3 دهه از پیروزی انقلاب اسلامیایران میگذرد و طی این مدت هنوز جای خالی یک رویداد مهم بینالمللی در حوزه هنرهای تجسمی ایران به چشم میآید؛ رویدادی که بتواند به عنوان مادر نمایشگاههای داخلی نقش ایفا کند.
بسیاری از کشورهای معتبر که نمایشگاههای جهانی در حوزه هنرهای تجسمی برگزار میکنند، نام خود را با برپایی یک نمایشگاه یا رویدادی خاص که سالانه یا دوسالانه است بر سر زبانها انداختهاند.
غلامعلی طاهری، نقاش برجسته کشورمان در این زمینه حرفهای جالبی برای گفتن دارد که شنیدنشان خالی از لطف نیست. این استاد دانشگاه که دبیری نخستین جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر را نیز به عهده داشته، میگوید: «ما در ایران برای برگزاری دوسالانههای هنری هنوز به سیستم قدیمی عمل میکنیم.»
این سیستم به اعتقاد او متاثر از شیوههایی است که در دهههای 40 و 50 برای برگزاری یک رویداد هنری در اروپا مورد استفاده قرار میگرفتند.
او ادامه میدهد: «اکنون در تمام دنیا یک دوسالانه واحد به عنوان دوسالانه مادر تمام رشتههای هنرهای تجسمی را پوشش میدهد؛ از مولتی مدیا و هنر جدیدتا نقاشی و مجسمهسازی.»
این مساله در کشورهایی مانند فرانسه که در این زمینه تاریخ غنی دارند به چشم میآید. در این کشورها نمایشگاههای فصلی و دورهای به صورت فراگیر برگزار میشوند.
طاهری به تقسیمبندی جالبی در این زمینه و در کشورهای اروپایی اشاره میکند: «این موضوع در چنین کشورهایی نوع دیگری تعبیر میشود. آن دسته از رشتههای هنری که ماهیت هنری دارند باید در قالب یک جشنواره واحد برگزار شوند و در کنار آن رشتههایی که ماهیت تبلیغی دارند میتوانند به صورت نمایشگاههای تخصصی برگزار شوند.»
قباد شیوا، هنرمند گرافیست و رئیس نمایشگاه دوسالانه جهانی پوستر نیز نگاه جالبی به برگزاری دوسالانههای هنری در ایران دارد. او میگوید: «به عنوان مثال در همه جای دنیا پوستر از خیابانها به بیینالها (دوسالانهها) راه مییابد یعنی باید، پوسترها پس از انتشار و اتمام تاریخ مصرفشان در رویکردهای فرهنگی و اجتماعی، به یک اثر هنری تبدیل شوند و این آثار هنری قابلیت شرکت در جشنوارهها و دوسالانهها را بیابند.» نکتهای که شیوا به آن اشاره میکند این است که در برپایی دوسالانههای تخصصی ما در این حوزه آنگونه که باید، مورد توجه قرار نمیگیرد، به همین علت او میگوید: «ماهم باید به این سمت حرکت کنیم.»
این هنرمند اما نفس برپایی دوسالانهها را لازم میداند: «در واقع دوسالانهها مهمانی هستندکه باعث میشود هنر ایرانی که از ذهن و مهارت طراحان ایرانی ایجاد شده است با بخشی از هنر سرزمینهای دیگر روبهرو شود و این رویارویی برای رشد و گسترش هنر ایران لازم است.»
خروج از تهران
از وقتی دکتر محمود شالویی به اتاق ریاست مرکز هنرهای تجسمیوزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قدم گذاشت، طرحی را مطرح کرد که بر اساس آن تمامی دوسالانههای هنری بجز 2 مورد باید در شهرهای دیگری غیر از تهران برگزار میشدند.
اعلام این موضوع که دوسالانههای هنری قرار است در شهرهای مختلف ایران برگزار شود واکنشهای مختلفی را در محافل هنری به دنبال داشت. مثل همیشه عدهای مخالف و عدهای موافق بودند. به عقیده کارشناسان این امر گرچه ابتدا شاید با بیتفاوتی مخاطبان هنری به واسطه دوری از مرکز همراه شد، اما تداوم آن موجب پویایی هنر در نقطه نقطه ایران میشد.
مسعود شجاعی طباطبایی، کاریکاتوریست و دبیر دوسالانه کاریکاتور ایران یکی از موافقان این طرح است. او درباره سیاست تمرکززدایی از فعالیتهای هنری که چند سالی است با برگزاری دوسالانههای هنری در شهرستانهای مختلف آغاز شده، میگوید: «این مساله مطمئنا به رونق و شکوفایی هنرهای تجسمی در ایران منجر خواهد شد.» او ادامه میدهد: «ما باید به دور از بحث مخاطبزایی برای یک رویداد هنری به این موضوع نیز فکر کنیم که امروزه تمامی امکانات در تهران متمرکز شده و هنرمندان شهرستانی امکاناتشان در مقایسه با پایتخت بسیار کم است. برگزاری دوسالانههای هنری در شهرهای دیگری غیر از تهران میتواند علاوه بر قرار دادن آنهادر معرض اتفاقات و رویدادهای هنری، چرخ اقتصاد هنر را در شهرهای دیگر به چرخش در آورد.»
برپایی یک دوسالانه هنری به عنوان رویدادی مهم، خود به خود نیازمند امکانات اولیهای است که فراهم کردن این امکانات در شهرهای مختلف میتواند در طول سال مورد استفاده هنرمندان آن شهر یا استان قرار بگیرد.
شجایی طباطبایی میگوید: «شاید این اتفاق با توجه به امکانات موجود در شهرستانها ابتدا مورد اقبال قرار نگیرد، اما مطمئنا برگزاری این رویدادهای هنری در شهرهای دیگری بجز تهران باعث ایجاد هویت برای آن دوسالانه هنری و در عین حال ایجاد فرآیندی موثر در چرخش اقتصاد هنر کشورمان میشود.» او در این زمینه به مثال جالبی اشاره میکند: «اکنون شهری مانند پراسیکاوا که شهری کوچک و نهچندان بزرگ در برزیل است، به واسطه برگزاری 36 دوره دوسالانه طنز و کاریکاتور، در دنیا به عنوان شهری مطرح در این حوزه شناخته میشود.»
او ادامه میدهد: «جالب آن است حتی شهردار این شهر نیز خود کاریکاتوریست است.»
او با اشاره به افتتاح موزه بزرگ هنرهای معاصر اهواز میگوید: «این اتفاق باعث شد یکی از شهرهای جنوبی کشورمان مکان نمایشگاهی برای برگزاری یک رویداد هنری داشته باشد. ایجاد فضای نمایشگاهی در شهرهای کشور امری مهم به شمار میرود که باید قبل از برگزاری یک دوسالانه هنری به آن توجه شود.»
دکتر ایرج اسکندری، نقاش پیشکسوت و استاد دانشگاه اما نظر دیگری دارد. او میگوید: «باید امکاناتی فراهم شود که اگر دوسالانههای هنری در شهری غیر از تهران برگزار میشوند، مقدمات برگزاری و حضور هنرمندان به هر نحو در آن شهر یا استان مهیا باشد.»
او ایتالیا را مثال میزند و میافزاید: «این کشور همه دوسالانههای هنری خود را در یک شهر جمع کرده است.»
صنفی یا دولتی
تجربه نشان داده است وقتی برگزاری یک رویداد هنری به عهده انجمنهای غیردولتی و تخصصی باشد نتیجه حاصله بهتر است. تجربه برگزاری دوسالانههای موفق از سوی انجمن صنفی شاید بهترین مورد برای تحلیل این واقعیت باشد که اکنون انجمنهای صنفی حرفی برای گفتن دارند و میتوانند رویدادی مانند یک دوسالانه هنری را تمام و کمال به انجام برسانند. اما از یکسو درگیریهایی که در گذشته میان انجمنهای صنفی و مرکز هنرهای تجسمی ارشاد وجود داشت و از سوی دیگر، غیرفعال شدن بسیاری از انجمنهای صنفی مانعی بر سر راه تحقق چنین امری است. ایرج اسکندری میگوید: «این که برگزاری دوسالانهها چند سالی است ضابطهمند شده امری نیکوست، اما وزارت ارشاد نباید تنها بحث نظارتی در این زمینه داشته باشد و باید بحث حمایتی را نیز در این حوزه مد نظر قرار دهد.»
او میافزاید: «وزارت فرهنگ و ارشاد میخواهد تا خود را از تصدیگری کنار بکشد و این مساله شاید بهترین و زیباترین امر در برگزاری دوسالانههای هنری به شمار رود؛ اما اکنون انجمنهای صنفی پویا در زمینه هنرهای تجسمی در ایران وجود دارند که بتوان به آنها برای برگزاری آبرومند یک رویداد هنری دل بست.»
واقعیت این است که اکنون بسیاری از انجمنهای هنری در حوزه هنرهای تجسمی غیر فعال شدهاند و البته بسیاری از رشتههای هنری در حوزه هنرهای تجسمی اصلا انجمنی ندارند که بتوان به آنها فکر کرد چه برسد، به آنکه دوسالانهای هنری را برای برگزاری به ایشان سپرد.
اما شجاعی طباطبایی در این زمینه به نکتهای دیگر اشاره میکند، این که برگزاری دوسالانههای هنری از سوی بخش خصوصی، امری خوب و حتی رویایی در ایران به شمار میرود. او میگوید: «برای این که دوسالانههای هنری حرفی برای گفتن در جهان داشته باشند و به عنوان یک رویداد مهم و معتبر بینالمللی مورد توجه قرار بگیرند، باید چشماندازی چند ساله با تاریخ و زمانبندی دقیق برای برگزاری آنها تهیه کرد.» او میافزاید: «متاسفانه در چند سال گذشته تغییر مدیریتها به بدنه هنرهای تجسمی صدمه زده است، اما میشود با برنامهریزی صحیح و ترسیم چشماندازی برای هنرهای تجسمی به موفقیتهای خوبی در این زمینه دست یافت.»
ضرورت برنامهریزی
گفتههای کارشناسان نشان میدهد چالشهای مختلفی بر سر راه بر پایی دوسالانههای تجسمی در ایران وجود دارد، چالشهایی که جدی هستند و بیتوجهی به آنها میتواند چشمانداز برپایی این رویدادهای هنری را تاریک کند.
به همین علت به نظر میرسد برای برونرفت از این وضعیت هم به یک طرح و برنامه مدون و بلندمدت نیاز داریم و هماندیشیدن راهکارهایی برای اجرای دقیق این برنامه در همه سطوح.
فعالسازی انجمنهای صنفی و تخصصی در حوزههای مختلف و کمک گرفتن از آنها برای ترسیم چنین چشماندازی هم یکی از ضرورتهای این حوزه است. تجمیع امکانات مختلف در تهران و کمبود امکانات لازم در شهرهای مختلف ایران نیز از جمله مسائلی است که نیاز به یک بازنگری اساسی دارد. با همه این حرفها باید امیدوار بود تا با مدد گرفتن از هنرمندان این حوزه، طرحی نو برای بارورشدن دوسالانههای تجسمی ایران و ارتقای سطح آنها در نظر گرفته شود.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم