در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او متولد اول تیرماه سال 1350 در شهرستان قائمشهر است و 2 فرزند به نامهای فواد و فرماه دارد. فضلی پس از آن به نساجی مازندران پیوست و با قبولی در دانشگاه به تیم فتح تهران رفت. فضلی از آن تیم به راهآهن آمد و مدتی (6 ماه) هم با تراکتورسازان کار کرد.
فریدون 3 فصل در ابومسلم توپ زد و از آنجا به استقلال اهواز کوچ کرد تا اینکه از فصل هفتم لیگ برتر به تیم صباباتری پیوست و سرانجام این تیم از فصل هشتم لیگ برتر به صبای قم تغییر نام یافت و حالا هم با پیراهن این تیم موفق شده چنین رکوردی را بر جای بگذارد؛ رکوردی که پیش از او در اختیار ادموند بزیک بود.
با این 2 گل به رکورد جالب توجهی دست پیدا کردی!
من هشتاد و پنجمین گل خودم را به ثمر رساندم و مثل اینکه رکورد گلزنی فوتبال ایران را هم جابهجا کرده و در اختیار گرفتم.
این 85 گل را در چند فصل به ثمر رساندهای؟
فکر کنم از سال اولی که لیگ برتر شروع شد من گلزنیهایم را استارت زدم. سال اول که تراکتور بودم و پس از آن هم یک دوره نبودم، اما دوباره برگشتم. فکر کنم از سال 83 به بعد در تمام دورهها حاضر بودم.
چطور با وجود این رکورد، نه به تیم ملی دعوت شدی و نه عنوان آقای گلی را به دست آوردی؟
در مورد تیم ملی باید بگویم هیچکس من را دوست ندارد و گلزنیهای مرا نمیبیند. تیم ملی یک مساله سلیقهای است و من هم به سلیقه مربیان نمیآیم. مدتی مرا به عنوان مهاجمی خطاب میکردند که سبک بازیام مورد پسند مربیان تیم ملی نیست و حالا هم مدتی است که سن و سالم را سد راه من برای پوشیدن پیراهن تیم ملی عنوان میکنند. به هر حال با تمام این اوصاف خداوند را شاکر هستم و از این بابت هیچ مشکلی ندارم.
یعنی ناراحت نیستی که با این شرایط خوب در گلزنی، سابقه پوشیدن پیراهن تیم ملی را نداری؟
به هر حال این هم قسمت ما بوده و حتما خیر و صلاحی در دل آن نهفته است.
حالابا این سن و سال باز هم امیدواری به تیم ملی دعوت شوی؟
ناامید نیستم.
فوتبالت را در صباباتری با ضیایی شروع کردی؟
بله، فصل هفتم او سرمربی صباباتری بود و اواخر فصل با کنارهگیری او یحیی گلمحمدی سرمربی تیم شد. فصل قبل هم کلا با فیروز کریمی کار کردیم تا اینکه بار دیگر این فصل آقای ضیایی سرمربی صبای قم شد.
کار کردن با او چطور است؟
ضیایی یک فوتبالی به تمام معناست و راه و رسم برقراری ارتباط با بازیکنان را بخوبی بلد است. او به شرایط روحی و روانی تکتک نفراتش آگاه است و همیشه بهترین تصمیمهای فنی را با لحاظ کردن نوع روحیه نفراتش اتخاذ میکند. ما فصل نهم را با قدرت آغاز کردیم و کجدار و مریز به مسیر صعودیمان در جدول ردهبندی ادامه میدهیم.
چطور شد رکورددار گلزنی در فوتبال ایران شدی؟
در این مدت طولانی حضورم در فوتبال گویا قسمت نبوده که آقای گل شوم. این سالها هر بار که خوب کار میکردم و خوب گل میزدم مصدوم میشدم و برای مدتی از میدان دور میماندم.
مانند فصل هفتم که استخوان صورتت شکست؟
دقیقا، به هر حال این هم از داستان زندگی فوتبال من است که با بدبیاریهای فراوانی همراه بوده است.
امسال میتوانی این طلسم را بشکنی؟
البته باید متذکر شوم که امسال هم در پست تخصصی خودم بازی نمیکنم و برای همین هم فکر میکنم برای رسیدن به آقای گلی کار سختی را در پیش دارم؛ هر چند منافع تیمی ارجح بر هر چیزی است و بنده نیز تابع نظر سرمربی تیم هستم.
با 38 سال سن مسنترین مهاجم حال حاضر لیگ برتر هستی. فکر میکنی بتوانی با این شرایط برای تیم ملی بازی کنی؟
من همین حالا با این شرایط سنی که میگویید در بازیهای پرفشار لیگ بازی میکنم و مشکلی هم ندارم. مطمئن هستم اگر مشکلی بود ضیایی هرگز مرا در ترکیب اصلی قرار نمیداد.
چه انتظاری از سرمربی تیم ملی داری؟
امیدوارم آمادگی و گلزنیهای مرا ببیند و به سن و سالم توجه نکند.
با این شم گلزنی چرا در تیمهای استقلال و پرسپولیس عضو نشدی؟
خودم نخواستهام.
چطور؟
در تیمهایی که بودم کاملا احساس آرامش میکردم.
فکر نمیکنی از جمله عوامل اصلی دور ماندنت از تیم ملی همین مساله باشد؟
طبیعتا اگر به این دو تیم میرفتم برای حضور در تیم ملی شانس بیشتری هم داشتم اما آن طرف قضیه را هم باید دید. در تیمهای استقلال و پرسپولیس اگر یک مهاجم چند بازی گل نزند فوتبالش تمام است.
روحیه حساسی داری یا محافظهکاری؟
هیچکدام. من قبل از تصمیمگیری در مورد آیندهام ابتدا بخوبی به این موضوع فکر میکنم و همیشه به شاگردانم هم همین توصیه را میکنم.
مگر مربی هستی؟
خیر. شغل اصلی من معلمی است.
در چه رشتهای تحصیل کردی؟
رشته تحصیلیام ریاضی فیزیک بود و فارغالتحصیل رشته مهندسی مکانیک هستم.
در این سالها چطور فرصت میکردی هم درس بدهی و هم تمرین کنی؟
کار دشواری است؛ البته من بعضی سالها هم مرخصی گرفتهام. گاهی اوقات نیز که به واسطه حضور در تمرینها و مسابقهها نمیتوانستم حضور دائمی در مدرسه داشته باشم معلم ورزش شدهام.
تو هم قصد داری راه مجید جلالی را بروی که هم معلم است و هم مربی؟
اصلا به مربیگری فکر نمیکنم.
چطور؟
در این کار استرس زیادی وجود دارد و باید فشارهای فراوانی را تحمل کنید.
مگر شغل تو معلمی نیست؟ مربیگری هم شاخه دیگری از آن است. این را قبول داری؟
نمیخواهم باز هم به خاطر پول خودم را درگیر کار فوتبال کنم و از خانه و خانوادهام بمانم. میخواهم پس از فوتبال بیشتر وقتم را برای همسر و فرزندانم بگذارم.
از ابتدای فوتبالت فوروارد بودی؟
بعدها به خط حمله رفتم. البته الان هم قصد دارم باز هم دروازهبانی کنم.
از چه زمانی؟
درست از همان روزی که نتوانم در زمین مسابقه پا به پای دیگر بازیکنان بدوم به پست دروازهبانی خواهم رفت، چون توانایی این کار را دارم.
صبای قم را مدعی میبینی؟
چنین پتانسیلی را داریم و مطمئن باشید ما یکی از مدعیان خواهیم بود.
میدانی که رضا عنایتی در گل زدن با فاصلهای اندک پشت سر تو قرار دارد؟
بله.
فکر میکنی او بتواند رکورد جدیدت را جابهجا کند؟
به هر حال رضا عنایتی (با 81 گل زده) بازیکن بزرگی است و برای رکورددار شدن شرایطش از من خیلی بهتر است.
از چه لحاظ؟
رضا در آزادی و در تیم استقلال بازی میکند و از طرف دیگر چند سال از من کوچکتر است و هنوز فرصت دارد با زدن شش هفت گل دیگر رکورد مرا بشکند.
مگر تو تا پایان فصل گل نمیزنی؟
همه هدفم این است که تا پایان فصل باز هم برای صبا گل بزنم و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم کرد، اما خب رضا (عنایتی) هم قطعا بیکار نخواهد نشست. او پس از چند فصل دوری از لیگ برتر ایران برگشته تا گل بزند و خاطرات 3 فصل آقای گلیاش را تجدید کند. پس او تحت هر شرایطی در این زمینه رقیب من محسوب میشود و من هم بابت این قضیه خوشحالم؛ چراکه معتقدم حضورم در سطح اول فوتبال بدون رقیب هیچ ارزشی ندارد.
محمدرضا مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: