در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرحله 20 امتیازی
من 65 سال پیش در روستای «میرج» کرمان متولد شدم. آثار معروفی برای کودکان و نوجوانان نوشتهام که برخی از آنها به صورت فیلم درآمده است.
مرحله 15 امتیازی
طنز در آثار من جایگاه ویژهای دارد و این موضوع نوشتههایم را دلنشینتر و جذابتر کرده است. از بس آدم خودخور و بدعنقی بودم، از بس داستانهایم گریهآور بود، از بس در زندگی بد آورده بودم و خاطراتم تلخ بود، قصههایم را کسی نمیخواند. بعدها خیلی فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم باید کمی شکر و نمک بریزم توی قصههای غمانگیزم. یاد گرفتم غم و غصههای بچگی و قصه آدمهای بدبخت و بیپول و بداقبال را با کمی شکر و یک ذره نمک و چند قطره آبلیمو و یک سطل آب، به خورد خواننده بدهم.
مرحله 10 امتیازی
من هرگز مدعی نوشتن داستانهایی برای کودکان نیستم، روحیه کودکانهام باعث میشود که نوشتههای مرا بچهها بخوانند. نوشتههایی مثل قصههای مجید، بچههای قالیباف، نخل، چکمه، خمره، کوزه، مهمان مامان و ...
مرحله 5 امتیازی
2 چیز است که تا سرازیری قبر از من جدا نمیشود؛ کودک بودن و روستایی ماندن.
نمیدانم چرا بعضیها از این که دیگران بدانند روستازاده یا شهرستانیاند، احساس خوبی ندارند. ولی من به آنچه که بودهام و هستم افتخار میکنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: