در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چطور با رادیو آشنا شدید؟
17 ساله بودم، هر روز جلوی رادیو میآمدم تا هنرمندان را ببینم، یک روز جلوی در رادیو خانمی که عینک دودی به چشم داشت با دیدن من جلو آمد و گفت: «پسر جان با کسی کار داری هر روز میآیی اینجا؟» گفتم: «میخواستم خانم مهین دیهیم را ببینم. چون بیشتر هنرمندان را دیدهام و چون عاشق بازیگری هستم میخواهم ایشان را هم ببینم.» عینکش را برداشت و گفت: «من مهین دیهیم هستم.» نمیدانید انگار دنیا را به من داده بودند. بعد از کلی ابراز علاقهمندی به گویندگی و بازیگری و این که پارتی ندارم، ایشان مرا به شخصی به نام آقای غیاثیان معرفی کردند. او از من تست گرفت و قبول شدم. تا 2 سال میرفتم و کار را از نزدیک تماشا میکردم و مدت یک سال هم در محضر مادر رادیو زندهیاد مهین دیهیم فن بیان را فرا گرفتم. بعدها هم استاد ارجمندم، حاج حمید منوچهری کمکهای زیادی به من کردند که همیشه از ایشان سپاسگزارم.
شنیدهام که شما در زمینههای دیگری هم مانند خوشنویسی، نقاشی و موسیقی فعالیت کردید؟!
بعضیها مخالف این هستند که کسی در چند زاویه کاری فعال باشد، ولی من معتقدم در محیط هنر، همه چیز به یکدیگر وابسته هستند. نقاشی از خوشنویسی جدا نیست و کسی که موسیقی را میفهمد بهتر میتواند از نقاشی و خوشنویسی سر درآورد و خلاصه به نظر من همه این هنرها از یک خانواده هستند. من هم در همه این زمینههای هنری فعالیت کردهام. در واقع همزمان با فراگیری موسیقی احساس کردم وقت یادگیری خط و نقاشی را هم دارم. در جریان انقلاب، آن وقت که مردم در خیابانها شعار میدادند و راهپیمایی میکردند، من هم جزیی از همین مردم بودم و باید به این حرکت میپیوستم. آن موقع نقاشی و خطاطی خیلی به دردم خورد. صورت خیلیها را نقاشی کردم و هنوز هم در بعضی روز شمارها این نقاشیها هستند و روی پارچههای زیادی هم شعار نوشتم، به هر تقدیر این هنرها در کنار هم جلو میآمدند. در این میان هنر رادیو به هنرهای دیگر غلبه کرد! در رادیو وزنه کاری من سنگینتر بود چون بیشتر وقتم در آنجا میگذشت. لطف حمید منوچهری بود که به مرحله ارشدی گویندگی رسیدم و به دلیل اشرافی که به لهجههای مختلف ایران (تقریبا 15 لهجه) دارم، توانستهام کارهای متعددی برای رادیو و تلویزیون بسازم.
پس با این حساب میتوانیم بگوییم که شما از بین همه کارهای هنری، در رادیو موفقتر بودهاید. هیچ وقت احساس نکردهاید اگر انرژیتان را تنها صرف رادیو یا موسیقی کنید حتی خیلی موفقتر هم میشدید؟!
اگر در تمام این زمینههای هنری فعالیت کردم، برای این بوده که تواناییاش را داشتم. احساس نمیکنم عقب افتادم. شاید از لحاظ مالی عقب افتاده باشم اما به لحاظ روحی نه! هر کسی دوست دارد اثری از خود به جای بگذارد من هم اثر کمی به جا نگذاشتهام! کارتپستالهای زیادی ازمن در بازار هست. قرآن کریم را با خط نستعلیق کتابت کردهام. در رادیو نمایشهای زیادی اجرا کردهام. خوشحالم، چون علاقه خودم را دنبال کردهام و از نظر خودم، همیشه موفق بودهام.
شما در رادیو هم بازیگر نمایشها هستید و هم گوینده متنها، آیا این 2 مقوله هنری فرقی هم دارند؟!
قطعا بازیگری و اجرا تفاوتهای زیادی با هم ندارند چراکه یک مجری برنامه باید پتانسیل تغییر کلام و بیان و حتی لهجه را در آن واحد و در رابطه با سوژه و موضوع برنامه داشته باشد.
اجرا جزئی از بازیگری است. یک مجری خوب کسی است که بتواند بازیگر خوبی باشد، اما مجری با گوینده تفاوت دارد، من از مجری صحبت میکنم و گویندگی مقوله دیگری است که متاسفانه به جز چند نفر انگشتشمار و قدیمی گویندهای در رادیوها نمیبینم. چون تقلید صدا و صداسازی با گویندگی فرق دارد. به طور مثال، در برنامههای عصرگاهی رادیو یک گوینده از ابتدا تا انتهای برنامه ده جور صدایش عوض میشود.
یک مجری چه ویژگیهایی دارد؟
یک مجری زمانی میتواند موفقتر باشد که بازیگر خوبی باشد. البته فراموش نشود اجرای یک برنامه فقط اجرای خوب نیست، چون که یک مجری باید با مسائل روز آشنا باشد، اهل مطالعه باشد، موسیقی را بشناسد، به سینما و خط و نقاشی و مسائلی از این دست اشراف داشته باشد تا بشود گفت مجری باسواد و اهل مطالعهای است. تازه بعد از همه اینها میرسیم به تنالیته صدا و توانایی ارتباط با مخاطب که جزو جدا نشدنی مجریگری است.
وقتی پشت میکروفن قرار میگیرید چه حسی دارید؟!
وقتی پشت میکروفن مینشینم، آنچنان فشار سنگینی را بر روح و روانم حس میکنم که قابل توصیف نیست. اولا میکروفن باز است و تو به عنوان مجری باید در لحظه همه شرایط و جوانب را در نظر بگیری. باید یقین داشته باشم کسانی که الان شنونده من هستند، هر کدام برای خود معلمی هستند من باید جدا از گفتن بعضی از مطالب این احساس را داشته باشم که هزاران معلم و استاد دانشگاه الان دارند از من امتحان میگیرند، پس باید درست بگویم و درست عمل کنم و زمانی که برنامه تمام میشود واقعا احساس میکنم که کوه کندهام!
یک بازیگر خوب رادیویی باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟!
مطالعه بسیار، توانایی تحلیل کردن شخصیتها، گوش کردن به راهنماییهای کارگردان و اخلاق خوب و خوشقولی. البته به نظر من، شاخصه هنرمند 90 درصد اخلاق و ادب است،10 درصد هنر.
جوانانی که علاقه به هنر بازیگری در رادیو دارند باید از کجا شروع کنند؟!
خوب اگر بخواهند زود بیایند و زود استخدام رسمی شوند و بدون گذراندن مراحل برنامهسازی، برنامهساز شوند، یعنی هم نویسنده باشند هم سردبیر، هم هماهنگی و هم ... گوینده ... باید کانالی داشته باشند. اما کسانی که کانال ندارند، باید بعد از خواندن درس و پایان تحصیلاتشان اقدام کنند. البته این در زمانی است که خودشان بدانند آیا تواناییهای لازم را به عنوان یک بازیگر دارند یا صدایشان به عنوان یک گوینده قابل قبول است؟!
داوود حیدری کی بوده؟! در کجا قرار دارد؟ و به آنجایی که میخواسته رسیده یا نه؟!
داوود حیدری نانوازادهای است از جنوبیترین جنوب فقر. یک آدم معمولی است مثل همه آدمها با این تفاوت که زود فهمیده که عمر کوتاه است، پس کمتر خوابیده، وقت را تلف نکرده و به دنبال یادگیری رفته، جز خدای بزرگ پارتی نداشته و شاگردی استادان بسیاری را در زمینههای مختلف هنری کرده . چون یک مجری باید به 7 هنر اشراف داشته باشد. خب این مساله از کجا سرچشمه میگیرد؟ از عشق از مطالعه و تحقیق. اگر کلی حساب کنم حدود 15 سال در سفرهای مختلف به گوشه و کنار ایران تحقیقات وسیعی راجع به آداب و رسوم، فرهنگ و زبان و لهجه مردم شهرهای مختلف انجام دادم با پیرزنها و پیرمردهای شهرهای مختلف صحبت میکردم تا بتوانم با لهجه خودشان صحبت کنم. و اینکه داوود حیدری در کجا قرار دارد و به جایی که میخواسته رسیده؟! باید بگویم به حقم نرسیدم، چون نه دروغگو بودهام نه فرصتطلب، نه پاچهخوار! خداوند توانایی هنرهای متعددی را به من عطا کرده که هر کدام میتواند کلید رزق باشد.
و حرف آخر... .
اجازه بدهید از حضرت مولانا مدد بگیرم و بگویم:
من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بد حالان و خوشحالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
زهره زمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: