گفتگو با محمد مطیع ، بازیگر فیلم تردید

همکاری با کریم مسیحی را چشم‌بسته قبول می‌کنم

محمد مطیع بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون است که همه از او بازی‌های درخشانی در مجموعه‌هایی چون سلطان و شبان، امیرکبیر و... را به یاد داریم. وی سال‌های زیادی خارج از کشور بوده و حالا بعد از مدت‌ها فیلمی با بازی او با عنوان «تردید» بر پرده سینماهاست.
کد خبر: ۲۸۳۶۱۳

خود او هنوز فیلم آماده را ندیده است اما صحبت‌های دقیقی درباره نوع بازی‌اش در فیلم تردید و کلا سینما و تلویزیون ایران دارد.

با مطیع به گفتگو نشستیم تا این نقطه‌نظرات را با شما هم در میان بگذاریم.

شما سال‌های زیادی ایران نبودید و پس از بازگشت برای اولین بار بعد از این مدت جلوی دوربین محمدرضا ورزی در مجموعه عمارت فرنگی قرار گرفتید که البته بازی شما مورد توجه قرار گرفت. تردید اولین کار سینمایی شما پس از این سال‌هاست، چطور تصمیم گرفتید حضور در سینما را با تردید آغاز کنید؟

من و کریم‌مسیحی حدود 40 سال است که دوست هستیم. سال‌های اول انقلاب فیلم نیمه‌بلندی را با عنوان سلندر به کارگردانی وی با هم کار کردیم. متن این فیلم را بهرام بیضایی نوشته بود و تردید دومین همکاری ما به حساب می‌آید.

به واسطه اعتماد و آشنایی چند ساله‌ای که با کریم‌مسیحی دارم، وقتی به من پیشنهاد می‌دهد بدون هیچ حرفی قبول می‌کنم و حتی حاضرم فیلمنامه نخوانده را هم با وی کار کنم. اطمینان زیادی به او و کارهایش دارم. البته قرار بود در فاز اول تردید بازیگر دیگری نقش انوری را بازی کند که به هر دلیلی که در جریان آن نیستم این موضوع منتفی شد و من هم از این پیشنهاد استقبال کردم.

در سال‌های گذشته کار تئاتر هم اجرا کردید. فیلم تردید هم اقتباسی از نمایشنامه هملت است. در کنار حضور کریم‌مسیحی چقدر این متن برای شما جذابیت داشت؟

بازهم‌‌‌چون‌‌‌کریم‌‌‌مسیحی خواسته بود من این نقش را قبول کردم. زیاد به موضوع اقتباسی بودن کار فکر نکردم. حتی اگر کارگردان متن دیگری را برای ساخت انتخاب می‌کرد باز هم حاضر بودم با وی همکاری کنم.

نقش انوری در متن نمایشنامه هملت با عنوان پولونیوس وجود دارد و همان‌طور که می‌دانید تاکنون در سینمای جهان نسخه‌های مختلفی از این متن اقتباس شده. چقدر از این آثار برای ایفای نقش انوری الهام گرفتید؟

در ذهن من نمایشنامه هملت بود، اما هیچ ارتباطی با نقش پولونیوس در آن متن برای بازی برقرار نکردم. تردید قصه خود را بیان می‌کند و به عقیده من هیچ دلیلی وجود ندارد که به نمایش یا حتی نسخه‌های سینمایی که از این متن اقتباس شده، رجوع کنیم. من یک نسخه از فیلم هملت را سال‌های پیش با بازی سرلارنس اولویه دیده بودم، اما فکر می‌کنم اگر قرار است فیلمی با اقتباس از این متن ساخته شود نباید گام به گام پیرو آن اجراها و آثار باشد.

شاید بد نبود اگر نگاهی به آن آثار می‌کردم، اما علاقه‌ای به این کار نداشتم. به هر حال همان‌طور که گفتم این نقش‌ها در ذهن من از گذشته بوده است، اما به کار نگرفتم. تردید یک کار اقتباسی است اما به عقیده من چون در اقلیم دیگری اتفاق می‌افتد و حتی به لحاظ زمانی نیز با شرایط جامعه امروز ما مطابقت دارد، زیاد ارتباطی به متن اصلی هملت ندارد. به همین دلیل سعی کردم رجعتی به گذشته این اجراها یا این آثار نداشته باشم. البته کارگردان نیز از من نخواست برای اجرای این نقش متن یا نسخه‌های گذشته این کارها را مرور کنم.

خط اصلی روایت داستان تردید همان قصه هملت است، اما در این فیلم عموی سیاوش یا پیشکار او (انوری) در جامعه امروز زندگی می‌کنند. من این‌گونه به کار نگاه کردم.

پس شما کاراکتر انوری را مطابق با جامعه امروز ایفا کردید؟

شما اگر به جامعه امروز نگاه کنید شخصیت‌هایی مثل انوری زیاد دیده می‌شود. این افراد می‌خواهند بالاتر از جایگاه خودشان در جامعه قرار گیرند. به طور نمونه وقتی چنین افرادی با شما روبه‌رو می‌شوند، در همان ابتدا تخمین می‌زنند تا چه حد می‌توانند از کنار شما به لحاظ مادی یا معنوی بهره‌مند شوند.

ما در جامعه خودمان افراد اینچنینی زیاد داریم که به خاطر ارث یا رسیدن به یک جایگاه و موقعیت دست به کارهای غیرمتعارفی می‌زنند. به همین سبب هیچ نیازی نمی‌دیدم این نقش را شبیه نقش‌هایی که تاکنون از این شخصیت اجرا شده است بازی کنم. با اندکی نگاه عمیق‌تر به اطرافمان این افراد راحت قابل شناسایی هستند. من این شخصیت را همان‌طور که خودم به آن نگاه می‌کنم ارائه کردم و متکی به نقش پولونیوس در هملت نبودم.

چه چیزهایی از خودتان به نقش اضافه کردید و نظر کارگردان در ارتباط با اجرای این کاراکتر چگونه بود؟

من با کریم‌مسیحی خیلی راحت کار می‌کنم. در همان ابتدا ایده‌های خود را برای نقش ارائه می‌کنم. اگر وی حس کند که خوب است چیزی نمی‌گوید یا اگر هم صلاح بداند یا مخالفتی داشته باشد، آن را روتوش می‌کند. رابطه ما سر کار این‌گونه است. به نوعی حرف هم را خوب متوجه می‌شویم.

کریم‌مسیحی جنس بازی من را می‌داند و از آنجا که به وی اعتماد دارم، خودم را در اختیار می‌گذارم. آن چیزی که از متن برداشت کردم ارائه می‌دهم. آن بخش‌هایی هم که نمی‌دانم او برایم توضیح می‌دهد که البته توضیحش شبیه هیچ شخص دیگری نیست و فقط من و او می‌دانیم. به طور مثال با دوکلمه طنز یا شوخی عقیده خود را درباره نقش می‌گوید. آدم‌هایی مثل انوری شخصیت فرصت‌طلب و جاه‌طلبی دارند و همیشه به دنبال موقعیت‌های بهتر و کاذبی برای خودشان هستند. به همین دلیل در ذهن آنها این تفکر وجود دارد که می‌خواهند هر چه زودتر به قله خواسته‌هایشان برسند . اینها آدم‌های عجولی هستند و می‌خواهند پله‌ها را زود طی کنند و همه جا حضور داشته باشند و همه چیز را بشنوند و هیچ چیزی را از دست ندهند. روابط‌شان با آدم‌ها یک شکل دیگر است. وقتی با این آدم‌ها روبه‌رو می‌شوید، آن تعجیل و حیله‌گری را بخوبی در آنها می‌بینید. این خصوصیات را من در این شخصیت دیدم و البته کریم‌مسیحی نیز برای رسیدن به این نقش کمک‌های زیادی به من کرد. به طور مثال انوری در فیلم نگاه تیزی دارد و خیلی سریع حرکت می‌کند، زیرا می‌خواهد در یک لحظه همه جا حضور داشته باشد و آدم شتابزده‌ای است. این حرکات که به شخصیت انوری اضافه شده، با نظر کارگردان اعمال شده است.

انوری در تردید همسر دیگری نیز دارد و البته یک بچه عقب‌مانده، فکر می‌کنید حضور یک زن دیگر و این بچه به شخصیت درونی انوری چه ارتباطی دارد؟

من فکر می‌کنم انوری زن اول خود را شاید دوست هم داشته، اما به لحاظ طرز تفکری که دارد حس کرده با ازدواج اولش نمی‌تواتد ترقی کند و از زنش جدا می‌شود که البته بچه عقب‌مانده‌ای نیز دارد. به عقیده من این بچه یک بخشی از وجود انوری است و نمادی از اوست. اگر انوری عقب‌مانده نبود درجا نمی‌زد. ظاهرش عقب‌مانده نیست، اما افکارش این‌گونه است. اگر عقب‌مانده نبود اینقدر دنبال شخصیت عمو (علیرضا شجاع نوری) نمی‌رفت و با خودش فکر می‌کرد با این تیزی‌ای که دارد می‌تواند جایگاهی برای خودش داشته باشد، اما هیچ‌وقت به این موضوع فکر نکرده و تصور می‌کند با آویزان شدن به عمو می‌تواند مسیر ترقی را سریع‌تر بپیماید.

بعد از این تجربه موفقی که در تردید داشتید چرا کار در سینما را دنبال نکردید و بیشتر با تلویزیون همکاری می‌کنید؟

به عقیده من سینمای ما بیمار است. در جامعه هنری ما شخصیت‌هایی مثل انوری زیاد هستند. وقتی فضا این گونه شده که افرادی به صورت پنهان سینما را می‌گردانند و اعمال نفوذ می‌کنند، به عقیده من نشان از بیماری آن است. من رشته‌ام تئاتر است و کار نمایش را به هر چیزی ترجیح می‌دهم. در تئاتر بازیگر زندگی می‌کند و با مخاطب خود تنگانگ ارتباط دارد. نه این‌ که بگویم سینما را دوست ندارم، اما متاسفانه در مدت زمانی که در ایران هستم تجربه خوبی نداشتم، اما بخشی از افرادی که در حال حاضر در سینما کار می‌کنند، آدم سینما نیستند. من این نوع سینما را متوجه نمی‌شوم که شخص دیگری برای کارگردان بازیگر انتخاب کند. کارگردان یک ذهنیتی دارد. چرا باید آدم‌هایی برای وی بازیگر انتخاب کنند؟

من قبول دارم که چرخه اقتصادی سینمای ما دچار مشکل است و اگر به طور نمونه تهیه‌کننده‌ای سعی می‌کند از یک بازیگر چهره استفاده کند، تا حدودی به گیشه هم فکر می‌کند.

اگر به جامعه امروز ‌نگاه ‌‌کنید ‌شخصیت‌هایی مثل انوری زیاد دیده می‌شود. این افراد می‌خواهند بالاتر از جایگاه خودشان در جامعه قرار گیرند

این حرفی که شما می‌گویید درست است، اما چرا باید این تفکر وجود داشته باشد؟ چرا نباید مخاطب را به فیلم خوب دیدن عادت دهند؟ درست است تهیه‌کننده باید برگشت مالی داشته باشد، اما چرا باید صرفا به گیشه فکر کند؟ این موضوع مشکل بزرگی است که سینمای ما با آن روبه‌روست. این که فیلم باید فروش کند، کاملا صحیح است. به هر حال برای کار سرمایه‌گذاری شده است، اما باید مخاطبی از جنس دیگر نیز در این سینما پرورش دهیم. ما از دوران طلایی سینمای ایران فاصله گرفتیم که البته این موضوع درباره تلویزیون هم صدق می‌کند. من بعد از تردید پیشنهاد بازی داشتم، اما قبول نکردم. اگر فیلمنامه خوب و کارگردان حرفه‌ای باشد حتما کار می‌کنم.

با این شرایطی که شما عنوان می‌کنید، چرا تصمیم گرفتید دوباره به ایران برگردید و حرفه بازیگری را ادامه دهید؟

خودم هم نمی‌دانم چرا این کار را انجام دادم. هر جای دنیا که می‌رفتم حتی در اروپا ایرانی‌هایی که مرا می‌شناختند گله‌مند بودند که چرا کار نمی‌کنم. وقتی هم برگشتم ایران یک بار با پسر 18 ساله‌ای روبه‌رو شدم که بشدت ابراز احساسات می‌کرد. با وجود این سن کم برایم جذابیت داشت که چطور بازی من را به یاد دارد. من به احترام مردم این کار را دوباره دنبال می‌کنم. محمدرضا ورزی نیز خیلی تلاش کرد و اصرار داشت که من در عمارت فرنگی بازی کنم.

چرا تئاتر کار نمی‌کنید؟

پیشنهاد داشتم، اما گرفتار کارهای تلویزیونی بودم و وقت نکردم. از طرفی هم شنیدم بچه‌ها برای یک اجرا چند ماه تمرین می‌کنند، اما کار روی صحنه نمی‌رود و این اتفاقات بازدارنده است و نمی‌دانم چرا شرایط این گونه شده است.

هر بازیگری می‌خواهد کارش با وجود تمرین روی صحنه برود. البته من بیشتر فرصت کار در تئاتر نداشتم و با این شنیده‌ها نیز دیگر رغبتی برای بازیگر نمی‌ماند، اما از طرفی کارگردان و متن هم برایم اهمیت دارد. دکتر قطب‌الدین صادقی همان ابتدا که به ایران برگشتم برای یک نمایش به من پیشنهاد بازی دادند و دوست داشتم شرایطی پیش بیاید و با وی همکاری کنم، ولی متاسفانه در آن زمان درگیر عمارت فرنگی بودم و فرصت کار در آن نمایش را نداشتم.

اگر زمان آزادی داشته باشم، حتما کار می‌کنم. من تئاتر را از سینما و تلویزیون بیشتر دوست داشتم. آخرین کار تئاتری که انجام دادم نمایش «مردهای بی‌کفن و دفن» به کارگردانی حمید سمندریان بود که در تالار وحدت سال 58 اجرا شد.

شما از زمانی که کارتان را دوباره شروع کردید، باز هم مثل گذشته در چند نقش تاریخی در مجموعه‌های تلویزیونی ورزی ایفا کردید. خود شما به چنین نقش‌هایی علاقه‌مندید؟

من اولین باری که با ورزی آشنا شدم، دیدم جوان است و علاقه دارد با من همکاری کند. من این حس را در او درک کردم. وی با احترام رفتار می‌کند و من هم کارش را دوست دارم. به هر حال خط کاری او تاریخی است. در کار کردن با او راحت هستم.

نقشی که قرار است من بازی کنم، باید مورد علاقه‌ام باشد. اصلا با مابقی موضوع کاری ندارم حالا می‌خواهد تاریخی باشد یا غیرتاریخی. من معتقدم نقش باید طوری باشد که بازیگر در آن شنا کند، با کاراکتر کشتی بگیرد و دست و پنجه نرم کند. من دوست دارم تقش جای پردازش داشته باشد، در این صورت است که بازی کردن معنا پیدا می‌کند. من حتی لحظاتی که در تنهایی خودم زمان می‌گذارم که به نقش برسم و آن را پیدا کنم را بسیار دوست دارم و برایم جذاب است. پیدا کردن شخصیت و گشتن برای رسیدن به نقش، مثل قایم‌‌باشک بازی کردن است. این شخصیت مدام پنهان می‌شود و تو باید دنبالش بگردی و یک زمانی می‌بینی پشتت ایستاده و هر چه می‌گردی او هم با تو حرکت می‌کند. بخش دیگر هم زمانی است که آن را جلوی دوربین ایفا می‌کنم که جذابیت خاص خود را دارد، اما زمانی که تمام می‌شود من دیگر هیچ ارتباطی با آن آدم ندارم و حتی نمی‌خواهم آن را ببینم. هیچ‌کدام از کارهایی که از من پخش شده را ندیدم. اصلا برایم مهم نیست، پرونده آن را می‌بندم. نه این که بدم می‌آید، اما اگر نبینم هم فرقی برایم نمی‌کند.

اگر این بازی را در تلویزیون یا سینما ببینم، با آن آدم قصه بد طرف می‌شوم. به طور نمونه آن انوری در تردید دیگر من نیستم. من به خاطر این موضوع در خانه خودم تلویزیون شکستم. من آن آدم را دیگر نمی‌شناسم و گاف‌های آن را می‌گیرم و عصبانی می‌شوم و مدام او را نقد می‌کنم.

در مجموعه تلویزیونی سال‌های مشروطه محمدرضا ورزی چه نقشی دارید؟

در این مجموعه من نقش اتابک اعظم را بازی می‌کنم که وی در 3 دوره نخست‌وزیر بوده است. با ناصرالدین شاه ظهور می‌کند، با مظفرالدین شاه ادامه می‌دهد و در زمان جانشین مظفرالدین شاه کشته می‌شود. من تا جایی که توانستم طی این چند سال سعی کردم نقش‌های متفاوتی بازی کنم که هیچ‌کدام شبیه هم نباشد.

امیدوارم ناراحت نشوید، اما چرا در ماه عسل بازی کردید؟ فکر نمی‌کنم این سریال جایگاه خاصی در کارنامه شما داشته باشد.

شاهد احمدلو کارگردان جوانی است و من مجید اوجی تهیه‌کننده کار را از قدیم می‌شناختم. وقتی احمدلو را دیدم حس کردم عاشقانه دوست دارد با من کار کند. خود من هم زمان جوانی مرارت کشیدم و این شرایط را گذراندم تا به اینجا رسیدم؛ به همین دلیل کار با جوانان را دوست دارم.

اما فکر می‌کنید کدام کار بهتر از ماه عسل است. سطح کارها پایین آمده و متن‌ها قوی نیستند. به عقیده من ماه عسل از خیلی کارهای دیگر بهتر است. این سریال برای عید کار مناسبی بود چون فضای طنز داشت. من طی این یک سال با متن خوبی روبه‌رو نشدم. همان کسانی که معتقدند چرا مطیع در این مجموعه بازی کرده، خودشان یک متن بهتر ارائه کنند.

من برای مردم کار می‌کنم. آنها به حضور من علاقه دارند. این موضوع را بارها دیدم. حالا سعی می‌کنند به من کار ندهند، من را زیر سوال ببرند یا زیرآب من را بزنند. من به عشق مردم به ایران آمدم تا کار کنم، اما حالا چوب لای چرخ من می‌کنند.

در سریال «شهر دقیانوس» مهرداد خوشبخت چه نقشی دارید؟

فکر می‌کنم کار خوبی شود، اما در این مجموعه من خیلی اذیت شدم. 3 ماه با اینها قرارداد داشتم، اما یک سال است تولید ادامه دارد. مدتی هم متوقف شد، اما در حال حاضر دوباره شروع شده است. در این کار نقش پروفسور سینا را بازی می‌کنم که بخش‌هایی از آن در تهران، بندرعباس، جیرفت یا شاید دبی تصویربرداری می‌شود. من در این چند مدت مدام برای این کار بلاتکلیف هستم.

تلویزیون باید کیفیت کارها را بالا ببرد و نظارت داشته باشد. اگر خاطرتان باشد زمان پخش سلطان و شبان شهر خلوت می‌شد، اما حالا این سریال‌ها یا فیلم‌های تلویزیونی با چنین استقبالی روبه‌رو می‌شوند؟ کمیت مهم نیست باید به کیفیت توجه شود.

بیتا موسوی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها