نگاهی به چند فیلم به نمایش درآمده در بیست و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران

از نقطه صفر تا یک روز قشنگ برفی

سینما فلسطین در 2 ماه اخیر بیش از آن‌که میزبان مردم عادی برای تماشای فیلم‌های روز باشد، به مکانی دائمی برای جشنواره‌های مختلف تبدیل شده است. در همین مدت کوتاه جشنواره‌های سینما حقیقت، فیلم رضوی، فیلم‌های تربیتی رشد، کوثر و جشنواره فیلم کوتاه برگزار شد. بنابه گفته مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم کوتاه، پارسال 3000 اثر و امسال بیش از 4000 عنوان فیلم کوتاه از فیلمسازان ایران و جهان به دبیرخانه این جشنواره رسیده که از این تعداد 362 فیلم به مرحله نهایی راه یافته است. در این مجال به بررسی چند فیلم از این مجموعه می‌پردازیم.
کد خبر: ۲۹۵۳۸۹

نقطه صفر: شاید جالب باشد که اولین فیلم کوتاه را با «نقطه صفر» سهراب خسروی آغاز کنیم تا تناسبی معنادار میان این گزارش و عنوان فیلم برقرار شود. اتفاقا همین تناسب‌های نمادین و نشانه‌شناختی در فیلم‌های کوتاه بشدت مورد توجه قرار می‌گیرد و سویه روشنفکرانه و خاص بودگی این آثار در پس همین نشانه‌ها بازنمایی شده و خود را به نمایش می‌گذارد؛ البته نقطه صفر، فارغ از این جریان به زندگی پیرمردی تنها در بیابانی در قشم می‌پردازد که سال‌های سال آنجا به تنهایی زندگی می‌کند و رجوع او به طبیعت البته دلایل اجتماعی و غیرطبیعی دارد. بدین معنی که او ظاهرا به دلیل سرخوردگی از اطرافیانش از شهر و آدم‌های آن به این نقطه پناه آورده است که در قیاس با زندگی مدرن شهری، نقطه صفر به حساب می‌آید. در واقع فیلم دارای سویه انسان‌شناختی است که پیچیدگی کنش‌های انسانی را نسبت با جامعه مدرن بازنمایی می‌کند و به نوعی اثر مردم‌نگارانه محسوب می‌شود. همین توضیح کافی است تا حدس بزنیم ژانر این فیلم مستند است که به صورت پرتره و شخصیت‌محورانه به تصویر کشیده می‌شود. هر چند قهرمان اصلی آن شخصیت مشهوری نیست، اما مورد عجیبی است که تماشای آن بویژه برای مخاطبان گرفتار در مناسبت‌های پیچیده شهری جذاب است.

یکی از جذابیت‌های این فیلم به شخصیت خود این پیرمرد برمی‌گردد که بسیار خوش‌بیان و شیرین است و برای شیوه منحصر به فرد زیست خود، فلسفه و خودآگاهی دارد، البته فیلم می‌توانست ابعاد بیشتری از شخصیت و زندگی این پیرمرد را به تصویر بکشد. در ضمن تیتراژ پایانی فیلم به 2 دلیل تعجب مخاطبان را برمی‌انگیزد، یکی که چرا ساخت این مستند 17 دقیقه‌ای 5 سال طول کشیده است و دوم این‌که نام سینماگرانی مشهور همچون کیارستمی، مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی‌کیا و چند نفر دیگر که از آنها تقدیر شده چه پشتوانه‌ای برای این مستند 17 دقیقه‌ای بوده است! زندگی این پیرمرد تنها در بیابانی که به دریا نیز ختم می‌شود بی‌درنگ مرا به یاد داستان «پیرمرد و دریا» نوشته همینگوی انداخت.

خله

لطفا این کلمه را با کسره بخوانید تا به گویش و زبان تالشی آن را تلفظ کرده باشید. «خله» در زبان تالشی به معنی فراخوان و پیام دادن است و مستندی کوتاه و 12دقیقه‌ای از نادر شیخ‌الاسلامی که چشم‌انداز زیبای تالش را با دوربین به تصویر می‌کشد. در واقع خله را می‌توان جزو مستندهای روستایی طبقه‌بندی کرد که به گزارش جغرافیایی و مردم‌شناختی درباره یک منطقه خاص می‌پردازد و وجوه داستانی و دراماتیکی ندارد. خله در گزارش خود از تالش به شکل گذرا و فشرده به ابعاد مختلف تاریخی، آداب و رسوم، موسیقی، زبان و گویش و طبیعت منطقه می‌پردازد و اطلاعات لازم را به مخاطب می‌دهد.

2 عنصر مهم در این اثر برجسته شده است. یکی طبیعت زیبا و سرسبز منطقه که در تصاویری چشم‌نواز، زیبایی‌شناسی فرم اثر را پررنگ می‌کند و دوم یک نغمه تالشی که گویی در این منطقه دارای شهرت و محبوبیت است. فیلم در عین توجه به ابعاد طبیعی و تاریخی، به ویژگی‌ها و خصلت‌های فرهنگی منطقه نیز توجه می‌کند و با اطلاعاتی که از زبان گوینده متن (مهران دوستی) ارائه می‌شود مخاطب شناخت نسبی به سرزمین سرسبز و زیبایی تالش پیدا می‌کند.

این گونه آثار بیشتر یک مستند گزارشی هستند که کمتر می‌توان تمهیدات هنری و مهارت‌های سینمایی کارگردان را در آن دید و کارکرد آموزشی، خبری و اطلاع‌رسانی بالایی دارند.

یک نفس

یکی از جذاب‌ترین فیلم‌های کوتاه داستانی «یک نفس» ساخته عبدالرحیم صاحب‌الفصول از بوشهر بود که خیلی مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و آن را می‌توان در رده مستندهای آموزشی به منظور فرهنگ‌سازی و تغییر رفتارهای اجتماعی توصیف کرد. یک نفس البته دارای سویه هستی‌شناختی و فلسفه جبر و اختیار نیز است که البته توجه آن به ضرر دخانیات و سیگار نمود بیرونی بیشتری دارد. مردی که برای خریدن و کشیدن سیگار به دکه کنار جاده رجوع می‌کند هنگام آتش زدن سیگار پیرمردی را کنار جاده می‌بیند که منتظر ماشین است، اما کسی برای او نگه نمی‌دارد، پس او تصمیم می‌گیرد وی را سوار کند ولی کمی جلوتر پیرمرد در خودرو فوت می‌کند و او تصمیم می‌گیرد برای این‌که مرگ پیرمرد برایش دردسرساز نشود، او را در بیابان کنار جاده بیندازد. پیش از این نیز بر اثر تصادف ناگهانی سر پیرمرد به داشبورد ماشین می‌خورد و زخمی و خونین می‌شود، بنابراین احتمال سوءظن به او نیز افزایش می‌یابد... «یک نفس» بدون این‌که دیالوگی داشته باشد یا نصیحت و پیامی را به مخاطب تحمیل کند، صرفا به طرح قصه خود می‌پردازد و پیام خود را در متن ساختار دراماتیکی اثر به مخاطب انتقال می‌دهد.

پژواک یک شهر

عاطفه خادم‌الرضا برای بسیاری از علاقه‌مندان فیلم کوتاه نام آشنایی است و چند سال پیش نیز جایزه بهترین فیلم کوتاه را از جشن خانه سینما دریافت کرد. او در فیلم «پژواک یک شهر» با ترکیب تصاویری از نقاط مختلف شهر تهران و صداهایی که در فضای آن منعکس است، به تاثیر صداهای مردم و شعارهای آنان در دوران انقلاب می‌پردازد و انعکاس و پژواک آن را در سطح شهر به تصویر می‌کشد. تصویری که در یک ساختار گرافیکی و جلوه‌های ویژه به شکل انتزاعی به ترسیم این صداها در ذهن مخاطب منجر می‌شود و خاطرات و احساسات آنها را درباره وقایع سیاسی در ذهن مخاطبان تداعی می‌کند. فیلم نه داستانی است و نه مستند، بلکه تجربه انتزاعی کارگردان را از این وقایع و حوادث بازنمایی می‌کند و قدرت خود را در ساختار روایی مضمون بازتاب می‌دهد.

در واقع فیلم به لحاظ درونمایه و محتوا، چیزی جز تامل و بازاندیشی درباره انعکاس صداها و شعارها و ترانه‌های سیاسی و انقلابی نیست، ولی کارگردان می‌کوشد پژواک این صداها را به جای طرح داستان یا بیان تصویری آن با انعکاس صداها در پس‌زمینه عکس‌هایی که از شهر نشان می‌دهد، روایت کند.

صداهایی مثل شعارهای معروف انقلاب، الله اکبر، صدای تیراندازی و تصاویری از شهر مثل خیابان 17 شهریور، میدان شهدا و... عناصر سمعی و بصری پژواک یک شهر را تشکیل می‌دهند تا مخاطب به مدت 10 دقیقه، همه خاطره و احساس خود را درباره تاریخ یک شهر تداعی کند.

بارون میاد جرجر

مهین جواهریان در «بارون میاد جرجر» که به شکل پویانمایی ساخته شده است به بازنمایی فولکلوریک فرهنگ ایرانی می‌پردازد و عروسی هاجر و مناسبت‌ها و آداب و رسوم ایرانیان را در برپایی مراسم عروسی به تصویر می‌کشد. فیلم در واقع به زبان کودکانه روایت می‌شود و با شعر و آهنگ همراه است. همین موزیکال‌بودن و فضای شادی که بر اثر حاکم است باعث جذابیت آن شده و البته بهره‌گیری از رنگ‌های متنوع و شاد در ترسیم و تصویر کارتونی آن نیز به زیبایی بصری فیلم کمک می‌کند.

«بارون میاد جرجر» با همکاری مرکز سینمای مستند و تجربه تولید شده و در رده چشم‌انداز سرزمین زیبای ما ارائه شده است تا معرف گوشه‌ای از فرهنگ خودی در قالب یک انیمیشن شاد باشد.

این اثر نشان می‌دهد که اگر صنعت پویانمایی ما بسیاری از حکایت‌ها و قصه‌های قدیمی یا آداب و رسوم تاریخی و ریشه‌دار این سرزمین کهن را با زبانی شاد و کودکانه به تصویر بکشد، چقدر می‌تواند مورد توجه کودکان ایرانی قرار بگیرد، هرچند که این فیلم با استقبال زیادی از مخاطبان بزرگسال نیز روبه‌رو شد.

فیش آی

اگرچه مستندهای طبیعت‌گرا و تجربی در سینمای مستند مورد استقبال واقع می‌شود، اما در فیلم کوتاه هم اگر ایده بکر و تازه‌ای پشت آن باشد، جذاب و دیدنی خواهد شد. «فیش آی» از جمله این آثار است که زندگی و انسان‌ها را از چشم و زبان ماهی‌ها می‌بیند.

فیلم به عمق رودخانه می‌رود تا زندگی آبزیان که مهم‌ترین آن ماهی‌ها هستند را روایت کند؛ روایتی هرچند تلخ اما به لحاظ سینمایی شیرین. شاید در کارتون‌ها و انیمیشن‌ها ما با زبان حیوانات آشنا شده بودیم، اما وقتی به دنیای واقعی آنها پا می‌گذاری و بلا و مصیبتی که آدم‌ها بر سر طبیعت و موجودات زنده می‌آورند را از چشم خود این موجودات می‌بینی و توصیفش را می‌شنوی، جذابیت دیگری دارد.

محمود شهبازی که این اثر را به شکل تجربی ارائه کرده است علاوه بر تصویربرداری زیبا و قابل اعتنا از زیر آب و زیست آبزیان، گوشه‌ای از وحشت این زیست را به واسطه صید ماهی‌ها توسط انسان بازنمایی می‌کند و درددل ماهی‌ها را از طریق زیرنویس به گوش مخاطب می‌رساند.

فیش آی، یک فیلم تجربی محیط زیستی است که دارای زیبایی بصری و تلخی محتوایی است.

یک روز قشنگ برفی

فیلم کوتاه صرفا برای جوانان و مبتدیان سینما نیست و بسیاری از بازیگران و کارگردان‌های مشهور سینما نیز این شکل از فیلمسازی را تجربه کرده‌اند و حتی بعد از تجربه فیلم‌های بلند سینمایی باز هم به سراغ فیلم کوتاه رفته‌اند.

«یک روز قشنگ برفی» فیلمی 30 دقیقه‌ای از ماهایا پطروسیان بود که خودش نیز نقش اصلی آن را به عهده داشت و از بازیگرانی چون آتیلا پسیانی و مائده طهماسبی نیز در روایت قصه استفاده کرده بود. البته یک روز قشنگ برفی داستان تازه‌ای نداشت و مشکل یک زن بیوه را با همسر جدیدش بر سر فرزندی که این زن از شوهر قبلی‌اش داشت، روایت می‌کرد که همسر جدیدش حاضر به نگهداری آن نبود و در نهایت با فشارهایی که از سوی او بر زن وارد می‌شد یک روز این مادر تصمیم می‌گیرد پسر کوچکش را بر سر راه بگذارد.

یک روز قشنگ برفی، بر اساس داستانی از جلال آل‌احمد به نام «بچه مردم» بازسازی شده و کارگردان کوشیده است تا با تکیه بر فضای سرد و برفی و رنگ‌آمیزی قهوه‌ای فیلم، تجربه تلخ این مادر را در فرم و صورت بصری فیلم نیز بازنمایی کند. پطروسیان این فیلم را با همکاری امیر توده روستا ساخته و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نیز در ساخت آن مشارکت داشته است.

فیلم کوتاه در انتظار اکران

آنچه که برای نگارنده در این جشنواره جدای از تماشای برخی فیلم‌ها جالب و دیدنی بود، حضور تعداد زیادی از جوانان و علاقه‌مندان به سینما و فیلم کوتاه بود و استقبال از این جشنواره نسبت به جشنواره‌های سینما حقیقت، جشنواره رضوی و... بسیار بیشتر و پرشورتر بود. این علاقه به فیلم‌های کوتاه و مستند نشان می‌دهد که اگر به این گونه سینمایی توجه بیشتری شود، با استقبال خوبی مواجه شده و چه بسا مخاطب بیشتری نسبت به سینمای داستانی و بلند داشته باشد. اگر تصمیم‌گیرندگان تنها مسوولان و مدیران سینمایی باشند که فرصت اکران و نمایش عمومی فیلم‌های کوتاه را در سینما‌های کشور فراهم کنند شاید علاقه‌مندان بیشتری را به سینماها بکشانند. یک بار تجربه چنین کاری در سینمای مستند نشان داد که چقدر اکران این آثار در سینما‌ها موفق بوده و با استقبال مخاطبان همراه می‌شود. شاید نمایش فیلم‌های کوتاه بتواند بار‌دیگر صف‌های بلندی را در جلوی سینماها ایجاد کند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها