در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«تمام آنچه به عنوان موسیقی ایرانی از آن یاد میکنیم، ریشه در موسیقی مقامی دارد.» این را داوود گنجهای میگوید. این نوازنده چیرهدست کمانچه همین اول بحث، حرف آخر را میزند و با این جمله بر اهمیت موسیقی نواحی تاکید میکند.
این معلم موسیقی ادامه میدهد: موسیقی نواحی ما، ریشه درختی تناور است و دیگر انواع موسیقی ایرانی، شاخ و برگ آن هستند. اگر این ریشه خشک شود، موسیقی ایران به تمامی میپژمرد و میمیرد.
قطع رابطه مقامنوازان با مخاطبان
اما مگر چه اتفاقی افتاده است که گنجهای چنین هشداری میدهد؟ برای آنکه پی به ریشههای این نگرانی ببریم، به سراغ مقامنوازان 4گوشه ایران میرویم. عثمان محمدپرست، نوازنده دوتار، اولین کسی است که از پشت تلفن شنونده حرفهایش میشویم. او که مقیم شهرستان خواف خراسان رضوی است، میگوید: 10 سال پیش در دانشگاهها، رویدادهای فرهنگی و جشنوارهها آنقدر برنامه داشتیم که وقت آزاد چندانی پیدا نمیکردیم، اما این روزها کمتر فرصتی پیدا میکنیم تا صدای سازهایمان را به گوش علاقهمندان برسانیم.
عاشیق حسن اسکندری از خطه آذربایجان هم در این باره میگوید: متاسفانه امروزه مخاطبان موسیقی مقامی و حتی دیگر شاخههای موسیقی ایرانی کم شده است. دلیلش این است که پلهای ارتباطی ما با آنان از بین رفته و نوا و آوای ما کمتر به گوش علاقهمندان میرسد.
اما مگر راههای ارتباطی مقامنوازان و علاقهمندان چه بوده که امروزه مسدود شده است. هوشنگ جاوید، پژوهشگر عرصه موسیقی نواحی در این باره توضیح میدهد: در همه جای دنیا، موسیقی اصیل، علمی، ارکسترال و محلی مورد حمایتهای نهادها و مراکز دولتی، فرهنگی و شهرداریها قرار میگیرند، چون برخلاف موسیقی پاپ ارزان تولید نمیشوند و مخاطبان بیشماری ندارند. وی با اشاره به این که موسیقی پاپ در هیچ کجا مورد پشتیبانی مالی و اداری دولتی قرار نمیگیرد و توانایی ایستادن روی پای خود را دارد، میافزاید: اما ما در ایران کاری خلاف تمام قواعد انجام میدهیم. موسیقی نواحی را در جشنواره فجر به حساب نمی آوریم و جایش را به موسیقی پاپ میدهیم. با این کار تنها میخواهیم با جلب تماشاگران بیشتر، بر ضعفها و کاستیهای برنامههایمان سرپوش بگذاریم.
موسیقی نواحی جشنواره میخواهد
جاوید در ادامه به تعطیلی جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان اشاره میکند و ادامه میدهد: وقتی جشنواره کرمان توانست تحرکی خوب در سطح موسیقی مقامی کشور ایجاد کند و بتدریج داشت به رویدادی پژوهشی و علمی هم تبدیل میشد، آن را تعطیل کردیم و از نیمه راه به عقب بازگشتیم. با این کار نهتنها به موسیقی نواحی، بلکه به همه شاخههای موسیقی ایرانی صدمهای بزرگ وارد کردیم. اما تاسف هنرمندان و پژوهشگران تنها در تعطیلی جشنواره کرمان خلاصه نمیشود و به جشنواره موسیقی فجر هم کشیده میشود؛ رویدادی هنری که از چند سال پیش به موسیقی نواحی بیاعتنا شده است. شیرمحمد اسپندار، دونلی نواز بزرگ بلوچستان در این باره میگوید: من در بیش از 10دوره جشنواره موسیقی فجر حضور داشتم و بدون هیچ چشمداشتی به اجرای برنامه میپرداختم. این کار را برای این میکردم که اعتقاد داشتم باید نوای این ساز مهجور را به گوش علاقهمندان و دیگر هنرمندان برسانم. اما متاسفانه با این که ما همیشه آماده خدمت بودیم و مخاطبان هم علاقهمند بودند، نمیدانم چرا بخش موسیقی نواحی را حذف کردند.
وقتی از اسپندار میپرسیم مگر این روزها هیچ برنامهای را اجرا نمیکند که این چنین از روی صحنه نرفتن در جشنواره فجر گلهمند است، پاسخ میدهد: اتفاقا زیاد نوازندگی میکنم. اما مساله اینجاست که این برنامهها یا محدود به استان بلوچستان است یا در خارج از کشور اجرا میشود. در حالی که من دوست دارم صدای سازم را دیگر مردم کشور و بویژه دیگر هنرمندان موسیقی بشنوند.
ملک مسعودی، دیگر پژوهشگر و موسیقیدانی است که بر اهمیت برگزاری جشنوارهها تاکید میکند و میافزاید: 2ماه پیش که جشنواره موسیقی زاگرسنشینان را برگزار کردیم، نشان داد جای چنین رویدادهایی چقدر خالی است و چه نقش مثبتی میتواند در ترویج و گسترش موسیقی محلی ایفا کند.
وی ادامه میدهد: جشنوارهها باعث میشوند با در کنار هم قرار گرفتن شاخههای گوناگون موسیقی نواحی در دل یک رویداد هنری، همگرایی اقوام بیشتر و فرهنگ ملی بارورتر شود.
داوود گنجهای هم بر ضرورت برپایی جشنوارههای موسیقی مقامی انگشت نهاده و تاکید میکند: جشنوارهها محلی هستند برای برخورد اندیشهها و فرهنگها. این نواها و آواها را بسیاری از مردم کشور نشنیدهاند و چنین ایامی، فرصتی است تا رنگین کمانی زیبا از موسیقی نواحی ایران را مقابل دیدگان آنان به نمایش درآوریم.
حسن اسکندری همین نظرات گنجهای را به زبانی دیگر بازگو میکند و توضیح میدهد: جشنوارههایی چون موسیقی نواحی کرمان باعث میشوند که نوازندگان محلی همدیگر را ببینند، هنرنمایی یکدیگر را بشنوند و از هم یاد بگیرند. وی البته بیدرنگ میافزاید: اما مهمتر از همه این است که در چنین رویدادهایی، مردم ما را میبینند، به کارمان علاقهمند میشوند، آن را دنبال میکنند و اینگونه موسیقی نواحی را زنده نگاه میدارند.
اما آیا صرف ورود موسیقی مقامی به دل جشنوارهها به هر صورت ممکن راهگشاست؟ محسن شریفیان، سرپرست گروه موسیقی لیان بوشهر در این باره اما و اگرهایی را مطرح میکند و میگوید: اگر مثل دورههای گذشته جشنواره فجر، به گروههای موسیقی نواحی، پرتترین سالنها و بدترین زمانها را اختصاص دهند و کمتر از دیگر بخشهای جشنواره به آن توجه کنند، نمیتوان تاثیر عمیق و بزرگی برجای گذاشت. این نوازنده ساحلنشین خلیجفارس با اشاره به اینکه جشنوارههای موسیقی مقامی باید بیشتر، متنوعتر و تخصصیتر شوند، تاکید میکند: باید به سمتی حرکت کنیم تا چنین همایشها و رویدادهای هنری اثری گستردهتر در انواع موسیقی تولیدشده در داخل کشور بگذارند و در حوزه هنر مقامنوازان متوقف نشوند.
موسیقی نواحی، منبع الهام
شریفیان توضیح میدهد: منظورم این است که انواع موسیقیهای محلی و بومی ایرانزمین باید منبع الهامی برای شاخههای پاپ و ارکسترال باشند و در پیله خود نمانند.
ملک مسعودی در همین ارتباط به تاریخ موسیقی کشورهای غربی اشاره میکند و میگوید: بجز بخشهایی از موسیقی کلاسیک اروپاییها که خاستگاهی مذهبی دارد، دیگر آثار برآمده از موسیقی فولکلوریک آنان است. آهنگسازان غربی در چند قرن گذشته توانستند بر پایه نغمهها و نواهای محلیشان، نوعی موسیقی علمی، فاخر و جهانی را پدید آورند و در عوض ما سنتهای خودمان را به فراموشی سپردیم.
مجید انتظامی آهنگسازی است که در بسیاری از آثارش، ملودیها و سازهای گوناگون موسیقی نواحی ایران را به کار گرفته است. او درباره تجربههایی از این دست توضیح میدهد: با این کار به قطعاتی که ساختهام، هویتی ایرانی بخشیدهام و از این رو با مخاطبان بسیار بهتر و گستردهتر ارتباط برقرار کردهام. این موسیقیدان اگرچه تاکید میکند موسیقی نواحی را باید به همان صورت اصیل و بومیاش به عنوان میراثی فرهنگی حفظ کرد، اما ادامه میدهد: با تزریق موسیقیهای محلی کشور به آثار ارکسترال، هم به ماندگاری آنها میافزاییم و هم قطعاتی جهانی با رنگ و بوی ایرانی پدیدمیآوریم.
ملکمسعودی در ادامه صحبتهای قبلیاش در ضرورت به روز کردن موسیقی مقامی میگوید: ما باید قطعات موسیقی محلی را با فرمهای خاصی گسترش دهیم تا با فواصل و سازهای غیربومی هم قابل نواختن باشند و در حالتها و رنگهای تازه هم جلوه پیدا کنند. وی تاکید میکند: حتی موسیقی نواحی باید پایه و بنیان کارهای پاپ ایرانی را بسازد تا هر شنوندهای به گونهای با آن آشنا شود.
ملک مسعودی در پایان با اشاره به اینکه در این راه ما هیچ مخاطبی را نباید فراموش کنیم، ادامه میدهد: نوجوانان و کودکان کشور هم حق دارند با نغمات و ملودیهای بسیار دلنشین ایرانی آشنا شوند.
برای همین باید موسیقی نواحی را در قالبها و شکلهای متناسب با سن این مخاطبان نیز عرضه کنیم.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: