در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این زمینه تحقیقاتی انجام شده است که توجهتان را به آنها جلب میکنیم:
بهتر است ازدواج را به معنی پیوند قلبها بدانیم؛ اما براستی معنی این عبارت چیست؟ شاید بتوان گفت یعنی طرفین جذابیتهای خاص خود را برای یکدیگر ایجاد میکنند. رفتهرفته افکار و جهتگیریهایشان واحد شده و در تمامی لحظات زندگی کنار هم قرار میگیرند. اما آیا این بدان معنی است که آن ها همواره خوشحال هستند و در هیچ موردی اختلافنظر پیش نمیآید تا نیاز به سازش و مصالحه باشد؟
به طور قطع خیر. تفاهم دائمی و خوشحالی همیشگی در زندگی واقعی امری محال است.
اگر به اطراف خود نگاه کنید خواهید دید زندگی مشترک همواره مملو از سازش و توافق است. در چنین صورتی لذت از زندگی مشترک دوچندان خواهد شد.
اما پرسش اینجاست که برای توافق و سازش نخستین قدم چیست؟
نخستین گام در این راه که مقصد آن خوشبختی است داشتن افکار باز و غیرمحدودکننده است. اینکه به همسرتان حق بدهید هر طور دوست دارد فکر کند و عقیدهاش را محترم بشمارید. او باید بتواند براحتی با شما در مورد خودش شما یا هر مساله دیگری صحبت کند و افکار و عقایدش را بگوید.
این کار چندین مزیت دارد:
اول اینکه شما از نقطهنظرات، اولویتهای فکری و آنچه دوست دارید یا نمیپسندید در مورد یکدیگر آگاه میشوید. پس لازم نیست مرتب در مورد اینکه در سر دیگری چه میگذرد فکر کنید.
دوم اینکه وقتی مساله خیلی راحت و باز مطرح شوند در واقع پیام وفاداری و امنیت را به طرف مقابل میدهند.
به بیان دیگر وقتی فردی براحتی در مورد عقاید و خواستههای خود صحبت میکند یعنی من در کنار تو احساس امنیت خاطر و تعلق میکنم و دلیلی ندارد چیزی را از تو پنهان کنم.
البته ذکر این مورد نیز ضروری است که اینکار همواره باید داوطلبانه انجام گیرد تا از حالت گزارش کار دادن خارج شود وگرنه نتایج عکس خواهد داشت.
گام بعدی این است که وقتی همسرتان افکارش را براحتی بیان میکند عکسالعمل شما باید چگونه باشد؟
نخست باید با توجه و احترام به او گوش کرده، در مواردی نیز او را تایید کنید.
در مواردی خود را جای او بگذارید تا بهتر یکدیگر را درک کنید و از مسائل مهم و ارزشی و در اولویت طرف مقابل آگاه شوید تا در چنین شرایطی بهتر بتوانید واکنش درست را انتخاب کنید.
گام بعدی این است که باید فکر کنید افکار مطرح شده مهمتر است یا شخص بیانکننده.
این موضوع از اهمیت قابل ملاحظهای برخوردار است؛ چرا که در این صورت کمتر قضاوت میکنید. شما برای همسرتان ارزش قائلید پس اجازه میدهید افکاری حتی مخالف با شما نیز داشته باشد. قرار نیست همواره مانند شما بیندیشد. مهم این است که خودش را همانگونه که میاندیشد دوست دارید.
کمترین مزیتش این است که تعداد و شدت بحثها و مناقشات به حداقل خواهد رسید. زندگی مشترک شما پویا و شاداب خواهد ماند و درک بهتری نسبت به یکدیگر و مسائل پیرامون خود خواهید داشت.
در عین حال سعی نخواهید کرد با واکنشها و پاسخهایتان همسرتان را از خود برنجانید. حتی به دلیل شناخت کافی در مواردی واکنش مورد نظر او را انجام میدهید تا خوشحال شود.
البته در مواردی بد نیست همسرتان بداند شما خواهان تغییر او در مسائل خاصی هستید تا او نیز بهتر این کار را انجام دهد و مقاومت نکند، اما هرگز اجبار و فشاری به او وارد نکنید.
بتدریج خواهید دید به واسطه رضایت متقابلی که از هم دارید صمیمیت بیشتر و محبت عمیقتری بین شما حاصل میشود. پس در برقراری رابطه دوطرفه موفق خواهید شد. حالا بگویید آیا خوشبختی چیزی غیر از این است؟!
وقتی با فکر راحت با یکدیگر صحبت کنیم و اعتماد بیشتری نسبت به همسرمان پیدا کنیم علاقه بیشتری نیز ایجاد خواهد شد و احساس لذت و خوشبختی بیشتری از زندگی مشترک به وجود میآید. در این صورت ازدواج، پیوند قلبها خواهد بود.
مترجم : سحر کمالینفر
منبع: marriagebuilder
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: