در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چطور وارد کار گویندگی و اجرا شدی؟
راستش من از بچگی مطمئن بودم که روزی وارد تلویزیون میشوم!
چطور اینقدر مطمئن بودی؟
دیگران این را میگفتند.
چی میگفتند؟
میگفتند، بالاخره یک روز مجری تلویزیون میشوی. من اعتقاد دارم هر چیزی که آدم بخواهد روزی به آن خواهد رسید. زندگی مرا در مسیری قرار داد که وارد حرفه گویندگی شوم؛ شغلی که در ذهنم بود.
اولین برنامهای که اجرا کردی، یادت هست؟
بله. اولین برنامه یک برنامه تلویزیونی بود به نام «سلام کوچولو» که روزهای زوج ساعت 30/18 و ویژه خردسالان از شبکه استان مرکزی پخش میشد. بعد از آن برنامههای مختلفی را اجرا کردم. اعتقاد دارم یک مجری باید این قابلیت را داشته باشد که بتواند در زمینههای مختلف اجرا بکند.
در حال حاضر گوینده کدام برنامه هستید؟
در حال حاضر گوینده برنامه «بچهها مدرسه» هستم که صبحها ساعت 15/6 از شبکه 2 به صورت زنده پخش میشود. پخش این برنامه از اول مهرماه شروع شده.
چند روز در هفته پخش میشود؟
6 روز در هفته؛ 3 روز اول را من اجرا میکنم و 3روز دوم را خانم استخر.
چرا این برنامه اینقدر زود پخش میشود؟
پخش این برنامه موقع صبحانه خوردن بچههاست، یعنی زمانی که بچهها خودشان را برای رفتن به مدرسه آماده میکنند. برنامه از بخشهای کوتاهی تشکیل شده که هر بخش میتواند برای بچهها مفید باشد.
از این که مجبوری صبحها خیلی زود از خواب بیدار بشوی، ناراحت نیستی؟
نه، خیلی هم خوشحالم. این یک شانس و یک فرصت است برای من.
چرا؟
من هر روز ساعت چهار و نیم صبح از خواب بیدار میشوم و ساعت پنج و نیم میرسم به خیابان الوند و شبکه 2. از در شبکه که وارد میشوم، سمت راستم سرخی طلوع آفتاب را میبینم. دیدن تهران بدون ترافیک در این ساعت روز، به نظر شما جالب نیست؟
چرا جالب است و جالبتر این است که بگویید قبل از این برنامه چه برنامه دیگری در شبکه 2 داشتهاید؟
قبل از این برنامه برنامهای داشتم به اسم «آن روی سکه» که مسابقهای شاد و مهیج بود برای نوجوانان. آن روی سکه برای من شروع خوبی بود، برای این که اولا زنده بود و بعد مخاطبش نوجوانان بودند. خیلی هم پربیننده بود. تقریبا 4 ماه با این برنامه همکاری داشتم. بعد از آن با برنامه عصر بخیر بچهها و چند ویژهبرنامه مناسبتی همکاری کردم. شهریور 88، اجرای برنامه قصههای ماه من را به عهده داشتم که هر روز پخش میشد. این برنامه را خیلی دوست داشتم و روی خود من تاثیر خوبی گذاشت. داستانهایش مذهبی بود و خیلی هم تاثیرگذار.
اولین بار که جلوی دوربین رفتی، یادت هست؟
بله. 15 ساله بودم که جلوی دوربین برنامه سلام کوچولو رفتم.
آن روز، روز متفاوتی برای من بود. حتی موضوع برنامه آن روز را هم میدانم. آن روز من کلی درباره پرندگان حرف زدم.
تلویزیون هم نگاه میکنی؟
بله. اول صبح که بلند میشوم، اول تلویزیون را روشن میکنم. احساس میکنم وقتی تلویزیون روشن است، تنها نیستم. برنامههای کودک همه شبکهها را نگاه میکنم. میخواهم نقاط ضعف خودم را پیدا کنم و اجرای گویندگان دیگر را ببینم. وقتی خودم هم برنامه زنده دارم، از مادرم میخواهم برنامه را برای من ضبط کند تا سر فرصت آن برنامه را ببینم. بزرگترین منتقدانم پدر و مادرم هستند. آنها برنامههای مرا نگاه میکنند و ایرادهایم را به من گوشزد میکنند.
از کودکیات بگو.
خیلی شیطان بودم. همیشه پشت میکروفن میرفتم؛ چه در مهد کودک و چه در مدرسه. در مهد کودک همیشه راوی داستانها بودم و هیچ وقت بازی نمیکردم. در مدرسه هم مجری برنامه صبحگاهی بودم. از همان کودکی اعتماد به نفس خوبی داشتم. به نظر من یک گوینده باید حضور ذهن خوب و اعتماد به نفس بالایی داشته باشد. مجری باید اول خودش را قبول داشته باشد تا دیگران هم او را قبول بکنند.
مجری باید به حرفی که میزند، اعتقاد و اعتماد داشته باشد. باید به روز باشد، بخصوص برای اجرای برنامههای کودک.
هر روز بچههایی متولد میشوند که دنیای متفاوتی را تجربه میکنند و مجری باید هر روز به اندازه بچههایی که به دنیا میآیند، حرف برای گفتن داشته باشد.
شهرت خوب است یا بد؟
خیلی هم خوب است. همه آدمها دوست دارند سرشناس باشند. البته مشکلاتی هم دارد. مثلا خیلی از کارهایی که مردم عادی انجام میدهند یک مجری یا یک هنرمند سرشناس نمیتواند انجام دهد. وقتی دارید خرید میکنید یا قدم میزنید، احساس میکنید که همه رفتار شما را زیر نظر دارند؛ درست مثل این است که هر روز جلوی دوربین نشسته باشی. در هر صورت این مخاطب است که مجری را مجری میکند وگرنه مجری بدون مخاطب هیچ مفهومی ندارد.
رابطهات با کتاب و مطالعه چگونه است؟
خیلی از رمانهای کودک و نوجوان را خواندهام.
مثل...
مثل داستانهای رامونا، نیکلا کوچولو، هری پاتر و...
حرف پایانی و سخنی درباره کودکی؟
کودکی دوران آزاد بودن... ناراحت شدن از مرگ یک گنجشک و خوشحال شدن از خریدن یک بستنی... دنیایی که طعمش متفاوت است.
معصومه پارسامهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: