در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان ویتگنشتاین ، از جمله بزرگترین و تاثیرگذارترین متفکران قرن بیستم، قواعد همگانی در شیوههای ارتباطات بین افراد را به قواعد بازی تشبیه کرده است.
از نگاه او زبان ، ارتباطات و به طور کلی همه صور زندگی اجتماعی و سیاسی از جمله دوستی ، عشق ، جنگ ، صلح، حکمرانی و ... همچون شرکت در یک بازی است و همچنان که یک بازی دارای قواعد بسیاری است که بازیگران همگی ملزم به پذیرش آنند ، زبان و ارتباطات و زندگی اجتماعی و سیاسی نیز قواعد و قوانین مخصوص به خود را دارد ؛ مثلا کسی که با قواعد بازی شطرنج یا فوتبال آشنا نیست ، نمیتواند وارد این بازیها شود و بازیکنانی که با قواعد آشنایند ولی آنها را رعایت نمیکنند ، «بازی خرابکن» نام میگیرند و از بازی اخراج میشوند. با تامل و توجه به دیدگاه مذکور، میتوان بازی را همچون تمرین زندگی نگریست و زندگی را قاعدهمند ؛ همچون بازی.
در میان بازیهای موجود، فوتبال دارای یک ویژگی استثنایی است: فوتبال جهانی است (یا به قول دکتر رضا داوری از مظاهر جهانیشدن است.) میگویند فوتبال را انگلیسیها ابداع کردند ولی هیچ تماشاگر یا بازیکنی هنگام برگزاری فوتبال به این نکته توجه نمیکند. کشورهای مختلف ورزشهای بومیو محبوب مخصوص به خود را دارند.
کشتی در کشورهایی مثل ایران و ترکیه، اسکوآش در پاکستان و تنیس در کشورهای توسعه یافته، طرفداران بیشتری را نسبت به دیگر کشورها دارد، ولی فوتبال در اغلب قریب به اتفاق کشورها، ورزشی محبوب و پرطرفدار محسوب میشود. کشور ما نیز از این مقوله مستثنا نیست.
بنابراین فوتبال به زبانی عمومی و مشترک بین همه ملتها تبدیل شده است. از نگاه برخی متفکران، فوتبال امروزه جایگزینی برای جنگهای قدیم شده است. فوتبال، جنگی مدرن است ولی بدون هزینهها و خرابیهای جنگ، رقابت و نزاعی قدیمی است در قالب جدید.
اگر در گذشته، هیجانات اقوام و ملتها در میدان جنگ تخلیه میشد، امروز در میدان فوتبال و به شکلی متفاوت تخلیه میشود. در این نزاع مدرن، قواعد بازی مانع از آسیب رساندن به طرف مقابلاند، ولی اصل نزاع و رقابت حذف نشده است. رقابت و جدل و نزاع حذف نشده؛ بلکه شکل آن بهگونهای تبدیل شده که آسیبهای ناشی از نزاع و رقابت به حداقل برسد.
بازیهای بین تیمهای ملی بیانگر رقابت و نزاع بین ملل و شهرآوردها، نشاندهنده نزاعها و رقابتهای داخلی در قالبی مدرن است بنابراین نیازی به حذف نزاعها و رقابتها نیست، بلکه میتوان با قواعدی صحیح آنها را جذابتر کرد و از آسیبهای آن کاست.
اگر با این نگاه به فوتبال بنگریم، شهرآورد آبی و قرمز را همچون یک فرصت خواهیم دید. فرصتی که اگر زمینههای آن به درستی محقق شود، تعالیم مفیدی را برای جامعه به همراه دارد. زمینه رقابت با قانونمندی حاصل میشود.
نیازی نیست از قبل آرزو کنیم که شهرآورد مساوی تمام شود، تا خرابی و خسارت کمتری وارد آید، بلکه میبایست زمینه ظهور بردها و باختها را با بیطرفی و به بیخطرترین شکل ایجاد کنیم.
اگر بازی دقیقا با قواعدش اجرا شود، پذیرش باخت برای بازنده سهلتر خواهد بود، چون پذیرش باخت هم از قواعد بازی است و عدم پذیرش آن به معنای خروج از بازی. نزاعهای فیزیکی و آسیبرسان پس از بازیها، معلول «بازی خرابکنها» است و بازیخرابکنها خارج از بازیاند.
شهرآورد، بازی است بسیار محبوب که تماشاگران نیز همچون فوتبالیستها، خود را درآن سهیم میبینند. در این بازی ، بازیکنها به کثرت شهروندان یک جامعهاند و از آنجا که بازی قاعدهمند است ، هر چه بر تعداد این بازیکنها افزوده شود ، بر تعداد مقیدان به قواعد و قوانین افزوده شده است. پس شهرآورد در صورت فراهم شدن زمینههای آن فرصتی است برای رسیدن به جامعهای قانونمند.
حسین شقاقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: