گفتگو با پروفسور تونی پریسکات از دانشگاه شفیلد

در فکر رباتهای هوشمندتر هستیم

ربات‌ها همواره برای انسان جذاب و کنجکاوبرانگیز بوده‌اند، گویی این فناوری از عرصه‌هایی است که هیچ‌گاه پایانی برای توسعه و تکامل آن نمی‌توان در نظر گرفت. هر روز ابداعی تازه در این فناوری صورت می‌گیرد تا پازل بزرگ ربات‌های هوشمند و خودکار، از حیث تصمیم‌گیری به تدریج تکمیل شود؛ هرچند پیش‌بینی می‌شود این روند سالیان طولانی به طول انجامد. بحث ربات‌های هوشمند و سازه‌هایی که در شرایط محیطی مختلف قابلیت تصمیم‌گیری‌های سریع و متنوع را داشته باشند، سال‌هاست ذهن محققان و دانشمندان این عرصه را به خود معطوف کرده است.
کد خبر: ۲۹۲۴۰۴

در این راستا تلاش‌های مختلفی در قالب پروژه‌های علمی و تحقیقاتی در گوشه و کنار جهان در دست انجام است که یکی از مهم‌ترین و خبرسازترین آنها مربوط به دانشگاه شفیلد انگلیس می‌شود. پروفسور تونی پریسکات، مغز متفکر گروهی تحقیقاتی متشکل از چندین محقق جوان و با تجربه است که گام‌های نوینی در این زمینه برمی‌دارند. آنها بر این باورند که تنها با تکیه بر توسعه فناوری‌های دیگر از جمله حسگرها و سیستم‌های پردازش‌کننده است که می‌توان به نسل جدیدی از ربات‌های هوشمند امیدوار بود. پروفسور تونی پریسکات، در گفتگو با سیب جزییات بیشتری از تلاش خود و تیم همراهش را بیان کرده است.

مبنای نظری و تحقیقاتی شما در این فناوری نوین چه چیز بوده است؟

ربات‌ها هر روز دستخوش تغییر می‌شوند و اکنون که ارائه فناوری‌های نوین الکترونیکی به یک فرآیند همیشگی در دنیای امروزی تبدیل شده است، می‌توان امیدوار بود که این تغییرات سریع‌تر و هدفمندتر از گذشته انجام شوند. تحقیقات اخیر ما نشان داده‌اند که می‌توان نگرش جدیدی در این عرصه داشت و به سوی طراحی ربات‌هایی گام برداشت که قابلیت حس کردن بالایی داشته باشند. ما به این نتیجه رسیدیم که کار خود را از طراحی و ساخت سیستم‌هایی آغاز کنیم که همچون تک اعضای رباتیکی عمل کنند. در ادامه می‌توان این اعضا یا اندام‌ها را با یکدیگر تلفیق کرد و یک مجموعه رباتیکی هوشمند ارائه کرد.

مهم‌ترین مشخصه‌ای که برای این نگرش در ذهن دارید، چیست؟

فناوری رباتیک در 2 دهه گذشته و به لطف فناوری‌های نوینی که ارائه شده‌اند، روند رو به رشدی داشته است. ربات‌های نوازنده و مسیریاب از جمله این پیشرفت‌ها بوده‌اند، اما در این سال‌ها همواره موضوعی ذهن محققان را به خود جلب کرده است: چگونه می‌توان احساس را در ربات‌ها ایجاد و تقویت کرد؟ آنچه که در این اعضای جدید در نظر گرفته می‌شود، قابلیت «احساس کردن» است.

اگر اشتباه نکنم رسیدن به سطحی از احساس در ربات‌ها که همپای احساس لامسه در انسان‌ها باشد را هدف گرفته‌اید؟

البته هنوز در مراحل ابتدایی کار هستیم و بدون شک ممکن است 2 تا 3 دهه دیگر تا عملی شدن برنامه‌های اصلی ما فاصله زمانی باقی مانده باشد. با این حال، این نگرش، شجاعت خاصی می‌طلبد که تاکنون کمتر دانشمندی به دنبال آن بوده‌ است. پیش‌بینی ما این است که امکان طراحی سیستم‌های هوشمندتر رباتیکی با قابلیت‌هایی به مراتب نزدیک‌تر به انسان‌ها وجود دارد.

کار خود را از کجا شروع کرده‌اید؟

برای این‌که بتوانیم تک اعضای رباتیکی با قابلیت احساس کردن محیط اطراف را طراحی کنیم، باید پیش از هر کاری به سراغ بررسی ساختارهای مشابه در درون بدن انسان برویم. برای این منظور و با استفاده از ابزارهای موجود، تلاش کرده‌ایم که از سبیل‌های مصنوعی که نمونه طبیعی آنها در موش‌های آزمایشگاهی دیده می‌شوند استفاده کنیم. این سبیل‌ها نشان می‌دهند که در بدن موش که تکیه زیادی به این اندام بسیار ظریف و حساس دارد، چگونه درک نسبتا کاملی از محیط صورت می‌گیرد. ما در ادامه تلاش می‌کنیم که این درک را درباره بدن انسان نیز به دست آوریم و در نهایت، نتیجه بررسی‌ها و یافته‌های خود را در اندام‌های رباتیکی پیاده کنیم.

توضیح بیشتری درباره فرآیند این پروژه بدهید.

ما برای این‌که تجزیه و تحلیل دقیقی از اطلاعات به دست آمده از این سبیل‌های مصنوعی داشته باشیم، راهی نداشتیم جز این که نوعی مغز مصنوعی و البته ابتدایی طراحی کنیم که با تکیه بر آن، داده‌های به دست آمده از سبیل‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. در واقع، ما به جز طراحی این مغز مصنوعی، راه دیگری برای بررسی داده‌های ثبت شده از سبیل‌های مصنوعی نداشتیم. این بررسی‌ها به ما نشان داد که مغز مصنوعی چگونه روی این داده‌ها پردازش‌های مختلف را انجام می‌دهد. از این رو، اکنون می‌توانیم با شجاعت بیشتری درباره مغز مصنوعی ربات‌های هوشمندتر صحبت کنیم.

واکنش‌های مغز مصنوعی به تحریکات صورت گرفته روی سبیل‌های مصنوعی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این قسمت از تحقیقات برای ما بسیار جالب بوده است، چون در کمال حیرت دیدیم زمانی که این سبیل‌های مصنوعی تحریک می‌شوند، مغز مصنوعی مرتبط با آنها به خوبی نشانه‌هایی مبنی بر تغییراتی در وضعیت موجود نشان می‌دهد. این تغییرات به ایجاد پردازش‌های اطلاعاتی در مغز مصنوعی مربوط می‌شود که البته با آنچه که در مغز انسان روی می‌دهد، شباهت زیادی دارد.

مهم‌ترین نتیجه‌ای که تاکنون از این پروژه به دست آورده‌اید، چه چیزی است؟

نکته جالب این است که بسیاری از محققان بر این عقیده بوده‌اند که مبنای درک و تجزیه و تحلیل‌های مغز و در کل عملکردهای این عضو حساس بدن بر غریزه است، اما اکنون مطمئن هستیم که مغز این توانایی و قابلیت خیره کننده را دارد تا با تکیه بر تجربه و تکرار آزمایشات، به درک بهتری از محیط اطراف برسد. ما اکنون در مرحله‌ای هستیم که با تکیه بر سیستم‌های محاسباتی و پردازشی دقیق، می‌توانیم درکی بسیار ابتدایی از محیط اطراف از سوی مغز مصنوعی ارائه کنیم.

فکر می‌کنید مهم‌ترین مانع موجود بر سر توسعه فناوری ربات‌های هوشمند چیست؟

دستیابی به ربات‌های هوشمندتر نیازمند درک بهتری از عملکرد مغز است. مغز انسان مکانیسم بسیار پیچیده‌ای دارد که در کل می‌تواند درک خیره‌کننده‌ای از محیط اطراف در اختیار انسان قرار دهد، اما زمانی که صبحت از سیستم‌های رباتیکی می‌شود، می‌بینیم که فاصله بسیار زیادی تا رسیدن به نقطه‌ای قابل قبول از فرآیند طراحی و ساخت مغزهای مصنوعی با قابلیت‌های بالا داریم. مادامی که نتوانیم درک خود را از عملکرد مغز بهتر کنیم، تمام برنامه‌ها و تلاش‌هایمان برای طراحی و ساخت اندام‌های مصنوعی هوشمند بی‌نتیجه باقی خواهند ماند. در کل فکر می‌کنم در 2 دهه آینده، نسل جدید و هوشمندتری از سیستم‌های رباتیکی در آزمایشگاه‌های پیشرفته جهان ارائه خواهند شد، اما تحقیق این آرزو به تحقیقاتی بستگی دارد که هم‌اکنون در گوشه و کنار دنیا در دست انجام است.

پروفسور تونی پریسکات در یک نگاه

پروفسور تونی پریسکات از استادان برجسته و محققان فعال در زمینه علوم‌شناختی در دانشگاه شفیلد است. او دوره کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه آبردین و دکتری را در دانشگاه شفیلد گذرانده است. عمده تمرکز او در سال‌های اخیر در زمینه طراحی و ساخت مدل‌های محاسباتی برای مغزهای مصنوعی بوده است. هوش مصنوعی از حوزه‌های مورد علاقه این محقق برجسته است که در سال‌های گذشته دانشجویان زیادی را در این زمینه تربیت کرده است.

مهدی پیرگزی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها