در شمسالعماره عشق اساس و محرک رویدادها و عمل شخصیت و تیپهاست. از این جهت هرچند برجستگیای نسبت به درامهای مشابه ندارد، اما میکوشد به گونهای پررنگتر آن را در بستر روابط و موقعیتهایی بپروراند که با وجود تکراری بودن مضمون بهرهای از جذابیت و اثرگذاری را هم دارند.
تصمیم رویا برای ماندن و آمدن خواستگاران و پس از آن ماجراهای شکور، پسر همسایه یا دخالتهای ناروای افرادی از ساکنان خانه در مسائل گوناگون به عشق «شمسالعماره» مفهوم عینی و تعریفشدهتری میدهد. به سخنی دیگر عشق در این اثر میشود تمایل صادقانه و راستین برای ازدواج، تشکیل خانواده و کوشش برای استحکام و بالندگی آن.
با شخصیتهایی که برای این درام طراحی شدهاند غالب مشکلات و مسائل در محدوده ازدواج و حفظ کانون خانوادگی نمایانده میشوند.
رویا را میتوان نمادی از دختران متعادلی دانست که تلاش دارد در برخورد با پدیده ازدواج و خواستگارانش رفتار و مواضعی معقول از خود بروز دهد. مثل نحوه گفتگو با خواستگارش شاهرخخان یا نظرخواهیهایش از دیگران در این باره.
تنشهایی که در ارتباط با خواستگاری پسر همسایه از شریفه میبینیم یا درگیریهای مداوم شکور و دریا (که از ازدواجشان مدت چندانی نمیگذرد) به علت بیکاری شکور، یادآور ابعاد دیگری از معضلات خانوادگی است. به این نمونهها باید عموهرمز خوشگذران که تاکنون ازدواج نکرده، مادرزن شکور، دخالتهای ناروایش و همچنین رفتار و پندارهای سرایدارها را اضافه کرد که هر کدام، لایههای دیگری از موانعی که پیرامون ازدواج وجود دارد، را بروز میدهند.
«شمسالعماره» فیلمی خانوادگی با رویکرد زنانه است. نقشهای اصلی را زنان برعهده دارند. صاحب عمارت، عمهجون است و شخصیت محوری روایت، رویا. زنان دیگر، مانند پری (مادرزن شکور) یا شریفه، دختر سرایدار و دریا، اثرگذاری بیشتری نسبت به مردان دارند. تصمیم نهایی را آنها میگیرند و هم ایشانند که با هر موضع جنس مخالفشان را به عکسالعمل وادار میکنند.
این ویژگیهای شخصیتی و نشانههایی که از مضمون داستان برشمردیم، ساختار درام را به سوی رگههایی از کمدی سوق داده که گاه شیرین و دلچسب است.
نوع کمدی سریال، هم کلامی است و هم موقعیت. در مورد اولی باید تکهپرانیهای خواستگار شریفه یا سرایدارهای مرد و زن را مورد اشاره قرار داد که بیشتر به چشم میآیند و درباره دومی، صحنه و سکانسهای گوناگونی طراحی شدهاند نظیر سکانس سفارش رویا به شکور در مورد لزوم ابهت داشتن مرد و روبهرو کردن وی با پسر همسایه، برای رفع مزاحمتش از شریفه و درگیر شدن این دو عامل دیگری که فضای کمدی را مطبوعتر کرده، بازی بازیگرانی است که بیشتر به ایفای نقشهای جدی و رئال میپردازند. قرار دادن چنین کسانی که شهرت و وجاهتی دارند در موقعیتهای کمدی، باعث خندهآوری لحظههای بسیاری میگردد.
البته کمدی «شمسالعماره» بیشتر اتکا به کمدی موقعیت دارد. اینگونه کمدیها، خواهان انبوهی دارند و علتش را هم باید در پردازش سوژهها و وقایعی دانست که برای مخاطب ملموس است و در این نوع کمدی انجام میپذیرد. از این زاویه است که یکی دیگر از عوامل جذابیت کمدی سریال را باید توجه به حوادثی دانست که در جامعه واقعیت دارند.
با همه این جذابیتها «شمسالعماره» از نظر ساختار روایی و ریتم در برخی از جنبهها قابل تامل است.
داستان از دید رویا روایت میشود. در فواصل برخی از سکانسها، بازخوانی او را از رویدادهایی که برایش پیش میآید میشنویم و میبینیم. گنجانیدن راوی به این گونه و در این سطح، نهتنها حاوی جذابیتی دراماتیکی نیست، بلکه به نظر میآید اگر حذف میشد به روانی و انسجام مضمون و ساختار کمک بیشتری هم میکرد.
سریال ریتم کندی دارد. با همه تنوعی که از نظر شخصیتها، وقایع یا کمدی بودن آن در این نمایش میبینیم غالب صحنه و سکانسهایش کشدار و طولانیاند. شاید اصلیترین دلیلش ارائه اطلاعات به شیوه قطرهچکانی باشد یا به عبارتی دیگر توقف بیش از حد روی حوادث گوناگون و خود.
اگر بخواهیم در این باره مثالهایی بیاوریم یکی درباره شخصیت اصلی، رویاست. مکثهای او روی مسائل مختلف ازجمله تصمیم برای ماندن در ایران، ازدواج کردن، پذیرش خواستگار و پاسخگویی به وی و نظایر آنها، طولانی است. در سکانس درگیریهای شکور و دریا یا مزاحمتهای پسر همسایه با وجود تعدد و مداومت تنشها، پیشرفت و تغییر چشمگیری در تعامل و روابط بین آنها دیده نمیشود و به همین گونه است رفتارهای یکنواخت و پرطمانینه عمهجون.
سریالهای خانوادگی یا کمدی، همیشه به مردم آرامش میداد و این وضعیت همچنان ادامه دارد و اتفاقا به همین دلیل است که این گونه آثار، در هر مقطعی مخاطبان انبوهی را با خود همراه میکنند. با آن که میتوان سریالهای خانوادگی یا کمدیهایی را سراغ گرفت که در جرگه سرگرمیهای سبک قرار میگیرند، اما آنها که نمایشگر دردها و مشکلات واقعی مردمند، جاودانگی و فروغ بیشتری دارند.
محمد رضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم