یک روز در استودیوی صدای آشنا

کاشکی تمام دنیا، همیشه رنگی باشه

تعدادشان خیلی زیاد نبود، اما حجم و وسعت صدای آنها، آنقدر زیاد بود که اگر کسی از آن محدوده رد می‌شد، تصور می‌کرد که دست‌‌کم شانزده هفده نفر در حال خندیدن و حرف زدن هستند... یعنی محال بود بتوان فکر کرد که این صداها، متعلق به 6 نفر است. در حالی که بیرون استودیو ایستاده بودم و صدای بچه‌ها را که مشغول ضبط برنامه بودند، می‌شنیدم با خودم فکر کردم چه رنگی می‌تواند صدای بچه‌ها را تا این حد پر سوز و شاد و مهیج به گوش هر شنونده‌ای چه این طرف دنیا، چه آن طرف دنیا برساند؟! هر رنگی هست. خیلی پررنگ روی صدا و سیمای بچه‌ها جا خوش کرده است... طوری‌که همه دنیا روزی تصمیم گرفتند برگی از روزهای سال را به نام آنها ثبت کنند.
کد خبر: ۲۸۶۵۶۸

وارد استودیو شدم. از اتاق فرمان برای عذرا وکیلی، مادربزرگ قصه و تهیه‌کننده برنامه، دستی تکان دادم. وکیلی در حال تمرین با بچه‌ها بود و صبورانه و البته جدی کارش را انجام می‌داد. این جدیت، زمانی خودش را نشان می‌داد که بچه‌ها پس از چند بار تمرین کردن، موقع ضبط برنامه، هرکدام جملات مربوط به خودشان را بدون آن‌که پس و پیش بگویند یا بین حرف هم بیایند، به زبان می‌آورند. دقیقا مثل یک بازیگر که حتی در برداشت دهم یک سکانس، بدون آن‌که تغییری در دیالوگش به وجود بیاورد، آن را بیان می‌کند! این اتفاق در ضبط یک برنامه رادیویی که بازیگرانش کودک هستند، جالب به نظر می‌آید، چون این کار صبر و حوصله و صبوری زیادی می‌خواهد که البته وجود عذرا وکیلی در برنامه، دلیلی است بر تحقق این اتفاق جالب! ناگفته نماند که چند باری پیش آمد که بچه‌ها هنگام ضبط برنامه جمله‌ها را با گرفتگی زبان تلفظ کنند، اما ضبط قطع نمی‌شد و کار ادامه پیدا می‌کرد. در نهایت،‌ این عذرا وکیلی بود که پس از پایان ضبط هر بخش برنامه، به اتاق فرمان می‌آمد تا آن بخش را گوش دهد و سپس تایید نهایی را صادر می‌کرد. مثلا، اگر آن قسمت از کار مورد تایید نبود، بچه‌ها برای ضبط دوباره و سه باره، به استودیو می‌رفتند تا کار طوری ضبط شود که به دل همه بنشیند. یکی دیگر از نکات قابل‌توجه در این برنامه، حضور آهنگساز و نوازنده در استودیو بود که باعث می‌شد قطعات مربوط به هر بخش از برنامه، درست سر ضبط نواخته شود و بچه‌ها همزمان با شنیدن موسیقی به صورت زنده، برنامه را پیش ببرند.

در این برنامه، بچه‌ها بارها و بارها و به شکل‌های مختلف، از نجنگیدن و دوست بودن، اخم نکردن و خندیدن، خراب نکردن و آباد کردن، سخن گفتند. وکیلی هم با طمانینه و شمرده شمرده، این پیام‌ها را تکرار می‌کرد. چند تا از بچه‌ها با همدیگر فریاد می‌زدند: «آهای آدم بزرگ‌ها! دنیا مال ما بچه‌ها هم هست» عده‌ای دیگر هم می‌گفتند: «کاشکی تمام دنیا، همیشه رنگی باشه» و برای این که تاثیرگذاری این حرف‌ها بیشتر شود، صدابردار که خیلی خونسرد کار را دنبال می‌کرد، به صدای بچه‌ها اکو می‌‌داد.

این برنامه ویژه که برای روز جهانی کودک در شبکه جهانی صدای آشنا تولید شد، «کاشکی تمام دنیا همیشه رنگی باشه» نام دارد، که البته قرار است با کمی تغییرات در جشنواره ABU هم شرکت کند. علیرضا مجیدی، سردبیر این برنامه می‌گوید: برنامه «کاشکی تمام دنیا همیشه رنگی باشه»، به زندگی بچه‌هایی اشاره می‌کند که بر اثر جنگ، مجبور می‌شوند مهاجرت کنند و به همین دلیل، لطمات بسیاری گریبانگیرشان می‌شود.

در این برنامه، بچه‌ها بارها و بارها و به شکل‌های مختلف، از نجنگیدن و دوست بودن، اخم نکردن و خندیدن، خراب نکردن و آباد کردن، سخن گفتند

ترکیب برنامه، روایی است که شعر و موسیقی، نمایش و گزارش از بچه‌های مهاجر افغانی و عراقی، به انتقال محتوا کمک زیادی کرده است. در بیشتر قسمت‌های برنامه، بچه‌ها صحبت می‌کنند و عذرا وکیلی هم آنها را به سمت هدف برنامه هدایت می‌کند. مجیدی، یکی از ویژگی‌های این برنامه را، سادگی و روان بودن جملات می‌داند و معتقد است این شیوه باعث می‌شود که مخاطب، در هر کجای دنیا که باشد، با برنامه ارتباط برقرار کند.

سر صحبت را با عذرا وکیلی هم باز کردم. «موسیقی و پیام این برنامه، طوری در نظر گرفته شده که وقتی بزرگ‌ترها آن را می‌شنوند به این فکر کنند که چرا می‌جنگند؟! در واقع مخاطب اصلی ما در این برنامه بزرگترها هستند، چون وقتی حرفی توسط بچه‌ها بیان شود تاثیرگذاری آن نیز بیشتر می‌شود. سعی ما این بود که با استفاده از افکت، احساس و حالت‌های بچه‌ها را از بابت جنگ به مخاطب نشان دهیم.»

در فرصتی کوتاه با 2 نفر از بازیگران این برنامه حرف زدم. ترنم ادیبی 9 سالش است و از 3 سالگی با کار در رادیو آشناست. ترنم می‌گوید: «وقتی بچه بودم، خیلی با اتفاقاتی که در دنیا می‌افتد آشنا نبودم، اما وقتی وارد برنامه‌های کودک رادیو شدم، چیزهای زیادی یاد گرفتم. ما در برنامه‌های رادیو، همیشه از موضوعاتی حرف می‌زنیم که در دنیا وجود دارد، برای همین هر کسی حرف‌های ما را می‌شنود، آنها را باور می‌کند و می‌پذیرد. در این برنامه‌ هم ما از مشکلات بچه‌های جنگزده حرف زدیم و امیدوارم کسانی که این برنامه را می‌شنوند، از آن درس بگیرند.»

علی پنجه‌ای هم 12 سالش است. علی روشندل، متولد ماه خرداد است و زمانی‌ که 4 سالش بود پا به دنیای رادیویی‌ها گذاشت. علی می‌گوید: حرف‌هایی که ما در این برنامه زدیم، واقعا در دنیا اتفاق می‌افتد و وجود دارد. حرف‌های ما الکی نیست؛ برای همین هر کسی آن را بشنود، باور می‌کند در برنامه «کاشکی تمام دنیا همیشه رنگی باشه»، ما درباره کسانی حرف زدیم که در کشورشان جنگ شده و بچه‌ها به همین دلیل راحت نیستند و احساس امنیت نمی‌کنند. ما قصد داریم پیام صلح ملت‌ها را اعلام کنیم. علی حرف‌هایش را این‌طور ادامه می‌دهد: «ما همیشه باید خواستار پایان جنگ باشیم و به ملت‌های دیگر که در کشورشان جنگ شده، کمک کنیم.»

نسترن داداشی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها