گزارش روز خبری گاردین ; نگاه به عراق

جام جم آنلاین : بطور ناگهانی و در فضایی بیرحمانه متوجه شدم که بغداد ، شهر دوران کودکی ام ، حالا یک سرزمین اشغالی است .همچنان که برای نخستین بار با یک نماد
کد خبر: ۲۹۷۶۲
نیرومند از خصومت مردم عراق نسبت به نیروهای اشغالگر برخورد کردم.
در حالی که در صندلی جلوی تاکسی ای نشسته بودم که ما را از امان به بغداد می برد ، ناگهان متوجه شدم که یک مسلسل سنگین از فاصله چند متری به طرف ما نشانه رفته است .
یک سرباز امریکایی روی نفربر زرهی در مقابل ما بود که در حومه بغداد در ترافیک گیر افتاده بود.

برای این که راننده ما تا حدی با سرعت به او نزدیک شده بود ، چشم غره ای به او رفت و بعد به سمت چپ خود نگاه کرد و با خشم دستهایش را به آن طرف برگرداند.
نگاهش را دنبال کردم به کودکی که حداکثر 8 یا 9 سال داشت نگاه می کرد که روی یک صندلی در جلوی در باز باغ خانه اشان نشسته بود.
پسرک در حالی که با خشم فریاد می زد ، مشتش را در هوا تکان می داد چنان که گویی دارد امریکایی را هدف مشتهایش قرار می دهد.

دو هفته بعد ، و پس از گفتگو با عده ای از مردم و گشتن در بیشتر مناطق بغداد ، بر من آشکار شد که روحیه آزاد و شورشی آن کودک یک نماد زنده و نیرومند از احساسی بود که بیشتر مردم بغداد نسبت به نیروهای اشغالگر دارند.
این دقیقا همان روحیه رام نشدنی است که چند دهه حکومت رژیم وحشی صدام ، چندین جنگ و 13 سال تحریم جنایتکارانه را پشت سر گذاشت و دقیقا همین روحیه است که بوش و بلر وقتی که تصمیم به حمله و اشغال عراق گرفتند به آن توجه نکردند.

آنان در عوض تصمیم گرفتند انعکاس صداهای خودشان را که توسط بعضی از گروههای مخالف عراقی منتقل می شد ، مخالفانی که توسط پنتاگون و سیا پرورش یافته ، آموزش دیده و حمایت مالی شده بودند را بشنوند.
بعضی از همان عراقی ها حالا عضو شورای حاکم منصوب آمریکا در عراق هستند.
گزارش اخیر واشنگتن پست شایعاتی را که در بغداد شنیدم تایید می کرد.

در بغداد می گفتند مقاومت در برابر اشغالگران بقدری شدید است که مقامات امریکایی بعضی از افسران وحشی امنیتی و نیروهای مسلح را که خود صدام برای سرکوبی مردم از آنان استفاده می کرد ، به نام مبارزه با به اصطلاح بقایای رژیم صدام استخدام کرده و به این ترتیب مشغول بازسازی همان رژیم سفاکی هستند که خودشان از آن حمایت کرده و سالها آن را به سلاح های کشتار جمعی مجهز کرده بودند.

حرفی که بارها در طول اقامت کوتاهم در بغداد از مردم شنیدم رابطه امریکا و رژیم صدام را بخوبی وصف می کند: «پادو رفته ، ارباب به جایش آمده است».
شورای حاکم بیش از آنچه منفور باشد ، مورد تمسخر است به شورا به این دلیل که اعضایش براساس معیارهای فرقه ای و مذهبی انتخاب شده اند ، حمله می کنند.
بیشتر کسانی که با آنان صحبت کردم فکر می کنند که این تشکیلاتی بدون قدرت و اختیار است : نه ارتش دارد ، نه پلیس و نه بودجه ملی اما برای داشتن 9 رئیس دوره ای به خود می بالد.

لطیفه ای در بغداد رایج است : چیزی از برداشتن عکس های صدام نگذشته بود که از ما خواستند 9 عکس جدید را به جای عکس او بگذاریم .
حمایت از شورا بیشتر به بعضی از فعالان سازمان های متعلق به آن محدود است .
در واقع می توان گفت که بیشتر حامیان سازمان های معتبرتر متعلق به شورا مخالف عضویت در شورای منصوب امریکا هستند.

برای مثال رهبران شورای عالی انقلاب اسلامی در عراق روز به روز متقاعد کردن حامیان خود در مورد همکاری با مهاجمان را دشوارتر می یابند.
آیا آنان هنوز باور دارند که همکاری با اشغالگران مسیر ممکن برای رسیدن به استقلال و دمکراسی است؛.
همین امر در مورد یک حزب کوچکتر اما معتبر دیگر ، یعنی دعوت اسلامی صدق می کند که به دنبال تصمیم به پیوستن به شورا تعداد فراوانی از اعضای خود را از دست داد.

سازمان اینک کوچکی که در اواخر دهه 1950 از حمایت اکثر مردم عراق برخوردار بود یعنی حزب کمونیست عراق با حمله امریکا و شورا مخالف بود اما در آخرین لحظات تصمیم گرفت به آن ملحق شود بیشتر حامیان آن با این کار مخالفت کردند.
یکی از آنان ، یک راننده کامیون فقیر این اقدام را بدتر از تصمیم رهبری حزب در سال 1972 برای پیوستن به حکومت صدام دانست .
آن سیاست هنگامی که صدام به مخالفت با اعضای این حزب پرداخت ، و هزاران نفر از آنان را کشت ، زندانی و تبعید کرد ، در دریای خون شکست خورد.

این راننده کامیون شورا را قطعه آهن ضدجن توصیف کرد.
در قدیم که مردم خرافاتی تر بودند یک قطعه فلز را برای فراری دادن جن ها در خانه نگه می داشتند.
شکاف بین احساسات مردم و عضویت در شورا پس از کشتن رئیس آن یعنی آیت الله محمدباقر حکیم آشکار بود.
شعارهای صدها هزار نفری که در جریان سه روز تشییع او در بغداد و نجف شرکت کردند ، این بود: مرگ بر امریکا ، مرگ بر صدام ، و لا اله الا الله ، امریکا دشمن الله است ، صدام دشمن الله است .
مشابه این شعارها را در روزهای اخیر نیز بارها در بغداد شنیدم .
مردم قدرت احساسات ضد امریکایی را در بغداد و جنوب نشان می دهند.

یک منطقه که امریکا در آن توفیق نسبی داشته کردستان عراق است اوضاع سیاسی در این منطقه پیچیده است.
بیشتر کردها معتقد بودند که منطقه ممنوعه پروازی در طول حکومت صدام آنان را از سلاحهای شیمیایی وی محافظت کرد و آشکار است که تحریم ها آنقدر که به بقیه عراق لطمه زد به کردستان عراق نزد.
در روزهای قبل از جنگ بیشتر کردها اندیشه تاکتیکی محافظت شدن در برابر صدام و نیروهای منفور ترکیه را پذیرفتند.
اما علی رغم این ، احتمال دارد که طرح های امریکا ، وقتی واقعیات منافع واشنگتن و تضادهای منطقه ای آشکار شوند ، با مخالفت کردها مواجه شوند.
از طرف دیگر بعید است که وحدت سیاسی تاریخی بین اعراب و کردها در عراق گسسته شود.

درباره مقاومت مسلحانه چه می توان گفت؛ و چرا در بعضی مناطق عراق بیشتر از مناطق دیگر این کشور است؛ شک نیست که مقاومت مسلحانه علیه نیروهای امریکایی از حمایت گسترده مردم برخوردار است و بیشتر توسط سازمان های منطقه ای که گرایشات سیاسی متفاوتی دارند ، انجام می گیرد.
با این حال عده بسیاری را در بغداد دیدم که اگرچه حامی «میهن پرستان» در برابر «مهاجمان» هستند اما معتقدند که این اقدام «عجولانه و نابهنگام» است.
به عقیده آنان نخست باید همه راههای مسالمت آمیز را امتحان و قبل از مبارزه مسلحانه با نیروهای اشغالگر مردم را در سازمانهای بزرگ بسیج کرد.
از عقاید مردمی می توان به وجود نظریه های توطئه که در بغداد رایج است پی برد.
اکثر مردم عراق ، امریکا ، اسرائیل یا کویت را مسوول حمله به غیرنظامیان ، به جای اهداف نظامی ، می دانند.
اما لازم نیست نظریه پرداز توطئه باشید تا به علت اصلی شدت حملات امریکا به نواحی مرکزی عراق و موصل پی ببرید و بدانید که امریکا تصمیم گرفت این مناطق را به صحنه کشتار تبدیل کند زیرا آنان تصور می کردند می توانند براحتی این مناطق را تصرف کنند و از آنجا بغداد و جنوب را به تسلیم وادارند.

آنان مدتها قبل از هرگونه مقاومت مسلحانه ای در آن مناطق با کشتار بیرحمانه غیرنظامیان در فلوجه ، موصل ، رمادی و جاهای دیگر مردم را تحریک کردند.
نیروهای اشغالگر بسرعت کشف کردند که کمترین تحریک مناطق کارگرنشین بغداد و بیشتر شهرهای جنوب ، با نمایش های عظیم قدرت مردمی در خیابان ها مواجه خواهد شد.

فرماندهی نظامی امریکا قطعا آگاه است که مردم این مناطق بشدت مسلح ، بخوبی آموزش دیده و سازمان یافته تر هستند.
حرفهای بی اساس مقامات امریکایی درباره «مثلث سنی» و «بغداد و جنوب شیعه» تلاشی است که تاکنون نتوانسته بین مردم عراق شکاف ایجاد کند و آنان را گرفتار مناقشات خونین داخلی کند.

تنها افرادی که هنوز معتقدند امریکا از مسیر دموکراتیک در عراق حمایت خواهد کرد عده اندکی هستند که هنوز نقش امریکا را در تاریخ معاصر عراق ، اهمیت سوق الجیشی عراق ، یا ماهیت سیاست خارجی امروز امریکا را بدرستی درک نکرده اند.

هنگام ترک بغداد به طرف امان وقتی اتومبیل ما از مقابل خانه آن کودک بزرگ گذشت فهمیدم که چرا از علاقه ام به بغداد ، علی رغم 34 سال زندگی در تبعید اصلا کاسته نشده است .

ترجمه : ع - کسمایی


گزارش روز خبری
حمله چریک ها به حریم امن امریکایی ها در بغداد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها