در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در نامهاش از خرمشهر پیش از جنگ نوشته، از وقتی که کارون شیرین بود و شلوغ از کشتیهای تجاری، زمین شلمچه از فراوانی نخلها همیشه سایه بود و خرمشهر شبکه فاضلاب داشت، پزشک داشت، بیمارستان داشت، بازار داشت، راهآهنی سالم و کامل داشت، آب شرب داشت، ورزشگاه داشت و.... آن روزها خرمشهر معتاد نداشت، بچههای بیمار از آب شرب آلوده نداشت، محلههای فقیرنشین نداشت، خرابههای جنگ نداشت، نخلهای خشک شده و ماهیهای مرده نداشت. آن روزها خرمشهر، خرمشهر بود.
ع غ از خرمشهر به ما نهیب زده است که چرا چشمهایمان را رو به شهرش بستهایم، که چرا فراموشش کردهایم، که چرا یادمان نمیآید 35 روز مقاومت خرمشهریها را در برابر دشمن، که چرا نمینویسیم با گذشت 21 سال از آتشبس با عراق، هنوز خرمشهر جنگزده است. نامه ع غ از خرمشهر پر از درد است، پر از گریه است، پر از تصاویری است که شهریور امسال ما هم آنها را وقتی به خرمشهر رفتیم دیدیم و کاش ع غ از خرمشهر بداند که ما همه آنچه دیده بودیم را نوشتیم و چاپ کردیم و صدها نفر از هممیهنانمان از سراسر ایران با ما تماس گرفتند و از نگرانیهایشان درباره خرمشهر گفتند و در سوگ شهری که دوستش میداشتند، شریک شدند و ما در همه آن روزهای پس از چاپ گزارش، چشم انتظار تماسی از سوی مسوولان ماندیم؛ اما....
نه! این قصه گفتن ندارد؛ چاره فقط دعاست. پس بیایید با هم دعا کنیم معجزه شود و یک روز که خرمشهریها چشم از خواب گشودند، شهرشان را ببینند که شده همان خرمشهر رویایی پیش از جنگ که سرآمد همه شهرهای ایران بود. بیایید با هم دعا کنیم که....
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: