jamejamonline
ورزشی سایر کد خبر: ۲۸۵۴۹۲ ۱۶ مهر ۱۳۸۸  |  ۱۲:۴۰

با داوود مهابادی، سرمربی جوان مقاومت

ستاره تیم را نمی‌سازد

پیش از این فصل همه زردپوشان شهر شیراز را با یک مربی می‌شناختند؛ غلامحسین پیروانی؛ اما حضور او در تیم ملی امید باعث جدایی‌اش از مقاومت شد تا یک مربی جوان، سکان هدایت این تیم را به عهده بگیرد.

داوود مهابادی که تا همین چند سال پیش بازیکن بود، حالا مقاومت را تا رده چهارم جدول بالا کشیده و آرزوهای بزرگی در سر دارد. تجربه مربیگری او به چند بازی در راه‌آهن و تربیت یزد ختم می‌شود، اما معتقد است با کمک کادر خوبی که در شیراز در کنارش هستند، آینده‌ای روشن در انتظارش است. در آرزوهای این مربی جوان متولد 1352 قهرمانی در ایران و آسیا و نشستن روی نیمکت تیم ملی وجود دارد. مهابادی معتقد است چاره تیم ملی تغییر اساسی در بازیکنان است و باید کاری که مرحوم دهداری در فوتبال ایران کرد یک بار دیگر اتفاق بیفتد. او که خودش یک مدافع بود معتقد است قلب دفاع تیم ملی به یک بازیکن سرعتی‌تر احتیاج دارد و قطبی باید بیشتر به بازیکنان تیم‌های شهرستانی ‌توجه کند.

جزو آن دسته از فوتبالیست‌هایی بودید که خیلی باشگاه عوض کردید.

سال 1372 از تیم سپاهان با سرمربیگری فیروز کریمی شروع کردم. 2 سال در این تیم بودم و سال 74 به استقلال رفتم. فصل بعد به دلیل خدمت سربازی به فجر سپاسی شیراز رفتم و 3 فصل ماندم. سال 78 دوباره به استقلال برگشتم،‌ اما نیم‌فصل به ذوب‌آهن پیوستم. پس از آن دوباره سپاهان و بعد هم استقلال اهواز. از سال 83 هم که در راه‌آهن ابتدا بازیکن و سپس مربی بودم. خیلی باشگاه‌ عوض نکردم غیر از ذوب‌آهن و استقلال در دیگر باشگاه‌ها دو سه فصلی ماندگار شدم.

چرا در استقلال کم بازی کردید؟

2 دوره در این تیم بودم. در دوره اول اگر اشتباه نکنم از 30‌‌بازی 13 بازی فیکس بودم و 4 بازی به عنوان جانشین وارد زمین شدم؛ اما در دوره دوم فقط دو سه مسابقه بازی به من رسید. هر 3 مدافع استقلال در آن موقع خوب و ملی‌پوش بودند. بازی کردن به جای جواد زرینچه، سهراب بختیاری‌زاده و رضا حسن‌زاده تقریبا غیرممکن بود و من چون تحمل نیمکت‌نشینی نداشتم به پیشنهاد ناصر حجازی که در آن مقطع مربی ذوب‌آهن بود به اصفهان رفتم. وقتی آنجا رفتم تیم ته‌جدول بود، اما در پایان پنجم شدیم و عنوان بهترین تیم شهرستانی را کسب کردیم.

برخلاف رده‌های پایه در تیم ملی بزرگسالان سابقه آنچنانی ندارید.

در تیم‌های ملی جوانان و امید حضور داشتم و افتخار کاپیتانی تیم ملی امید را هم داشته‌ام. در تورنمنت‌ هندوستان با تیم ملی امید، نایب‌قهرمان شدیم و من به فنلاند گل زدم. 2 بار به تیم ملی بزرگسالان دعوت شدم و یک بازی هم مقابل کویت 30 دقیقه بازی کردم. آقای پورحیدری، سرمربی تیم ملی بود و من به جای مرحوم رضا حسن‌زاده بازیکن تبریزی وارد میدان شدم. در تیم ملی دانشجویان هم 3 دوره حضور داشتم.

بازی شما در سطح تیم ملی نبود یا انتخاب مربیان تیم ملی در آن مقطع بیشتر از بازیکنان استقلال و پرسپولیس بود؟

اعتقاد دارم در چند مقطع شانس ملی‌پوش شدن را داشتم، اما رقبایم هم قوی بودند و دیدگاه مربیان استفاده از آنها بود. نمی‌گویم حقم خورده شده است. قسمت این بوده.

به نظر خودتان داوود مهابادی، بازیکن بزرگی بود یا مربی بزرگی می‌شود؟

فکر می‌کنم در مورد من دومی مصداق داشته باشد، البته اگر خدا بخواهد. اگر الان سنم پایین بود شاید با این تجربه‌ای که دارم بازیکن بزرگی هم می‌شدم!

در جامعه فوتبال، شما را شاگرد فیروز کریمی می‌دانند.

وی در دوران بازی من خیلی نقش داشت. درس‌های زیادی از او گرفتم که در دوران مربیگری هم به دردم خورد، اما از وقتی مربی شدم ارتباط چندانی با او ندارم. فیروز کریمی چه از حیث فنی و چه از حیث روانی استاد بزرگ فوتبال ایران است و من از نظر فوتبالی خیلی به وی بدهکارم.

در چه تیم‌هایی مربی شما بود؟

در سپاهان، استقلال اهواز و راه‌آهن.

تیم راه‌آهن به رهبری شما مقابل استقلال فیروز کریمی 3 بر صفر باخت. عده‌ای معتقد بودند در این بازی شاگرد به استاد خود راه داد!

حرف عجیب و غریبی است. شما فیلم بازی را ببینید. شصت، هفتاد دقیقه توپ و میدان دست ما بود. در آن بازی دقیقه 2 دفاع ما لیز خورد و گل اول را خوردیم. گل‌های بعدی را هم دقایق 82 و 88 دریافت کردیم در این فاصله بازی دست ما بود. در ضمن برد و باخت نه برای ما تاثیری داشت نه برای آنها. در پایان فصل هم استقلال سیزدهم شد ما دوازدهم. از همه این حرف‌ها بگذریم باید بگویم من اهل این حرف‌ها نیستم.

چندی پیش اعلام شد سطح سواد در بین مربیان و بازیکنان ایرانی خیلی پایین است. به عنوان یک مربی تحصیلکرده نظرتان راجع به تاثیر علم و دانش در ورزش چیست؟

لیسانس تربیت بدنی گرفتم، چون معتقدم تحصیلات در هر زمینه‌ای می‌تواند کمک حال افراد باشد بخصوص اگر مرتبط با رشته کاری باشد. می‌دانم که خیلی از همکاران ما تحصیلات مرتبط ندارند. اگر دانش مربیان در راستای علم ورزش باشد شناخت‌شان نسبت به وضعیت‌های ورزشی چه بدنی و چه فکری بهتر می‌شود. البته دید جامعه هم نسبت به فرد تحصیلکرده مثبت است.

یک سوال غیرفوتبالی. چند فرزند دارید؟

دخترم، فاطمه دوم دبستان است و دوقلوها امیر و مهدی 4 سال و نیم دارند.

قرار است فوتبالیست شوند؟

من اصراری ندارم. اگر در آینده خودشان بخواهند کمکشان می‌کنم. فعلا که در دوچرخه‌سواری خیلی پیشرفت کرده‌اند.

کسی عادت نداشت روی نیمکت مقاومت مربی دیگری جز غلام پیروانی را ببیند. رفتن به شیراز و گرفتن جای شاغلام ریسک نبود؟

اول باید از زحمات او تشکر کنم. اگر الان من در شیراز راحت کار می‌کنم به خاطر زحمات اوست. من غلام پیروانی را دوست دارم و همیشه نسبت به او ارادت داشته‌ام. من خودم را عضوی از بدنه باشگاه شهید سپاسی می‌دانستم. سابقه همکاری با سرهنگ جعفری را به عنوان بازیکن داشتم و با فضای کار اینجا بیگانه نبودم. فکر می‌کنم خداوند مرا دوست داشت که در این جایگاه قرارم داد. مقاومت جدای از ورزش یک باشگاه ارزشی است که به حضور در آن افتخار می‌کنم. شاید کسی نداند خود سرهنگ جعفری بازیکن و کاپیتان تیم شهید سپاسی در مسابقه‌های باشگاه‌های شیراز بوده و به عنوان یک مدیر فوتبالی شناخت کافی از فوتبال دارد. او کادر فنی خوبی را دور هم جمع کرده است. آقایان دوران، اکبری، شفیعی، گلاب‌زاده و آذرهوشنگ همه پیش از من بودند و برای تیم زحمت می‌کشیدند و من کسی را به کادر فنی اضافه نکردم. با این توضیحات چون همه را می‌شناختم از مدیر گرفته تا تمام اعضای کادر فنی، آمدنم به شیراز هرگز ریسک نبود.

فکر می‌کنم موفقیت‌ها هم حاصل کار تمام این آقایان است و در واقع هرگز موفقیت اتفاقی نیست. امیدوارم مجموعه ما بتواند با کمک مردم شیراز این بار را به سر منزل مقصود برساند و مطابق انتظارات ظاهر شویم.

غلام پیروانی همیشه می‌گفت ما شمشیر، هستیم در مقابل تانک؛ اما گویا امسال مقاومت نسبت به سال‌های پیش بیشتر هزینه کرده است.

من رقم قرارداد بچه‌ها را نمی‌دانم. تیم به همت سرهنگ جعفری قبل از من بسته شده بود و من فقط 2 بازیکن از دسته اول را به این مجموعه اضافه کردم. محمدرضا پورمحمد و جواد زارع که می‌دانم رقم قرارداد این 2 خیلی پایین است. 5 بازیکن که 2 تای آنها سرباز هستند قبل از من جذب شده بودند. ضمن این که ما 5 بازیکن هم از دست داده‌ایم. مقاومت امسال خرید آنچنانی نکرده و درواقع ستاره نخریده. ببینید، همامی رفته و سنگچولی از پیام با نصف قیمت او جذب شده است. حقیقی و چاه‌جویی سرباز بوده‌اند. فقط افشه و چتر‌آبگون خریداری شده‌اند ضمن این که میثم امیری و علی محمد دهقان هم برگشته‌اند. همان‌طور که گفتم من رقم قراردادها را نمی‌دانم، اما بعید می‌دانم ریخت و پاشی شده باشد.

با این حساب سال گذشته بازیکنان بزرگ‌تری جذب شده بودند.

بله، پارسال میر هانی هاشمی، شهرام گودرزی، مسعود هماهی، باقر زعفرانی و امین متوسل‌زاده اضافه شده بودند که خوشبختانه امسال با درایت مدیریت باشگاه همگی حفظ شده‌اند.

از عملکرد سنگچولی راضی هستید؟ جانشین او کیست؟

بله، سیروس گلر خوبی است و تا اینجا که از کارش راضی هستم. محمدامین صنایعی که او هم دروازه‌بان خوبی است و در واقع با هم رقیب و رفیق هستند. سالاری هم جوان است در مجموع از عملکرد دروازه‌بان‌های تیم تا اینجا راضی بوده‌ام.

در خط دفاع مهره‌های نامداری دارید.

صبری، میر هانی هاشمی، علی محمد دهقان، چاه‌جویی و ایرانپوریان خط دفاع تیم ما را تشکیل می‌دهند که از آنها هم راضی هستم.

با توجه به این که خودتان یک مدافع بودید تمرین‌های اختصاصی با این بازیکنان انجام می‌دهید؟

بله. برای آنها وقت می‌گذارم و خدا را شکر تا این جا که جواب داده‌اند. فقط نیمه اول بازی با تراکتور از خط دفاع تیمم راضی نبودم.

به نظر می‌رسد در خط هافبک از یک بازیکن بازیساز برخوردار نیستید؟

حقیقی، زارع، افشه، ممبینی، کوهنورد، صادق کرمی، سروش رفیعی، حمید جوکار و امین شجاعیان بازیکنان میانه میدان ما هستند. این 3 نفر آخر از جوانان آینده‌دار فوتبال ما هستند و به محض این که بازی کنند کارشناسان به کیفیت آنها اذعان می‌کنند. خدا را شکر خط هافبک قدرتمندی داریم. در این هفته‌ها بازیکنان میانی هر چه خواسته‌ام بر آورده کرده‌اند و فقط به زمان بیشتر برای هماهنگی احتیاج دارند. بازیکن بازیساز ما براساس تیم حریف انتخاب می‌شود و طراح‌ها را عوض می‌کنیم. در یک بازی طراح ما نزدیک به مهاجمان و در عمق بازی می‌کند و در بازی دیگر او منطقه بازی را عوض می‌کند و توپ را به گوش‌ها منتقل می‌کند. نمی‌توانم از یک بازیکن خاص به عنوان بازیساز نام ببرم.

مهاجمان‌تان هم خوب کار کرده‌اند. بعد از ذوب آهن بهترین خط حمله لیگ هستید.

قبول دارم. ما بهترین خط حمله لیگ را در اختیار داریم. جایی که متوسل‌زاده، گودرزی، چتر آبگون، پورمحمد، مهدی نظری و ایمان موسوی در تیم ما هستند و همه‌جور بازیکن از جمله سرعتی، دریبل‌زن و سرزن در اختیارماست و به اصطلاح جنس‌مان جور است. زوج‌های خوبی برای انتخاب کنار هم داریم که هر دفاعی را آزار می‌دهند. باز هم باید از مدیرعامل باشگاه که این تیم خوب را کنار هم جمع کرده، تشکر کنم.

این مدیرعامل فوتبالی قبل و بعد از بازی با شما مشورت هم می‌کند؟

تا حالا اصلا یک کلمه هم راجع به بازی با من صحبت نکرده است. او مدیر کار بلدی است. شرح وظایف در باشگاه ما مشخص است و هر کسی کار خودش را انجام می‌دهد. از این نظرها فکرم راحت است. سرهنگ جعفری تا اینجای کار حتی در مورد بازیکنان از من سوال هم نکرده چه رسد به دخالت در مسائل فنی.

در انتخاب شما به عنوان سرمربی مقاومت بیشتر جنبه فنی لحاظ شده یا جنبه اخلاقی؟

نمی‌دانم باید از مدیران باشگاه بپرسید. فکر می‌کنم آنها تمام جوانب را سنجیده‌اند و خواست خدا بوده که من اینجا قرار دارم. پس از آن همه اتفاق فکر می‌کنم قسمت بود که من سرمربی مقاومت شوم.

گفته می‌شد برای انتخاب مربی مقاومت با غلام پیروانی مشورت می‌شود. شما پیشنهاد شاغلام بودید؟

نمی‌دانم باید از خود وی بپرسید.

قبول دارید در ایران انتخاب مربیان بیشتر براساس ارتباطات و پارتی‌بازی است؟

منکر ارتباطات نمی‌شوم. موفقیت یک مربی به عوامل مختلفی بستگی دارد. هیچ کس نمی‌تواند به تنهایی موفق شود. اگر صداقت و پاکی در کار وجود داشته باشد فوتبال پیشرفت می‌کند.

اما بعضی مربیان با همین ارتباطات قهرمان هم شده‌اند.

بالاخره مسائل پشت‌پرده بعد از چند وقت رو می‌شود. نمی‌خواهم در مورد همکارانم بدگویی کنم، چون همه آنها از من بزرگ‌تر هستند، اما استفاده از جادوگر و دوپینگ و ارتباط با بازیکن حریف چیزهایی نیستند که پنهان بمانند. این مسائل آبروی آدم را می‌برد.

پس به نظر شما آبرو مهم‌تر از قهرمانی است؟

جام قهرمانی که براساس لیاقت به دست آمده باشد ارزشمندتر است. هواداران فوتبال هم دوست دارند موفقیت تیمشان از مسیر واقعی به دست آمده باشد و مسائل غیرفنی کمترین نقش را در آن داشته باشد. متاسفانه الان مسائل حاشیه‌ای گریبانگیر فوتبال ما شده و البته برخوردهایی که اخیرا با مخاطبان صورت گرفته، خوب بوده است.

دایی و خداداد عزیزی بلافاصله پس از پایان فوتبالشان مربی شدند، فکر می‌کنید این موضوع تاثیری روی نتیجه‌گیری کمرنگشان داشت؟

نمی‌خواهم در مورد همکارانم بدگویی کنم اما استفاده از جادوگر و دوپینگ و ارتباط با بازیکن حریف چیزهایی نیستند که پنهان بمانند مسائل پشت‌پرده بعد از چند وقت رو می‌شود و آبروی آدم را می‌برد

تاثیر دارد، اما من بلافاصله مربی نشدم. یک دوره یک سال و نیمه تا اولین سرمربیگری من در راه‌آهن سپری شد. من اول کمک‌مربی شدم و تجربه کسب کردم. شاید هم نیاز بود بیشتر تجربه کسب کنم.

فکر می‌کنی مربیان جوان فوتبال ایران می‌توانند موفق باشند؟

به شرطی که چند سال دستیار باشند و با تجربه شوند. به نظر من تجربه‌ای که کنار یک سرمربی بزرگ به دست می‌آید بیشتر از کلاس‌های مربیگری فایده دارد. دیدگاه یک مربی کنار زمین با دیدگاه یک بازیکن داخل زمین تفاوت‌های زیادی دارد. جایگاه کمک‌مربی حدفاصل بازیکن و سرمربی است و یک سرمربی باید این دوره را بگذراند، وگرنه تاوان می‌دهد.

نتیجه‌ای که مقابل سپاهان گرفتید تا حدودی خیره‌کننده بود.

سپاهان تیم پرمهره‌ای است و مربی کارکشته‌ای هم دارد. در این چند دوره لیگ هم نشان داده تیم بزرگی است. در آن روز بچه‌های ما خیلی خوب بودند، هرچند آنها هم تلاش کردند، اما شانسی نداشتند. بازیکنان مقاومت منظم‌تر و بهتر بازی کردند و شایسته این پیروزی شیرین بودند. در واقع ما سپاهان را خوب آنالیز کرده بودیم.

عده‌ای معتقدند مهدی رحمتی در آن روز روی فرم نبود.

در مورد گلری که 3 گل بخورد همین حرف را می‌زنند؛ اما گل‌های ما تک به تک بود و او خیلی مقصر نبود. ایراد از دفاع‌هایشان بود، البته شاید آنها انتظار داشتند رحمتی تک به تک‌ها را هم بگیرد. رقم قرارداد او یک‌سوم بودجه کل باشگاه ماست و ما از دروازه‌بانمان چنین انتظاراتی نداریم. اگر تک به تک بگیرد که دستش درد نکند، اما اگر بخورد هم برای ما عزیز است.

در پاسخ ساکت که مدعی شده بود مقاومت تخریبی بازی می‌کند گفته بودید هر چه آقای ساکت بگوید درست است.

آخر من نباید جواب ایشان را بدهم وگرنه همه دیدند که مقاومت در آن بازی تیم برتر میدان بود.

مدیران فوتبال ما کم‌طاقت شده‌اند. نظر شما در مورد تعویض‌های زیاد مربیان تیم‌های لیگی چیست؟

به نظرم مدیران باید یک روند را در نظر بگیرند نه یک یا دو بازی را. ببینند تیم از روزی که این سرمربی آمده از نظر نوع و محتوای فوتبال تغییر کرده و پیشرفت داشته یا نه؛ البته امتیازگیری هم مهم است، اما بیش از آن باید دیدگاه فنی نسبت به فوتبال داشت. باید دید فوتبال یک تیم رو به جلو بوده، در جا زده یا عقب‌رفت داشته است. اگر این طور نگاه کنند دید مدیران فوتبال ما مثل دید مدیران آرسنال می‌شود. اگر تیمی توقع قهرمانی یا سهمیه آسیایی را دارد، ولی پتانسیل آن جایگاه دهم تا دوازدهم جدول است، گناه مربی چیست. تیم‌هایی که مدعی قهرمانی هستند باید بودجه و بازیکن در این حد داشته باشند. به نظر من در جریان اخراج مربیان در باشگاه‌هایی مثل استقلال، پرسپولیس، سپاهان و ذوب‌آهن حق با مدیران است، اما تیم‌های دیگر شرایطی دارند که مدیرانشان باید به مربیان بیشتر فرصت دهند. در بیشتر مواقع نتیجه نگرفتن‌های یک تیم به بدشانسی و اشتباهات داوری برمی‌گردد که با گذر زمان قابل حل است و این گره باز می‌شود.

مقاومت در زمان پیروانی معمولا در دور برگشت خوب می‌شد، اما تیم شما از اول فصل با صلابت آغاز کرد.

تمرین‌های ما در اردوی پیش فصل بخوبی انجام شد، بچه‌های ما و البته کل بازیکنان ایران استعداد یادگیری بالایی دارند و خوشبختانه شاگردانم مسائل تاکتیکی را زود پذیرفتند. من و همکارانم هم به یک وحدت فکری رسیده‌ایم. ما 5 بازی تدارکاتی خوب قبل از فصل برگزار کردیم و زودتر از دیگر تیم‌ها عیب‌هایمان را پیدا کردیم و با کمترین ضریب اشتباه وارد مسابقه‌ها شدیم. شرط موفقیت در آغاز فصل کمتر اشتباه کردن است.

معمولا مقاومت به اردوی برون‌مرزی اعتقادی ندارد.

اول باید از همکارانم تشکر کنم که قبل از حضور من در تیم، دوران بدنسازی تحت نظر آقای دوران بخوبی برگزار شده بود. از وقتی من به تیم اضافه شدم بحث تاکتیکی را آغاز کردیم. در اردوی تهران 2 بازی با صبا و استقلال اهواز انجام دادیم. 2 بازی هم در تورنمنت همدان با پاس و آن تیم برزیلی برگزار کردیم و در بازگشت به شیراز با شاهین بوشهر روبه‌رو شدیم. به نظر من اردوی برون‌مرزی تضمین‌دهنده موفقیت تیم‌ها نیست. یکی از دلایلی که برای مخالفت با اردوی خارجی دارم این است که آنجا حریف خوب گیرمان نمی‌آید. شرایط آب و هوایی کشور ما طوری است که در تمام فصول پاسخگوی اردوهای تیم‌های فوتبالی است. اردوی داخلی با هزینه کمتر و فراغ بال بیشتر مفیدتر می‌تواند باشد.

سال گذشته در دسته اول مربیگری کردید؟ اوضاع فوتبال یزد چطور است؟

باید از زحمت‌های مجموعه تربیت تشکر کنم. فوتبال یزد برایم تجربه خوبی بود ضمن این که نوع دیگری از فوتبال را در لیگ دسته اول تجربه کردم. در 22 بازی که من در یزد بودم 37 امتیاز گرفتیم و با 3 باخت در مقابل 9 برد و 10 مساوی کارنامه قبولی گرفتیم. وقتی من مربی تربیت شدم تیم در جایگاه سیزدهم بود که توانستیم رده پنجم را برای این تیم به ارمغان بیاوریم.

اگر می‌ماندید امسال تربیت لیگ برتری می‌شد؟

هدفم همین بود. می‌خواستم بمانم و تیم را بالا بیاورم. به مدیران تیم هم گفتم اگر هزینه‌ای بین 5/1 تا 8/1 میلیارد تومان برای تمام مخارج از اول تا انتهای فصل در نظر بگیرند و چهار، پنج بازیکن به مجموعه اضافه کنیم زمینه برای صعود به لیگ برتر فراهم می‌شود. برای این تیم با یحیی گل‌محمدی آرزوی موفقیت می‌کنم.

تفاوت‌های فوتبال دسته ‌اول با لیگ برتر را در چه دیدید؟

در لیگ دسته ‌اول نسبت به لیگ برتر فوتبال بیشتر فیزیکی است، اما در لیگ برتر بازیکنان بیشتر تاکتیک‌پذیر هستند. در دسته اول فهم تاکتیکی یک پله عقب‌تر است ضمن این‌که اغلب بازیکنان کم‌تجربه هستند. عیب دیگر دسته یک ضعف نظارت بر داوری‌ها و بازی‌هاست. آنجا ارتباط‌ها خیلی سالم نیست که این برای فوتبال ما که می‌خواهد حرفه‌ای شود خیلی خوب نیست. کیفیت زمین‌ها هم در دسته اول اکثرا خوب نیست.

عده‌ای معتقدند عدم نتیجه‌گیری تیم ملی به این دلیل است که فوتبال ایران از ستاره خالی شده است.

ستاره تیم را نمی‌سازد.

اما کره جنوبی در هر 2 بازی رفت و برگشت با گل ستاره منچستری‌اش پیروزی را از ایران گرفت.

من هم همین را می‌گویم. آقای دفاع تیم ملی، تو که می‌دانی پارک جی‌سونگ به قول شما ستاره تیم آنهاست. چرا او را نگرفتی؟ چرا او باید راحت بیاید دروازه ما را باز کند. ببینید ستاره تیم را نمی‌سازد، بلکه این تیم است که ستاره را می‌سازد.

راه برون‌رفت تیم ملی از وضعیت بحرانی کنونی چیست؟

من اعتقاد دارم باید در تیم ملی انقلاب صورت گیرد. حرکتی که مرحوم دهداری در فوتبال انجام داد الان دوباره باید انجام شود، البته او در آن زمان ناخواسته این حرکت را انجام داد، اما الان قطبی باید آگاهانه دست به تغییر بزند. زمان داریم. فدراسیون و مردم هم حمایت کنند. غیر از نکونام و شجاعی تمام نفرات تیم ملی باید عوض شوند. از همین جوانان لیگ یک تیم استاندارد ساخته شود و سال‌ها کنار هم بازی تدارکاتی و تمرین کنند. کره و ژاپن در سال‌های گذشته همین کاررا انجام دادند. نباید ترسید. کلینزمن هم در جام‌جهانی کلا ترکیب آلمان را عوض کرد و دیدید موفق هم شد.

بیشترین انتقادها از دفاع تیم ملی مطرح شده است. ایراد از مدافعان تیم ملی است؟

مدافعان تیم ملی جزو دفاع‌های خوب لیگ هستند؛ اما در دفاع خطی زوج خط دفاعی در دفاع مرکزی باید از سرعت لازم برخوردار باشند. هادی عقیلی و سید جلال از قدرت فیزیکی خوبی روی توپ‌های هوایی برخوردار هستند، اما باید سرعت انتقال هم داشته باشند. باید برای تیم ملی دفاع سرعتی بسازیم. در دفاع چپ تیم ملی هم سالیان سال است مشکل داریم. با وجود تغییر نفرات نتوانسته‌ایم یک مدافع چپ خوب و شش‌دانگ پیدا کنیم. در یک مقطع ستار زارع خوب بود، اما از دستش دادیم.

امسال مربیان خارجی خوب نتیجه نگرفته‌اند و مربیان پرسپولیس، فولاد و راه‌آهن تا آستانه اخراج هم پیش‌ رفته‌اند.

من یک خاطره برایتان تعریف کنم. ایناسیو، مربی سابق اسپورتینگ لیسبون بود که به فولاد آمد. یکی از مربیان فولاد که دوست من بود تعریف می‌کرد او سه چهار هفته پس از رفتن به اهواز، پیش رضاییان مدیرعامل باشگاه رفت و گفت: تو چرا مرا آورده‌ای، باید اول بازیکن خوب می‌آوردی.

برای مربی خوب خارجی ابزار لازم است. مربی خارجی برای موفقیت در فوتبال ایران به شناخت از مجموعه تیم، شرایط همیاری کاری و شانس احتیاج دارد. این 3 مربی خارجی خوب و کارنامه‌دار هستند. فقط در مورد کرانچار فکر می‌کنم نقش کمی در بازی پرسپولیس دارد. نقش او در تاکتیک‌های پرسپولیس خیلی کمرنگ است. باید دید در آینده به او فرصت می‌دهند یا نه.

پس اگر در مسابقه sms برنامه 90 شرکت می‌کردید به گزینه «مربی» رای می‌دادید؟

من در ریز مسائل پرسپولیس نیستم، در نتیجه به هر 3 گزینه رای می‌دادم، چون به نظر من یک نفر نمی‌تواند یک تیم را نجات دهد یا بدبخت کند. فوتبال یک بازی گروهی است که عوامل بیرونی هم به اندازه عوامل درونی در نتایج تیم موثرند.

کدام تیم امسال قهرمان می‌‌شود؟

شانس استقلال و سپاهان بیشتر است، اما به نظرم تا روز آخر معلوم نمی‌شود. بستگی به قرعه هفته‌های پایانی هم دارد.

مقاومت چندم می‌شود؟

جزو 8 تیم بالای جدول خواهیم بود.

الان که فعلا چهارمید.

برای آسیایی شدن شانس داریم، اما نمی‌توانم قول بدهم.

به مدیرعامل باشگاه کجای جدول را قول داده‌اید.

ایشان از من قولی نخواست، اما گفتم تمام تلاشمان را می‌کنیم تا جزو 8 تیم بالای جدول باشیم تا زحمات سرهنگ جعفری را هم جبران کرده باشیم.

آرزوی داوود مهابادی در فوتبال چیست؟

من اول راه هستم. آرزویم این است که در طولانی‌مدت قهرمان ایران و آسیا شوم و شاید یک روز هم به نیمکت تیم ملی رسیدم البته این آرزوهایم مربوط به آینده دور است.

کدام تیم باشگاهی خارجی را می‌پسندید؟

از بازی آرسنال لذت می‌برم و آرسن ونگر را دوست دارم؛ البته ده بیست سال است کرایف تیم ندارد، اما یک زمانی فوتبال او را تعقیب می‌کردم. در مجموع از نوع نگاه ونگر نسبت به فوتبال خوشم می‌آید.

بهترین مربی ایرانی کیست؟

مربیگری یک امر چندوجهی است و یک نفری نمی‌شود در فوتبال کاری کرد. یک مربی بازیکن‌شناس خوبی است دیگری تحلیلگر خوبی است و یکی هم آنالیزور خوبی و در جریان بازی بینش خوبی نسبت به حریف دارد. در بازی‌خوانی فیروز کریمی و امیر قلعه‌نویی خوب هستند. در کوچینگ پروین از همه بهتر بود و در تمرین دادن مجید جلالی علمی‌تر از بقیه است.

من دیگر سوالی ندارم.

از شما و روزنامه جام‌جم تشکر می‌کنم. از مردم شیراز هم بابت حمایت از تیم خود ممنونم. می‌خواستم نام چند نفر از همکارانم را بیاورم. پزشک تیم دکتر رنجبر و امانی و دهقان و آقابهمن که بار تیم بر دوش آنهاست.

امیرحسین متقی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
یادداشت بیشتر
اسطوره نشد، اسطوره نیست

اسطوره نشد، اسطوره نیست

یکی از جذاب ترین فوتبالیست های تاریخ 45 ساله شد، فوتبالیستی که در دوران اوج خود حتی از فوق ستاره های گران قیمت دنیای فوتبال بیشتر محبوبیت داشت. امروز بکام در 45 سالگی هنوز محبوب است، محبوب و البته جذاب.

همه جنجال ها از ایتالیا می آید

همه جنجال ها از ایتالیا می آید

9 ماه پیش بود که پیش از اینکه روح استقلالی ها خبر هم داشته باشد روزنامه «گازتا دلواسپور» ایتالیا اقدام به چاپ سلسله اخباری در رابطه با استراماچونی سرمربی استقلال کرد و مدعی شد که او به زودی از جمع آبی پوشان تهرانی جدا می شود.

شنای دلالیسم در دیگ جوشان کرونا

شنای دلالیسم در دیگ جوشان کرونا

دیگر حسابش از دستمان در رفته که ویروس کرونا چند روز است کشور ما که نه تمام دنیا را درگیر خودش کرده است. اما این همه گیری کرونا آنقدر طول کشیده که حوصله بعضی ها بدجوری سر رفته است از جمله دلال های محترم و ریز و درشتی که جزئی جدایی ناپذیر از فوتبال ایران محسوب می شوند.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر