در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«از امروز همه چیز شروع میشود» عمده اقشار جامعه در فیلم ماجراهای خود را دارند. بچهها با خانواده، پدرها و مادرها، همکلاسیها و حتی معلمهای آنان. ضمن اینکه قرار نیست در این فیلم فقط شعار داده شود. دوربین تاورنیه میآید و قلب فرانسه را نشان میدهد، اما نه برای نشان دادن مغازههای شیک و خیابانهای اعیانی، بلکه برای نمایش فقر و نداری مستتر در جامعه امروزی این کشور مدرن!پس از ساخت این فیلم؛ تاورنیه به کسی پاسخگو نشد و اعتقاد داشت حرفهایی را زده است، اما مطبوعات زرد فرانسوی و بلژیکی اعتقاد داشتند تاورنیه سیاهنمایی کرده است.
اگر به 10 سال پیش برگردیم حال و هوای روز فرانسه اینگونه نبود و همه از عدم ثبات مینالیدند و تاورنیه بدرستی هدف رفتن بنیانهای اجتماعی در فیلمش را نشان داده است. داستان فیلم ابتدا از یک مهدکودک شروع میشود و ابتدا به ساکن نیز همه چیز عادی است، اما پس از اتفاقی که روی میدهد، دوربین تاورنیه به سمت و سوی طبقاتی از اجتماع میرود که گویی از طرف دولت و از سوی مردم به فراموشی سپرده شدند.
ظهر یک روز به عادت همیشگی، دنیل لوفور بیرون از مهدکودکش میایستد تا والدین بیایند و بچهها را با خود به منزل ببرند. درگیر و دار رفت و آمد والدین و در میان خندههای بچهها، هیچ چیز خوب و خوشی دیده نمیشود. مدتی میگذرد و پس از اینکه به نظر میآید همه بچهها به همراه والدینشان مهد را ترک کردهاند، دنیل با کودکی روبهرو میشود که هنوز تنها بیرون ایستاده و مادرش بسراغش نیامده است. پیگیری دنیل به جایی نمیرسد و کودک نیز حرفی به زبان نمیآورد تا اینکه سروکله مادر پیدا میشود با ظاهری اسفناک و بسیار ترسان و ویران و پریشان.
مادر سریعا بچه را به بغل میگیرد و قصد رفتن دارد که به زمین میخورد. این اتفاق باعث میشود شدیدا شرمنده گردد و تا لوفور بیاید به خودش بجنبد، مادر رفته است بیآنکه فرزندش را با خود ببرد. پس از پرس و جوهای بسیار، لوفور کودک را به منزل میرساند. اوضاع و احوال خانه آنها و زندگی اسفبارشان و همچنین فقر مطلقی که در آن ناحیه و در بین همسایگان وجود دارد لرزه بر تن هر انسانی میاندازد.
دنیل لوفور تصمیم میگیرد با پیدا کردن راهکارهایی به این بچهها و خانوادههایشان کمک کند. سامیا دوست سالیان پیش او که دست بر قضا یک مددکار حرفهای متعهد و کارکشته هم هست به لوفور میپیوندد و این دو به کمک خیرین دیگر تلاش میکنند تا آنجا که امکان دارد چهره فقر را از آن محله بزدایند. به قول سامیا: «از امروز همه چیز آغاز میشود.»
فیلم تاورنیه یک خط سیر بسیار عادی را دنبال میکند و ممکن است روایت خلاصه داستان فیلم حتی کسلکننده و تکراری به نظر برسد. در حالیکه اینگونه نیست. بسیاری از داستانهای سینما به مقوله فقرزدایی و کمک به همنوع پرداختهاند، اما در درام شعار گرفتار آمدهاند.
در حالیکه «از امروز همه چیز شروع میشود» قدم به قدم فعالیتهای اجتماعی عینی و واقعی را به تصویر میکشد.
مهمتر از این، بحث بیخبری است. تاورنیه در گفتگوهای خود پس از اکران این فیلم به موضوع بیخبری اشاره کرده بود و این که بچههای ما در سر کلاس همگی یکسان دیده میشوند؛ در حالی که ممکن است کودکی رنجشی و دردی داشته باشد که در صورتش هویدا نیست. این بیخبریها داد و بیداد میکند. هیچکس از دیگری باخبر نیست و اینگونه فقرا دفن میشوند.
در دقایق 40 به بعد از فیلم امروز همه چیز شروع میشود، ما دیگر نه کاری به مهدکودک داریم و نه به کاراکتر دنیل لوفور مدیر این مهدکودک، لوفور از این دقایق و بعد از دیدن اوضاع رقتانگیز مردم فقیر، تمام همتش را مصروف این مهم میکند تا بار خاطری را از روی دوش نحیف این کودکان بردارد. این پرداخت تاورنیه ارزش دارد و او به ظرافت و دقت این مهم را انجام داده است. ضمن اینکه در فیلم دقت را به بازی بیهوده حرافی نکشانیده است.
برای مثال صحنههایی در فیلم موجود است که مقامات رسمی شهرداری میآیند و یقه لوفور و سامیا را میگیرند مبنی بر اینکه خدمات اجتماعی و رسیدگی به آنها کاری است که دولت انجام میدهد و بیرون از قانونمندی کسی نمیتواند سر خود به این امور برسد. در این صحنهها طبق عرف مرسوم اصلا کشمکشهای زیادی دیده نمیشود. چرا که تاورنیه اینجا نیز حرف تصویری برای گفتن دارد. هر وقت مسوولان محلی میآیند و میخواهند جلوی لوفور و سامیا را بگیرند؛ این 2 مفری قانونی یا غیرقانونی پیدا میکنند و از شر این ماموران خلاصی مییابند. به جای این که مدام به حرافیهای رایج بپردازند. از امروز همه چیز شروع میشود؛ فیلمی مربوط به یک سال یا دهه نیست. موضوع فیلم؛ کرامت انسان است و این که چطور در این روزگار این شان آدمی توسط عدهای زیر پا گذاشته میشود. فیلم تاورنیه همیشه فرصت دیدن برای تماشاگر باقی میگذارد و همچنین در آخرین گام؛ قضاوت نهایی را به عهده آنان میگذارد و همین امر باعث میشود که وجدانها بیدار شوند یا به سبب عدم قضاوت و عدم احساس وظیفه در این رابطه باز هم در خواب و خاموشی به سر ببرند.چرا که درگیرودار رسیدگی به بچههای فقرا؛ میبینیم که جدای از مقامات رسمی عدهای اگرچه این اقدامات را تایید میکنند اما از انجام کوچکترین کار نیز کنار میکشند و اعتقاد دارند این وظیفه مقامات است نه شهروند که برای فقرزدایی پا پیش بگذارد و اصلا انجام این کارها باعث میشود که دولت وظیفهاش را فراموش کند.
وجود چنین شخصیتهایی اگرچه در فیلم واقعا هوشمندانه است اما ابتدا به ساکن ممکن است احمقانه به نظر برسد که مگر میشود اشخاصی پیدا شوند که کمک در یک پروژه فقرزدایی را فقط در ذات تایید کنند اما کوچکترین فعالیت عینی حتی دادن یک اسکناس ده فرانکی از جیبشان را برنتابند. امیدواری به آینده نیز یکی از موضوعات اصلی فیلم است. در واقع از لحظهآی که دنیل کودک را بغل میکند و پرسان پرسان به منزلش میرسد تا وقتی که او با صحنه زندگی اسفناک این کودک و خانوادهاش روبهرو میشود؛ همگی در نهان حکایت از این دارند که آیندهای در راه است. دیالوگهای فیلم نیز در این رابطهاند و عنوان اصلی فیلم هم بر همین مهم تکیه میکند.
درباره کارگردان
برتران تاورنیه (Bertrand Tavernier) فیلمساز 68 ساله فرانسوی؛ یکی از فعالترین سینماگران اروپایی در زمینه ساخت آثار اجتماعی به شمار میآید. «از امروز همه چیز شروع میشود» درحقیقت بیست و هفتمین فیلم سینمایی است که او کار کرده که فیلمی مربوط به 10 سال پیش است. در حال حاضر 33 فیلم در کارنامه حرفهای تاورنیه به چشم میخورد که عمدتا فیلمنامههای آنان را نیز خودش نگاشته است. این کارگردان فرانسوی که سابقه کسب جوایز معتبر بفتا (اسکار انگلیسی) و همچنین شیر طلایی برلین را در کارنامهاش دارد؛ موفق به کسب جایزه معتبر و به تعبیری اسکار فرانسوی هم شده. تاورنیه برای کاپیتان کونان در سال 1996 جایزه «سزار» را از آن خود کرده بود. تاورنیه که عمدتا هر 3 یا 4 سال یک بار فیلمی میسازد؛ آخرینبار با فیلم «غبار برقی» که امسال اکران شد؛ دوباره به صحنه برگشته است.
«امروز همه چیز شروع میشود» به تعبیری یکی از بهترین ساختههای تاورنیه شناخته شده است.
مهدی تهرانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: