به بهانه ریاست دوره‌ای ایران بر جنبش عدم‌تعهد

ابتکار عمل دیپلماسی ایرانی

در روزهای داغ مرداد سال جاری بندر شرم الشیخ در ساحل دریای سرخ در مصر در حالی میزبان پانزدهمین اجلاس روسای جنبش عدم‌تعهد (نم) بود که نمایندگان عالی‌رتبه 118 کشور عضو، 15 کشور و 8 سازمان بین‌المللی و منطقه‌ای ناظر و تعدادی از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی و منطقه‌ای در آن شرکت داشتند.
کد خبر: ۲۸۹۷۳۲

نشست شرم‌الشیخ با شعار همبستگی جهانی برای صلح و توسعه گشایش یافت، اما موضوع بحران مالی و اقتصادی و سقوط بازار جهانی و همچنین موضوع صلح در خاورمیانه این نشست را تحت‌الشعاع خود قرار داد.

نشست سال گذشته در سطح وزرای امور خارجه و با شعار«همبستگی برای صلح ، عدالت و دوستی» به میزبانی تهران برگزار شد.

تهران در هنگامه‌ای میزبان موفق نشست پانزدهم لقب گرفت که ایالات متحده در تک‌های دیپلماتیک مدام سعی داشت با فرستادن سیگنال‌های منفی به اجلاس از یک سو و از سوی دیگر زیر سوال بردن سطح نشست و حتی تعداد شرکت‌کنندگان، به تکمیل حلقه‌های جنگ روانی خود در قالب سازوکارهای انزوای منطقه‌ای و جهانی بیشتر ایران بپردازد.

اما تصویب 3 سند، یک بیانیه و یک گزارش ویژه در کنار حضور بیش از 60 وزیر امور خارجه عدم‌تعهد که به اذعان بسیاری حضور این تعداد وزیر در اجلاس غیرمتعهدها در گذشته بی‌سابقه بوده به شکل آشکاری پازل دیپلماسی را به نفع ایران به هم زد.

در نشست امسال شرم الشیخ ، منوچهر متکی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی‌ ایران حضور داشت. اگر چه نشست در سطح روسا و رهبران کشورها برگزار شد، اما با توجه به سطح روابط بسیار پایین ایران و مصر و محوریت موضوع صلح خاورمیانه در این اجلاس، احمدی نژاد در آن شرکت نکرد.

با این همه و بنا به سنت چرخش ریاست دوره‌ای، ایران رئیس بعدی گروه نم خواهد بود. گروهی که با چالش‌های اساسی روبه‌روست و تردیدهای جدی درباره آتیه آن وجود دارد. ایران در دوره آتی رئیس دوره‌ای گروه غیرمتعهدها خواهد بود و همین مساله می‌تواند بستری برای ابتکار عمل دیپلماسی ایرانی در شرایط فعلی جهانی باشد.

مانیفست نم

جنبش کشورهای عدم‌تعهد (Nonaligned Nation''s Movement) موسوم به «نم» تاکنون 15 نشست در سطح سران برگزار کرده است و هم‌اکنون 118 کشور (تقریبا بیش از دوسوم اعضای سازمان ملل متحد)‌، عضو آن هستند. کوبا به صورت چرخشی ریاست دوره‌ای جنبش غیرمتعهدها را به مصر واگذار کرد؛ ریاستی که از مصر به ایران انتقال خواهد یافت.

از مجموع اعضای جنبش عدم‌تعهد 53 کشور از قاره آفریقا، 38 کشور از قاره آسیا، 26 کشور از آمریکای لاتین و یک کشور از اروپا (بلاروس) عضو رسمی‌ جنبش هستند و‌ هائیتی و سنت کیس و نویس دو عضو جدید این جنبش هستند که در اجلاس سال گذشته سران عدم‌تعهد در‌ هاوانا به آن پیوستند. 15 کشور و 7 سازمان بین‌المللی نیز عضو ناظر جنبش عدم‌تعهد هستند.

در سال 1961 و در اولین اجلاس این جنبش که در بلگراد پایتخت یوگسلاوی سابق برگزار شد، شرایط عضویت کشور‌ها در جنبش عدم متعهد‌ تعیین شد. بر این اساس کشور‌های عضو غیرمتعهد‌ها از ائتلاف با قدرت‌های بزرگ و عضویت در پیمان‌های دفاعی و امنیتی که این قدرت‌ها نیز عضو آن هستند، منع شده‌اند.

در این اجلاس که در بلگراد به میزبانی ژنرال مارشال تیتو، رهبر یوگسلاوی برگزار شد، محور گفتگوهای 25 کشور اولیه عضو، خطر بروز جنگ میان ایالات متحده و اتحاد شوروی سابق بود. عدم‌تعهد در بیانیه پایانی اجلاس اول اعلام کرد: هدف ما حمایت از کشور‌های مستقل و مبارزه با امپریالیسم و کمونیسم است.

از آن زمان عدم‌تعهد خود را متعهد به بازسازی ساختار اقتصاد جهانی دانسته بود و پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پایان جنگ سرد در سال‌های آغازین دهه 1990، پروسه جهانی‌سازی، تجارت و سرمایه‌گذاری، بدهی‌های خارجی، مسائل زیست‌محیطی، بیماری ایدز و جرایم سازمان یافته بین‌المللی به عمده‌ترین دغدغه‌های مشترک غیرمتعهد‌ها مبدل شد.

جنبش غیر متعهد‌ها دارای یک اساسنامه مدون یا یک مقر دائمی‌ نیست و صرفا با مرامنامه نانوشته‌ای طی طریق می‌کند. ایجاد تصمیمات اصلی نیز در اجلاس سران کشور‌های عضو این جنبش صورت می‌گیرد. اجلاس سران غیرمتعهد‌ها هر 3 سال یک بار برگزار می‌شود. سمت ریاست جنبش عدم‌تعهد نیز هر دوره به کشور میزبان اجلاس سران واگذار می‌شود.

اصطلاح «عدم‌تعهد» نخستین بار از سوی جواهر لعل نهرو، نخست وزیر هند طی نطقی در آوریل 1954 در کلمبو بیان شد و پس از آن، با تلاش رهبران آسیایی و آفریقایی جنبش عدم‌تعهد شکل گرفت. در حقیقت همه اعضای جنبش عدم‌تعهد، غیرمتعهد نبودند و اغلب درک متفاوتی و بعضا ماهوی نسبت به جنبش داشتند.

یافتن مرام و درک مشترک که بتواند بهانه‌ای برای همگرایی و اتحاد ظاهری اعضای اصلی جنبش باشد که درصدد یافتن یک نقش اصلی در تحولات بین‌المللی بودند، کار آسانی نبود، چرا که اغلب اعضا تمایل چندانی به اصول پذیرفته شده جهانی نشان نمی‌دادند و تنها در زمینه‌های سیاسی و اقتصادی خاص فعالیت داشتند.

از این رو، اتحاد آنها اتحاد مشترکی نبود، بلکه هویت مشترک و جدید به حساب می‌آمد، لذا مفهوم عدم‌تعهد با بی‌طرفی که در حقوق بین‌المللی کلاسیک تعریف شده است، تفاوت دارد و تنها عدم‌تعهد به پیمان‌ها و ائتلاف‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با حضور 2 سردمدار بلوک شرق و غرب قبل از فروپاشی اتحاد شوروی در دهه 1990 را شامل می‌شد.

بر هم خوردن قواعد بازی درون گروهی

سال 1955 در کنفرانس «باندونگ» جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و احمد سوکارنو رهبران حکومت کشورهای هند، مصر و اندونزی تشکیل سازمانی با اعضای مستقل را مطرح کردند. سال 1961 با حمایت فیدل کاسترو، رهبر کوبا و مارشال تیتو، رهبر یوگسلاوی در کنفرانسی که در بلگراد برگزار شد، جنبش مد نظر طراحان سال 1955 موجودیت خود را رسماً اعلام کرد.

معیار قرار دادن عدم وابستگی به 2 بلوک شرق و غرب باعث سرازیر شدن خیل کشورها به جنبشی شد که بعدها عدم‌تعهد یا غیرمتعهد لقب گرفت؛ به طوری که هم اکنون 118 کشور که تقریبا بیش از دوسوم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دهند، عضو جنبش عدم‌تعهد هستند.

ضعف آشکار در عدم سندیت و نداشتن اساسنامه مدون و تنها عدم وابستگی به ایالات متحده و اتحاد شوروی سابق تا قبل از دهه 1990 و اجبار بر همزیستی مسالمت‌آمیز تعداد زیادی از کشورهای 5 قاره با دیدگاه‌ها و راهبردهای متفاوت، عملا گروه نم را به شمشیر دولبه‌ای مبدل ساخته است. شمشیری که به نظر می‌رسد برش لبه تضادها و اختلاف‌ها از لبه همکاری‌ها و همیاری‌ها برنده‌تر است.

عدم درک ضرورت ساختار منسجم و ارائه سیاست‌های تشویقی و تنبیهی در قالب سازوکارهای سازمان‌های بین‌المللی به همراه طیف وسیعی از کشورهایی که دارای سطح وسیعی از اصطکاک دیپلماتیک با یکدیگر هستند و نبود پشتوانه اجرایی مستحکم برای توافقات و بیانیه‌های جنبش به شکل آشکاری «هزینه‌های عبور از نم» را برای کشورهای عضو پایین آورده است و نرخ رفتارهای مغایر و بعضا مخالف با مرامنامه نانوشته نم را به شکل آشکاری افزایش داده و همین امر هم ناهماهنگی و تشدید شکاف‌ها را در جهت ناکارایی و بی‌تاثیری جنبش بالا برده است.

توسعه به عقب

شرکت عربستان در سطح سفیر در اجلاس وزرای پانزدهم، طرح ادعاهای تکراری امارات درباره جزایر سه‌گانه و استفاده ابزاری بسیاری از اعضا نظیر ترکیه که اجلاس‌های نم را به محملی برای امتیاز‌گیری از دیگر اعضا مبدل کرده‌اند، نشان از واگرایی و احیای سیاست‌های بازگشت به عقب دارد.

عدم تشریک مساعی در پیشبرد اهداف جنبش از سوی طیف متحدان منطقه‌ای محور واشنگتن و بروکسل که به نحوی «اسب تروای کاخ سفید» در جنبش لقب گرفته‌اند، سبب تشدید تنش‌ها شده است.

گسترش تاثیرگذاری جنبش عدم تعهد به مثابه نشانه‌ای از پایان دوران سلطه قدرت‌های بزرگ و تسلیم کشورهای جهان سوم است

گرایش شدید این کشورها به قدرت‌های فرامنطقه‌ای بویژه آمریکا این پیامد را به دنبال داشته که نمی‌توان همسویی چندانی را بین آنها و برخی دیگر از کشورهای مخالف یا منتقد ایالات متحده جستجو کرد.

این واگرایی در راهبردها و راهکارها سبب شده که برخلاف مرامنامه ابتدایی حمایت‌های اعضا از یکدیگر در تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به شکل چشمگیری کاهش یابد. برای مثال ایران هر چند سعی داشته با جلب حمایت غیرمتعهدها از حقوق هسته‌ای خود به عنوان پیشرو کشورهای نسل سوم خواهان دستیابی به فناوری هسته‌ای، این پشتوانه دیپلماتیک را پشت سر خود قرار دهد، اما در این میان، بین غیرمتعهدها و گروه 77 در 3 قطعنامه شورای امنیت تنها یک بار اندونزی رای ممتنع داده است.

البته این رفتار منفعلانه غیرمتعهدها تنها به پرونده هسته‌ای ایران ختم نشده که در دیگر بحران‌های بین‌المللی نظیر بحران سودان، زیمبابوه و ... با سکوت تامل برانگیز کشورهای عضو عدم‌تعهد همراه شده است. نکته قابل‌توجه دیگر عدم اقناع بسیاری از کشورهای عضو در پیگیری استراتژی سکوت نسبت به دیگر اعضا بوده است.

به نحوی که در بسیاری از موارد خود به همراهی با جبهه مهاجم پرداخته‌اند. کنار هم گذاشتن این داده‌ها این نتیجه را داشت که سخت به نظر می‌رسید ایران بتواند به عنوان تنها عضو آسیایی جنبش که پس از 50 سال نامزد عضویت غیردائم در شورای امنیت است، حمایت دیگر اعضا را پشت سر خود ببیند؛ نتیجه‌ای که با عدم انتخاب ایران محقق شد.

از سوی دیگر می‌توان معادله را چنین توجیه کرد که با وجود طیف گسترده و فراگیری دو سومی ‌جنبش غیرمتعهد، نم نهادی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با کارکرد و ضریب نفوذ نهادهای منطقه‌ای موثر مثل اتحادیه اروپا نیست، چرا که این جنبش به لحاظ سیاسی از قدرت لازم برای تاثیرگذاری بر معادلات جهانی و منطقه‌ای برخوردار نیست.

عدم وجود توانمندی‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی ‌بعضا به واسطه توسعه نیافتگی ‌سبب شده میدان مانور کمی ‌برای جنبش فراهم شده و گروه نم در بسیاری از بحران‌های بین‌المللی تنها به حمایت‌هایی قانع شود که تاثیر آنچنانی بر نتیجه بازی نداشته است.

افزایش سایه‌های تردید

با وجود برگزاری 15 دور نشست سران سازمانی که دوسوم اعضای سازمان ملل متحد را تشکیل می‌دهند و پس از سازمان ملل هم بزرگ‌ترین سازمان بین‌المللی است، به نظر می‌رسد می‌توان رگه‌هایی از افتادن جنبش به ورطه تکرار و موازی کاری همراه با پروسه تشریفات را به وضوح مشاهده کرد.

برگزاری نشست‌های هر 3 سال یک بار سران در نگاه اول شاید حکایت از دغدغه‌های مشترک اعضا برای ایفای نقشی پررنگ تر در تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای داشته باشد، اما رفتارشناسی اعضا و بیانیه‌ها و اسناد اجلاس‌های گذشته حکایت از مساله‌ای غیر از این دارد.

صدور حجم وسیعی از بیانیه‌های بدون ضمانت اجرایی نشان از رویکردی دوگانه در برخورد کشورهای غیرمتعهد با تحولات جهانی و دیدگاه‌های متناقض اعضا و رنگ باختن بنیان‌های ساختاری و فلسفه وجودی و ماهیتی جنبش غیر متعهدهاست.

جنبش نم سال 1961 و در دوران جنگ سرد و در فضای دوقطبی بلوک‌های غرب و شرق با هدف وحدت میان کشورهایی که به اردوگاه کمونیسم و کاپیتالیسم تعلق نداشتند، تشکیل شد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و در پی آن پایان جنگ سرد به اذعان بسیاری ضرورت وجود جنبش غیرمتعهدها را کم کرد و طی این دوره از حیات جنبش، نم در واقع ماهیت وجودی خود را با یک علامت سوال بزرگ مواجه دید.

وجود این توجیه که با فروپاشی نظام دو قطبی حاکم بر جهان اکنون جنبش عدم‌تعهد بدون ماهیت کارکردی است از همان زمان سایه‌های تردید را بر سر سازمان گسترش داد. به شکلی که اکنون برخی از اعضا با عضویت‌های دو گانه در عین حضور در اجلاس‌های عدم‌تعهد دارای سطح وسیعی از روابط و عضویت در پیمان‌ها و ائتلاف‌های دفاعی و امنیتی با حضور ایالات متحده هستند.

این جنبش در دوران جنگ سرد و در بحبوبه تهدیدهای روزافزون آن زمان نقش مهمی‌ در متعادل‌سازی بازی‌های بین‌المللی ایفا کرد، اما پس از فروپاشی شوروی و جنگ سرد به نوعی ماهیت خود را از دست داد.

مضاف بر این‌که جنبش غیرمتعهدها در حل و فصل نزاع‌های درون گروهی اعضای خود کارنامه موفقی بر جا نگذاشت. جنگ ایران و عراق و تداوم 8 سال بی‌تدبیری جنبش نم در این بحران تنها گوشه‌ای از کارنامه ضعیف آن است.

بنیان‌های تقویت جنبش

با این همه و در کنار تهدیدهایی که نم را نشانه رفته است جنبش فرصت‌های بالقوه‌ای به عنوان برگ برنده در اختیار دارد که می‌تواند به تقویت بنیان‌های جنبش بینجامد. غیرمتعهدها بر پایه‌ احترام به تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشورهای عضو، تجاوز نکردن، دخالت نکردن در امور داخلی یکدیگر، برابری و امتیازات متقابل و همزیستی مسالمت‌آمیز در دهه‌ 1950 شکل گرفت.

این جنبش به عنوان یک تشکل مهم بین‌المللی یکی از مجموعه‌های تاثیرگذار بر روند تحولات جهان است و به مثابه نشانه‌ای از پایان دوران گردن نهادن به استعمار و اعلام مخالفت با پذیرش سلطه قدرت‌های بزرگ و همسانی مواضع کشورهای جهان سوم و در حال توسعه است و عضویت در آن به منزله‌ دستیابی به استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تلقی می‌شود.

تلاش برای خلع سلاح عمومی‌کامل و منع آزمایش هسته‌ای در دنیا و دیگر مناطق از جمله خاورمیانه، سعی در حفاظت بیشتر از محیط زیست انسانی، مخالفت با تولید و تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی، سیستم مالی و اعتباری عادلانه و... تنها گوشه‌ای از آرمان‌های مشترکی است که با اهتمام اعضا می‌تواند به همگرایی در سایه توسعه پایدار درون گروهی کمک کند.

انتقال ریاست دوره‌ای جنبش به جمهوری اسلامی‌ ایران عملا میدان بازی مساعدی فراروی کشورمان گشوده است که پس از چرخش نگاه راهبردی تهران طی چند سال اخیر ابتدا به آمریکای لاتین و سپس به آسیا می‌تواند به انسجام دیگر اعضا کمک رسان باشد. راهبردی که حکایت دارد از جستجوی کنکاش گرایانه تهران برای گذر از بن بست‌های دیپلماتیک فعلی و پایین آوردن هزینه‌های پرونده هسته‌ای در قالب ائتلاف‌های منطقه‌ای.

ظهور نسل جدید فرزندان چه گوارا در آمریکای لاتین و به قدرت رسیدن چپ‌های سنتی در بولیوی، اکوادور، نیکاراگوا و ونزوئلا که منتقد و مخالف سیاست‌های یکجانبه گرایانه واشنگتن هستند خود نوید احیا و باز تعریف اصول ابتدایی جنبش نم در سایه گسترش سطح روابط با تهران را دارد.


ارسلان مرشدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها