نگاهی به پرونده کاری شما نشان میدهد که بیشترین آثار تلویزیونی شما مناسبتی بوده است. با توجه به مشکلات این نوع کار، چرا بیشتر سراغ چنین کارهایی رفتهاید؟
البته سریال وفا قرار بود ماه محرم پخش شود، اما آن موقع آماده نبود و در ایام نوروز پخش شد. بعد از آن، سریال «صاحبدلان» را ساختم که واقعا برای ماه مبارک رمضان تهیه شده بود. سریال «نردبام آسمان» هم که امسال پخش شد، قرار بود چون یک کار تاریخی است، هفتگی پخش شود. در کل، وقتی کاری را شروع میکنم، زیاد به مناسبتی بودن آن فکر نمیکنم و تلاش میکنم با همکارانم یک کار خوب و درخور بسازم تا وقتی مردم کار را میبینند، اگر لذت آنچنانی هم نمیبرند، دست کم دلزده نشوند. تلاش همه ما این است که یک کار خوب تحویل مردم بدهیم، تلویزیون در خدمت مردم است و من نمیتوانم بگویم یک کار خوب به تلویزیون تحویل میدهم. در واقع من دارم کاری را به مردم ارائه میکنم. ریا نمیکنم. واقعا چیز زیادی نمیدانم و تلاش میکنم ندانستههایم کمتر شود و دانستههایم بیشتر.
آقای لطیفی، ساخت این گونه سریالها به شما پیشنهاد میشود یا شما خودتان به تلویزیون پیشنهاد میدهید؟
هر دو حالت اتفاق میافتد. تا امروز بیشتر کارهایی که برای تلویزیون ساختهام، به من پیشنهاد شده و تنها موردی که پیشنهاد نشده و خودم به تلویزیون پیشنهاد دادم و امیدوارم سال آینده آن را شروع کنم، کاری به عشق امام رضا(ع) است.
چه کار میکنید که کارهای شما باورپذیرتر از بسیاری از کارهاست؟ چون در کارهای مذهبی شما نگاه مذهبی عمیقی دیده میشود و مردم آن را باور دارند.
خوشحالم که شما به این نکته اشاره کردید. سعی میکنم به خودم دروغ نگویم. آن چیزی که در وجودم هست و مذهب و دین و هر آنچه که داشتههای وجودیام به شمار میرود را ارائه میدهم. شاید به حساب ریا گذاشته شود ولی باور کنید ریا نیست. خیلیها شاید در قرن 20 و بیستویکم بگویند معجزه یعنی چه. ولی لطیفی خیلی راحت میگوید که معجزه را لمس کردهام و باور دارم. یک خاطره میگویم که یکی دو جا هم گفتهام. تلفن همراهم بسختی آنتن میدهد و همه بسختی میتوانند با من تماس بگیرند. وقتی اتفاقی که برایتان نقل میکنم میافتد، برادرم به من انتقال میدهد. بعد از سریال «صاحبدلان» او به من گفت که خانمی نتوانسته با شما تماس بگیرد و با من تماس گرفته است. او گفت به آقای لطیفی بگویید که مادرم کاملا فلج بود اما بعد از دیدن قسمت 13 سریال و دیدن قرآن سر گرفتن و معجزه، در شب بیستوسوم، خودش قرآن سر گرفت و دید که مادرش با پای خودش در پله قدم میزند. خدا را شاکرم که این حس از یک فیلم، به زنی در کشورمان منتقل میشود و این لطفی است که خداوند نسبت به من داشته تا بتوانم این فیلم را بسازم و تاثیر بگذارم. اتفاقا قصه فیلم آقا امام رضا هم بر یک معجزه کامل استوار است. دوست دارم این کار را بسازم.
برویم سراغ «نردبام آسمان» که در ماه مبارک رمضان امسال پخش شد و بینندگان زیادی هم داشت. چه شد که رفتید سراغ رادیوییها، آن هم برای نقش اصلی سریالتان؟
به خاطر این که وحید جلیلوند با همه وجودش پشت میکروفن مینشیند. وقتی او با همه وجودش پشت میکروفن مینشیند، مرا به عنوان یک کارگردان وسوسه میکند او را به کار بگیرم.
وحید، نقش غیاثالدین جمشید کاشانی را بازی نکرد، غیاثالدین جمشید کاشانی را زندگی کرد. دقیقا احساسش میکرد و میفهمید. وقتی او روبهروی دوربین قرار میگرفت، من هم حالم خوب میشد، ولی این که وحید برود جلوی دوربین به این راحتی نبود. خیلی وقتها شرایط تلویزیون اجازه نمیدهد و از طرف تلویزیون هم محدودیتهایی برای انتخاب نقش اصلی سریال وجود دارد، بخصوص که کسی اولین بار جلوی دوربین قرار بگیرد و نقش اصلی را بازی کند و باید توجیه کافی وجود داشته باشد. من فکر میکنم این توجیه برای من وجود داشت و میدانستم که وحید میتواند از عهده این نقش بخوبی برآید. آقای کاردان هم همین طور بود.
در این میان، صدای رادیویی او چقدر به کارتان کمک کرد؟
در مورد صدا یک چیز کاملا روشن است. ما سالها کارهای تاریخیمان را دوبله میکردیم و دوبله، نقش مهمی در کارهای تاریخی داشت. من چون میخواستم سر صحنه صدابرداری کنم، میپذیرم که صدای خوب، بخش اعظم کار من بود.
آقای جلیلوند بخصوص در کارهای مذهبی و تاریخی با تمام وجود حرف میزند. او چطور برای این نقش به شما پیشنهاد شد و کجا با او آشنا شدید؟
2 سال پیش، زمانی که میخواستم کار نردبام آسمان را شروع کنم، هنگام پیشتولید کار عازم حج شدم. وحید جلیلوند هم با ما همکاروان بود. او چون برنامهساز بود، باید از طرف بعثه عازم میشد؛ اما به دلیل محدودیت برنامهسازان در عربستان، از طریق کاروان ما عازم شد و این باب آشنایی من با جلیلوند و پیشنهاد اولیه نقش غیاثالدین به او بود.
با پخش سریال شما در ماه رمضان مثل این که بر قسمتهای آن افزوده شد و قبلا قرار بود در قسمتهای کمتری پخش شود.
ما قرار بود این سریال را هفتگی در 15 قسمت پخش کنیم، ولی مسوولان صداوسیما به این نتیجه رسیدند که در ماه مبارک رمضان پخش شود. با این کار، نقاط تعلیق به هم میخورد و ما باید سریال را به 30 دقیقه و با نقاط تعلیق دیگر تغییر میدادیم. بنابراین چون نقطه قطع سریال خیلی مهم است، با این شرایط قطع قسمتهای خوب صورت نگرفت و بینندگانی که در مراسم احیا شرکت میکردند، از دیدن بخشی از سریال محروم شدند. قرار است با پخش مجدد آن، بینندگان بتوانند سریال را به طور کامل ببینند.
انتخاب بازیگران برعهده خودتان هست یا پیشنهاد و نظارتی هم صورت میگیرد؟
من معمولا در انتخاب بازیگرانم از چند نفر مشورت میگیرم؛ اما در کل نظر خودم را دارم. وقتی در انتخابم مطمئن باشم، روی نظرم پافشاری میکنم. صورت یک آدم، چشم آدم و گویش او خیلی مهم است. خیلیها اعتقاد داشتند آقای داوودنژاد نمیتواند داروغه باشد؛ اما من داروغه دیگری میخواستم که غیر از داروغههای معمولی بود و این توانایی را در آقای داوودنژاد دیدم.
چطور توانستید در کمترین زمان فیلمی در حد دریافت سیمرغ جشنواره آن هم نه یکی بلکه 2 سیمرغ بسازید؟
فکر میکنم اشاره شما به فیلم روز سوم است. یک جایی بنده کم میآورد؛ اما اگر بیاید و با تمام وجودش روبه خدا بایستد و بگوید کم آوردم، محال است خدا کمکش نکند. خدا کمک کرد. من در تمام لحظهها این مساله را درک کردم؛ اما هنگام کار به من گفتند یک جمله بگویید تا در بولتن جشنواره درج کنیم. من هم گفتم بنویسید خدا نوشت، خدا گرفت؛ نامش شد روز سوم. وقتی نوشتند، کسانی از دوستانم گفتند پشت سر شما حرفهای زیادی هست. میگویند لطیفی خود را خدای کارگردانی میداند. گفتم آنها بیمارند، چون یک لحظه فکر نکردند که منظورم لطف خدا به من و ناتوانیام بوده. اگر خداوند مینویسد، قدرت او در دست من است و اگر میگیرد، لطف او شامل حال من است.
تنظیم: زینت پستادست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم