در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ضمن این که براساس شواهد و قراین از سال بعد باید منتظر برگزاریاش در حد و اندازهای بالاتر از داخل کشور باشیم و لااقل فیلمسازان جوانی از کشورهای مسلمان و آثارشان را در جشنواره خواهیم دید.
همه اینها برای جماعت علاقهمند فیلم کوتاه و مخصوصا کسانی که دستی در تولید آن دارند، خبرهای خوشایند، مثبت و امیدوارکنندهای است. اما هنوز سوالاتی هست که به نظر میرسد قبل از هر اقدامی باید برای آنها جوابهای محکم و قابل قبولی پیدا کرد. مهمترین آنها، همان موضوع اصلی جشنواره است.
وجود قید دینی در عنوان جشنواره، خود به خود فیلمهای کوتاه را به دو دسته دینی و غیردینی تقسیمبندی میکند و این معنا را القا میکند که دسته دوم امکان حضور در جشنواره را ندارند. به این ترتیب چون ممکن است فیلمسازان زیادی در آثارشان به دغدغههای دیگری پرداخته باشند و دین و مسائل مرتبط با آن موضوع اصلی کارشان نباشد، فیلمهای زیادی از حضور در جشنواره باز میمانند.
اما درست بر خلاف این تصور، دستاندرکاران و هیات انتخاب و داوران در فرصتهای مختلف تلاش میکنند تا این تعریف ظاهری و استنباطی را گستردهتر ارائه بدهند و دامنهاش را وسیعتر کنند.
برای همین تاکید میکنند که فیلم دینی فقط و فقط فیلمی نیست که به پوسته ظاهری و ظواهر دین بپردازد و فیلمی که یک مفهوم انسانی و اخلاقی را مطرح کند نیز فیلمی دینی به حساب میآید.
پیداست که با این تعریف فیلمهای زیادی امکان حضور و پذیرش در رویش را به دست خواهند آورد. گذشته از داوری نهایی آثار و میزان همخوانیشان با این تعریف که بحث دیگری را میطلبد ، میشد حقانیت این گفتار را در کارهایی که از فیلتر هیات انتخاب گذشته بودند و در برنامه نمایش جشنواره جا گرفته بودند، دید ولی با همه اینها به اذعان خود اهالی رویش، میشود حدس زد چه بسیار فیلمسازانی که با دیدن این قید و عدم همخوانی ظاهریاش با فیلمشان، قید شرکت در جشنواره را میزنند؛ فقط به این دلیل ساده که تعریف و تفسیر گردانندگان جشنواره را از این واژه نمیدانند.
نقض غرض این قید و نامگذاری درست همین جا نمود پیدا میکند. اما این مرزبندی و نامگذاری تا چه اندازه به نفع کلیت مقولهای مثل فیلم کوتاه، فیلمسازانی که در این وادی کار میکنند و همینطور جشنوارهای که در جهت پیشرفت و بالابردن سطح این رشته هنری تلاش میکند، تمام میشود؟
این سوالی است که پیش از این نیز در سطوح و با مقیاس دیگری مطرح شده و چون بیجواب مانده، سردرگمی های زیادی در بخشهای مختلف تولید و اکران سینمای بلند بهوجود آورده است.
نمونهاش عبارت «سینمای معناگرا» است که برای مدتی سر زبانها افتاد و بعد از کلی حرف و بحث و صحبت جایش را به عبارت «سینمای ملی» داد. اما حالا با گذشت زمان و رفتن موسسانش هیچ حرفی از هیچ کدام از آنها در بین نیست. با این وصف بیراه نیست اگر سیاستگذاران رویش هرچه زودتر برای این سوال راهکار قابل قبولی بیندیشند.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: