ایران و قدرت‌های فرامنطقه‌ای

بسیاری از کارشناسان مسائل بین‌المللی معتقدند، اگر نیروهای خارجی در کشوری حضور داشته باشند، چنین حضوری را می‌توان مانند حضور بیگانه در خانه خود تلقی کرد. اگر از این منظر به حضور نیروهای بیگانه‌ای که در برخی کشورهای همسایه ایران هستند بنگریم، تکلیف قضیه روشن است.
کد خبر: ۲۸۳۷۵۱

منطقه خاورمیانه همواره یکی ازمهم‌ترین و استراتژیک‌ترین مناطق کره زمین بود، اما پس از آن که نیروهای غربی و ائتلافی در برخی کشورها نظیر افغانستان و عراق حضور یافتند،‌ خاورمیانه به دلیل حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، افراط گرایی قومی و فرقه‌ای، تروریسم و برخی مسائل دیگر با حجم وسیعی از بی ثباتی و ناامنی مواجه شد.

هرچند دستاوردهای شگردشناسی، جهان را کوچک‌تر و کشورها را به یکدیگر نزدیک کرده اما با وجود این بی‌ثباتی و ناآرامی در هرکشوری، وجود نیروهای بیگانه تهدید مستقیمی بر امنیت کشورهای هم‌مرز است. در واقع بازتاب آنچه در کشوری در همسایگی می‌گذرد، به آن کشور محدود نمی‌ماند و بر کشورهای هم‌مرز اثر مستقیم و فوری خواهد داشت.

درباره ایران نیز این مساله وجود دارد. در حال حاضر در مجاورت ایران 2 کشور وجود دارد که بیش از 5 سال است پذیرای نیروهای بیگانه و خارجی هستند. عراق و افغانستان که نیروهای چند ملیتی تحت امر سازمان ملل، سال‌های مدیدی است در این کشورها به بهانه برقراری امنیت و دموکراسی، عرصه را برای جولان خود و قدرت نمایی مناسب یافته‌اند، مهمان ناخوانده کشورهای مذکور شده‌‌‌اند.

در این مطلب سعی شده، ضمن اشاره به علت حضور کشورهای خارجی در کشورهای همسایه ایران، به طور اختصار در خصوص معایب و مضرات حضور نیروهای بیگانه و تبعات منفی و مثبت آن بر تهران توضیحاتی ارائه شود.

افغانستان

افغانستان یکی از پرماجراترین همسایگان ایران بوده است. سال 1989 پس از سقوط حکومت دست نشانده‌ شوروی، بخت تاریخی برای ایجاد یک دولت به نسبت دموکرات با توجه به حضور نیروهای فارسی زبان شمال که هوادار ایران بودند، در افغانستان به وجود آمد اما بعد از تحولاتی که چند سال بعد در این کشور رخ داد، نتیجه‌ای حاصل شد که سال‌ها گریبانگیر مردم افغان و همسایگانش بود چرا که حکومتی اسلامی با حمایت مستقیم و علنی پاکستان به قدرت رسید که از قضا سردمداران آن جزو مسلمانان متحجری بودند که در سال‌های حکوت خود، محدودیت‌های زیاد و غیرمنطقی برای مردمشان ایجاد کردند. پاکستان ابتدا از حکومت طالبان حمایت بسیار داشت چرا که 2 هدف عمده را دنبال می‌کرد. اسلام‌آباد در درجه نخست برای فشار به هندوستان و پس از آن ایران، همیشه خواهان افزایش نفوذ خود در افغانستان بود.

در دوران حکومت طالبان که ریشه در جمعیت پشتون افغانستان و روابط نزدیک با پشتون‌های پاکستان دارد اسلام‌آباد با حمایت مالی عرب‌ها، به بیشترین حد نفوذ خود در افغانستان دست یافت. آن زمان طالبان مورد حمایت پاکستان، به نقاط مرزی ایران دست‌اندازی می‌کردند که تا نزدیکی‌های مشهد نیز می‌رسید. با بالا گرفتن تنش، 2 کشور تا لبه جنگ پیش رفتند اما واقعه و رخداد غیرمنتظره 11 سپتامبر 2001، این موقعیت را تغییر اساسی داد چرا که حکومت ضد ایرانی طالبان و خطر بالقوه‌ای که از سوی طالبان ایران را تهدید می‌کرد، توسط آمریکا از پیش پای ایران برداشته شد.

با توجه به این‌که افغانستان در آن سر دنیا، به پایگاهی برای حمله به خاک آمریکا تبدیل شده بود ؛‌انگیزه‌ای شد برای هواداری از نظریه جنگ برای پیشگیری. بر مبنای این نظریه، اقدام نظامی یک کشور علیه کشور دیگر که قصد حمله داشته باشد یا خاک خود را برای حمله در اختیار دیگران قرار داده باشد، مشروع است.

از این منظر آمریکا تحت حمایت سازمان ملل توانست حضور خود را در افغانستان قانونی کند. اما شکست کامل طالبان در افغانستان، در جهت منافع ملی ایران بوده و هست. ادامه فعالیت این گروه با مشارکت دسته‌های تروریستی وهابی و با حمایت مستقیم نیروهای امنیتی و نظامی پاکستان، همیشه تهدیدی بر امنیت و ثبات ایران خواهد بود. از همین منظر رئیس دولت وقت ایران همکاری زیادی با آمریکا برای مقابله با طالبان انجام داد. با حمله آمریکا و شکست طالبان، ایران بار دیگر این فرصت را یافت به برنده اصلی تبدیل شود. تا اینجای کار حضور نیروهای غربی در آن سوی مرزهای شرقی ایران پرمنفعت بود، چرا که این امکان را یافت از آسیب‌های طالبان در آمان بماند اما نکته مهم ادامه حضور نیروهای ائتلاف در افغانستان است که مورد بحث این نوشتار هم هست.

قطعا نبود امنیت در افغانستان، آشوب در مرزهای خاوری ایران را دامن خواهد زد. مواد مخدر فراوان و ارزان تولید شده در افغانستان در راه صادرات آن به اروپا، از مسیر ایران عبور می‌کند و بخشی از آن در داخل ایران مصرف می‌شود. کشت و صادرات مواد مخدر و تشدید فساد و افزایش تعداد معتادان از یک سو، هرگونه توسعه جامعه افغانستان را با تهدید عظیم روبه‌رو کرده و از سوی دیگر، درآمد لازم را برای ادامه شورش نیروهای هوادار طالبان و دیگر نیروهای ضد دموکرات (خوانین محلی)، در اختیار آنان قرار می‌دهد. درآمد سرشار قاچاق مواد مخدر نه تنها بخش‌های باختری ایران را نا امن کرده، بلکه آسیب شدیدی بر بدنه توسعه نیروی انسانی ایران وارد آورده است. در همین زمینه ایران نیز همکاری جدی و خوبی با نهادهای بین‌المللی برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر انجام می‌دهد؛ اما واقعیت آن است که کشت تریاک در افغانستان به عنوان منبع درآمدی برای افغان‌هاست. لذا تا هنگامی که وضعیت اقتصادی و به تبع آن درآمد سرانه افغانستان که هم اکنون یکی از پایین‌ترین‌ها در جهان است - بهبود اساسی نیابد، افغانستان سرزمین مناسبی برای رشد قاچاق مواد مخدر و همچنین تندروی مذهبی خواهد بود. آسیب‌های این موضوع اعم از شهادت سربازان ایرانی در مبارزه با اشرار و قاچاقچیان و افزایش ورود مواد مخدر در کشورمان به قدری شدت یافته که مقامات کشورمان اخیرا تصمیم گرفته‌اند با صرف هزینه‌هایی هنگفت مرز حدودا یکهزار کیلومتری ایران و افغانستان را سیم خاردار بکشند و با اقداماتی مشابه مانع ورود اشرار و تروریست‌ها و قاچاقچی‌ها به داخل خاک ایران شوند.

شاید در اوایل تصور می‌شد بیرون راندن طالبان از سوی آمریکایی‌ها روال عادی را به زندگی افغان‌ها برگرداند اما اینک علی‌رغم گذشت نزدیک به 8 سال، نه تنها این رویا تحقق نیافت بلکه وضعیت آن‌گونه که پیش‌بینی می‌شده بهبود پیدا نکرده است.

یکی ازتاثیرات ناشی از حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای در محیط پیرامونی ایران، تاثیرگذاری بر نظم طبیعی و همکاری‌های قابل توافق میان کشورهای منطقه است

در واقع هنوز واقعیت‌هایی نظیر درگیری، ناامنی و همین طور مزارع زیر کشت تریاک وجود دارد. به نظر می‌رسد بخش عمده‌ای ازعلت این وقایع به تداوم حضور نیروهای خارجی در افغانستان برمی‌گردد. از سوی دیگر با برقراری امنیت در افغانستان، می‌توان به برقراری امنیت در تاجیکستان بیشتر خوشبین شد. اتحاد فرهنگی ایران با افغانستان و تاجیکستان به لحاظ ریشه‌های فرهنگی و زبانی مشترک، فقط در سایه ثبات در افغانستان می‌تواند تحقق یابد. اکثر مردم و کارشناسان معتقدند نفس حضور نیروهای خارجی در افغانستان مشکل‌ساز است. چه رسد به نوع عمل و اندیشه آنها که بسیار تحریک‌آمیز است. گذشته از همه اینها، اصولا خارجی‌ها نه تنها تصمیمی برای برقراری امنیت در افغانستان ندارند، بلکه خود سعی دارند برای توجیه حضورشان در این کشور، ناامنی را در مناطق مختلف افغانستان گسترش دهند.

این امر باعث می‌شود همسایه‌های افغانستان، نسبت به تداوم حضور نیروهای خارجی در افغانستان حساس شوند و حداقل برای دفع توطئه غربی‌ها علیه کشورهای خود، اقداماتی را انجام دهند که این خود آغاز ماجرا و بحران دیگری برای منطقه است.

عراق

کشور عراق با حضور صدام به خودی خود خطری بالقوه برای ایران و حتی سایر کشورهای منطقه به شمار می‌آمد. البته کشورمان قبل از صدام نیز یک باردرجنگ جهانی دوم در سال 1320 مورد حمله قرار گرفت. در سال 1359هم دوباره از خاک عراق، مورد تجاوز نظامی قرار گرفت. هر دو تجاوز اثرات زیانباری برایران گذاشت. لشکر کشی صدام به خلیج فارس و یورش به کویت نیز اقدام تنش‌زای بعدی رئیس حزب بعث عراق در منطقه بود تا این‌که در سال 2005 نیروهای نظامی غربی با مجوز شورای امنیت سازمان ملل تحت فرماندهی آمریکا راهی عراق شدند تا به بهانه داشتن بمب و تسلیحات اتمی صدام را سرنگون سازند که سرانجام نیز در مدت زمان کوتاهی توانستند صدام ملعون را دستگیر و بعد او را اعدام که عراق یکپارچه غرق در سرور شد. این خوشحالی البته در دل ایرانیان آسیب دیده از 8 سال دفاع مقدس نیز وجود داشت، اما در کنار این قضیه خطر حضور نیروهای نظامی بیگانه در کنار مرزهای غربی ایران چیزی بود که تبعات منفی خودش را در پی داشت. بویژه آن که غرب نیز بر سر فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران بهانه تراشی‌های بی‌شماری انجام می‌داد.

از سوی دیگر تجربه تاریخی حاکی از آن است که تاریخ سرزمین عراق، از تاریخ ایران جدایی ناپذیر است. بخش مهمی از جمعیت آن کشور شیعه بوده و دارای مشترکات مذهبی و حتی فرهنگی زیادی با یکدیگر هستند. حضور 60 درصد جمعیت شیعه عامل مهمی برای نزدیکی عراق با ایران است.

با برکناری صدام و گروه حاکم بشدت ضدعجم در عراق به وسیله آمریکا، موقعیت و چالش سرنوشت‌سازی برای ایران به وجود آمد. هرچند که بعد از سرنگونی صدام، مردم عراق بقیه سرنوشت‌شان را خود با حضور در پای صندوق‌های رای تعیین کردند.

با این حال چیزی که هنوز که هنوز است از عراق رخت بر نبسته، ناامنی‌ها و شورش‌های شبه نظامیانی است که با انجام عملیات انتحاری امنیت عراق را مختل کرده‌اند. البته ایران معتقد است حضور نیروهای آمریکایی باعث وجود این گونه وقایع در عراق شده است و چنانچه ارتش آمریکا از عراق بیرون برود، قطعا آرامش به عراق بازخواهد گشت.

البته آمریکا از اوایل سال جاری میلادی بنابر توافقی که از ابتدا داشت، بخشی از نیروهای خود را از این کشور بیرون برد و در حال حاضر نیز از شهرهای این کشور خارج شده وفقط در تعداد محدودی پادگان‌های نظامی حضور دارد و طبق توافق‌نامه‌ای با عراق می‌بایست تا سال 2011 همچنان تمامی نیروهای خود را از این سرزمین بیرون برده باشد. با تمام این حرف‌ها همچنان خطر تروریسم عراق و کشورهای همسایه‌اش را تهدید می‌کند، هرچند که به خودی خود عراق جدید نه تنها تهدیدی بر ضد تمامیت ارضی ایران نیست بلکه رابطه دوستی قوی بین دو کشور وجود دارد.

پایگاه‌های نظامی غرب

اما نکته مهم دیگری که وجود دارد این‌که آمریکا با حضور در کشورهای همسایه ایران، حلقه محاصره‌ای را علیه ایران تشکیل داده است. در واقع ایالت متحده حلقه‌ای از پایگاه‌ها و مراکز نظامی خود را دور تا دور ایران مستقر کرده است که شمار آنها به بیش از 10 پایگاه می‌رسد. پراکندگی جغرافیایی این پایگاه‌ها به ترتیب زیر است:

1 - در ساحل غربی خلیج فارس، وزارت دفاع آمریکا پس از جنگ خلیج فارس اقدام به ساماندهی مجدد وضعیت نیروهای خود، در منطقه خلیج فارس کرد و با کاهش نسبی حجم نیروهای خود این نیروهای را به داخل عراق منتقل کرد و با توجه به نیاز جابه‌جایی تمرکز نیروهای خود مقرر شد با در نظر گرفتن ساختار تشکیلاتی واحدهای عمل کننده در منطقه، این واحدها در مناطق خاصی مستقر شوند.

2 - در کشور عراق ارتش آمریکا اکنون در حال تجهیز 4 پایگاه نظامی عظیم است که هر یک می‌تواند تعداد زیادی نیرو و هواپیمای جنگی را در خود جای دهد.

3 - در ترکیه که پایگاه انجرلیک در جنوب این کشور واقع است و تعداد زیادی از جنگنده‌های آمریکایی و انگلیسی در آن مستقر هستند.

4 - در افغانستان که نیروهای آمریکایی پایگاه بزرگی را در منطقه هولانگ در شرق استان هرات ایجاد کرده‌اند، این پایگاه تنها 45 کیلومتر با مرزهای شرقی ایران فاصله دارد.

5 - آسیای میانه: تاریخ پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای آسیای میانه به پس از حملات 11 سپتامبر 2001 در نیویورک و واشنگتن و جنگی که ایالات متحده در افغانستان علیه طالبان انجام داد، باز می‌گردد. واشنگتن سعی کرد پایگاه‌های نظامی و کمک‌های لجستیک در کشورهای همسایه افغانستان ایجاد کند و کشورهای آسیای میانه در این استراتژی اهمیت خاصی داشتند، این اهمیت تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی آنها در شمال افغانستان نبود، بلکه به این خاطر بود که آنها در همسایگی روسیه، چین و ایران قرار دارند. اینجا بود که حضور نظامی آمریکا برای اولین بار در منطقه به ثبت رسید که در گذشته، قلمرو اتحاد جماهیر شوروی سابق بود.

علاوه بر این، موارد دیگری نیز هستند که همگی با موافقت کشورهای میزبان، در اختیار ارتش آمریکا قرار دارند. با توجه به آنچه گفته شد؛ به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین چالش‌های دولت ایران چاره‌اندیشی برای این محاصره نظامی و مقابله با حضور نیروهای خارجی حاضر در منطقه است. البته این حقیقت درباره نیروهای آمریکایی وجود دارد که اکنون در عراق و افغانستان دچار مشکل هستند، اما با این حال، این مشکلات و چالش‌ها نمی‌توانند مانعی برای وجود خطرعلیه ایران محسوب شود. در کنار این مساله، افزایش توانمندی نظامی و دفاعی ایران هم قابل توجه است. با وجود این حضور نیروهای خارجی در افغانستان و عراق یکی دیگر از چالش‌های مهم به حساب می‌آید، زیرا حضور این نیروها می‌تواند برای ایران ناامنی‌های فراوانی به دنبال داشته باشد و زمینه‌ها را برای ظهور افراط‌گرایی و تروریسم مهیا ‌سازد. تاثیر دیگر ناشی از حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای در محیط پیرامونی ایران، تاثیرگذاری بر نظم طبیعی و همکاری‌های قابل توافق میان کشورهای منطقه است. رویکرد ایران در محیط پیرامونی خود براساس الگوی امنیت مبتنی بر همکاری و مشارکت قرار دارد و حضور مداوم قدرت‌های فرامنطقه‌ای در ترتیبات امنیت منطقه‌ای منفی و این حضور عامل عمده‌ای در جهت افزایش تعارضات و تنش‌ها در سطح منطقه تلقی می‌شود. لذا بهترین راه حل آن است که ایران تلاش کند با دولت‌های منطقه بویژه دولت‌هایی که با رای مردم به قدرت می‌رسند، روابط صمیمی‌ ایجاد کند وخواستار خروج نیروهای نظامی خارجی از کشورهایشان شود. چرا که خود این دو کشور به همراه بخش اعظمی از مردمشان به این باور رسیده‌اند که تنها راه بازگشت آرامش و امنیت به کشورشان، خروج نیروهای بیگانه از سرزمین مادری است.

مریم جمشیدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها