گزارش ‌صندوق‌جمعیت‌سازمان‌ملل‌منتشر شد

زنان ، جمعیت و تغییرات آب و هوایی

براساس گزارش وضعیت جمعیت جهان سال 2009 که امروز چهارشنبه توسط صندوق جمعیت سازمان ملل انتشار یافته است، تنظیم خانواده، بهداشت بارورى و روابط جنسیتى مى توانند بر مسیر آینده تغییرات آب و هوا و همچنین بر روند تطبیق پذیرى بشریت با طبیعت تأثیرگذار باشند.
کد خبر: ۲۹۴۷۵۶

بر اساس گزارش صندوق جمعیت سازمان ملل، احتمال موفقیت درازمدت توافقات بین المللى و سیاستهاى ملى تغییرات آب و هوا در صورتى بالاتر بوده که مسائل تغییرات جمعیت، ارتباط بین جنسها، رفاه زنان و دسترسى به خدمات و فرصتها در نظر گرفته شوند. بعنوان نمونه، رشد کندتر جمعیت به افزایش مقاومت در برابر تأثیرات تغییرات آب و هوا منجر مى گردد و به کاهش انتشارات گازهاى گلخانه اى در آینده کمک خواهد کرد.

عمده محور بحث امروزى پیرامون تغییرات آب و هوا متمرکز بر مسئولیتهاى نسبى کشورها در جهت محدود کردن رشد گازهاى گلخانه اى مى باشد. در کنار مسئله فوق، تأمین مالى تلاشها براى حرکت به سمت انرژیهاى با کربن پایین و سایر این قبیل فناوریها نیز مطرح است. بهترین رویکرد براى کاهش انتشار کربن چیست؟ چه کسانى باید مسئولیت مالى روندهاى فعلى و آینده تغییرات آب و هوا را عهده دار گردند؟ بنا به گفته ثریا احمد عبید مدیر اجرایى صندوق جمعیت سازمان ملل متحد در پیشگفتار گزارش، چنین پرسشهایى از اهمیت زیادی برخوردار مى باشند. اما نکته پراهمیت دیگر، پرسشهاى اساسى مطرح در زمینه تأثیرات مختلف تغییرات آب و هوا بر زنان، مردان، پسران و دختران در کل جهان و میان ملل مختلف مى باشند. تأثیر رفتار فردى بر تضعیف یا تقویت تلاشهاى جارى براى خنک کردن دنیاى در حال گرمتر شدن کنونى نیز ازجمله این پرسشها مى باشد.

بحث تغییرات آب و هوا در آینده باید به ابعاد انسانى و جنسیتى کلیه وجوه مسئله بپردازد. خانم عبید اضافه مى کند که هر پیمانى که از کنفرانس اعضاى کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد درباره تغییرات آب و هوا در دسامبر 2009  برگرفته شود در حالتى باعث اتخاذ راهبرد جهانى درازمدت بسیار کارآمد براى مواجهه با تغییرات آب و هوا میگردد که به افراد کمک کرده تا با تغییرات آب و هوا خود را تطبیق دهند و همچنین توان زنان و مردان را براى معکوس سازى گرمایش جو زمین مهار نماید.

عوامل تغییرات آب و هوا

دماى سطح زمین در 100 سال اخیر 74/0 درجه سلسیوس افزایش یافته است. چنین افزایشى شاید به چشم نیاید اما این میزان گرمایش توانسته است که براى بسیارى از اقلیمهاى کره زمین آنقدر مشکل ایجاد کند که مخاطرات جدى براى رفاه بشر مطرح گردند. مهمتر آنکه اگر روندهاى اخیر همچنان بنا به پیش بینى دانشمندان ادامه یا تسریع یابد، دماى کره زمین امکان دارد چهار تا شش درجه دیگر نیز تا سال 2100 افزایش یابد و تأثیرات احتمالا فاجعه آمیز بر محیط زیست، جوامع اسکان یافته، اقتصاد و مردم داشته باشد. از سال 1880 (1259 هجرى) تا کنون، 10 گرمترین سال کره زمین در همین 13 سال اخیر ثبت شده اند.

متخصصین وضعیت آب و هوا در سراسر دنیا با اطمینانى روبه رشد عامل عمده گرمایش اخیر را گازهاى گلخانه اى انتشار یافته در جو مى دانند که این انتشار محصول فعالیتهاى جمعیتهاى مرفه انسانى خصوصا در کشورهاى صنعتى مى باشد. احتراق روزافزون سوختهاى فسیلى ازجمله ذغال سنگ، نفت و گاز، باعث ورود دى اکسید کربن بیشترى به جو کرده زمین شده و تأثیر گلخانه اى را در این جو تقویت و تسریع مى نماید. جنگل زدایى و تخریب خاک نیز تجمع بیشتر دى اکسید کربن را در جو ایجاد کرده است و فعالیتهاى مختلف از کشاورزى تا صنایع یخچال سازى به انتشار چندین گاز گلخانه اى قوى دیگر منجر گشته اند.

تأثیر تغییرات آب و هوا بر مردم

تغییرات آب و هوا مى توانند روند دستاوردهاى توسعه را که در چند دهه اخیر به سختى حاصل شده معکوس سازند و همین تأثیر عکس را نیز بر پیشرفت در جهت نیل به اهداف توسعه هزاره اعمال نمایند. از جمله این پسرفتهاى احتمالى مى توان به این موارد اشاره کرد: کمبود آب به علت وضعیت آب و هوا، طوفانهاى شدید حاره اى، سیلابها، نبود آب ذوب شده کوههاى یخ براى کشاورزى آبیارى شده، تغییرات در دسترسى به غذا و بحرانهاى محتمل بهداشتى.

تغییرات آب و هوا فقر را تشدید کرده و گروههاى آسیب پذیر و به حاشیه رانده شده را با مشکلات بیشترى مواجه خواهند ساخت. بعنوان نمونه در جنوب شرقى آسیا، حدود 221 میلیون نفر زیر خط فقر دو دلار در روز به سر مى برند. بسیارى از افراد فقیر منطقه در سواحل و دلتاهاى پست زندگى مى کنند و تعداد بى شمارى از آنها یا کشاورز خرد بوده یا از طریق صید دریایى امرار معاش مى کنند. خانوارهاى فقیر بطور خاص نسبت به تغییرات آب و هوا آسیب پذیر هستند چراکه آنها با درآمد ناچیز خود دسترسى به خدمات بهداشتى و سایر شبکه هاى حمایتى حفاظت کننده در برابر تهدیدات وضعیت در حال تغییر آب و هوا ندارند.

همچنین در نتیجه تغییرات آب و هوا، سطوح دریاها بالا آمده و مناطق ساحلى پست پرجمعیت و جزایر کوچک مورد تهدید واقع مى گردند.

در ماه مه 2009 ، مجله پزشکى لنست (Lancet) تغییرات آب و هوا را بزرگترین تهدید جهانى قرن 21 خواند. پیامد همه گیرشناختى تغییرات آب و هوا بر اشکال بیماریها در سراسر جهان بخصوص در کشورهاى در حال توسعه شدید خواهد بود. در این دسته کشورها میزان بالاى آسیب پذیرى در برابر بهداشت نامناسب همچنان پابرجاست. به عنوان نمونه، بروز بیماریهاى ناقل از طریق پشه گسترش پیدا خواهد کرد. افزایش دما که به پشه هاى ناقل بیمارى کمک نموده تا در ارتفاعات بالاتر زندگى کنند باعث خواهد شد که میلیونها نفر علاوه بر تعداد مبتلاى فعلى گرفتار مالاریا گردند.

وضعیت آب و هوا و مهاجرت

جابجایى جمعیتى در مقیاس بالا احتمالا با تخلیه مناطقى که به علت تغییرات آب و هوا دچار سیل یا خشکى شده و لذا دیگر قابل سکونت نیستند همزمان مى باشد. این مهاجرت به مشکلات جدى بهداشتى منجر شده که برخى از آنها مستقیما محصول فشارهاى متعدد فرایند مهاجرت مى باشند و برخى نیز غیرمستقیم از فشارهاى مدنى جابجایى ناهمگون جمعیتهاى انسانى ایجاد مى گردند.

میلیونها نفر که امروزه در مناطق ساحلى پست زندگى مى کنند شاید نیازمند آن بوده که خانه خود را در صورت بالا آمدن سطح دریاها طبق پیش بینى متخصصین تغییرات آب و هوا رها نمایند. احتمال دارد خشکسالی هاى ادامه دار و شدید باعث رانده شدن کشاورزان بیشترى از مناطق روستایى به شهرها براى تأمین معاش گردد. ساکنین مناطق گودنشین شهرها در نواحى مستعد سیلاب امکان دارد براى فرار از خطر به روستاها مهاجرت نمایند. و در برخى موارد، تخریب تدریجى محیط زیست ممکن است فرصتهاى درآمدزایى را از بین برده و برخى افراد را به آن سوى مرزها رهنمون سازد.

دلایل مهاجرت و پناهندگى افراد پیچیده بوده و پیش بینى چگونگى تأثیر تغییرات آب و هوا بر آینده مهاجرت دشوار است. اما تغییرات آب و هوا به نظر مى آید که به عامل محرک عمده براى جابجاییهاى آینده جمعیتها بخصوص از طریق جابجایى داخلى و تا حدودى هم مهاجرتهاى بین المللى تبدیل گردد.

کاهش تغییرات آب و هوا

تأثیر فعالیتهاى بشر بر تغییرات آب و هوا پیچیده بوده و به عواملى از قبیل موارد زیر مربوط مى گردد: رویه مصرف، انواع انرژى تولید و استفاده شده، سکونت در شهر یا مزارع روستایى، سکونت در کشورى فقیر یا غنى، جوان یا مسن بودن، نوع غذا و حتى آنکه چقدر زنان و مردان از حقوق و فرصتهاى برابر برخوردار هستند. این مسئله همچنین مرتبط با عدد رو به افزایش جمعیت است که هم اکنون نزدیک مرز هفت میلیارد مى باشد. همچنانکه رشد اقتصادها، جمعیت و مصرف فراتر از ظرفیت کره زمین رفته، تغییرات آب و هوا مى توانند شدیدتر و حتى فاجعه آمیز گردند. تغییرات جمعیت بخشى از تصویر بزرگتر و پیچیده تر نحوه و میزان پیگیرى توسعه در برخى کشورها و میان مردمان آن و همچنین تعریف پیشرفت در جهت توسعه در آن کشورها مى باشند. در این تصویر بزرگتر و پیچیده تر، کشورها و مردمانى نیز بوده که داراى آراى کمترى در تصمیم گیریهایى هستند که بر زندگى آنها تأثیرگزار خواهند بود.

همه مردمان و کشورهاى جهان در زمینه انتشار گازهاى گلخانه اى گرم کننده جو برابر آفریده نشده اند. تا به حال، کشورهاى صنعتى بخش چشمگیر دى اکسید کربن و سایر گازهاى تغییردهنده وضعیت آب و هوا را تولید کرده اما در برابر اثرات تغییرات آب و هوا نسبتا مصون مانده اند. کشورهاى در حال توسعه بخش کمتر انتشار گازهاى گلخانه اى را عهده دار بوده اند و در عین حال متحمل بیشترین بار تطبیق پذیرى با رویدادهاى شدید آب و هوایى از قبیل بالا رفتن سطح آب دریاها و گسترش سیلابها و خشکسالى مى باشند. کشورهاى صنعتى بیشترین بخش مشکل را ایجاد کرده اما مردمان فقیر دنیا تجربه گر بزرگترین چالشهاى تطبیق پذیرى با آن مى باشند.

اهمیت سرعت و وسعت رشد اخیر جمعیت در افزایش آتى انتشار گازهاى گلخانه اى به وضوح میان دانشمندان ازجمله اعضاى هیئت میان دولتى تغییرات آب و هوا شناخته شده است. رشد آرامتر جمعیت هم در کشورهاى توسعه یافته و هم در کشورهاى در حال توسعه مى تواند به تسهیل درازمدت فرایند متوازن سازى انتشار جهانى گازهاى گلخانه اى در جو کمک نماید و تطبیق پذیرى فورى به تغییرات قریب الوقوع آب و هوا را ممکن سازد. البته میزان تأثیر رشد آرامتر جمعیت بر این مسئله بستگى به آینده روندهاى اقتصادى، فناورى و مصرف دارد.

نقش رشد جمعیت در افزایش انتشار گازهاى گلخانه اى تنها عامل شاخص جمعیت شناختى مرتبط با تغییرات آب و هوا نمى باشد. ترکیب خانوار نمونه اى از متغیرهایى بوده که بر مقدار گازهاى گلخانه اى رانده شده به جو تأثیر دارد. مطالعات نشان داده اند که مصرف سرانه انرژى در خانوارهاى کوچک مى تواند بیش از خانوارهاى بزرگ باشد. برخى شواهد دال بر آن است که تغییرات در ساختار سن و توزیع جغرافیایى (بعنوان مثال، روند تمایل به زندگى در شهر) مى توانند بر رشد گازهاى گلخانه اى تأثیرگزار باشند. تغییرات جمعیت احتمالا بر انتشار گازهاى گلخانه اى در درازمدت اثر خواهند گذاشت. در آینده نزدیک، تغییرات آتى جمعیت بر ظرفیت تطبیق پذیرى کشورها با عواقب تغییرات آب و هوا اثرگزار خواهند بود.

فشار نامتوازن بر زنان

تغییرات آب و هوا نه تنها زندگى افراد را به خطر انداخته و تأمین معاش را دشوار مى سازند بلکه شکاف بین افراد فقیر و غنى را نیز تشدید کرده و بى عدالتیهاى بین زنان و مردان را گسترش خواهند داد. میزان این تأثیر بر زنان، بویژه در کشورهاى فقیر، با میزان آن بر مردان متفاوت خواهد بود. زنان ازجمله آسیب پذیرترین اقشار هر جامعه در برابر تغییرات آب و هوا مى باشند. این قضیه تا حدودى به علت آن بوده که در بسیارى از کشورها زنان بخش اعظم نیروى کارى کشاورزى را تشکیل مى دهند. بقیه علت نیز به خاطر آن بوده که زنان دسترسى کمتر به فرصتهاى درآمدزایى دارند. زنان مدیریت خانوارها را عهده دار بوده و از اعضاى خانواده مراقبت مى نمایند. این امر خود اغلب به محدودیت تحرک آنان و افزایش آسیب پذیرى در برابر فجایع ناگهانى مرتبط با آب و هوا منجر مى گردد. خشکسالى و بارانهاى غیرمعمول زنان را وادار کرده تا براى تأمین غذا، آب و سوخت براى خانه هاى خود تلاش بیشتر کنند. دختران مدرسه را ترک کرده تا به مادران خود در این امر کمک نمایند. این چرخه محرومیت، فقر و نابرابرى باعث تضعیف سرمایه اجتماعى مورد نیاز براى برخورد کارآمد با تغییرات آب و هوا مى باشد.

با توجه به فعالیت چشمگیر زنان در تولید غذا در کشورهاى در حال توسعه، رابطه نزدیک بین جنسیت، کشاورزى و تغییرات آب و هوا را باید بسیار فراتر از میزان تحلیلهاى موجود مطرح نمود. زنان به علت فقر بیشتر، قدرت کمتر در تعیین سرنوشت، به رسمیت شناخته نشدن کافى بهره ورى اقتصادى آنان و بار نامتوازن موجود بر دوش آنها در تولید مثل و پرورش فرزندان با چالشهاى فزاینده اى از قبیل تغییرات آب و هوا مواجه مى گردند.

به حاشیه رانده شدن زنان و تبعیض علیه آنان و عدم توجه به روندهاى بازدارنده توسعه، سلامت، عدالت و رفاه کلى انسانها از روى نابرابرى جنسیتى همگى به تضعیف توان مقاومت کشورها در برابر تغییرات آب و هوا منجر مى گردند. ایستادگى و مقاومت در برابر این تغییرات در جوامعى بیشتر رشد و نمو خواهد داشت که همه مردم آن باسواد بوده، به خدمات بهداشتى دسترسى داشته، از حمایت برابر قانون برخوردار بوده و مشارکت کامل در تعیین سرنوشت خود و جامعه داشته باشند. اغلب این مقاومت و ایستادگى ریشه هاى خود را در فرهنگ جامعه دارد که نمونه اى از آن که در سنن بسیارى از کشورها رواج دارد، کمک به افراد نیازمند و همکارى در زمانهاى وقوع فاجعه است.

بهداشت بارورى

کنفرانس بین المللى جمعیت و توسعه در سال 1994 نقطه عطفى در تاریخچه جمعیت و توسعه مى باشد. در این کنفرانس، کشورهاى جهان پذیرفتند که جمعیت یک امر صرفا آمارى نبوده بلکه مقوله اى انسانى است. برنامه عمل بیست ساله کنفرانس که توسط 179 دولت تصویب شد در پى طرح این بحث بود که اگر نیازهاى تنظیم داوطلبانه خانواده و بهداشت بارورى در کنار سایر خدمات آموزشى و بهداشتى اساسى برطرف شده، تثبیت جمعیت بصورت طبیعى و نه الزاما با زور و مهار رخ خواهد داد.

شواهد و دلایل کافى موجود نشان مى دهند که نیل به هدف دسترسى جهانى به بهداشت بارورى مندرج در کنفرانس سال 1994 در کنار آموزش بهتر دختران و گسترش برابرى جنسیتى باعث شده تا دسترسى به اهداف بهداشت و توسعه میسر گردد و میزان بارورى کاهش یابد. این روند نیز میزان انتشار گازهاى گلخانه اى را در درازمدت کمتر مى نماید. اینگونه کاهش در میزان بارورى هم به تنهایى و هم در کنار کاهش مرگ و میر مادران و کودکان که خود شدیدا متأثر از میزان بهداشت بارورى، آموزش و برابرى جنسیتى مى باشد، باعث آن گشته که سطح انتشار گازهاى گلخانه اى حتى کمتر از موارد پیش بینى شده توسط هیئت میان دولتى تغییرات آب و هوا شود.

مهار کردن تغییرات آب و هوا

دولتها باید فشارهایى را که تغییرات آب و هوا احتمالا به پیشبرد پرچالش توسعه، فقرزدایى، تضمین دسترسى به آموزش و مراقبتهاى بهداشتى و حرکت به سمت برابرى جنسیتى تحمیل کرده پیش بینى نمایند و براى آن آمادگى داشته باشند. رویکردهاى موفق به تغییرات آب و هوا به احتمال زیاد در شرایطى محصول مى گردند که توسعه پایدار اقتصادى و اجتماعى، احترام به حقوق بشر و تکثر فرهنگى، توانمندسازى زنان و دسترسى به بهداشت بارورى براى همگان رواج داشته باشند.

البته اقدامات براى مواجهه با تغییرات آب و هوا باید مبتنى بر واقعیت باشند و از روى ترس و هیجان بى اساس اتخاذ نگردند. در این راستا، خلأهاى پژوهشى موجود پیرامون بسیارى از اثرات و روشهاى تطبیق پذیرى با تغییرات آب و هوا باید تا دیر نشده پر گردند.

با نگاه به ماهیت و شدت پیچیده تغییرات آب و هوایى نشأت گرفته از عوامل انسانى، سه دسته اقدامات با مزایاى کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت بنظر مى رسند.

تطبیق پذیرى براى حال: دماى جهان در حال حاضر رو به افزایش بوده و بنابراین چاره اى جز تطبیق پذیرى با تغییراتى که با آنها مواجه بوده و یا وقوع آنها را در آینده پیش بینى کرده، نداریم. با توجه به آنکه گمان مى گردد دماى جهان براى چند دهه افزایش یابد و سطوح دریاها براى چند سده بالا روند، یادگیرى روشهاى تطبیق پذیرى و مقاوم شدن در برابر تغییرات همیشگى آب و هوا هم اقدامى میان مدت است و هم اقدامى درازمدت. البته تطبیق پذیرى امرى نیست که شرکتها، بانکها و کشورهاى اهداکننده بتوانند از طریق کمکهاى نقدى و غیرنقدى در اختیار کشورهاى در حال توسعه قرار دهند. اگرچه تأمین مالى و انتقال دانش و فناورى براى این تلاش ضرورى بوده، تطبیق پذیرى موفق و پایدار باید ریشه در زندگى، تجربه و درایت افرادى داشته باشد که خود در حال تجربه تطبیق پذیرى مى باشند.

کاهش فورى: بدون توقف افزایش انتشار جهانى گازهاى گلخانه اى و کاهش سریع آنها، تطبیق پذیرى با تغییرات آب و هوا به چالشى بى پایان و احتمالا غیرممکن تبدیل خواهد شد. تلاش براى افزایش مقاومت در برابر تغییرات آب و هوا نباید ما را از ضرورت کاهش تجمع این گازها در جو زمین لحظه اى غافل سازد.

کاهش درازمدت: حتى پیشرفتهاى اولیه بسیار ضرورى در زمینه کاهش گازهاى گلخانه اى خود مقدمه اى براى دهه ها و یا حتى قرنها فعالیت مى باشند. مسلما همه این فعالیتهاى انسانى باید در راستاى موفقیت و بهروزى جهانى بوده تا جو کره زمین و وضعیت آب و هوا غیر قابل زندگى نگردد.

مهر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها