محوطه باستانی شوش در حالی در دنیا منحصر به فرد و مورد توجه خاص باستانشناسان و محققان بوده است که در طول تاریخ همواره در دورههای مختلف مورد تعرض قرار گرفته است. انهدام کامل شهر به وسیله آشوربانیپال در پی اضمحلال حکومت عیلام، غارت و ویرانیهای اسکندر مقدونی که گواهی است از غنایم هنگفت در خزاین غنی شهر، آسیبهای فراوانی که شاپور دوم ساسانی به دلیل نافرمانی شوشیان به شهر وارد کرد، هجوم مغولان در قرن سیزدهم میلادی، به یغما بردن آثار باستانی شوش از سوی باستانشناسان فرانسوی به سبب صدور امتیاز نامههای حفاری در این نقاط توسط دربار قاجار، لطمات ناشی از جنگ تحمیلی، هجوم مردم بومی و غیربومی در سالهای اخیر که شوش را به زبالهدانی، پیست موتورسواری و جولانگاه بزهکاران و معتادان بدل کرده، همگی سبب سلب فرصت از شوش برای نمایاندن چهره واقعیاش شده است.
به نظر میرسد پس از پشت سر گذاشتن وقایع مخاطرهآمیز اشاره شده در تاریخ، بزرگترین تهدید اکنون شوش را به خطر انداخته است. هر روز خبری دیگر در مورد محوطه باستانی شهر شوش در اخبار به چشم میخورد که هنوز عرصه و حریم محوطه باستانی شوش مشخص نشده است. در این مطلب به اتفاقات مختلف صورت گرفته در مورد تعیین حریم شوش پرداخته شده است.
اعلام تغییر در عرصه و حریم و افزایش عرصه محوطه باستانی شوش از 400 هکتار به 1200 هکتار و قرار گرفتن تعداد انبوهی از پلاکهای تجاری و مسکونی در حریم جدید و پیدایش اختلافات در ساز و کار شهرسازی، به معضلی پیچیده بدل شده که پیامد آن جنجالها و کشمکشهایی است که چند وقتی است میان مسوولان شهری، مردم، مدیران میراث فرهنگی و باستانشناسان استان از سویی و از سمتی دیگر، اعتراضات دوستداران و حامیان میراث فرهنگی و سایر کارشناسان و متخصصان را به دنبال داشته است.
صادق محمدی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان خوزستان شاید یکی از معدود کسانی باشد که بتواند در مورد تعیین عرصه و حریم شهر تاریخی شوش نظر دهد.
چند وقتی از اعتراضات نگذشته است که او طی گزارشی در خصوص اتفاقات اخیر حول محور تعیین عرصه و حریم این شهر باستانی، حریم 1200 هکتاری پیشنهادی باستانشناسان را غیرقابل قبول و حریم 400هکتاری تایید شده در سال 1373 را ملاک عمل سازمان اعلام میکند.
وی چنین عنوان میکند که عموما موضوعات تصویب شده در هر پایگاه پژوهشی اول باید به شوراهای راهبردی و فنی بروند و پس از رفع ابهامات و اعلام نظرات در این شوراها تأیید و در نهایت نتیجه آن چیزی است که از این شور استناد و به سازمان ابلاغ میشود.
وی مدعی است در ارتباط با شوش این مساله محقق نشده و موضوع وارد شورای راهبردی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نشده است. او حتی پا را فراتر میگذارد و میگوید این مساله به دلیل نقص در مطالعات و وجود مشکلات عدیده در شورای فنی که از رئیس سازمان میراث فرهنگی، مدیر پایگاه شوش، گروهی از باستانشناسان مجرب و فرماندار، شهردار و شورای شهر شوش تشکیل شده، مورد بررسی مجدد قرار گرفته و حریم 400 هکتاری به همین دلیل اینچنین انتخاب شده است. اما ساخت و سازهای اطراف شهر تاریخی شوش کماکان شاید اصلیترین موضوع باشد که نمیتوان از آن بسادگی گذشت. خانهها هر روز در این محوطه ساخته میشوند و حتی ساخت هتلی بزرگ نیز در این محوطه قرار است آرامش را از محیطی کاملا باستانی بگیرد.
محمدی همچنین در مورد ساخت و ساز در حریم مصوب که نگرانیهای بسیاری را برانگیخته میگوید: با وجود یگان حفاظتی سازمان که به صورت دقیق و مستمر در صحنه حضور دارند، هیچ عملیات عمرانی در داخل محدوده معین شده صورت نمیپذیرد.
او اما ادامه میدهد: خارج از حوزه مشخص، ساخت و ساز بلامانع و قانونی است، البته با شرط و شروطی مبنی بر اینکه به سبب مهیا کردن محوطه برای ثبتجهانی در سازمان یونسکو، به سازههای مرتفع جواز داده نمیشود، بلکه برای حداکثر 2 طبقه آن هم هماهنگ با معماری بومی و احداث نکردن زیرزمین مجوز داده میشود در صورتی که حریم تغییر مییابد سازمان حق صدور جواز ساخت و ساز به دلیل این فعالیتها را نخواهد داشت.
هتلهای مدرن با ملات تاریخی
اما هتلها چه؟ این پرسشی است که بسیاری هنوز پاسخ آن را دریافت نکردهاند. بسیاری از باستانشناسان معتقدند هتلها دقیقا روی محوطههای باستانی ساخته میشوند.
محمدی در این باره میگوید: ساخت هتلهای لاله و امیر زرگر در محوطه تاریخی شوش کاملا قانونی و خارج از حریم مصوبه شوش است.
او ادامه میدهد: ساخت اماکن اقامتی در این منطقه برای اسکان گردشگران از ضروریات کار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری است. محمدی اما به نکتهای اشاره میکند که شنیدن آن خالی از لطف نیست. او میگوید: جنجالهای پیش آمده در اعلام گستردگی حریم، سبب جلب توجه خیل عظیمی از حفاران غیرمجاز و سودجویان آثار فرهنگی، به این منطقه شده است که موجب شده برای حفاظت از آثار تاریخی کشف نشده در این منطقه علاوه بر افزایش یگان حفاظت، نیروهای انتظامی نیز به کمک بیایند.
از سوی دیگر، غلامعلی باغبان مدیر جدید پایگاه شوش نیز با تصدیق گفتههای صادق محمدی تعیین عرصه و حریم 1200 هکتاری را فاقد تطابق با معیارهای علمی دانسته و از تفحصی مجدد با اعمال روشهای جدید علمی صحبت به میان میآورد تا شبهات کاملا از میان بروند.
این در حالی است که باغبان در گمانهزنیهای خود در محلی که قرار است هتل امیرزرگر در آن احداث شود به آثار باستانی برخورده و در حالیکه گزارشهایی هم در این خصوص وجود دارد، در اقدامی عجیب در مصاحبه خویش، منکر این مساله میشود که اصولا اثری تاریخی در آن مکان وجود داشته است. از سویی دیگر اما کامیار عبدی، از باستانشناسان فعال کشور که در این منطقه نیز به کاوش پرداخته است، در حاشیه از بروز فاجعهای در خوزستان صحبت میکند که نه تنها محوطه باستانی شوش بلکه شاید گریبان سایر محوطههای شاخص تمدن ایرانی در استان، همچون ایوان کرخه، هرمز اردشیر، ارجان و جندی شاپور را نیز بگیرد.
وی اما در یک اظهار نظر جدید ریشه همه این اتفاقات را نشات گرفته از تصمیمات مدیران ناآشنا با باستانشناسی میداند که عمدا یا سهوا محوطههای تاریخی باستانی را در معرض نابودی قرار دادهاند.
به گفته این باستانشناس، فعالیتهای محمدتقی عطایی، سرپرست هیات تعیین حریم محوطه باستانی شوش در مورد تعیین واقعی این حریم از طرف پژوهشکده باستانشناسی و هیأت راهبردی شوش تأیید شده و در شورای تعیین حرایم نیز مطرح شده و نتیجه به اطلاع میراث فرهنگی استان هم رسیده است، اما مدیر استانی زیر بار نمیرود و ساز خود را مینوازد.
عبدی نیز همچون دیگر باستانشناسان آشنا با محوطه باستانی شوش ساخت هتلها را در نزدیکی کاخ آپادانا و شائور کاملا غیرقانونی و غیر علمی میداند و معتقد است این کار نهتنها به آثار باستانی آسیب میرساند، بلکه منظر فرهنگی محوطه را مخدوش میکند؛ به طوری که ساخت هتل امیرزرگر را اولین مانع سر راه ثبت شوش در فهرست آثار جهانی یونسکو میداند.
به نقل از ایشان، باستانشناسان پیشکسوتی از جمله میرعابدین کابلی و احسان یغمایی که سالها در شوش کار کردهاند معتقدند هر دوی این هتلها، بویژه هتل امیر زرگر کاملا در عرصه آثار باستانی قرار دارند و آنان بارها اعتراض خود را به طور شفاهی و کتبی به مدیران غیر باستانشناس ابلاغ کردهاند؛ اقدامی که در پی آن سازمان میراث فرهنگی به جای پاسخگویی به اعتراضات دلسوزانه،کارشناسان را ممنوعالمصاحبه کرد!
وی همچنین نگران فرسایش طبیعی و تخریب آثار موجود در محوطه باستانی شوش به دست افراد مسوول است و مثلاً به هزینههای بسیار کلان در جهت استحکام بخشی کاملا بیهوده برخی آثار اشاره میکند که خود حتی سبب انهدام بیشتر میشوند. وی برای نمونه به فعالیتهای نسنجیده و پرهزینه در جهت استحکام بخشی قلعه شوش اشاره میکند که شرکتی خصوصی متحمل کار مرمت شد و در حالیکه بدون توجه به عمق و شکافهای داخلی فقط به ترکهای سطحی پرداختند و کار را در همین حد به اتمام رسانیدند، در ملات نیز از سبوس برنج سود جستند که به واقع دعوتی است از موریانهها به سبب تخریب اساسیتر بنا و جالبتر آنکه به سبب نصب داربست برای لبهکشی و پوشش ترکها نیز، آجرها را شکسته و داربست را بدان چفت کردند.
از سویی دیگر تنها غیر کارشناسانه بودن موضوع آسیبشناسی و بازسازی ابنیه، آنهم در چنین فضایی با غنای فرهنگی بسیار بالا استنباط میشود که جای تامل بسیاری دارد. مهم اینجاست که به گفته عبدی تمام این تصمیمات را مدیر استان، بدون مشورت با باستانشناسان، به اختیار خود گرفتهاند، اما باستانشناسان باید تاوان عواقب مخرب آن را بدهند.
وی در خاتمه با اشاره به اینکه ماجراهایی از این دست فقط و فقط اهمال پرسش برانگیز گروهی در انجام وظیفه خود است و امروزه بیشترین لطمات و خسارات به میراث فرهنگی از سوی مسوولان و مدیران کارناآشنا به بار میآید، میافزاید: بعید نیست با عدم تمکین و ترکتازیهای مدیران میراث فرهنگی استانی و مقاومت لجبازانه آنان با نظر کارشناسان مشکل شوش نیز جنبهای بینالمللی، همچون ماجرای سد سیوند و پاسارگاد پیدا کند. او میگوید این موضوع تفاوتی نیز دارد زیرا در موارد پیشین مانند پاسارگاد تهدیدی غیرمستقیم به پاسارگاد وجود داشته است، اما درخصوص شوش، تهدیدات کاملا مستقیم شهر باستانی را هدف قرار دادهاند.
شوش، از هزارههای دور
خوزستان از نخستین مناطق بدوی استقرارهای بشری است و حوزه فرهنگی و باستانی شوش در دشت شوشان در شمال شرقی آن، یکی از مناطق تجمع جمعیتهای اولیه و در زمره کهنترین شهرهای جهان است. شوش تاریخی از هزارههای دور، بستر تولد و گسترش فرهنگهای شکوفایی بوده که چهرههای ماندگاری را در تاریخ از خود به ارث گذاشته و وجود تپههای متعدد باستانی و سازههای معماری به یادگار مانده، دلیلی محکم براین مدعاست.
این خطه در دوره ایران باستان از نقطه نظرهای مختلف اقتصادی و سوقالجیشی دارای موقعیت ممتاز و منحصر بهفرد بوده است که از آن جمله میتوان به مناسب بودن جلگه خوزستان برای کشت و زرع در نتیجه وجود رودخانههای پر آب کارون، کرخه و دز در این دشت رسوبی حاصلخیز و رقابت با تمدنهای پیرامون بخصوص بینالنهرین اشاره کرد که این موضوع از جمله مهمترین عوامل شکلگیری فرهنگهای باستانی شوشان و تمدن عیلام در این خطه محسوب میشود.
مهدیس نجفزاده
باستانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم