با امید زندگانی، بازیگر و مجری

بازیگری ام فدای اجرا می‌شود

امید زندگانی از تحصیلکرده‌های سینمای ما است و از شاگردان استاد حمید سمندریان.این بازیگر عرصه سینما و تلویزیون در آثاری چون فراری، پسران آجری، مقلد شیطان و ... حضور داشته و بتازگی نیز در مجموعه اکشن عملیات 125 در شبکه تهران به ایفای نقش پرداخته است.
کد خبر: ۳۰۱۵۶۳

زندگانی از نخستین بازیگرانی است که اجرای برنامه‌های تلویزیونی را نیز تجربه کرده و مورد پذیرش مخاطب قرار گرفته است.

او اجرای یک بخش تخصصی را در برنامه صبحگاهی شبکه 5 سیما (صبح تهران) برعهده دارد.
بهانه گفتگوی ما با زندگانی حضور او در کسوت اجرا و پاسخ‌های او درباره بازیگری و اجراست.

کار در حیطه بازیگری و اجرا، چه ریشه‌های مشترکی دارد؟

فکر می‌کنم اجرا به نوعی زیرمجموعه‌ای از هنرپیشگی و بازیگری است، با این تفاوت که یک بازیگر در محدوده شخصیتی که به جای او ایفای نقش می‌کند، قرار دارد ولی یک مجری عواطف و احساسات خودش را نسبت به موضوعی که بیان می‌کند، با توجه به اصول نمایشی، نشان می‌دهد و سعی می‌کند با مخاطب همدلی و همزادپنداری کند.

وقتی شما به عنوان بازیگر، کار اجرا را شروع کردید این کار جا افتاده بود؟

زمانی که من اجرای تلویزیونی را شروع کردم، خیلی باب نبود که بازیگران اجرا را هم انجام دهند. در برنامه‌ای به نام «از خواستگاری تا ازدواج( »سال 75) من برای اولین بار در کسوت مجری حضور یافتم و خوشبختانه آن برنامه برای عموم مخاطبان جذاب بود. به تدریج وارد اجرا شدم و چون چهره‌های تلویزیونی پس از قرارگیری در کسوت مجری به چهره‌ای تکراری برای مردم تبدیل میشوند، این فرهنگ هنوز جا نیفتاده بود. من از همان زمان مبارزه‌ام را برای باقی ماندن در این حوزه آغاز کردم. این در حالی است که در هالیوود نیز مجریانی را داریم که قبلا بازیگر بودند یا برعکس. نمونه با ارزش، نیک,ل کیدمن است که الان میلیون‌ها دلار دریافت کرده که در کنار هنرپیشگی کار اجرا را نیز انجام دهد. در حال حاضر و بعد از گذشت چند سال، تازه میببینیم هنرپیشه‌های خوب کشورمان هم کار اجرا می‌کنند و ظاهرا قبح این قضیه شکسته شده.

پس این چیزی که شما به عنوان قبح برای ورود بازیگران به حیطه اجرا یاد می‌کنید، ابتدا امری غیرحرفه‌ای تلقی می‌شده؛ یعنی بازیگرانی که می‌خواستند وارد حیطه مجری‌گری شوند، از نظر عده‌ای آدم‌های غیرحرفه‌ای بودند؟

نمی‌خواستند؛ بلکه از آنها خواسته می‌شد که وارد این حیطه شوند. بله دقیقا همین است که شما می‌گویید. ابتدا یک کار کاملا از پیش تعریف شده نبود، یک آزمایش بود برای افرادی که هنرپیشه هستند و می‌توانند با دستانشان و حالت صورت و حرکات بدنشان بازی کنند. در حالی که هر هنرپیشه‌ای نمی‌تواند کار اجرا کند و هر مجری نیز نمی‌تواند بازیگر باشد. چرا؟ به این دلیل که یک هنرپیشه اگر فقط محدود به دیالوگ‌هایی که در اختیار دارد، باشد، نمی‌تواند درباره یک موضوع عمومی بحث و صحبت کند. ذهنش از واژه‌ها و کلمات مترادف عامیانه و ادیبانه پر نیست.

یکی از ویژگی‌های عمومی که یک مجری و بازیگر باید داشته باشد، اعتماد به نفس اوست. چشم در چشم و رو در رو ارتباط برقرار کردن با مخاطب مهم است. او نباید از دوربین وحشت داشته باشد، اما حتی نمی‌توانیم بگوییم تحصیلات آکادمیک خیلی مهم است. چیزی که مهم است، این است که مجری واقعا آکتور باشد. واقعا آن، «آن» و جوهره را داشته باشد و زندگی را از زیر ذره‌بین نگاه کند. بسیاری از مطالعات ما محدود به باز کردن یک کتاب در یک محیط آرام نیست. تماشای تلویزیون، شنیدن رادیو، صحبت کردن با همدیگر و... همه اینها روش‌هایی از مطالعه است. کسی که تشنه یادگیری است هر لحظه اطلاعات را از محیط اطراف و مخاطب و طبیعت محیط زندگی‌اش دریافت می‌کند و در ذهنش جای می‌دهد.

بازیگر از نظر حرفه‌ای می‌تواند در حیطه اجرا نیز فعالیت کند؟

اگر هنرپیشه خوبی باشد، بله.

تعدادی از بازیگران هستند که به عنوان افرادی موفق در بازیگری از آنها یاد می‌کنند ولی وقتی همین افراد در مسند اجرا می‌نشینند، خیلی به دل مخاطبانش نمی‌نشینند. دلیلش چیست؟

اگر من کارشناس خوبی در یک بخش هستم، دلیل نمی‌شود مجری خوبی هم باشم. چنین بازیگرانی در یک بخش ممکن است توانا باشند، ولی اگر آنها را در قالبی نادرست جای دهید، طبیعی است که اتفاق خوبی نمی‌افتد. ضریب هوشی و سرعت عمل بالا برای یک مجری یکی از ویژگی‌های مهم است که بتواند در لحظه از هر یک از بخش‌های ذهنش کمک بخواهد و تصمیم‌گیری کند. سرعت تطبیق با شرایط، به مرور زمان برای هنرپیشه‌ای که می‌خواهد کار اجرا کند در جذابیت کاری او تاثیرگذار است. اجرا و به اصطلاح خارجی‌اش شومنی کردن، به این معنی است که فردی بتواند در‌لحظه بهترین تصمیم را بگیرد و خودش را با هر‌شرایطی وفق دهد و تغییر کند. این کار برای تمام بازیگران میسر نیست. ما از همه نمی‌توانیم توقع یکسان داشته باشیم. به هر حال یکی از ویژگی‌های یک مجری که بازیگر نیز هست، سرعت عمل و سرعت تطبیق بالاست. این را نمی‌توان از همه انتظار داشت؛ مگر این که همه مجریان از یک دانشگاه عبور کرده باشند و الگویی علمی موجود باشد تا انتخاب راحت‌تر شود.

ما در زمینه تاک‌شوهای تلویزیونی شاهد کپی‌برداری‌های ناقص از نمونه‌های خارجی هستیم، در زمینه حضور بازیگران در حیطه اجرا نیز چنین مساله‌ای صادق است؟

خیر، چون در ابتدا این قضیه آنقدر فراگیر نبود که مسوولان، خیلی به آن پرداخته باشند. اگر باب شده بود و حتی یک تغییر دست و پا شکسته‌ در نمونه‌ای خارجی بود، لطمه به حرفه بازیگری کسانی که کار اجرا می‌کردند، نمی‌زد. آنجا اگر بازیگر مجری شده است یا برعکس، لطمه‌ای به حیطه فعالیتش نخورده است ولی اینجا می‌بینیم که وقتی یک بازیگر می‌شود مجری، محو می‌شود.

این یک تجربه بود. وقتی انجام شد، دیدیم که در جای دیگر هم انجام می‌شود. آنجا لطمه‌ای هم به چهره بازیگران نخورده است، پس می‌شود این تجربه را بسط و گسترش داد. این بتدریج تطبیق‌‌دادنها، نشانه آن است که الگوبرداری انجام نشده.

این لطمه خوردن‌ها به سابقه هنری افراد تجربه خوشایندی نبود. پس چرا هنوز هم ادامه دارد؟

چون شکسته شد و کم‌کم‌جا افتاد.

یعنی می‌توان نتیجه گرفت که این جا افتادن نتیجه دستمزدهای بالاتر اجرا نسبت به بازیگری است؟

بله. دستمزدها برای اجرا بالاتر از بازی است.

پس دغدغه نان خیلی‌ها را به ورطه اجرا می‌کشاند؟

خب بله، ولی به شرط این که به تعارف کشیده نشود. یعنی این که این‌طور تلقی نشود که بازیگران نباید به دنبال زندگی بهتر باشند!

وقتی ما تکنیک‌هایی مثل گریم، نورپردازی و... را داریم و باز هم من هنرپیشه نمی‌توانم خودم را نشان دهم و به شما این فراموشی را القا کنم که 2 روز پیش در یک برنامه من را دیدید که حرف زدم، حالا گریم شده‌ام و جای شخصیت دیگری بازی می‌‌کنم، به این دلیل نیست که اجرا به بازی لطمه می‌زند! من هنرپیشه نتوانسته‌ام شخصیت‌پردازی درستی داشته باشم. این مشکل من است نه مشکل این جریان. شما کل جریان را به دلیل عدم توانایی فرد زیر سوال نبرید. اگر ما مجری بازیگر خوب نداریم، حمل بر این نکنیم که اصلا اشتباه است که از بازیگر به عنوان اجرای برنامه استفاده کرد.

این را چون در مقوله اجرا موفق عمل می‌کنید می‌گویید؟

نه، من موفق نبودم. چون هنوز هم بازیگری من فدای اجرا می‌شود. این کار خیلی بهتر است که شغل دیگری انتخاب کنم که هیچ ارتباطی به کارم ندارد. چه بهتر که حداقل در شغلی باشم که نزدیک به کارم باشد. حداقل اقناع روحی می‌شدم.

قیمت امید زندگانی در اجرا بیشتر است یا بازیگری؟

اجرا. خیلی دلم می‌خواست در بازیگری این‌‌طور باشد.

چرا این اتفاق نمی‌افتد؟

شاید بازی‌ام خوب نیست( !می‌خندد)‌

این تفاوت مالی در اجرا و بازیگری امری طبیعی است یا فقط در مورد شما صدق می‌کند؟

نمی‌دانم، چون ما اطلاعی که از دستمزد همکارانمان نداریم، جز این که به تازگی برخی مسائل درباره دستمزد دوستان سینمایی برملا شده است.

تعدادی از این مجریان دراصل بازیگر، نادرست انتخاب می‌شوند. آیا در حیطه بازی نیز در جای اصلی و حق خود نشسته‌اند؟

اگر ملاک تحصیلات باشد، نه! اگر ارتباط و چهره باشد، بله! اگر چهره‌های گیشه‌ای ما در سینمای معناگرا حضور یابند که در آن باید یک بازی حسی و زیرپوستی داشته باشند،‌ آیا می‌توانند موفق باشند؟ پس ناگزیر می‌رویم سراغ پیشکسوتانمان.

طبیعی است، چون صنعت سینمای ما در دست سینمادارهاست.

چون سینمای ما فدای گیشه می‌شود و اینجاست که تکنیک بازیگری و سوژه‌های بکر و هنرمندانه نیز فدا خواهد شد. برای همین می‌بینیم که تلویزیون جلو می‌زند و هنرپیشه‌های سینمای ما به حضور در تلویزیون گرایش پیدا می‌کنند. من چند وقت پیش شنیدم که در یکی از نشریات، مطلبی نوشته بودند درباره دستمزد هنرپیشه‌‌های تلویزیون و سینما و تبعات آن را در میان همکارانم دیدم. اولا نمی‌دانم این آمار از کجا آمده است؟ چون قراردادهای هر فرد فقط بین خود او و تهیه‌کننده است؛ اما اگر این اعداد و ارقام نزدیک به واقعیت باشد، کلیت این آمار اشتباه نیست. قیاسی در جامعه پدید می‌آید که چرا فلان هنرپیشه جوان دستمزدش از فلان هنرپیشه که سال‌ها خاک صحنه خورده و مردم هم او را دوست دارند، بیشتر است؟ ما پرچمدار حرکتی هستیم که نسل جدید را با سینما آشنا می‌کند، نه حرکتی در گیشه که تهیه‌کننده هدف‌گیری کرده است. پس این کلاس‌های بازیگری و دانشگاه و دانشجویان فارغ‌التحصیل بیهوده است؟ در واقع دادن برخی اعداد و ارقام، نوعی چالش پنهان است.

آزاده خواجه‌نصیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها