در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما چیزی که با اکران فیلمهای «حیران» شالیزه عارفپور، «صداها» فرزاد موتمن، «استشهادی برای خدا» علیرضا امینی و «خانه روشن» وحید موسائیان به عنوان نسخه اجرایی این طرح دارد خودش را به رخ میکشد، همانطور که پیشبینی میشد چیز قابل قبولی نیست و نشان میدهد نگاه بدبینانه بسیاری و از جمله نگارنده به این ماجرا چندان نابجا نبوده. با این حال شاید وضعیت فعلی هم قابل پیشبینی نبود؛ لااقل به این دلیل خوشبینانه که خود رئیس شورای صنفی نمایش به عنوان یک فیلمساز جوان و همیشه منتقد در این سالها بر «طراحی یک میزانسن درست» برای آغاز این حرکت تاکید میکرد.
بیشترین چالش حول این موضوع به واسطه واکنش تند و تیز دستاندرکاران و عوامل فیلم «صداها» است که آنها را از حاشیه به متن این مبحث آورده. به گفته موتمن گویا قرار بوده طبق مصوبات «صداها» از چهارشنبه گذشته به مدت چهار هفته و در هشت سالن سینما و 70 سئانس اکران میشده؛ ولی تا این جای کار اکران بسیار محدودتری دارد و حتی خیلی از این سینماها از اکران این فیلم صرف نظر کردهاند. همین ماجرا باعث شد تهیهکننده فیلم به عنوان اعتراض اعلام کند که کپی فیلمش را جلوی سینما به آتش خواهد کشید.
کم پیش میآید فیلمهایی که روی پردهاند از توازن و مهندسی قابل قبولی برخوردار باشند. البته در بیشتر مواقع هم معلوم است که کفه ترازو به نفع کدام گروه از فیلمها سنگینی میکند. نگاهی کلی به سر در سینماها و جنس فیلمهایی که در بیشتر اوقات سال روی پرده ترک تازی میکنند، نشان میدهد که ماجرا به همین سادگی هم نیست.
سینمای شبه کمدی لودهای که به رغم تمایل معاونت محترم سینمایی جدید، هنوز مجبورمان میکند از واژه قدیمی و اصیل «فیلمفارسی» استفاده کنیم، تنها جنسی است که همیشه خدا روی پرده جای پای محکم و انکارناپذیری دارد و حتی جابجایی دولتهایی که با توپ پر برای اصلاحات فرهنگی وارد گود سیاست شدهاند هم اثر چندانی بر پیکر نازنین و البته قلدر آنها وارد نکرده است و این اجناس «بفروش» بیبر و برگرد به حیاتشان ادامه دادهاند. توجیه گردش چرخ اقتصادی سینما هم آنقدر جدی و قابل اعتنا نیست؛ چون لااقل من تهیهکنندهای را نمیشناسم که این جنس فیلمها را با این هدف تولید کند که بتواند با سودی که از آن کاسب میشود، یک فیلم فرهنگی هم بسازد. ضمن این که بسیاری از سازندگان این فیلمها خود سینمادار هم هستند و در حقیقت این جنس را برای فروش در مغازهای که خودشان کلیددارش به حساب میآیند، تولید کنند. همین جوری هاست که میبینیم فیلمی روی پرده است که از پایان تولیدش یک ماه هم نگذشته.
سینمای ما بیش از هر چیز به مهندسی اکران نیاز دارد و این کار مستلزم این است که مسوولان سینمایی تازه نفس که تا این جای کار با هر حرکتشان خوش درخشیدهاند، مستقیما به آن وارد شوند و تکلیفشان را با تکتک اجزاء و عناصر سینمایی که از نظر فرهنگی در حال احتضار است روشن کنند. همین مهندسی درست و اصولی برای اکران است که به سینماگرانی که میخواهند فیلمی از این جنس «صداها» بسازند، میگوید در این بازه 4 ساله میتوانند به فلان طرح یا بهمان بخشنامه دل ببندند یا بهتر است بروند سراغ یک شغل آبرومند دیگر. لازمه این کار تعیین تکلیف با شاهراههای اقتصادی هر دو جریان است. والا هر طرح و آییننامهای با گربهرقصانی کسانی مواجه خواهد شد که اگرچه آخرین چرخه پروسه تولید تا اکرانند، ولی این روزها با کنترل هم عرضه و هم تقاضا حرف اول و آخر را آنها میزنند.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: