در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساعت 5/3صبح مراسم تمام شد و من و دخترم به محل قرار رفتیم تا همسرم بیاید. 10 تا 15 دقیقه صبر کردیم و نیامد ! یواش یواش مردم سوار ماشینهایشان شدند و رفتند. هیچ کس نماند؛ فقط یک ماشین پلیس جلوی مصلی بود که آن هم وقتی تمام مردم رفتند، رفت. من و دخترم ماندیم و سکوت نیمهشب و چند جوان که آن طرف خیابان روی پلهای نشسته بودند و بر وحشت من بیشتر میافزودند.
هوا سرد بود و نمیدانستم چه بر سر شوهرم آمده؟ چرا دنبالم نیامد؟ فکر میکردم حتما اتفاق بدی افتاده که من و دخترم را ساعت 5/3 شب در شهری غریب رها کرده و دنبالمان نیامده و این فکر بدنم را میلرزاند.
با هر حرکت آن جوانها بیشتر میترسیدم، اما توسل به حضرت علی (ع) آرامم میکرد و میگفتم حضرت آبروی مرا نگه میدارد و کمکم میکند. آنقدر من و دخترم گریه کرده بودیم که به سکسکه افتادیم. هرازگاهی ماشینی میآمد و میخواست ما را سوار کند، اما من میترسیدم و آنها هم میرفتند. تا ساعت 5/4 همانجا ایستادیم یعنی یک ساعت نگران، مستأصل، تنها، لرزان، گریان و وحشتزده. مانده بودیم که چه کار باید بکنیم. خدا هیچ کس را در شرایط آن وقت من قرار ندهد که واقعا شرایط بدی است.
دردسرتان ندهم؛ ساعت 5/4 یک پیکان نگه داشت که کنار راننده پسربچهای و عقب هم خانمی نشسته بود. خانم در ماشین را باز کرد و به من گفت: خانم کجا میروید؟ برسونیمتان؟ من هم که از شدت گریه به هقهق افتاده بودم، با دیدن خانم خوشحال شدم و بعد از چند لحظه که توانستم برخودم مسلط شوم، مسیرم را گفتم. در راه برایشان تعریف کردم که قرار بود همسرم بیاید و نیامده و نگرانش هستم. خلاصه به منزلمان رسیدیم و وقتی زنگ در را زدم، همسرم آیفون را جواب داد و آمد جلوی در. با گریه به شوهرم گفتم چرا دنبالمان نیامدی؟ و او هم با تعجب پرسید: مگر مراسم تمام شده؟
گفتم یک ساعت است که ما کنار خیابان ایستادهایم. او هم گفت من برای ماشین جای پارک پیدا نکردم برای همین آمدم مسجد محل خودمان و وقتی مراسم مسجد تمام شد، آمدم خانه و از تلویزیون «پخش زنده» مراسم مصلی را دنبال کردم تا وقتی تمام میشود بیایم دنبال شما و هنوز هم مراسم تمام نشده!
تلویزیون روشن بود و او راست میگفت. امیدوارم کسی در شرایط ما قرار نگیرد.
زهره - گ/ سنندج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: