در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هرچند گلزار آنها را تکذیب کرد، اما بالاخره قضیه درست از آب درآمد و محمدرضا گلزار ممنوعالتصویر شده بود. دلیل آن «درخواست دستمزد بالا برای حضوری کوتاه در فیلمی» عنوان شد، اما این دلیلی نمیشد که کارگردانان نتوانند از حضور او در فیلمهایشان استفاده کنند. کمی بعدتر، اختلاف مالی او با یکی از تهیهکنندگان (که در حد همین عنوان ماند و نامش مشخص نشد) دلیل اصلی ممنوعالتصویر شدن او عنوان شد. گلزار اما در صحنه ماند، از سینما به ورزش کوچ کرد و مربی بدنساز یکی از تیمهای والیبال لیگ ایران شد. این طوری روزنامهها حداقل بهانهای برای نوشتن از او داشتند، اما بدون شک اوج تمام حاشیههای دور و بر گلزار در همین 2 هفته گذشته بود. ابتدا خبرگزاریها خبر بازداشت او را مخابره کردند، اما قضیه ختم به خیر شد. کمی بعدتر، وقتی ستاره گران سینمای ایران در دفتر اسفندیار رحیم مشایی دیده شد، بحثها درباره او از روزنامههای سینمایی به روزنامههای سیاسی هم کشیده شد. عدهای حضور او را در دفتر مشایی به راهی برای حل شدن ممنوعالتصویر شدنش میدانستند اما اکران فیلم دو خواهر از او، ممنوعالتصویر بودن او را به کلی رد میکرد. هر چقدر نشریات به اتفاقات پیرامون گلزار علاقه دارند، او اما با چند مصاحبهاش نشان داده است که علاقهای به این نوع خبرسازی ندارد. انگار خودش هم از دست این شایعات حسابی عصبانی است. او در یکی از مصاحبههایش از پائولو کوییلو، نویسنده برزیلی جملهای را نقل میکند که نشاندهنده حال و روز این روزهای گلزار است. «کوییلو معتقد است قبل از این که راجع به راه رفتن کسی قضاوت کنید، چند قدم با کفشهای او بردارید.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: