در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گرچه به نظر میرسد این اتفاق مبارک تصادفی بوده، ولی تصادف جالب و میمونی برای سینما است ، تصادفی که میتواند تبدیل به یک روش صحیح برای حرکت به سوی احترام به مخاطب باشد. پاییز 88 ، حداقل برای اهالی سینما، پاییزی خاطرهانگیز بود و تقریبا 4 تا 5 فیلم ژانر کمدی بر پرده رفت. گرچه موضوعات حاکم در محتوای هر یک، رتبهبندی خاصی را حادث میکند اما باید قبول کرد هرکدام از این آثار به موضوعات متفاوتی پرداختند؛ از سیاست و گرانی و ازدواج تا کلاهبرداری، قتل و اعتیاد ... .
اگر چه گیشه نیز براساس سلیقه مردم درباره این چند اثر روی رونق و کسادی به خود دید اما باز این قابلیت فیلمهای این دوره در حوزه طنز بود که قدرت انتخاب را به خود تماشاچی داده بود. در کنار ژانر طنز، آثاری متفاوت و البته به تعبیر این روزها فرهنگی نیز به اکران درآمد؛ گرچه این آثار آنچنان مورد استقبال مخاطب واقع نشد، اما باید پذیرفت که مسوولان این فضای مناسب را ایجاد کرده بودند که در کنار اکران آثار طنز، آثار دیگری نظیر آثار فرهنگی عرضه شوند تا نشان دهند سینمای ایران معطوف به آثار طنز آن هم از نوع نازل نیست. «خانه روشن»، «صداها» و ... هر یک جزو آثار بنام و قطعا ماندگار سینمای ایران هستند. فیلمی نظیر «استشهادی برای خدا» ساخته «علیرضا امینی» که روایتی صادقانه از برنامهسازی است، شاید کمتر در سینمای ایران دیده شده باشد.
جالب است که در کنار این آثار، پردههای سینماهای تهران پس از چند سال، مستندی را هم دیدند؛ مستندی خوش ساخت به کارگردانی وحید موسائیان. البته در میان آثار فرهنگی اجتماعی باید تاکیدی برفیلم خانه روشن داشت. این فیلم، فیلمی اجتماعی است که در عین سادگی و عدم حاشیهپردازی غیرضروری آنقدر مخاطب را همراه خود میکند که در نهایت تمام گمانهزنیها و حدسها را بر هم میزند و پایان غیرمترقبهاش ماندگاری اثر را در ذهن مخاطب ایجاد میکند، البته این روزها رنگ اکران پاییزی با نام مسعود کیمیایی، خاصتر شده؛ «محاکمه در خیابان» این کارگردان خوشنام کشورمان، طراوت وتنوع حاکم در سینمای پاییزی امسال را دوچندان کرده است. به هر حال، قابلیت نفوذ هنر هفتم مخاطب برهیچ کس پوشیده نیست. این قابلیت گاه به جایی میرسد که در کشورهای گوناگون آن را در رتبههای مهم سرمایهگذاری قرار میدهند. برای آن که بتوان از همه قابلیتهای سینما استفاده کرد، بالا بردن قدرت انتخاب تماشاچی و در دسترس بودن آنچه بیننده میخواهد، میتواند کمک شایانی به ارتقا و تعالی سینمای کشورمان بکند. گستردگی موضوعی که در امسال بویژه در پاییز به وقوع پیوست، صرف نظر از نقد و تحلیل خاص هر یک از آثار، ثابت کرد که میتوان همه آثار را در کنار هم دید، بیآن که تاکید برنفی یا برتری آنها داشت و داوری را به مردم سپرد. این مردم هستند که سینما را رونق میدهند. امیدوارم این روند درست که این روزها در سینمای ایران حاکم شده ماندگار شود.
مائدهالسادات هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: