در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1. مستند غیربازسازی یا مستندی که در همان زمان روی دادن واقعه، ضبط و ساخته شده و سازنده با رویداد فاصله زمانی نداشته است.
2. مستندی که با فاصله زمانی نسبت به رویداد، ساخته شده و متکی بر اسناد به جای مانده یا به یاد مانده است. این مستند را «مستند بازسازی» میگویند.
مستند بازسازی خود بر 4 قسم است:
1. تمام استنادی
2. نیمه استنادی یا شبه استنادی
3. بازسازی به صورت اجرای مجدد
4. نمایشی کردن
در مستند بازسازی تمام استنادی که نام دیگر آن «مستند آرشیوی» است، اسناد مورد استفاده فیلم و عکس هستند؛ در نیمه استنادی، فیلم و عکس نداریم بنابراین از اسناد دیگر موجود بهره میبریم؛ در بازسازی به صورت اجرای مجدد، همان اشخاص حقیقی که رویداد به وسیله آنها رخ داده، فضا را برای ما دوباره اجرا میکنند؛ و بالاخره در مستند بازسازی نمایشی، هم فضا دوباره ساخته میشود، هم شخصیتها بازسازی میشوند. اینجاست که دیگر مرز میان فیلم مستند و فیلم داستانی فرو میریزد و تفاوت این دو به حداقل میرسد. اینکه در انتهای مطلب هفته گذشته گفتیم «مستند و داستانی اما همیشه هم این اندازه در مقابل هم نیستند و گاهی مرزهای میانشان به حداقل میرسد»، اشاره به همین قسم چهارم از اقسام مستند بازسازی داشت. مستند نمایشی چیزی است کاملا شبیه به فیلمهای داستانی که بر اساس واقعیات تاریخی ساخته میشوند و بنابراین چه بسا بتوان همه فیلمهای داستانی این چنینی را هم از این منظر فیلم مستند نامید. بحث بیشتر دراینباره را به مبحث اختصاصی مربوط به مستند نمایشی موکول میکنیم.
از آنجا که به دلیل محدودیتهای پیش رو، بخش قابل توجهی از آثار مستند را همین نمونههای بازسازی (در هر 4 قسم آن) تشکیل میدهند، تکیه اصلی مباحث ما در این سلسله مطالب کارگاهی نیز همین نوع بخصوص از مستند است، اما در این هفته، پس از بر شمردن برخی دیگر از اصول و قواعد پایه مستندسازی، به نوع اول از مستند یعنی مستند غیربازسازی که مستقیما در زمان وقوع رویداد ضبط شده میپردازیم؛ با ذکر مثالی از این گونه مستندسازی از میان مستندهای پخش شده در هفته گذشته از سیما.
مستند خوب مستندی است که هم زیبا باشد هم مؤثر. این دو عنصر زیبایی و مؤثر بودن، میبایست توامان باشند و غفلت از هر کدام، باعث از دست رفتن کارکرد هر دو نه فقط عنصر مغفول میشود. از بایدهای اثر هنری ایجاد حیرت، اعجاب و در نتیجه القای تجربه تازه است و این امر حاصل نمیشود مگر وقتی که فرم و محتوا نه جدا از هم، که تنیده با هم باشند و ساختار زیباشناختی فیلم دقیقا بر اساس محتوا و تأثیرگذاری مورد نظر، طراحی و اجرا شده باشد.
«بداعت» شرط لازم هنر بودن فیلم مستند است. بدترین شکل مستندسازی شکلی است که در آن هم فرم، آشنا و تکراری و کلیشهای باشد هم موضوع و محتوا که متأسفانه درصد زیادی از آثار مستند تلویزیونی را این قبیل مستندها تشکیل میدهند و همین مساله، نقد و بررسی و اظهارنظر درباره آثار مستند تلویزیونی را تکراری کرده و موجب از میان رفتن رونق آن شده است. در نتیجه، منتقد مستند ناچار است برای تکراری نبودن، در بررسی برنامهها بر محتوا و موضوع تکیه کند و پیشاپیش انگ محتوازدگی و عدم شناخت از فرم و قالب را به جان بخرد.
گفتیم که مستند نباید تقلید موبهموی واقعیت باشد و لازمه خلق اثر هنری بهرهگیری از عنصر خیال است. 2عامل مولد فرم ثانوی واقعیت در فیلم مستند، چنانچه میدانیم عبارتند از دوربین و تدوین. دوربین سر و کارش با چیزهایی است که دیده میشوند و به نگاه میآیند و تدوین سر و کارش با چیزهایی است که دیده نمیشوند و به خیال میآیند. بنابراین تدوین عنصری فیلمیتر از تصویر است و نقش مهمتری در آفرینش هنری داراست. به قول کوروساوا؛ «فیلم اگر تدوین نشود، فیلم نیست» و البته منظور کوروساوا، فیلمی است که نیاز به تدوین دارد، نه هر فیلمی؛ چراکه نمیتوان با قواعد کلی و مطلق، امکان وجود موارد استثنا و نادر را منتفی دانست. در فیلم مستند، رسیدن به تعادل میان بهرهگیری از تصویر (واقعیت) و تدوین (خیال) مهم است؛ بسته به نیاز اثر و لحن بیانی آن.
اما نوع اول از انواع مستند، مستندی است که بدون فاصله زمانی با موضوع، در لحظه وقوع ماجرا ضبط و ساخته شده است. مستندهای خبری و گزارشی از رایجترین انواع این قسم از فیلم یا برنامه مستند هستند. در اینگونه از مستند، واقعیات خارجی ارتباطی بیواسطه و مستقیم با مستندساز برقرار میکنند و بسیاری از ایدهها چه بسا در همان لحظه ضبط تصویر در ذهن سازنده شکل گرفته و ساخته و پرداخته میشوند. غافلگیری تقریبا عنصر ثابت اینگونه از مستند است، چنانچه در آن دوربین به دست گرفتن و به میان واقعیات سر کشیدن، نقش بسیار مهمتری از طرح اولیه و ساختار برنامهای و این قبیل پیشآگاهیهای محدودکننده ایفا میکند. اگر در مستند بازسازی، فرایند خلاقه بیشتر در مرحله تدوین پس از فیلمبرداری صورت میگیرد، چه بسا در اینجا بیشتر تدوین هنگام فیلمبرداری است که باعث خلق و ابداع میشود. ساخت فیلم مستند غیربازسازی، دردسرهای خاص خود را دارد و البته مزایا و شیرینیهای ویژهای هم. هر موضوعی را نمیتوان با این روش تبدیل به فیلم کرد؛ اما در عوض همان موضوعات محدودتر وقتی در این قالب مستند ساخته میشوند، به دلیل بیواسطگی بیشتر، جنبه استنادی قویتری میتوانند داشته باشند و در نتیجه قابلیت بالقوه بیشتری برای موثر بودن دارند. بماند که اگر صورت بالفعل قضیه را در نظر بگیریم، خیلی وقتها این قبیل مستندها بسیار کماثرتر و ضعیفتر از نمونههای بازسازی از آب درمیآیند. نمونهای که میخواهیم شاهد مثال بیاوریم، فیلم «از فقر لذت ببر» ساخته رنزو مارتینز است که سهشنبه شب از برنامه «مستند 4» پخش شد. «از فقر لذت ببر» مستندی گزارشی درباره سختیهای زندگی کارگران سیاهپوست و مشکلات اقتصادی آنهاست. فیلم به طور کامل متکی بر گفتگو و مصاحبه است و دوربین در آن حضوری ملموس دارد، چنانچه شخصیتها همه روبه دوربین حرفشان را میزنند؛ اما متاسفانه هم آن ویژگی اول یعنی مصاحبه که قدرت استنادی بالایی دارد. در این فیلم به شکل نازیبا و ناموثر مورد استفاده قرار گرفته، هم ویژگی دوم یعنی لمس حضور دوربین که از بهترین لوازم بیانی مستندساز برای القای مستقیمترین و موثرترین تاثیرات احساسی بر مخاطب خویش است؛ اما در این فیلم به دلیل کثرت استعمال از تاثیرگذاری لازم عاری شده است.
فارغ از نقد و ارزشگذاری، مستند «از فقر لذت ببر» به لحاظ کارگاهی نمونه کاملا روشنی است از مستند نوع اول که مستندساز درست در لحظه وقوع حادثه اقدام به تصویربرداری کرده است. جالب اینجاست که در این فیلم قبل، بعد و در میان از بسیاری صحنهها ما چهره مارتینز (کارگردان) را هم میبینیم و این خود بهترین دلیل بر غیرآرشیوی بودن تصاویر فیلم است. مستند نوع اول یا همان مستند غیربازسازی را با نمونههای بهتر و موثرتر آن در میان فیلمهای تاریخ مستند میتوان بیشتر شناخت.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: