هفته گذشته وقتی به دیدن یکی از دوستان طلافروشام رفته بودم، او گفت چند روز قبل کارگر شما برای فروش چند قطعه طلا و سکهبهار آزادی نزدم آمد و به خاطر اعتماد به شما، آنها را خریدم.
فرار کارگر سارق
مرد طلافروش اضافه کرد پس از شنیدن حرفهای دوستم مطمئن شدم کارگر جوانم، طلا و سکهها را به سرقت میبرد، بنابراین به مغازهام بازگشتم و منتظر کارگرم شدم، اما از او خبری نشد و جستجوهایم برای یافتن وی بینتیجه ماند.
به دنبال شکایت این مرد طلافروش، پرونده قضایی تشکیل و ماموران آگاهی مشهد، جستجو برای یافتن مخفیگاه کارگر فراری را آغاز کردند تا عاقبت 2 روز قبل، او را دستگیر کردند.
با انتقال سعید کارگر طلافروشی به اداره آگاهی مشهد، وی در بازجویی به جرم خود اعتراف کرد.
مرد سارق در اظهاراتش به پلیس گفت: برق طلاهای مغازه طلافروشی وسوسهام کرده بود، بنابراین نقشه سرقت را طرحی و عملی کردم؛ به این ترتیب آخر هفته که کارفرمایم دیرتر به مغازه میآمد، مقداری از طلا و سکهها را سرقت میکردم و چند روز بعد به طلافروشیهای دیگر میفروختم و در مدت 3ماه از فروش سکهها و طلاهای سرقتی 45 میلیون تومان به دست آوردم.
بنابراین گزارش، جوان سارق با قرار قانونی روانه زندان شد. تحقیقات تکمیلی برای فاش شدن دیگر سرقتهای او ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم