جشنواره موسیقی مقام نوازان جوان از عصر فردا شاهد کوک کردن سازهای هنرمندانی خواهد بود که از 4 گوشه ایران به پایتخت آمدهاند تا در دورهای که موسیقی غربی و پاپ گوش همگان را پر کرده است، همچنان میراث دار فرهنگ کهن دیار خود باشند.
استادانی چون علیاکبر بهاری از خراسان رضوی با سازهای سرنا و قوشه (دوسازه)، حبیبالله قادرآتشگر، نوازنده قیچک از سیستان و حسن اسکندری، عاشیقی از خطه آذربایجان که ساز قپوز را در دست میگیرد، چهرههای پیشکسوت حاضر در این جشنواره هستند. اگر چه هنرنمایی این نوازندگان چیره دست و با تجربه در جشنواره موسیقی مقام نوازان غنیمتی گرانبهاست، اما اهمیت و ویژگی اصلی این رویداد را باید میدان دادن به جوانان این عرصه دانست.
از فردا جشنواره با موسیقی گیلان کار خود را آغاز میکند و پس از آن نوازندگان جوان خراسان رضوی، کرمانشاه و ایلام روی صحنه خواهند رفت. آخرین اجرای روز جشنواره به استاد علیاکبر بهاری اختصاص دارد که به همراه پسرش هنرنمایی خواهد کرد.
در برنامههای روز جمعه که از ساعت 18 آغاز خواهد شد، گروههای آذربایجان، خراسان شمالی، لرستان، مازندران، اندیمشک و ترکمن صحرا به اجرا خواهند پرداخت. این برنامه با هنرنمایی استاد حبیبالله قادرآتشگر که قیچک مینوازد، پایان مییابد. روز شنبه نیز علاوه بر برگزاری مراسم اختتامیه، علاقهمندان فرصت خواهند یافت تا صدای ساز و آواز عاشیقهای آذربایجان، بویژه هنرنمایی حسن اسکندری را بشنوند.
جای خالی موسیقی مقامی در جشنواره فجر
حال که مراکز فرهنگی و هنری تهران در میان تمام مشغلههای موسیقایی خود، گوشه چشمی به موسیقی مقامی انداختهاند، پای صحبتهای 2 نفر از هنرمندان پیشکسوت مهمان این جشنواره نشستیم. استاد علیاکبر بهاری که از سال 1367 به طور مرتب در جشنواره موسیقی فجر حضور داشته و به هنرنمایی پرداخته، درباره حذف موسیقی مقامی از این رویداد بزرگ هنری میگوید: نمیدانم چه کسی و چرا تصمیم گرفت تا جشنواره فجر را از بخش مهمی از میراث موسیقی کشور محروم کند، با این کار هم جشنواره موسیقی فجر آسیب دید و هم مقام نوازان کشور دلسرد شدند.
این نوازنده سرنا ادامه میدهد: جشنوارهها محلی هستند تا جوانها خود را نشان دهند و هنرمندان گوشه و کنار کشور تجربیاتشان را با هم مبادله کنند.
بهاری با این هشدار که اگر جشنوارهها نباشند، موسیقی مقامی رنگ میبازد، میافزاید: اگر چه هر نوع موسیقی مقامی در منطقه خودش همچنان علاقهمندان زیادی دارد، اما نباید فراموش کرد که این موسیقیها باید این فرصت را پیدا کنند تا به گوش همه ایرانیان برسند و مورد بررسی و نقد کارشناسان قرار بگیرند.
استاد حبیبالله قادرآتشگر هم با اشاره به این که موسیقی مقامی در کنار موسیقی دستگاهی، 2 میراث ماندگار هنری ایران هستند، تاکید میکند: من تاکنون علاوه بر اجراهای داخلی در بیش از 10 کشور دیگر هم روی صحنه رفتهام و همیشه شاهد شیفتگی و تعجب مخاطبان خارجی بودهام. با چنین استقبالی تعجب میکنم که چرا خودمان چندان به این موسیقی بها نمیدهیم.
وی با اشاره به این که تداوم موسیقیهای نواحی گوناگون ایران نیازمند خون تازه و حضور جوانان است، میگوید: با بسته شدن درهای جشنوارهها به روی نوازندگان و خوانندگان مقامی، اجرای این موسیقی به مراسم سور و شادی محلی محدود میشود و رشد پیدا نمیکند. تنها روی صحنه جشنوارهها و پیش چشم استادان و پیشکسوتان است که جوانان میتوانند خود را بیازمایند و با انگیزه بیشتر به راه خود ادامه دهند.
بعد از ثبت جهانی ردیفهای موسیقی دستگاهی، حالا وقت آن رسیده است که مسوولان فرهنگی کشور به دنبال ضبط و ثبت طیف گسترده و رنگارنگ موسیقی مقامی ایران باشند و مهمتر از آن در گسترش و شکوفایی آن بیش از گذشته بکوشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم