لیلیان تورام، ستاره پرفروغ سالهای نهچندان دور تیم ملی فوتبال فرانسه، زمانی کفشهای خود را آویزان کرد که دوران درخشانی را در یونتوس و بارسلونا سپری کرده بود. او که با 142 بازی ملی، رکورد بینظیری را در تیم ملی کشورش به جای گذاشت، در بالاترین سطح فوتبال فرانسه بازی کرد و بیش از 15 فصل را در سریA ایتالیا و لالیگای اسپانیا گذراند.
لیلیان تورام تنها 2 گل در رقابتهای جهانی به ثمر رساند، آنهم در دیدار نیمهنهایی مقابل کرواسی در جامجهانی 1998 که باعث راهیابی فرانسه به مرحله پایانی آن رقابتها شد. او همراه لیزارازو، بلان و دسایی سپر دفاعی تیم ملی فرانسه را در آن رقابتها تشکیل میدادند، به طوری که فرانسه در 7 مسابقه تنها 2 گل دریافت کرد.
تورام به عنوان سومین بازیکن ارزشمند آن رقابتها، لقب گرفت و صاحب توپ برنز شد. او تنها یک بازیکن فوتبال نبود و بشدت به مسائل اجتماع نیز توجه داشت، به طوریکه سال 2005 مخالفت خود را به سیاستهای نژادپرستانه دولت فرانسه ابراز کرد و به خاطر تفکراتش بسیار مورد توجه نلسون ماندلا، مبارز خستگیناپذیر آفریقای جنوبی بود.
اکنون حضور فرانسه در مرحله پلیآف راهیابی به جامجهانی 2010 قطعی شده است، لیلیان تورام از خاطرات خود در رقابتهای جامجهانی 1998 میگوید.
جامجهانی در دوران کودکیات چه مفهومی داشت؟
فوتبال بازی مورد علاقهام بود. بازیهای ما فینال هم داشت. زمانی که تقریبا 10 ساله بودم، با دوستم بنیتو فوتبال بازی میکردم. او اهل اسپانیا بود و نماینده تیم ملی کشورش و البته من هم تیم ملی برزیل بودم، چون برزیل همیشه برنده بود. اغلب اوقات، هر دو بازنده بودیم و این شروعی بود برای ادامه بازی.
به جامجهانی 1998 فرانسه برویم. بسیاری از مردم میگفتند که بازی افتتاحیه مقابل آفریقای جنوبی نمادی از تولد گروهی بود. خودت چهنظری داری؟
قبل از آن دیدار، رقابتها آغاز شده بود. اما نخستین بازی برای هر تیم زمان بسیار خاصی است. برای خود من، لحظه بسیار استثنایی بود. بازی مقابل آفریقای جنوبی، یادآور نلسون ماندلا و آپارتاید بود. هر زمان که در مقابل یکی از تیمهای آفریقایی قرار میگیرم، احساس میکنم مقابل همتیمیهای خود هستم که البته این موضوع به پیشینهام برمیگردد. خوشبختانه ما پیروز آن مسابقه بودیم و همان برد تیم را در مسیر درستی قرار داد.
در مسابقه دوم و در مقابل عربستان، نقش سرنوشتسازی را در ورزشگاه [80 هزار نفری« ]استاد دو فرانس» بازی کردی. چه خاطرهای از آن روز داری؟
پیش از آن مسابقه، در آن ورزشگاه بازی کرده بودم، اما نه در حضور هزاران نفر و در رقابتهای جهانی. درست است که نمایش خوبی ارائه کردیم. نمیخواهم نسبت به تیم ملی عربستان بیاحترامی کرده باشم. ولی گفته میشد که این تیم، چندان قوی نیست. خوشبختانه براحتی پیروز شدیم و شادیهای تیم ادامه یافت. نتیجه منصفانهای بود.
در آن جام، فرانسه در مقابل ایتالیا نیز ظاهر شد. این در حالی بود که در آن دوران در پارما بازی میکردی. آن مسابقه چه مفهومی برای تو داشت؟
همیشه مسابقه بین 2 تیم ایتالیا و فرانسه یک حادثه منحصر به فرد است. در آن دوران بسیاری از بازیکنان ما در باشگاههای ایتالیا بازی میکردند. چارهای نبود، ما پس از پایان آن رقابتها باید به باشگاههایمان باز میگشتیم. شرایط بسیار سختی بود. رقابتها حساسیت شدیدی داشت و بار دیگر نتیجه مسابقه با ضربات پنالتی مشخص شد.
چرا تو داوطلب زدن این ضربات نشدی؟
چون فکر میکردم اگر فرانسه از دور رقابتها خارج شود، بهتر است من بخشی از این اتفاق نباشم.
ادامه دیدارها، مسابقه مرگ و زندگی تو بود.
شاید مسابقه مرگ من بود. من گل نخست شوکر را جبران کرده بودم. حذف شدن برابر بود با یک مصیبت واقعی و اگر این اتفاق میافتاد حتما مستحق سرزنش بودیم. سرنوشت تیم در دستان ما بود و من بسیار خوششانس بودم که در آن مسابقه 2 گل به ثمر رساندم.
زمانی که گل دوم را وارد دروازه کرواسی کردی، زانو زدی و انگشت را به دهان گرفتی. حرکتی که هرگز کسی متوجه مفهوم آن نشد. کمی درباره آن حرکت توضیح میدهی؟
خودم هم نمیدانم چه منظوری داشتم. حرکتی که ناخودآگاه صورت گرفت و واکنش من نسبت به گلی بود که وارد دروازه کرده بودم. همه آن لحظه را به یاد دارند. برخی گمان میکنند به موضوع خاصی اشاره داشتم. زمانی که آن لحظه را به یاد میآورم بشدت میخندم. بعد از آن هرگز گلی به ثمر نرساندم، حتی در تمرینات.
در 12 جولای 1998 پس از پیروزی تیم ملی فرانسه بر برزیل، جام قهرمانی را بالای سر گرفتی. چه خاطرهای از آن لحظات داری؟
آن دیدار مثل یک رویا بود، حضور در بازی فینال در مقابل برزیل بسیار هیجانانگیز بود. قبل از مسابقه تردید نداشتم که پیروز هستیم. به یاد دارم که در نیمه اول صفر 2 از حریف جلو بودیم و در رختکن، مشتی به مارسل دزایی زدم، ما به هم گفتیم که فقط 45 دقیقه تا کسب جام قهرمانی مانده است. لحظه پایانی آن دیدار دیوانهکننده و پیروزیمان باورنکردنی بود. ما غرق شادی بودیم. هنوز نیز چنین احساسی دارم. گرفتن جام قهرمانی واقعا باورکردنی نبود.
تیم ملی فرانسه در جام جهانی 2002 آن طور که انتظار میرفت ظاهر نشد، نظر تو چیست؟
پس از پیروزی در جام جهانی 1998 و جام ملتهای اروپا برای حضور در رقابتهای جام جهانی به ژاپن رفتیم. آن زمان در ابرها سیر میکردیم و روی مسابقات تمرکز نداشتیم. فقط وارد میدان شده بودیم. فراموش کرده بودیم که برای رسیدن به پیروزی باید تلاش کرد. خاطرم هست زمانی که بازی را در مقابل دانمارک واگذار کردیم، احساس میکردم که ما واقعا در این رقابتهای بزرگ حضور نداریم، ما واقعا آنجا نبودیم.
مترجم: فریده سبزعلیزاده / منبع: فیفا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم