز بازیگر و متن اول در بخش نمایشهای کوتاه «درستکارترین قاتل دنیا»، سومین جشنواره تئاتر آتشکار اصفهان (1375)
دریافت جایزه بازیگر اول مرد «درستکارترین قاتل دنیا»، یازدهمین جشنواره تئاتر دانشجویان (1376)
دریافت هدیه جشن سالگرد روشنک روشن تهران، تالار نو (1384)
دریافت جایزه چک، نهمین جشنواره بینالمللی هنر عروسک، چک
دریافت جایزه فنلاند، جشنواره بینالمللی سیاه وسفید
دریافت جایزه روسیه، جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی
موسیقی
گویا از هر انگشت افشین هاشمی ما یک هنر میبارد؛ چون او در زمینه موسیقی هم بسیار فعال است. او نوازنده کمانچه است و در کنسرتهای زیادی هم برنامه اجرا کرده است. از جمله این آثار نواختن کمانچه در سی.دی لالاییها (1388)
«مجلسآراییهای دوره قاجار» به سرپرستی حسین حمیدی تهران، فرهنگسرای نیاوران (1387)
گروه خنیا به سرپرستی پری ملکی، تهران، تالار وحدت (1382)
گروه خنیا هجدهمین جشنواره موسیقی فجر تهران، تالار اندیشه (1381)
گروه خنیا به سرپرستی پری ملکی، تهران، تالار وحدت (1380)
گروه موسیقی ایرانی به سرپرستی علیرضا فرهنگ، Superieure Ecole Normale پاریس؛ 2001 (1379)
گروه داروک به سرپرستی و آهنگسازی سیامک جهانگیری، تهران، حوزه هنری تالار اندیشه (1376)
گروه آفتاب تهران، فرهنگسرای شفق فرهنگسرای ابنسینا (1375)
گروه همت به سرپرستی حسین همتآبادی نیشابور، فرهنگسرای سیمرغ (1375)
گروه آفتاب به سرپرستی رضا فیاض تهران، تالار رودکی (1381)
گروه خنیا به سرپرستی پری ملکی، تهران، تالار وحدت (1383)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: