قاب خوانندگان

مذاکرات فرهنگی، غذایی و دراماتیک

گاهی با دیدن یک فیلم بر پرده سینما، احساس می‌شود که اگر این فیلم ساخته نمی‌شد و در مورد موضوع قابل بحثش، سکوت می‌کرد، حداقل خدشه‌ای به اصل موضوع نمی‌زد. متاسفانه بعضی از آثار سینمایی به دلیل عدم پردازش و دقت در برخی از ساختارها، قادر نیستند، حرف خود را کامل و رسا بیان کنند و گاهی به نعل می‌زنند و گاهی به میخ، گاهی در اثرشان به وادی طنز کشیده می‌شوند و در بخش دیگر به درام جدی« !کتاب قانون» با توجه به آن که بازیگران شاخصی در آن حضور دارند، متاسفانه از همین جنس فیلم‌هاست. اثری که اتفاقا به موضوعی جدید و قابل‌توجه پرداخت، اما نتوانست آن را به درستی به تصویر بکشد.
کد خبر: ۳۰۰۰۳۷

 در عین این که فیلم داستان ساده و روانی دارد، اما به دلیل عدم توجه به مخاطب و سطحی‌نگری، موضوع این داستان علاوه بر لو رفتن، حساسیت و قابلیت خود را از دست داد. در تحلیل این مورد، باید رجوعی به کلیت داستان داشت. هیاتی از ایران برای مذاکرات فرهنگی، راهی لبنان می‌شوند، هیاتی با اعضای گوناگون که در آن میان فردی به نام رحمان حضور دارد. فردی که از قیافه‌اش برمی‌آید از بچه‌های جبهه و جنگ است. از همین جا، فضای غبارآلود داستان حاکم می‌شود. چون تماشاچی صرفا با هیاتی همراه می‌شود و تنها از طریق دیالوگ‌ها می‌فهمد هیات فرهنگی هستند. در معرفی دیگر افراد این هیات، کارگردان شخصیتی سخت‌گیر را معرفی می کند که باعث شده هیات خیلی از سفر به لبنان استفاده نبرند! حال جالب است که یکی از دلایل خوش نگذشتن در این سفر، غذاست! با کمال تاسف باید گفت، بدون هیچ دلیلی نویسنده با بهانه قرار دادن غذا، هیات را راهی رستوران فرانسوی می‌کند و گویا از همین جا می‌خواهد داستان را کلید بزند. او رحمان را در برابر ژولیت قرار می‌دهد و داستان یک مرتبه از یک فضای شاد و طنزآلود به یک فضای خاص رمانتیک تغییر می‌کند. رحمان به او علاقه‌مند می‌شود، او را برای ترجمه وارد هیات ایرانی می‌کند، پس از چندی ژولیت مسلمان می‌شود و با رحمان ازدواج می‌کند و در نهایت، راهی ایران می‌شوند.شاید، تاکید این بخش بیشتر به مسلمان شدن ژولیت بوده، اما به نظر می‌رسد این شیوه نه‌تنها کافی نبوده بلکه باعث شده این بخش در ذهن مخاطب،‌ منطقی به نظر نرسد. البته به نظر بنده این فقط شکل ظاهری قضیه است، آن هم برای فضاسازی، چون این روند تا پایان حفظ نمی‌شود. ذکر این نکته نیز ضروری است، که چرا برای بیان چنین داستان‌هایی باید روندی ترتیب دهیم که سوالات جدی در ذهن مخاطب ایجاد کند؟ اصولا فلسفه وجود این هیات ایرانی، نوع گفتار، رفتار و برخوردها و برخی مناسبات غیرمعقول در حوزه خارجی، خسارات جبران ناپذیری، به شرایط کلی کشور وارد می‌کند.

احمد زلفخانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها