این فیلم چهارمین اثر مازیار میری در مقام کارگردان است که البته در فضایی کاملا متفاوت با آثار قبلی او ساخته شد و ترکیبی از ملودرام و طنز را دربرمیگیرد. واکنشهای متفاوت جامعه نسبت به این فیلم با توجه به اینکه کتاب قانون 2 سال در نوبت اکران به انتظار نشست و 2 وزیر یک دولت، دیدگاه متضادی درباره این فیلم داشتند؛ بهانهای شد تا با محسن علیاکبری، تهیهکننده فیلم به گفتگو بنشینیم، او تهیهکنندگی فیلم قبلی مازیار میری( پاداش سکوت) را هم بر عهده داشته است. علیاکبری ضمن احترام به انتقادهای وارد شده به دفاع از کتاب قانون میپردازد.
با توجه به اینکه جامعه ما دارای بافت مذهبی است و احتمال اینکه درباره طرح انتقادی برخی مسائل دینی واکنش نشان دهد، زیاد است؛ آیا پیش از ساخت کتاب قانون نسبت به این حساسیتها آگاهی داشتید؟ به هرحال، عبور از برخی خط قرمزها به جسارت یا حمایت خاصی نیاز دارد؛ آیا سازندگان کتاب قانون برای عبور از این خط قرمزها، خود را آماده کرده بودند؟
اینکه بگوییم قبل از ساخت فیلم، هیچ ذهنیتی درباره این مسائل نداشتیم که غلط است؛ من حتی زمانی که فیلم «پاداش سکوت» را تهیه کردم، با نگاه انتقادی به آن نگریستم و نسبت به عمل خود، آگاهی داشتم؛ اتفاقا در ارتباط با پاداش سکوت هم ما با واکنشهای انتقادی مواجه شدیم؛ مثل نمایش فیلم در جشنواره تحریم شد حتی اسم یک سرداری را برده بودند که مخالف نمایش فیلم است، ولی وقتی به اتفاق او فیلم را دیدیم، اظهار کرد؛ من نه تنها مخالف این فیلم نیستم بلکه معتقدم بازهم باید از اینگونه فیلمها ساخته شود. متاسفانه شفافسازی در عرصه سینمای ایران وجود ندارد و بیشتر نقل قول از دیگران میشود. در حالی که اگر بین سلیقههای مختلف، گفتگو صورت بگیرد؛ بسیاری از این سوءتفاهمات برطرف خواهد شد؛ مثلا آقای حدادعادل پس از تماشای کتاب قانون، نکتهای را به من تذکر داد که بسیار خوشحال شدم، به من گفت؛ حتما اگر خواستی باز هم از این فیلمها بسازی، من حاضرم وقت بگذارم و درباره آن گفتگو و تبادلنظر کنیم. خوب ما هم به دنبال همین نگاهها و واکنشها هستیم.
در واقع به نوعی ساخت چنین آثاری اگرچه ممکن است با واکنشهایی مواجه شود؛ اما شخصیتهای خاص فرهنگی سیاسی را هم متوجه سینما میکند؟
اصلا مهم نیست که واکنش انتقادی نشان دهند؛ اتفاقا همین واکنشها، نشان دهنده این است که ما توانستیم به هدف خود برسیم و مخاطب خاص را تحت تاثیر قرار دهیم. در واقع مخالفت و موافقت این افراد برای ما ملاک نیست (نه اینکه مهم نباشد) حضور آنها در سینما برای ما ارزشمند است. به نظر من، توجه اشخاصی مثل حدادعادل و علی مطهری به سینما به واسطه کتاب قانون فینفسه ارزشمند است و در سطحی کلیتر میتواند به رشد و توسعه صنعت سینما و هنر هفتم کمک کند حالا یا از طریق حمایتهای معنوی و فرهنگی یا کمکهای مالی. ضمن اینکه حضور و حمایت و حتی نقد این عزیزان میتواند در جذب مخاطب عام به سینما هم موثر باشد.
آقای علیاکبری! خیلی جالب است که فیلم کتاب قانون درون یک دولت و حاکمیت یک جناح سیاسی هم توقیف میشود و هم رفع توقیف و اکران. آیا این به تفاوت سلیقه مدیران و تصمیمگیرندگان برمیگردد یا دلایل دیگری هم در توقیف دو ساله کتاب قانون موثر بوده است؟
دقیقا سلیقهای بوده، چون فقط آقای صفار هرندی، وزیر وقت ارشاد با اکران کتاب قانون مخالف بود. متاسفانه معاونت سینمایی هم هیچ دفاعی از فیلم نکرد، در حالی که این معاونت به دلیل تخصصی بودن موضوع میتوانست وزیر را متقاعد کند که فیلم توقیف نشود.
دقیقا اتفاقی که چند وقت پیش افتاد؛ یعنی با وساطت جواد شمقدری معاونت سینمایی این فیلم رفع توقیف شد... .
درست است، ولی خود آقای حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد برعکس آقای هرندی با این فیلم موافق بود و نظر مثبتی به آن داشت.
یعنی وزیر ارشاد جدید فیلم را شخصا تماشا کرده بود؟
بله، آقای حسینی در اولین روز ورودشان به وزارتخانه، فیلم کتاب قانون را دید؛ در حالی که آقای جعفریجلوه همچنان نگران این بود که دکتر حسینی نیز مخالف این فیلم باشد و من از این مساله تعجب میکنم چون آقای هرندی از وزارت ارشاد رفته بود و وی به عنوان معاونت سینمایی که شناخت بیشتری نسبت به سینما داشت، دیگر دلیلی نداشت که همچنان نگران اکران این فیلم باشند و میتوانست به اکران این فیلم در عید فطر کمک کند؛ به هر حال این 20 روز تاخیر در اکران فیلم برای ما خسارتهای مالی هم داشت.
آن وقت فیلمی که آقای حسینی تماشا کردند، همان نسخهای بود که در سینماها اکران شد یا مشمول ممیزی هم شد؟
ما طی این دو سال خیلی ممیزی داشتیم، اما آقای حسینی همان نسخه نهایی را دیدند یعنی همان نسخهای که به نمایش عمومی درآمد. در واقع در دوره جدید دیگر شامل ممیزی نشد.
تناقضی در سیاستهای ممیزی وزارت ارشاد به چشم میخورد؛ به این معنی که گاهی یک فیلم مثل کتاب قانون، پروانه ساخت و تولید میگیرد و با مشکلی مواجه نمیشود، ولی پروانه نمایش و اکران آن با موانع جدی مواجه میشود، قبول دارید؟
پروانه نمایش کتاب قانون یکسال پیش صادر شد، ولی گفتند اگر در جشنوارهای شرکت کند، 6 ماه نمایش فیلم به تاخیر میافتد. اگر بخواهم به سوال اول شما پاسخ شفافتر بدهم، نه من و نه مازیار میری پیش از ساخت فیلم تصور نمیکردیم که کتاب قانون ممکن است با موانعی در نمایش مواجه شود. چون بالاخره فیلم موضوعی قرآنی داشت و در جهت دفاع از ارزشهای دینی و بومی ما ساخته شده بود. یا دستکم تصور میکردیم که ساخت چنین فیلمی ریسک قابل توجیه دارد و اگر با اعتراضی هم مواجه شود، قابل دفاع است. خوب الان هم شاهد هستیم که این اتفاق افتاده و فیلم مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است و خود مخاطبان برای آن تبلیغ میکنند. به نظر من، اگر سینمای نقاد را حذف کنیم و صرفا به سینمای بدنه به عنوان ایجاد سرگرمی توجه کنیم، سینمای ما ارتقا نمییابد. فیلمهای انتقادی به رشد فرهنگ جامعه کمک میکند و به اصلاح فرهنگ عمومی منجر میشود. متاسفانه آقای هرندی مخالف سینما بود. ایشان در سخنرانی خود در مسجد حضرت مهدی(عج) در میدان آزادگان شهرستان کرج در هفته اول وزارت رسما اعلام کرد که من با سینما مخالفم و این سینما باید بسته شود! در طول 4 سال وزارت او، ما شاهد یک نوع سینمای خنثی در کشور بودیم.
ولی برخی فیلمهای فاخر و ارزشمندی مثل «درباره الی» هم در این دوره تولید شده است.
خود شما که بهتر میدانید که اگر وساطت آقای شمقدری و موافقت آقای احمدینژاد نبود، این فیلم اکران نمیشد. این مساله اختلاف فکری بین رئیس دولت و وزیر ارشاد را نشان میداد. آقای احمدینژاد همواره از ساخت چنین آثاری حمایت کرده است، ولی متاسفانه وزیر ارشاد چنین دیدگاهی نداشت. خوشبختانه اتفاق خوبی که الان افتاده حضور فیلمسازان در مدیریتهای فرهنگی است.
نمیدانم در جریان هستید یا نه، برخی گروهها و طیف فکری خاص بشدت با کتاب قانون مخالفت کردند و حتی آن را زمینهای برای ورود نوعی جدید از ابتذال به سینمای ایران دانستند، پاسخ شما به انتقادهای این افراد چیست؟
واقعیتش این است که نگاه و سلیقه اشخاص برای من محترم است، ولی زمانی که این دیدگاهها، رسانهای شود خطرناک میشود نه برای من بلکه برای جامعه. هر شخصی مجاز است که نقد کند، اما به شرطی که تهمت و توهینی در کار نباشد. اینکه من با 30 سال سابقه در عرصه فرهنگی و مذهبی متهم به رواج ابتذال شوم، میتواند هم یک دعوای حقوقی باشد و هم اینکه به لحاظ اخلاقی، امر ناپسندی است. به نظر من، چنین تحلیلی از یک ذهن بیمار ناشی میشود یا اینکه فرد شناخت درستی از سینما نداشته است. جالب اینکه مهندس ضرغامی از کتاب قانون به عنوان یک فیلم دینی نام بردند و حتی ما را به ساخت چنین آثاری تشویق کردند. یا آقای خجسته، معاون سابق صدا پیشنهاد کرد قسمت دوم و سوم این فیلم را هم بسازید.
خوب برگردیم به انتقادهایی که به کتاب قانون شد، علاوه بر مسائلی که درباره آن بحث کردیم، چند انتقاد جدی دیگر نیز از سوی برخی شخصیتها ابراز شد، از جمله اینکه تصویر مخدوش و سیاهی از مدیران دولتی در فیلم به تصویر کشیده میشود...
نهنه اشتباه نکنید، آنها یک هیات دولتی نبودند، حتی بارها در فیلم تکرار میشود که ما یک انجمن غیردولتی هستیم؛ در واقع آنها متعلق به شرکت خصوصی هستند، ضمن اینکه یک فیلمساز حق دارد که از مدیران دولتی هم انتقاد کند مگر غیر از این است که رئیسجمهور بارها تاکید کردهاند عملکرد و رفتار دولت را نقد کنید، خب یک فیلمساز نیز از طریق ساخت فیلم این کار را میکند، حالا یا پذیرفته میشود یا نمیپذیرند.
شاید بخشی از دلایل مخالفت برخی افراد به حضور یک زن خارجی در فیلم، برمیگردد به این که در بخشهای ابتدایی فیلم، بیحجاب است و بعد همان فرد میآید به دینداری و فرهنگ ایرانی انتقاد میکند؟
اصلا ما چرا یک زن لبنانی را برای این فیلم انتخاب کردیم. دلیل این کار این بود که اسلام در لبنان به دلیل جنگی که با اسرائیل دارد، واقعیتر است؛ دقیقا مثل فضایی که ما طی 8 سال دفاع مقدس در جامعه خودمان داشتیم. در واقع شخصیتی مسیحی به اسلام رجوع میکند که مسلمانی از جنس اسلامی را دیده که ما نیز در دوران جنگ تجربه کرده بودیم. در واقع این شخصیت خارجی یک فرد بیگانه و نا آشنا با اسلام نیست. در واقع «ژولیت» از زبان و فرهنگ خود ما دارد، با ما سخن میگوید. او اسلامی را در لبنان دیده که تحتتاثیر انقلاب ما شکل گرفته است. ژولیت قبلا از اینکه مسلمان شود یک مسیحی معتقد و پایبند به احکام بود. در فیلم میبینیم که او قبل از مسلمانی، پیش از خواب دعا میخواند و خدا را ستایش میکند و جدای از نوع دین، او شخصیتی ثابت قدم و سالمی دارد.
برخی مثل حدادعادل معتقدند، این فیلم با نیت خوب و اجرای بد تولید شده و نقدشان به تصویر منفی و گاه سیاهی است که از وضعیت و اخلاق دینی در جامعه ایران در این فیلم به تصویر کشیده شده است و به نقاط مثبت فرهنگی و دینی ما در آن اشارهای نمیشود. لذا کتاب قانون تصویر واقعی از جامعه ایران ترسیم نمیکند. پاسخ شما به این نقد چیست؟
ببینید، ما نمیتوانیم منکر فرهنگ و هویت خودمان باشیم یا نمیتوانیم منکر تاثیر اسلام در ایران باشیم. منشأ بسیاری از هنرها و علوم در کشور ما اسلام و تعالیم قرآنی است. از طرف دیگر ما انقلابی در کشورمان داشتیم که کاملا دینی و اسلامی بود یا در 8 سال دفاع مقدس، ایثار و شهادت به معنای واقعیاش محقق شد. اینها الگوهای درست دین ماست، اما الان 20 سال از جنگ میگذرد و طی این سالها بسیاری از مفسدههای اخلاقی و اجتماعی در جامعه ما به وجود آمد و رشد کرد. در واقع ما از آن فرهنگ اسلامی فاصله گرفتیم و من فیلمساز و تهیهکننده باید از این فاصلهها بگوییم و تذکر دهیم. متاسفانه امروز تظاهر و ریاکاری در جامعه ما تصویر زشتی از فرهنگ ماترسیم میکند که این تصاویر باید اصلاح شود. ما در کتاب قانون قصد داشتیم تلنگری به خودمان بزنیم و یادآوری کنیم که از کجا به کجا رسیدیم. کتاب قانون در واقع در دفاع از جامعه اخلاقی و دینی ساخته شده است و تا زمانی که ما ضعفهای خود را نپذیریم، نمیتوانیم چیزی را اصلاح کنیم.
قبول دارم که کتاب قانون به نوعی آسیبشناسی رفتار دینی در جامعه ایران میپردازد، اما منتقدان این فیلم میگویند چرا فیلم عدالت را رعایت نکرده است و نگاه یکسویه به فرهنگ دینی ما داشته است. به نظر آنها فیلم باید در کنار نقدی که به فرهنگ ایرانی دارد، نقاط قوت آن را نیز نشان میداد تا موجب سوءتفاهم در فهم قصه نشود. حدادعادل این مساله را به این صورت بیان میکند که «اینقدرها هم بد نیستیم.» نظر شما چیست؟
کسی که ایمان و دین خود را حفظ کرده مخاطب فیلم «کتاب قانون» نیست. کسی که صادق است و سلامت خود را حفظ کرده و عاشقانه زندگی میکند، مورد نقد ما قرار نگرفته است. مخاطب ما قشری است که تظاهر به دینداری میکند و باید تلنگر را احساس کند. اگر در فیلم نقاط قوت نشان داده میشد این قشری که تظاهر میکند و مخاطب فیلم است، توجیه شرعی دیگری برای خود دست و پا میکرد و حرف اصلی فیلم گم میشد. در واقع نقد ما در این فیلم به کل جامعه و همه افراد تعمیم داده نمیشود و صرفا به کسانی نیش میزند که تظاهر به دینداری میکنند.
یکی از چالشهای جدی که در کتاب قانون وجود دارد، تعامل میان احکام و اخلاق است. به این معنی که شخصیتهای ایرانی افرادی تصویر میشوند که صرفا به ظاهر دین و پوسته آن که شریعت باشد پایبندند و لزوما به هسته و مغز آن که رفتار و اخلاق دینی است التزامی ندارند. در مقابله به مثلی که از سوی رحمان و دیگران با ژولیت صورت میگیرد نیز میتوان این دوگانگی را درک کرد و از آن نتیجه گرفت که ما صرفا به رعایت ظاهر شرعی دلخوش کردهایم و به باطن دین که اخلاقی زیستن است، توجهی نداریم.
من با این نظر چندان موافق نیستم. به نظر من اخلاق جزیی از شریعت ماست. اگر شریعت را درست درک و رعایت کنیم، حتما نتیجه آن اخلاقی زیستن است. اگر کسی مثلا غیبت میکند یا تهمت میزند و ربا میخورد حتی اگر در ظاهر نیز آدم متشرعی به نظر برسد در واقع انسان متشرعی نیست. شریعتمداری اگر واقعی باشد قطعاً نتیجه آن اخلاقی است و من این دو را از هم تفکیک نمیکنم. خیلیها بودند که در یک لحظه به لحاظ ایمانی به جایی رسیدهاند که یک عابد 40 ساله نتوانسته به آن درجه برسد، یعنی ره صد ساله را یکشبه طی کرده است. در واقع هر کس که در ظاهر بیشتر پایبند به احکام است، لزوما رستگارتر از دیگران نیست و کسی ممکن است با گذشتهای بد، عاقبت خوبی پیدا کند.
کتاب قانون را میتوان در ذیل سینمای دینی هم تقسیمبندی کرد، لذا به نظر من این فیلم هم جاهایی، مشکل بسیاری از فیلمهای دینی را در ایران دارد یعنی به جای اینکه بیاید و آن مفاهیم، ارزشهای دینی و اخلاقی را دراماتیزه کند و از زبان قصه روایت کند، مستقیم و به شکل نصیحتگونه این کار را میکند و همین مساله موجب شعارزدگی و حتی پس زدن مخاطب میشود.
در این مورد من به شما حق میدهم در جاهایی از فیلم این صراحت بیان و مستقیم سخن گفتن آزاردهنده است. اما نکتهای را فراموش نکنید، ما یک زمان 90 دقیقهای داریم و در این زمان فرصت داریم تا حرفهای خود را بزنیم، اگر میخواستیم حاشیه برویم یا از ایهام و ایجاز استفاده کنیم، زمان کش میآمد و طولانی میشد، از این روبرای اینکه بتوانیم حرفهایمان را بزنیم، مجبور شدیم از صراحت بیان و شیوه مستقیم استفاده کنیم.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم