100 روز التهاب

عدد صد عدد جالبی است می شود به مناسبت فرارسیدن این عدد ، جشن گرفت و کلی مراسم و کنگره برگزار کرد. مثلا صدمین شماره انتشار یک مجله یا ماهنامه ، صدمین سالگرد تشکیل یک نهاد یا ارگان یا سازمان.
کد خبر: ۲۹۹۹۱
امروز صدمین روز بازداشت «سعید ابوطالب» و «سهیل کریمی» توسط نیروهای امریکایی در دیوانیه عراق است بازداشتی که هیچ عقل سلیم و هیچ قانونی آن را تایید نمی کند.
بازداشتی که کاملا مغایر اصول حقوق بشر و از جمله ماده 19بیانیه جهانی حقوق بشر است اتفاقی که تجاوز کامل به حقوق انسانی و رسانه ای مردم ایران تلقی می شود.
مستندسازان و خبرنگاران یک کشور ، در زمان بروز جنگها و کشمکش های بین المللی ، در واقع منابع اطلاع رسانی قابل اعتماد مردم آن کشور محسوب می شوند. خبرنگاران در حقیقت چشم مردم ملتهایشان هستند و امریکا به راحتی چشم ما را در عراق بست ! فکر نمی کنیم لازم باشد در مورد اقدامات دیگر کشورها در زمان بروز چنین حوادثی حرفی بزنیم ، چون احتمالا خودتان از این اقدامات باخبرید.اما امروز به مناسبت صدمین روز بازداشت مستندسازان در عراق ، با «فرانک دال پی» و «محمد ابوطالب» همسر و برادر سعید ابوطالب به گفتگو پرداخته ایم پیشاپیش ، از وجود تعداد زیادی کلمه «متاسفانه» در این گفتگو پوزش می خواهیم ! خودتان گفتگو را بخوانید ، احتمالا متوجه خیلی چیزها خواهید شد!.

اجازه بدهید در اول گفتگو ، تکلیف خودمان را با سعید ابوطالب روشن کنیم فعالیت انقلابی ، حضور چند ساله در جبهه ها و جنگ ، تحصیل و فارغ التحصیلی در رشته شیمی ، تدریس دروس شیمی و ادبیات داستانی در دبیرستان های تهران ، برنامه سازی برای صداوسیما ، مستندساز اجتماعی ، روزنامه نگار و نویسنده مطبوعاتی ، منتقد سینمایی واقعا سعید چطور می توانست این همه کار را با هم انجام دهد؛!
محمد ابوطالب : بروبچه هایی که کار را براساس «وظیفه» و «تکلیف» انجام می دهند ، در هر لحظه خودشان را براساس وضعیت موجود نظام و انقلاب و در واقع رسالتی که بر دوش آنها گذاشته شده ، تنظیم می کنند. در زمان جنگ ، به وجود آن که سعید موقعیت درسی و کاری خوبی داشت و آینده اش از نظر شغلی صددرصد تضمین شده بود، به خاطر احساس وظیفه اش به جبهه رفت . چند سال در جبهه ها به عنوان نیروی بسیجی جنگید تا بعد از پیام امام [پذیرش قطعنامه 598] و سخن ایشان که فرمودند: «امروز باید بروید و پایه های علمی خودتان را محکم کنید تا پشتوانه علمی و اخلاقی نظام بشوید.» به تهران برگشت و تحصیلاتش را ادامه داد. تا این که کم کم بحث تهاجم فرهنگی به میان آمد و سعید هم در کنار تحصیل و تحقیقاتش ، به تدریس پرداخت و وارد کار فرهنگی شد. تدریس کرد، کتاب نوشت ، روزنامه نگاری کرد و آرام آرام هم وارد تلویزیون شد و مستندسازی را شروع کرد. مستندهایی هم که ساخت ، همگی اجتماعی بودند و معمولا سراغ سوژه هایی می رفت که در ظاهر برای کارگردانش خوشنامی ندارد! مثل ایدز ، فقر ، مشکلات مردم شرق کشور. به هر حال شاید در نگاه اول فعالیت های سعید ارتباط چندانی با هم نداشته باشند، اما در باطن تمام کارهای سعید، در راستای ادای تکلیف بود تکلیفی که همیشه ولایت و رهبری برایشان مشخص کرده بود.
مساله بازداشت مستندسازان در عراق ، اولین و تنها مورد تجاوز امریکا به حقوق خبرنگاران نیست و مثل این که نخواهد بود! شما از تجاوزات دیگر امریکا به حقوق خبرنگاران مطلع هستید؛
ابوطالب : مساله بازداشت سعید و سهیل ، تنها مورد تجاوز امریکا به حقوق خبرنگاران در جنگ عراق نبوده است . قبل از بازداشت مستندسازان ، تمام دنیا شاهد بودند که چطور نیروهای امریکایی در روز روشن ، «هتل فلسطین» [محل اقامت خبرنگاران در بغداد] را با گلوله تانک مورد هدف قرار دادند که متاسفانه هفت خبرنگار در آن فاجعه کشته شدند. یک ماه پیش هم جنایتی کاملا آشکار ، «مازن دانا» [خبرنگار و فیلمبردار فلسطینی خبرگزاری رویترز] را به قتل رساندند امریکا امروز به هیچ یک از قوانین بین المللی پایبند نیست.
دال پی : در واقع امریکا تمام منشورها و قوانین انسانی و حقوق بشر را آن گونه که خود مایل است ، تفسیر و اجرا می کند. از یک طرف دم از آزادی و دمکراسی می زند و از طرف دیگر ، 21خبرنگار را در طول جنگ عراق به صورت کاملا علنی و غیرتصادفی به قتل می رساند. بازداشت مستندسازان هم گوشه دیگری از این رفتارهاست . امریکا چطور به خود اجازه می دهد تا دو مستندساز بین المللی را بدون هیچ توضیحی ، بیش از 100روز در بازداشت نگه دارد و آزاد نکند؛ ندادن حتی یک خبر کوتاه از اوضاع جسمی و مکان اسارت مستندسازان به خانواده هایشان با کدام یک از قوانین بین المللی سازگار است؛.
ابوطالب : البته ما به قول «آقای خاتمی» امیدواریم تا نیروهای اشغالگر زودتر تمام خاک عراق را ترک کنند و اجازه برقراری آزادی و دمکراسی را به خود مردم عراق واگذار کنند.
آقای خاتمی در دو مصاحبه خود صراحتا خبر از ماموریت «دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی» و «وزارت امورخارجه» در مورد پیگیری آزادی مستندسازان داده بود. تا امروز از طرف این دو ارگان ، چه خبری در مورد مستندسازان منتشر شده است؛ شما از اقدامات آنها تا چه حد آگاه هستید؛
دال پی : ما از فعالیت های دبیرخانه شورای امنیت ملی که خبری نداریم ؛ از اقدامات وزارت امورخارجه هم به جز اخباری که گهگاه از طریق موضعگیری های رسمی وزارت انجام می شود ، خبر دیگری به دست ما نرسیده است در حقیقت از اقدامات وزارت امورخارجه هم هیچ خبری نداریم. یعنی واقعا هیچ خبری نیست یا شما نمی دانید چه کاری انجام داده اند؛
دال پی : تا آنجایی که ما می دانیم ، وزیر امورخارجه یکی دو بار ، اظهارنظر کردند و یک بار هم اعتراض ایران نسبت به بازداشت مستندسازان را در کنار مسائل مربوط به بازداشت آقای «سلیمان پور» [هادی سلیمان پور ، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین که از سوی دولت این کشور متهم به دست داشتن در حادثه انفجار مرکز یهودیان بوئنوس آیرس شد و توسط اسکاتلندیارد (پلیس انگلستان) چند روز بازداشت شد]. با «جک استراو» مطرح کرد. آقای آصفی هم سه بار و بعد از پرسش خبرنگاران در کنفرانس مطبوعاتی اش ، به این مساله اعتراض کرد.
ابوطالب : ایشان در موضعگیری هایشان که همیشه در پاسخ به سوال خبرنگاران است به امریکا توصیه می کنند که «دست از این گونه اقداماتشان بردارد.» اگر قرار بود امریکا با این گونه پیامها کاری را انجام دهد که با وجود حجم گسترده اعتراضات جهانی ، به افغانستان و عراق حمله نمی کرد!. ببینید، آن چه که مسلم است ، در حقیقت اقدامی صورت نگرفته است ، اگر هم صورت گرفته موثر نبوده . شاهد منطقی این حرف من هم نبود. حتی یک مورد اظهارنظر رسمی از طرف دولت امریکا و یا انگلیس پس از 100روز، درباره بازداشت مستندسازان است . در طول این 100روز، تمام خبری که ما توانستیم درباره بچه ها به دست بیاوریم ، محدود به همان نامه ای است که از طرف «صلیب سرخ جهانی» در مورد صحت ، سلامتشان به دست ما رسید. چرا وزارت امورخارجه نتوانسته است بعد از گذشت 100روز، دولتهای امریکا و انگلیس را به موضعگیری دراین باره بکشاند؛ وقتی همه چیز فقط در حد حرف و موضعگیری های معمولی باقی بماند، نتیجه ای جز این نخواهد داشت که امروز پس از 100روز، هیچ خبر رسمی از سرنوشت مستندسازان به دست نیامده باشد.
پس دستگاه دیپلماسی کشور هیچ کاری را انجام نداده است؛
دال پی : [سکوت می کند]. ابوطالب : وزارت امورخارجه خودش را آنقدر مسوول نمی داند که حتی نماینده ای را مامور اطلاع رسانی به خانواده ، مطبوعات و مردم دراین باره بکند. این نکته برای ما خیلی مهم بود و چند بار هم در نامه هایمان خطاب به مسوولان ، این درخواست را مطرح کرده بودیم .
حدودا 80 روز پیش ، هیاتی از طرف جمهوری اسلامی ایران به منظور مذاکره با مقامات شورای انتقالی عراق ، به بغداد سفر کرد و در مورد مسائل آینده عراق ، موضوع زیارت عتبات عالیات ، مشخص شدن وضعیت تفحص شهدای باقی مانده در خاک این کشور و تجارت کالا در آینده با مقامات عراقی تبادل نظر کرد آیا در این مذاکرات ، در مورد سرنوشت آزادی مستندسازان هم سخنی به میان آمد؛
دال پی : ما تنها دو روز پیش از رفتن این شورا، از طریق یکی از دوستان ، از این موضوع باخبر شدیم و با پیشنهاد و اصرار خودمان ، شورا قبول کرد تا ما گزارشی از روند بازداشت مستندسازان تهیه کنیم و در اختیارشان بگذاریم تا در کنار مسائل دیگر مطرح شده در نشست هایشان ، با مقامات عراقی در میان بگذارند. این گزارش را تهیه کردیم و در اختیارشان گذاشتیم ؛ اما متاسفانه مثل این که این موضوع هیچ گاه به صورت جدی و خاص در جلسات آنها با مقامات عراقی مطرح نشده.
ابوطالب : البته ما می دانیم که سعید و سهیل را نیروهای امریکایی بازداشت کردند و امروز هم با اطلاعاتی که سفارت انگلیس در اختیار ما گذاشته ، در اختیار نیروهای انگلیسی مستقر در جنوب عراق هستند. بنابراین محدوده عملکرد دولت عراق در این مساله محدود به یک درخواست و یا یک سفارش است . اما به هر حال این درخواست می توانست و کماکان می تواند اقدام مثبتی در جهت آزادی بچه ها باشد.
دال پی : ببینید ، در واقع اگر ما درخواست های خودمان را در روزهای اول بازداشت مستندسازان ، طی تجمع هایی در مقابل «سفارت سوئیس» و «دفتر سازمان ملل در تهران» طی دو نامه ، و در دیدار با آقای «ماتیو گلد» به صورت حضوری بیان کردیم ، به این خاطر بود که مجبور بودیم به خاطر عدم رابطه سیاسی ایران با امریکا، درخواست هایمان را از طریق یک «دولت میانجی» به گوش مقامات واشنگتن برسانیم . اما خوب مسلم است که خانواده ها هیچ گاه قدرت این کار را ندارند و نمی توانند برای این دولتها اهرم فشار باشند؛ چنین فشاری احتیاج به یک قدرت بالاتری دارد.
دولت در این زمینه هم از سفارت سوئیس و انگلیس درخواستی نکرد؛
دال پی : نه ، مجدانه کاری نکرد من فکر می کنم نه ، مطمئنم که اگر وزارت امورخارجه مصرانه از دولتهای انگلیس و سوئیس دراین باره پاسخ می خواست ، قطعا جواب می گرفت ؛ همان طور که در مورد بازداشت آقای سلیمان پور محکم و قاطع برخورد کرد و پاسخ هم گرفت .
البته به غیر از انگلیس ، استرالیا و اسپانیا هم که از متحدان امریکا و انگلیس در جنگ عراق به شمار می روند، در ایران سفارت دارند.
ابوطالب : در مورد بازداشت آقای سلیمان پور، معاون وزیر امورخارجه به سرعت به انگلیس سفر کرد و سفیر ایران در لندن هم «جهت پاره ای از مذاکرات» به تهران فراخوانده شد تا به صورت غیررسمی پیامدهای تداوم بازداشت سلیمان پور به مقامات انگلیس گوشزد شود. اما در مورد بازداشت سعید و سهیل ، ما از روز اول تمام تلاشمان را کردیم تا لااقل سفیر انگلیس یا سوئیس یک بار به سفارت احضار شوند!.
که نشدند!
ابوطالب : نه ، فقط یک بار که کاردار سفارت انگلیس به خاطر بازداشت سلیمان پور به سفارت احضار شده بود، در این مورد هم مورد بازخواست قرار گرفت که تنها در همین حد باقی ماند و حتی کاردار سفارت در گزارش خود به وزارت امورخارجه ، به این موضوع اشاره ای هم نکرد.
شاید به این خاطر است که این مساله تا امروز برای مقامات دولت و رسانه ها تنها در حد یک «سوژه» باقی مانده است .
ابوطالب : بله ، متاسفانه تا امروز هیچ گاه این مساله برای دولت و به خصوص وزارت امورخارجه یک «دغدغه» نبوده . این در حالی است که رئیس جمهور محترم صراحتا در دستور خود به وزارت امورخارجه ، درخواست کرده بود که [موضوع پیگیری آزادی مستندسازان] به صورت طلبکارانه بررسی شود. ، اما این مساله تا امروز، گهگاه و در حد مباحث حاشیه ای با مقامات انگلیس عنوان شده است . این عملکرد موجب آن شده که تا امروز مساله بازداشت مستندسازان برای دولت یک موضوع حاشیه ای باقی بماند. من به قوت اطمینان دارم که اگر خانواده های ابوطالب و کریمی از روز اول بازداشت مستندسازان پیگیر آزادی آنها نمی شد و مجموعه دولت و رسانه ها را نسبت به این مساله حساس نمی کرد، همین پیشرفت های جزئی هم حاصل نمی شد. کما این که تا امروز سر منشا تمام اقداماتی که در جهت آزادی مستندسازان انجام گرفته ، به نوعی به خانواده ها می رسد.
دال پی : متاسفانه برخورد متولیان تا به امروز به گونه ای بوده که انگار چند سال از این ماجرا می گذرد!.
خب حالا وزارت امور خارجه چه کارهایی می تواند بکند؛
ابوطالب : طبیعتا وزارت امور خارجه دو کار را می تواند انجام دهد؛ یا با تقویت دستگاه دیپلماسی خود و از طریق ارتباطهای دیپلماتیک این مساله را حل کند ، یا این که خودش را در موضع قدرت ببیند و از اهرمهای فشاری که در این مواقع کاربرد دارند ، استفاده کند تا دولتهای متخاصم مجبور به واکنش و آزاد کردن مستندسازان شوند. اهرمهایی مثل محدود کردن روابط ، اقدام های متقابل و نظیر اینها. ما تمام این پیشنهادات را که کاملا در عرف بین المللی مرسوم است ، بارها به مقامات ارائه کرده ایم .
در طول زمان بازداشت مستندسازان ، صداوسیما به عنوان رسانه ای که دو خبرنگارش بازداشت شده اند و مدیریت شبکه 2سیما به طور خاص ، اقدامات خوبی انجام دادند. مثل تشکیل «ستاد پیگیری آزادی مستندسازان صداوسیما» برنامه ای که هر شب از شبکه دو در مورد مستندسازان پخش می شود و برنامه نکوداشت مستندسازان باز داشت شده در عراق در «چهارمین جشنواره سیما». نظر شما در این باره چیست؛
ابوطالب : از همان روزهای نخست بازداشت مستندسازان ، صداوسیما وارد میدان شد. صداوسیما با وجود داشتن نزدیک به 60 دفتر برون مرزی ، 8 شبکه تلویزیونی بین المللی ، چندین کانال رادیویی و عضویت در سازمان ها و اتحادیه های مختلف رادیو و تلویزیونی ، می تواندبه موضوع بازداشت مستندسازان ، بعد جهانی بدهد.
البته می دانید که یک فراز از سخنرانی آقای لاریجانی در کنفرانس حمایت از انتفاضه در لبنان در باره همین موضوع بود.
ابوطالب : زمانی که این مساله ابعاد بین المللی پیدا کند ، افکار عمومی جهان هم نسبت به این واقعه حساس خواهند شد و فشارهای جامعه جهانی برای آزادی مستندسازان را در پی خواهد داشت .
در طول صد روزی که از بازداشت مستندسازان می گذرد ، تقریبا در هر رویداد فرهنگی و هنری در کشور به نوعی از سعید و سهیل و خانواده هایشان تجلیل شده است این برنامه ها تا چه حد در آزادی ابوطالب و کریمی موثر خواهد بود؛
ابوطالب : روح تقدیر و تشکر از سعید و سهیل به خاطر برنامه ها و مستندهایی که ساخته بودند را به هیچ عنوان رد نمی کنم ، اما نکته ای که وجود دارد این است که سعید و سهیل مستندهایشان را قبل از آن که دستگیر بشوند، ساخته بودند. خیلی از این مستندها هم انصافا قابل تقدیر است ؛ اما این تقدیرها را باید از خودشان به عمل بیاورند، نه از ما! متاسفانه من نمی دانم چرا در کشور ما، همیشه بعد از آن که برای شخصیتی اتفاقی می افتد و یا به رحمت خدا می رود، همه یاد بزرگداشت و برنامه تقدیر می افتند؛! اکثر این تقدیرها هم در موضع افراط و تفریط می افتد که گاهی در ذهن مردم سوالات بدی را به وجود می آورد. ما با وجود آن که نیت برگزارکنندگان چنین برنامه هایی را سوئ نمی دانیم ، اما قلبا از این همه تقدیر و تشکر خصوصا آنهایی که با وجوهی هم همراه است راضی نیستیم بارها این عدم رضایت را به عناوین مختلف اعلام کرده ایم . نمی دانم این همه تقدیر و تشکر از مستندسازان و ما، در نهایت چه تاثیری در روند آزادی بچه ها خواهد داشت؛ مثل این که فراموش کرده ایم از این ماجرا، صد روز می گذرد نه صد سال!.
دال پی : ببینید، البته ما مستندها و برنامه های آقای ابوطالب و کریمی را لایق قدردانی می دانیم مستند «حیات آبی خلیج فارس» اولین و کامل ترین اطلس جغرافیای طبیعی تصویری خلیج فارس است . مستند و برنامه تلویزیونی «ایدز» را تمام کارشناسان پزشکی کامل ترین برنامه تلویزیونی در مورد این بیماری می دانند. مستند «گزارشی از شرق» موجب شد تا ناامنی مرزهای شرقی کشور تا حد زیادی برطرف شود. زندگی برای تو ، زمستان 79 ، فقر و مابقی مستندهای ایشان هم تاثیرگذاری های خاص خودش را در جامعه داشت ، اما ما فکر می کنیم ابوطالب و کریمی باید نتیجه کارهایشان را خودشان ببینند و بگیرند، حالا هرچه که می خواهد باشد.
آقای خاتمی در مصاحبه خود با سیما گفته بودند که خانواده های مستندسازان حق هر گونه اعتراضی را به مجموعه دولت دارند اعتراضات امروز شما چیست و قصد دارید در صورت تداوم بی توجهی دولت نسبت به این موضوع ، چه اقداماتی انجام دهید؛
ابوطالب : همان طور که آقای خاتمی گفته بودند، اعتراض نسبت به این قضیه حق خانواده هاست ، اما ما در حالی که تقریبا از همان روزهای اول دستگیری بچه ها متوجه شده بودیم که این موضوع ، دغدغه مسوولان نیست تا امروز از حق خانواده که گذر هر دقیقه و ساعت برایمان اندازه یک سال است ، گذشتیم ، از حق بچه های کوچک سعید [مجتبی 8ساله و مرتضی 11ماهه] گذشتیم و مهمتر از همه از حق خود سعید و سهیل که بدترین شرایط اسارت را در عراق تحمل می کنند، گذشتیم و در این مورد، مصلحت نظام و کشور را مقدم دانستیم ، اما فکر می کنیم در شرایطی که شاهد هیچ اقدام موثری از جانب دولت نبوده ایم ، سکوت ما دیگر به مصلحت نظام نخواهد بود!.
دال پی : در این گفتگو، اولین باری است که ما اعتراض خودمان را به صورت علنی بیان می کنیم ؛ چون معتقدیم که تداوم چنین رفتارهایی قطعا به مصلحت نظام نخواهد بود، چون فکر می کنیم در صورتی که مردم متوجه شوند اگر در جایی امنیت آنها به خطر بیفتد، دولت هیچ پشتیبانی از آنها نخواهد کرد ، اطمینانشان را نسبت به خیلی چیزها از دست خواهند داد.
امروز ما در صدمین روز بازداشت مستندسازان باهم گفتگو می کنیم گفتنش سخت است ، اما شاید این وضعیت تا دویستمین روز هم به طول انجامد آینده این جریان را چگونه می بینید؛
دال پی : حمایت حاکمان و دولتمردان از مردم از بدیهی ترین سفارشات و تعالیم پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین است . اگر در نهایت صدای مظلومیت ما و مستندسازان به گوش مسوولان کشور نرسد ، این مساله را از راههای دیگری پیگیری خواهیم کرد.
مثلا چه راههایی؛
دال پی : مسلم است که مسوولان کشور ما پایبند به اصول و تعالیم معصومان و امامان (ع) هستند و این موضوع مایه دلگرمی ماست !. ما کماکان امیدواریم تا مسوولان محترم کشور اقدامات موثری را انجام دهند تا شاهد آزادی عزیزانمان باشیم .
ابوطالب : از نظر ما ، بازداشت مستندسازان یک مساله ملی است . فکر می کنم بسیاری از مردم و اندیشمندان کشور نیز با ما هم عقیده باشند. به همین خاطر هم از دولت مصرانه می خواهیم تا به این مساله توجه بیشتری به خرج دهد. ما نمی خواهیم و نمی گذاریم تا ماجرای ربودن چهار دیپلمات ایرانی در لبنان تکرار شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها