در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماستبندی ادبی:
چون نیک نظر کرد، پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
اگر سوای حقیر که هیچ ادعایی جز خاکی بودن ندارد، سایر بزرگان عرصه فرهنگ و ادب نیز، زودتر از اینها به فکر ارائه راهکار میافتادند و فقط به ارائه رهنمود بسنده نمیکردند؛ بلاتشبیه عین گسلهای معروف تهران که نمیگذاریم به دست فراموشی سپرده شوند؛ ضربالمثلهای زبان فارسی را هم مثل برخی از شعارهای موجود، دائما تکرار مکررات میکردیم تا هیچکس فراموش نکند. تکرار، همیشه بد نیست. گاهی خودش یک صنعت بدیع ادبی میباشد.
بسته پیشنهادی: به هر حال کاری است شده. آب رفته را نمیتوان به جوی برگرداند؛ اما با این وجود باز، ماهی را هر وقت از آب بگیرید، تازه است. به نظر کارشناسانه ما، یکی از علل و عوامل اصلی و اساسی فراموش شدن پارهای از مثلها، قدیمی شدن و عدم امکان انطباق آنها با مصادیق بیرونی امروز است. همچنان که شعر و غزل معاصر مجبور به همراهی و هماهنگی با واژگان و اصطلاحات و ترکیبات زبان امروز شد، ضربالمثلهای ما نیز باید که دچار همین قضیه شود و به اصطلاح علمای اعلام، آپ تو دیت گردد. در زیر، به عنوان مشت نمونه خروار، به چند فقره ضربالمثل بهروز شده اشاره میشود تا گوشی دستتان بیاید. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است. به چند مورد عنایت بفرمایید:
1- طرف را به دهکده جهانی راه نمیدادند، سراغ خانه اوباما را میگرفت.
2- قطار مترو به سوراخ تونل نمیرفت، منوریل به دمش میبست.
3- کار را که کرد، آنکه پارتی پیدا کرد.
4- هر که وامش بیش، ظرفش بیشتر.
5- ماهی را هر وقت از سوپر بگیرید، داغ گرانیاش تازه است.
6- خرج گر از صندوق ارزی بود / حاتم طایی شدن آسان بود.
7- از بس منتظر ماندم، علف زیر پام قرمز شد.
8- انگار از دماغ عمل شده فیل افتاده.
9- موبایلی را که آنتن نمیدهد، به کمر نمیبندند.
10- پیتزایی برایت بپزم که یک وجب سس رویش باشد.
11- بلیت هواپیما را بگیر، توپولف نبودنش پیشکش.
12- رخت دو نامزد انتخاباتی را نمیشود در یک تشت شست.
13- طرف خیلی خوش ازدواج است، صیغه هم میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: