درباره مجموعه فرار از زندان که این روزها همه درباره‌اش حرف می‌زنند

فرار از زندان در جستجوی عدالت

مجموعه "فرار از زندان" حالا دیگر دوبله شده و در شبکه نمایش خانگی در دسترس همه است. رادیو فرهنگ هم هر هفته دارد یک قسمت از آن را پخش می‌کند. پس باید گفت یک فرصت مناسب برای تماشای یکی از پرمخاطب‌ترین سریال‌های جهانی فراهم آمده است.
کد خبر: ۲۸۸۶۹۵

احتمالا از زمانی که الکساندر دوما شخصیت "ادموند دانتس" را خلق کرد و او را به دلیل حسادت، 13 سال در زندانی مخوف اسیر کرد، داستان‌های فرار از زندان نوشته و ساخته می‌شود. دانتس از زندان فرار کرد و برگشت تا انتقام همه چیز را بگیرد و البته ژان والژان از زندان آزاد شد، اما هرگز از دست ژاور بازرس سرسخت پلیس نتوانست با آرامش زندگی کند و همیشه در حال فرار بود. این داستان‌ها از قرن نوزدهم تا به حال دارد نوشته می‌شود و هر بار البته با توجه به فضاهای سیاسی و اجتماعی رنگ و بوی زمان را به خود می‌گیرد. به هر حال موضوع عدالت و بی‌عدالتی همیشه از مهم‌ترین موضوع‌های مورد توجه بوده است.

"فرار از زندان" هم از یک موضوع این چنینی بهره گرفته است، اما سریع قضاوت نکنید. همان طور که مسوولان شبکه فاکس این کار را کردند و بعد چوبش را هم خوردند. "فرار از زندان" دشمنان و آدم بدهای فیلمش را با توجه به شرایط امروز از میان شبکه‌های مافیایی که پشت پرده سیاست دارند در تاخت و تاز هستند و پول و قدرت را در دست دارند انتخاب کرده و آدم خوب‌هایش چهره‌های باسواد و با شخصیتی هستند که گیر توطئه‌های این آدم بدها می‌افتند.

در میان 2 برادری که در این فیلم نقش اصلی را بر عهده دارند، یکی گرفتار است و دیگری ناجی. برادر بزرگ‌تر را مافیا می‌خواهد را به جرم قتل برادر معاون رئیس‌جمهور که به دست دار و دسته خودشان به قتل رسیده روی صندلی الکتریکی بنشاند و برادر کوچک‌تر یعنی دانیل، همه تلاشش را می‌کند تا "لینکلن" را به موقع از زندان نجات دهد.

اما ماجرا به همین سادگی‌ها نیست. در حقیقت اگر قدرت پردازش و ساخت وجود نمی‌داشت، ماجرا همان می‌شد که مسوولان شبکه فاکس اول از آن ترسیدند و فکر کردند سوژه جالبی است که فقط می‌تواند در سینما و در 90 دقیقه سر و ته‌اش به هم بیاید. همان طور که استیون اسپیلبرگ هم توجهش برای ساخت فیلمی، سینمایی آن جلب شده بود، اما زمان لازم بود تا "پل شیورینگ" بتواند حقانیت خودش را ثابت کند.

رقابت و باز هم رقابت

در حقیقت، رقابت شبکه فاکس نیوز باعث شکل گرفتن این سریال شد. "لاست" و "24 "، 2 سریالی که از شبکه‌های رقیب فاکس پخش شدند و مخاطب حسابی را با خودشان همراه کردند، باعث شد تا مسوولان این شبکه از "شیورینگ" بخواهند تا دوباره پروژه‌اش را مطرح کند. فضای متفاوت این داستان هم عاملی شد تا این بار مسوولان جدی‌تر به آن نگاه کنند. چون فرار از زندان خلاف 2 سریال دیگر که در فضایی متنوع‌تر می‌گذرد، فضایی کاملا جدی، خشن، تفکربرانگیز با منطق ریاضی را انتخاب کرده است و با این حال توانسته مخاطب قابل توجهی را پای تلویزیون بنشاند.

وقتی نفس حبس می‌شود

فضای پرتعلیق، دلهره همیشگی، مبارزه خیر و شر آن هم در فضایی بسته به نام زندان، همه و همه از دلایلی بود که توانست 10 میلیون نفر را 4 سال پای شبکه فاکس بنشاند. این سریال که در 4 فصل ساخته شده، هر هفته با چنین جمعیتی به صورت مستقیم ارتباط برقرار کرد و آخرین قسمت‌هایش را بهار امسال روی آنتن فرستاد. هرچند هر 4 فصل این سریال در زندان نمی‌گذرد، اما فیلمنامه هوشمندانه "شیورینگ" باعث شد تا 2 فصل اول و سوم که فضای زندان آمریکا و پاناما را به عنوان لوکیشن انتخاب کرده، با قدرت‌تر از فصل‌های دیگر باشد.

تعلیق این داستان که برای نجات قربانی به وسیله برادرش شکل می‌گیرد، و او را وادار می‌کند تا با نقشه‌ای حساب شده دستگیر و زندانی شود، هدفمندانه و قدم به قدم جلو می‌رود. مایکل یکی از طراحان این زندان مخوف است برای همین هم از نقشه زندان به خوبی اطلاع دارد. پس نقشه‌ای حساب شده برای نجات برادرش می‌کشد و همه این نقشه را روی بدنش در اشکالی عجیب و غریب که فقط خودش می‌تواند از آن سر دربیاورد خالکوبی می‌کند.

اما او حساب یک مشکل را نکرده بود: زندانیانی که خودشان یک شر واقعی هستند. با این حال این زندانیان با شخصیت‌های مثبت و منفی به نوعی انعکاسی از جامعه بیرون هستند و شاید بخش‌های مختلف یک انسان. در میان این آدم‌ها، هم آدم‌های مثبتی پیدا می‌شوند که به کمک مایکل می‌آیند و آدم‌های بدذاتی که فقط باید از آنها ترسید.

یک فرمول متفاوت که جواب داد

فیلمنامه این سریال از فرمول ثابت سریال‌های متداول که در هر قسمت یک مشکل ایجاد می‌شود و در پایان قسمت تکلیف آن مشکل حل می‌شود و همه این ماجراها هم با ورود چهره‌های جدید شکل می‌گیرد، عمل نکرد. نویسنده‌های فیلمنامه "فرار از زندان" ماجراها را شکل دادند، اما با همان آدم‌های ثابت موجود در زندان این مسائل را هدایت کردند و هوشمندی در اینجا بود که به تدریج چهره‌ها را حذف کردند. حذف قهرمان‌ها، این ذهنیت را به وجود آورد که مایکل هم می‌تواند یکی از حذف شوندگان قصه باشد.

با این حال، قصه درفصل‌های مختلف در مجموع 79 قسمت مسیر متفاوتی را طی می‌کند. در فصل اول مایکل وارد زندان می‌شود و خلاصه با همه مشکلات موجود با همکاری و کارشکنی گروهی از زندانیان برادرش را نجات می‌دهد. در فصل دوم، قدرت و هوش او توجه مافیا را جلب می‌کند و تصمیم می‌گیرند تا به صورت غیرمستقیم از او استفاده کنند. بنابراین به جرم قتلی که انجام نداده، به زندان می‌افتد. در فصل سوم، باید دوباره از زندان فرار کند، اما این زندان در پاناما واقع شده و او دوباره با کمک جمعی از زندان خود را خلاص می‌کند و بعد می‌فهمد این همان کاری بود که گروه‌های پشت پرده می‌خواستند انجام شود. در فصل چهارم سعی می‌کند آنهایی که با او فرار کرده‌اند و از چهره‌های خطرناک هستند، دوباره گیر بیفتند.

آبی، تیره، عبوس

کارگردان این سریال، از این که فضایی مردانه، جدی و متفکرانه بسازد، نترسیده و همین حس، فضاهایی متفاوتی را پدید آورده که مثل فیلم‌های موفق سینمایی چون "پرونده بورن" با همه جدی بودنش مخاطب را به دنبال می‌کشد. رنگ‌های تیره، نورپردازی سرد و دیالوگ‌های کم، همه ویژگی آدم‌هایی است که راهی جز موفق شدن ندارند چون یک لحظه کوتاهی به معنی از دست رفتن همه چیز است.

آرزو پناهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها