در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ضرورت حضور طنز در جامعه
ابوالفضل زرویی نصرآباد، شاعر و طنزپرداز درباره ضرورت پرداختن به طنز در جامعه میگوید: بسیاری از مسائل و اخلاق شهروندی را اگر با قهر و اخم بخواهیم تذکر بدهیم، بیشک راه به جایی نخواهیم برد و به شعلهور شدن آتش کینه مردم نیز دامن زدهایم، اما اگر با طنز این اتفاق بیفتد تاثیر خوبی خواهد داشت.
ناصر فیض نیز با اشاره به اینکه طنز در تعادل بخشیدن به جامعه نقش مهمی ایفا میکند، یکی از ضرورتهای کاربرد طنز را ایجاد نشاط و انبساط خاطر در جامعه و بین مردم میداند. این شاعر طنزپرداز، مسائل و مشکلات فرهنگی اجتماعی و برانگیختن مردم و مسوولان برای تامل و تفکر روی آنها را یکی دیگر از فواید کاربرد طنز میداند و میگوید: در طنز اعتراض وجود دارد. اعتراض به یک معضل اجتماعی یا فرهنگی که قبحش از بین رفته و به عادت تبدیل شده و طنزپرداز زشتی آن عادت را نشان میدهد و باعث چارهاندیشی برای برطرفشدن آن میشود.
رویا صدر، طنزپرداز دیگری است که از طنز به عنوان لازمه حیات آدمیزاد و ممزوج با زندگی او نام میبرد. این شاعر طنزپرداز میگوید: افلاطون خنده را وجه تمایز میان انسان و حیوان میدانست و به همین علت میگفت: انسان حیوانی است که میخندد، بنابراین طنز با وجود انسان گره خورده و وجودش در جامعه لازم و ضروری است.
داریوش کاردان طنزپرداز، بازیگر و مجری توانمند رادیو و تلویزیون نیز اهمیت حضور طنز در فضای جامعه را یادآور میشود و ضرورت کاربرد طنز را اجتنابناپذیر میداند. به گفته او: اگر کسی بخواهد به ضرورت طنز شک کند مثل این است که به ضرورت وجود اکسیژن، آب، غذا و هنر شک کرده است.
بهمن عبدی کاریکاتوریست، گرافیست و انیماتور کشورمان نیز طنز را وسیلهای مناسب برای فرهنگسازی میداند و میگوید یکی از رسالتهای هنر تجسمی کاریکاتور، فرهنگسازی است و این مهم با ابزار و وسایلی از قبیل طنز که در اختیار کاریکاتوریست است بهتر و زودتر به نتیجه میرسد و اثرگذارتر و ماندگارتر است.
افت طنز در جامعه
متاسفانه با وجود ضرورت بسیاری که در سطح جامعه برای حضور جدی، وسیع و قدرتمند طنز احساس می شود، در عمل شاهد حضور کمرنگ و ضعیف این هنر ارزشمند و کاربردی هستیم. به عقیده جلال رفیع، با اینکه پیشینه خوبی در زمینه طنز مطبوعاتی داریم، اما در دوره فعلی شاهد رشد و بالندگی طنز در مطبوعاتمان نیستیم. این نویسنده و طنزپرداز با تاکید بر این مطلب که نقد و انتقاد همیشه به مذاق همگان خوش نمیآید، علاوه بر سعه صدر کم برخی مدیران، عوامل دیگری را نیز در این خصوص دخیل میداند و میگوید: متاسفانه در کشور ما هنوز مرزهای ظریف طنز و تمسخر از هم کاملا تفکیک نشدهاند و همین مساله مشکلات بسیاری را برای طنزپردازان رقم زده است.
زرویی نیز با اشاره به امیدبخش نبودن وضعیت طنز در مطبوعات نسبت به سالهای گذشته میگوید: متاسفانه در مطبوعات شاهد نوعی نگاه مسموم به طنز و طنزپرداز هستیم که همین مساله موجب میشود انتظار حرفهای جدی را از طنزپرداز در مطبوعات نداشته باشیم.
داریوش کاردان نیز ضمن گلایه از کمبود و ضعف آثار تولیدی طنز (چه در عرصه طنز مکتوب و چه در عرصه سینما و تلویزیون) میگوید: کمبود موجود در زمینه آثار طنز نشان میدهد هیچکس طنز را جدی نمیگیرد، در حالی که شادی و نشاط و سلامت روانی جامعه در گرو اهمیت دادن به طنز و آثار تولیدی طنزپردازان است.
کاردان همچنین با ذکر گلایه و اظهار تاسف از نبود مسوول و متولی خاصی برای طنز میگوید: حتی زبالهها مسوول دارند. جمعآوری آنها از سطح شهر تحت نظر یک مسوول انجام میشود. هر کاری توی این کشور صاحب و مسوول دارد بجز طنز که هیچ متولی و مسوولی ندارد، چه در بخشخصوصی و چه در بخشدولتی.
کاردان میگوید: مشکلات زیادی دست در دست هم میدهند که کسی نتواند طنز خوب کار کند. از طرف دیگر آستانه تحمل مردم هم پایین آمده و کسی طاقت شوخی ندارد. با هر کسی، هر گروه و هر صنفی شوخی میکنی به دردسر میافتی. به همین علت سازندگان آثار هنری به سراغ فکاهی میروند تا فقط مردم را بخندانند. کاردان با اظهار نگرانی بابت روند روبه افول طنز ادامه میدهد: با این اوضاع، ابتذال طنز و انحراف از مسیر اصلی و واقعی آن صددرصد خواهد بود و پیشبینی من این است که اگر فکری اساسی نشود در یکی دو سال آینده شاهد مرگ و نابودی طنز واقعی در جامعه خواهیم بود.
تاثیر جشنوارهها
طی سالهای اخیر شاهد برگزاری جشنوارههای طنز بودهایم که برپایی آنها حاصل دلسوزی طنزپردازان برایسر و سامان دادن به اوضاع طنز در کشورمان است. جشنواره سراسری طنز مکتوب و جشنواره سراسری طنز تهران از مطرحترین این جشنوارهها هستند که طی سالهای اخیر شاهد برگزاری آنها بودهایم. رضا رفیع شاعر، نویسنده و طنزپرداز کشورمان، هدف از برگزاری چنین جشنوارههایی را ارائه تعریفی درست از مقوله طنز برای مردم و مسوولان و ایجاد زمینههایی به منظور توسعه و ترویج شادی جمعی در جامعه میداند که سفارششده عقل، دین و روانشناسی امروز هم است. او میافزاید: کشف و شناسایی استعدادهایی که در زمینه طنز در سراسر کشور وجود دارد، از دیگر اهداف این جشنوارههاست. استعدادهایی که به دلیل دورافتادگی از مرکز و موسسات فرهنگی و ادبی مهجور ماندهاند و تقریبا میشود گفت گردوغبار فراموشی روی ذهن و قلم آنها نشسته است. در صورتی که اگر این استعدادها شناسایی و جذب شوند با هر چند نفر آنها میشود یک نشریه طنز منتشر کرد که جایش واقعا در مطبوعات ما خالی است.
دبیر علمی سومین جشنواره طنز تهران ادامه میدهد: جشنوارههای اینچنینی میتوانند تا حدودی پاتوقی برای گردهمایی چهرههای مطرح طنز در رشتههای مختلف باشند و همچنین محلی برای تبادل افکار، اندیشهها و تجارب نسل پیشکسوت این عرصه با نسل جوانی باشد که تازه وارد گود شدهاند و خود آنها نیز مایل به دیدار قدیمیترهای این زمینه هستند و این میتواند تا حدی جای خالی نشریات طنز را پر کند. با این حال رویا صدر، تاثیرگذاری درازمدت جشنوارههای طنز را مشروط میداند و میگوید: اگر زمینه اجتماعی، سیاسی و فکری برای پذیرش و گسترش طنز در جامعه وجود نداشته باشد و طنزنویس احساس کند نمیتواند راحت حرفش را بزند، جشنوارهها نمیتوانند به تداوم و تعمیق طنز کمک کنند و اثرشان موقتی خواهد بود.
صدر در ادامه به جشنواره طنز تهران اشاره میکند و میگوید: جشنواره طنز تهران نیز از این قاعده مستثنا نیست، بعلاوه این که چون موضوع آن مشخص و در محدوده قوانین، مقررات و فرهنگ شهری است، افراد را وادار میکند به موضوعات و مشکلات شهرهایشان توجه کنند و آن را در قالب شیرین طنز بیان کرده و به گوش مسوولان برسانند که این نیز گامی مثبت و مفید در جهت اعتلای فرهنگ شهرنشینی است و قابل تمجید و تشکر.
کاردان نیز با اشاره به این که جشنواره جایی است تا آثار عدهای از هنرمندان در آن مطرح و داوری شود، در ضرورت برگزاری جشنوارههای طنز میگوید: هر هنری برای خودش جایگاهی دارد، مثل جشنوارههای فیلم و موسیقی فجر، پس طنز نیز باید از جایگاه واقعی خودش برخوردار شود. شکلگیری جشنوارههای طنز هم در این راستاست. کاردان هدف از برپایی جشنوارههای طنز را بالابردن سطح طنز کشور در همه زمینههای هنری از طریق مطرح کردن آثار و ایجاد رقابت میان شرکتکنندگان و استعدادیابی میداند. او در مورد جشنواره طنز تهران میگوید: این جشنواره بیشتر به معضلات شهری میپردازد و از این رو باب انتقاد باز میشود و مسوولان را به چارهاندیشی درخصوص حل مشکلات وامیدارد. کاردان ایجاد شادی و تفریح و سرگرمی را از دیگر اهداف این جشنوارهها میداند.
مردمی کردن جشنوارهها
بهمن عبدی، کاریکاتوریست عقیده دارد در چنین جشنوارههایی با موضوع و محوریت معضلات و مشکلات شهری بهتر میتوان پیامرسانی کرد چون هم اثرگذاری آن بیشتر است و هم آثار ماندگارتر هستند.
بهمن عبدی اما از زاویه دیگر به قضیه نگاه میکند. او میگوید: ما که برای پیشبرد اهداف مادی از قبیل آبادانی و سازندگی کشور تلاش میکنیم باید برای پیشرفت فرهنگ مردم و فرهنگسازی هم تلاش کنیم. عبدی ادامه میدهد: متاسفانه بیشتر تلاشها عمرانی است تا فرهنگی. او درباره اثرگذار بودن این جشنوارهها و نقششان در فرهنگسازی میگوید: اگر ماحصل برگزاری این جشنوارهها فقط در نمایشگاهها و سایتها باشد نتیجه مثبتی دربرنخواهد داشت. اگر خواهان اثرگذاری این جشنوارهها هستیم باید آثار را به هر طریق ممکن به دست مردم برسانیم. حتی اگر مردم (به هر دلیل) برای بازدید نیایند.
وی میافزاید: با اقداماتی نظیر نصب آثار در اتوبوسها، مترو و... میتوان آثار فرهنگی را در معرض دید مردم قرار داد. عبدی معتقد است: اگر در این خصوص هزینه نشود، صرف هزینه کردن برای برپایی یک جشنواره بیفایده خواهد بود زیرا که تاثیرگذاری آن مقطعی و موقتی است، زیرا این جشنوارهها وقتی با مردم در ارتباط باشند توانایی تاثیرگذاری و فرهنگسازی را خواهند داشت.
رضا رفیع درباره چرایی استفاده از زبان طنز برای رواج اخلاق شهرنشینی و طرح مشکلات و معضلات شهری میگوید: با زبانی غیرطنز و از طریق دیگر رشتههای هنری و رسانههای موجود نیز میتوان به مسائل اجتماعی و شهری توجه کرد، اما ما به عنوان کسانی که در عرصه طنز مشغول فعالیت هستیم، از این منظر به قضایا نگاه میکنیم و معتقدیم بین همه هنرها و زبانها، زبان طنز و قالبهای طنزآمیز به خاطر خصوصیات منحصربهفردی که دارند بیشتر و بهتر میتوانند در اثرگذاری غیرمستقیم و توجه دادن افکار عمومی و ایجاد تفکر همراه با تبسم مفید واقع شوند.
این روزنامهنگار و طنزپرداز اعتقاد دارد: مردم تهران بیشتر از نانشب به طنز نیاز دارند و وجه تبسمزای طنز جزو کمکهای اولیه شهرنشینان تهران است. رفیع در توضیح بیشتر این مساله میگوید: مردم تهران از صبح تا شب در معرض آلودگی هوا، آلودگی صوتی، ترافیک و مسائل آسیبرسان دیگری هستند. در این فضا اگر بتوانیم با روشهای مختلف کاری کنیم که روحیه مردم به سمت لبخند و تبسم و طنز جمعی برود، تلاش خوبی برای بهبود فرهنگ شهرنشینی صورت میگیرد.
فاطمه مرادزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: