در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1 - شروع با مقدمه کوبنده
2 - شروع با مقدمه آرام
اگر با شکل اول فیلم را آغاز کردیم، سکانس بعد از مقدمه میبایست آرام و غیردینامیک باشد و اگر با شکل دوم فیلم را آغاز کردیم بایست سکانس بعد از مقدمه را به شکلی کوبنده و دینامیک کارگردانی و تدوین کنیم.
مقدمه باید القاکننده و تداعی گر باشد. باید شمایی اجمالی از موضوع را نشان بدهد و در عین حال خود موضوع را نشان ندهد. باید تماشاگر را به حدس و گمان وادارد و اینگونه او را در پیگیری ادامه اثر ترغیب کند، اما پس از این مرحله نوبت به تدوین میرسد که باید بخوبی وظیفه خود را انجام دهد تا اثر مقدمه کامل شود.
تدوین خوب تدوینی است که به موجب آن مخاطب، لحظه به لحظه احساس کند چیزی را فهمیده و بعد ببیند اشتباه کرده است و در عین حال حس نکند سر او کلاه گذاشتهاند و فریبش دادهاند. در واقع 2 شاخص تدوین خوب عبارتند:
1 آنچه مخاطب حدس زده درست در بیاید و او به پیگیری امیدوار شود.
2 آنچه مخاطب حدس زده درست در نیاید و او شگفت زده شود.
همان طور پیشتر هم اشاره شد، این آثار روایتی هستند که مقدمه لازم دارند و اگر اثری توصیفی بود نه روایی، میتواند مقدمه نداشته باشد، چنانچه به عنوان مثال غزل حافظ نیازی به مقدمه ندارد، حال آنکه اشعار شاهنامه فردوسی مقدمه نیاز دارند و البته فردوسی هم استاد مقدمهسازی ادبی است که در ادبیات به آن «براعت استهلال» میگویند. مقدمهسازی برای فیلم را میتوان بخوبی از براعت استهلالهای شاهکارهای بیبدیل شعر و ادب فارسی آموخت.
بحث دیگری که میخواهیم مطرح کنیم، بحث گفتار متن یا «نریشن» است که یکی از مهمترین امکانات موجود در اختیار فیلمساز مستند برای ساخت اثر است. نریشن همان اندازه که میتواند به موفقیت فیلم مستند کمک کند، اگر درست و به جا و به اندازه استفاده نشود، میتواند مهمترین عامل افت کیفی اثر باشد. درست است که زبان بیانی فیلم، پیش از هر چیز تصویر است، اما این به آن معنا نیست که جایی که نیاز به نطق باشد از ویژگی ناطق بودن سینما استفاده نکنیم و اصرار داشته باشیم بر روایت بدون کلام. از طرفی، نباید سینما و تلویزیون را با رادیو اشتباه بگیریم و بیاعتنا به تصویر، همه تکیه و تاکیدمان برصدا باشد و همه آنچه را تصاویر هم گویای آن هستند در نریشن بگنجانیم و فرصت هر گونه کشف و برداشت را از مخاطب سلب کنیم. نریشن نباید به تماشاگر بگوید این تصویر به فلان معناست. تماشاگر باید لذت کشف ارتباط میان تصاویر را تجربه کند. کاربرد نریشن به هیچ رو این نیست که معنای مستتر در تصویر را شرح بدهد و آن را از عمق به سطح بیاورد. نریشن برای آن است که خلا‡ موجود در تصاویر را پر کند. برای آن است که آنچه را نمیتوانیم با تصویر بیان کنیم، با نریشن بیان میکنیم. گاهی هم میشود مضمونی را با تصویر بیان کرد اما نریشن قابلیت آن را دارد که به شکلی کوتاهتر، بهتر و چه بسا موثرتر همان مضمون را ارائه نماید. در اینجا نیز استفاده از نریشن ارجحیت دارد چرا که همه عناصر میبایست در خدمت بهتر و موثرتر بودن اثر باشند و حب و بغض نسبت به صدا یا تصویر یا هر عنصر دیگر در کار فیلمسازی جایی ندارد.
2 شکل عمده گفتار متن نویسی برای مستند وجود دارد:
1 - گفتار متن علمی که برای بالا بردن سطح دانش مخاطب به او اطلاعات علمی و تجربی میدهد.
2 - گفتار متن معرفتی یا شناختی که هدفش تنها افزودن به دانستنیهای تجربی مخاطب نیست، بلکه به او در فرارفتن از ظاهر تصاویر به حقیقت آنها و رسیدن به تحلیلی فلسفی و شاعرانه از پدیدارها یاری میرساند.
گفتار متن بسته به نیاز اثر میتواند یکی از این دو آمیزهای از هر دو روش باشد. گفتار متن نوع اول برای آثاری که به سفارش و پشتیبانی گروههای تحقیقاتی علمی و یا بهطور کلی، هر ارگان سفارشدهنده دیگر تولید و ساخته میشوند مناسب است و گفتار متن نوع دوم برای آثار مستقل و مستندهایی که باید و نبایدی جز خواست هنرمند در تهیه و ساختشان مطرح نبوده است. اگر عنصر نریشن را موقتا نادیده بگیریم، میتوان برای تقریب به ذهن در این زمینه 2 فیلمی را که مستندساز پرآوازه هلندی «برت هانسترا» درباره شیشه ساخته مثال آورد که اولی با رویکرد اطلاعرسانی و تبلیغاتی و دومی با رویکرد معرفتی و استعاری تدوین شده است.
چهارشنبه شب از شبکه یک سیما مستندی پخش شد با عنوان «داما: خانهای برای ماهیان» که در صدا و سیمای مرکز کیش ساخته شده بود و در مجموعه مستند «ایران ما» به نمایش در آمد. نویسنده متن این برنامه «هیوا مسیح» و کارگردان آن «غلامرضا صالحی» بود. قصد داریم این برنامه را از 2 منظر مقدمهسازی و نریشن نویسی بازبینی کنیم. نخست مقدمه:
سازندگان این برنامه مقدمه آرام را برای اثر خود برگزیده بودند و لذا آغاز فیلم را رفتار و گفتار عوامل اجرایی در مرحله آمادهسازی شرایط برای پرداختن به موضوع اصلی، تشکیل داده بود و در واقع، برنامه شروعی کوبنده و گیرا نداشت. این به خودی خود عیب و نقصی نیست، باید ببینیم سکانس بعدی چگونه است. خوشبختانه در مستند «داما: خانهای برای ماهیان» سکانس پس از مقدمه تا اندازه زیادی گیرا و کوبنده است. ما ناگهان به همراه غواصان از قایق بیرون میپریم و با آنها به اعماق آب میرویم تا از نزدیک شاهد زندگی ماهیها در بقایای کشتی غرق شده داما باشیم. این بخش از فیلم اگرچه غالب صحنههای فیلم را تشکیل میدهد منتها در این موقعیت زمانی و پس از این مقدمه ساده، کاملا غیرمنتظره است. اگرچه این مقدمه میتوانست کوتاهتر و موجزتر و در نتیجه موثرتر و بهتر باشد اما در مجموع گزینه خوبی برای آغاز این برنامه بود.
اما نریشن (که یکی از موفقترین بخشهای این برنامه است):
نویسنده گفتار متن مستند داما، از هر دو شیوه نریشننویسی برای کارش بهره گرفته است. او بر آن بوده تا میان علم و معرفت، میان خرد و خیال و میان چشم و دل پیوند برقرار کند و تنها به یک جنبه اکتفا نکند. اگرچه تصاویر نمیتوانند پا به پای نریشن پیش بیایند و احتمالا به دلیل محدودیتهای تکنیکی پیشرو برای تصویربرداری در زیر آب، از آن عقب میمانند اما محتوای گفتار متن اگر بهطور کامل مناسب برای تصاویر نباشد دست کم بیارتباط با آنها نیست و این طور نیست که دیدن تصاویر مانع شنیدن نریشن یا شنیدن نریشن مانع دیدن تصاویر باشد. نکتهای که متاسفانه کمتر مورد توجه فیلمسازان مستند قرار دارد و آن طور که باید به آن بها داده نمیشود. گفتار متن مستند «داما: خانهای برای ماهیان» به علاوه با توجهی هوشمندانه به عنصر محوری فیلم (کشتی غرق شده) علاوه بر تحلیلگران بودن و شاعرانگی، حالتی رازآلود دارد که در این بخشها موسیقی زیرصدا هم به خوبی حس موجود در متن را تقویت و تکمیل میکند.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: